علی‌شیر نوایی

اميرعليشير نوايي (رمضان۸۴۴ ه.ق.، جمادي الثاني ۹۰۶ ه.ق) در هرات متولد شد. او وزير و مشاور و مهر دار سلطان حسين بايقر ، شاعر ذواللسانين، منتقد اجتماعي، مترجم، تذكره نويس، عارف، ،سياستمدار و باني مراكز خيريّه فراوان در خراسان و ماورا ءالنهر و بود. نام او علي شير و نام پدرش الوس يا کجکنه و ملقب به نظام الدّين است. وي از بزرگزادگان خاندان جغتايي بود. او مردي نيکو صفت و دانشمند و شاعر بوده و اشعار بسياري به دو زبان فارسي و ترکي جغتايي دارد، تخلص او در اشعار ترکى نوايي و در اشعار فارسي فاني است.

نوايي به حافظ، سعدي، عطّار، جامي و برخي ديگر از شاعران پارسي عشق ميورزيد، امّا به زبان ترکي جغتايي هم شعر مي گفت. پس از نوايي سرودن شعر به دو زبان ترکي ازبکي و فارسي به يک سنّت ادبي تبديل شد و منطقۀ ماوراءالنّهر محلّ خلق آثار به دو زبان فارسي و تركي جغتايي گشت.

نوايي به منظور تحصيل معارف و کمالات به سمرقند و بسياري از شهرهاي ديگر رفت و در آن ميان گرفتار فقر و فاقه شد. در اين هنگام سلطان حسين ميرزا در هرات به سلطنت نشست و اميرعليشير را از سمرقند فراخواند و منصب مهرداري خود را به وي واگذار کرد و اندکي پس از آن امر صدارت را نيز به او داد. اميرعليشير با وجود اين مشاغل از مطالعات علمي و تأليفات مختلف دست برنداشت و مجلس او مجمع علما و فضلاي آن روزگار بود.

وي پس از مدّتي از امور دولتي کنار کشيد و با عبدالرّحمان جامي مصاحب شد و درويشي را بر همۀ امور ترجيح داد. او در عين دوري از کار ديواني نيز مورد توجّه سلطان حسين بوده و شاهزادگان موظّف به استفاده از مجالس وي بودند. اميرعليشير پيرو فرقه نقشبنديه و از مريدان جامي است. وي مفسر قرآن بود و جارالله زمخشري، مفسّر قرآن را استاد خود ناميده است. وي در صبح روز يکشنبه 11 جمادي الآخر سال ۹۰۶ در شهر هرات درگذشت و در اخلاصيه که خودش ساخته بود، واقع در جوار آرامگاه گوهر شاد بيگم در منطقۀ خيابان هرات به خاک سپرده شد.
.

کمال‌الدین بهزاد

کمال الدینْ بهزادِ هروی در حدود سال ۱۴۵۵ ميلادى در شهر هرات در افغانستان کنونی چشم به جهان گشود. وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا میکند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال ۱۵۰۷ م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول میشود و در سال ۱۴۸۷م کتابدار آن میگردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال ۱۵۱۲م اسمیعل صفوی هرات را تصرف مینماید و درسال ۱۵۲۰ م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود میبرد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال ۱۵۲۴ م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت مینشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد. استاد کمال الدین بهزاد در سال ۱۵۳۵ م در شهر هرات وفات ميکند.

نظر به شهرت بهزاد، طی قرنها کسان بسیاری کارهای او را تقلید کرده و نامش را بر تصویرهای بیشمار گذاشتهاند. از اینرو تمیز دادن تصویرهای اصلی او کار دشواری است . این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانی در لندن (۱۹۳۱) تا حدی به نتیجه رسیدهاست. اساس اطلاعاتی که از کار او در دست است تصویرهایی است که با امضای اصیل او در نسخهای از بوستان سعدی نقش شده و اینک در کتابخانهٔ ملی قاهره نگهداری میشود. شیوهٔ بکار بردن رنگهای گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگها حکایت میکند. از این تصویرها چنین برمیآید که بهزاد بیشتر به رنگهای به اصطلاح سرد تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگهای گرم به ویژه نارنجی تند در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیدهاست. تناسب یک یک اجزای هر تصویر با مجموعهٔ آن تصویر شگفتانگیز است. شاخههای پرشکوفه و نقش کاشیها و فرشهای پرزیور زمینهٔ تصویرها نمودار ذوق تزیینی و ظرافت بیحساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقعبینی اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساختهاست. این واقعبینی به خصوص در تصویرهایی به چشم میخورد که صرفاً جنبهٔ درباری ندارد و نشاندهندهٔ زندگی عادی و مردم معمولی است(شیر دادن مادیانها به کرهها در مزرعه، تنبیه کسی که به حریم دیگری تجاوز کرده، خدمتکارانی که خوراک میآورند، روستائیان در کشتزار و غیره). دیگر اینکه صورت آدمها به صورت عروسکوار و یکنواخت نقاشیهای پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتی نمودار شخصیتی است و حرکت و زندگی در آن دیده میشود. آدمها در حال استراحت نیز شکل و حالاتی طبیعی دارند. بر کارهای دیگری که به بهزاد منسوب است امضای مطمئنی دیده میشود. به این جهت، تنها سبک تصویرها میتواند راهنمایی برای تمیز دادن کارهای اصیل او به شمار آید. در میان تصویرهای بیشماری که در کتابها یا جداگانه به نام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما بهرحال بسیاری از این کارها اگر ازآن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. مهمترین تحول کار هنری بهزاد، توجه به شخصیتهای موجود در نگارههای اوست. بهزاد اولین نگارگر ایرانی است که به نقاشی تکچهره روی آورد. او در آثار خود جایی برای خطاط نمیگذاشت و بدین ترتیب نگارههایی مستقل از کتابت به وجود آورد.

سلطان محمد

نظام‌الدین سلطان محمد تبریزی یا عراقی، نگارگر چیره‌دست عهد صفوی (۱۴۷۷ تا ۱۵۵۵ میلادی) نقاش دربار شاه تهماسب صفوی است. سبک نگارگری سلطان محمد، مکتب تبریز (دورۀ دوم) شناخته می‌شود. آثار وی در میانۀ نخست زندگی هنری، متاثر از شیوۀ هنری ماقبل صفویان در غرب ایران بوده، اما پس از آن، جریان های نوین رایج در دربار صفوی را منعکس می‌کند. برای پارۀ نخست می‌توان از آثارش در شاهنامه تهماسبی (مشهور به هافتون)، و برای پارۀ متاخر، نگاره های وی در دیوان حافظ (۱۵۳۱ تا ۱۵۳۳ میلادی) را برشمرد.

در سال ۹۰۶ قمری، شاه اسماعیل صفوی، تبریز را فتح کرده و بر کارگاه‌های هنری بازمانده از آق قویونلوها استیلا یافت. در این میان سلطان محمد نگارگر نیز به خدمت وی درآمد. در سال ۹۱۶ قمری، شاه اسماعیل هرات را فتح کرده، وارث دستاوردهای باشکوه هنری دربار تیموریان گردید، و فرزند خردسالش تهماسب میرزا را به امارت آن دیار گماشت. روایت است که تهماسب در شش سالگی از محضر سلطان محمد نگارگر در تبریز فنون نقاشی را آموخت. تهماسب زمانی که در ۹۳۰ قمری به تخت نشست، هنرمندانی را از هرات به تبریز منتقل نمود، که از آن میان کمال‌الدین بهزاد شاخص‌ترین آنان است. بهزاد از ۹۲۸ ریاست كتابخانۀ شاهی و كارگاه‌های وابسته به آن را به دستور شاه اسماعیل بر عهده داشت. در تبریز سلطان محمد از محضر استاد بهره برد، و به سال ۹۲۴ قمری، و پس از فوت وی، جانشین‌اش در ریاست کارگاه‌های سلطنتی گردید.

برجسته‌ترین آثار سلطان محمد در شاهنامه تهماسبی، خمسۀ تهماسبی و دیوان حافظ جلوه‌گر است. سرپرستی صد صفحۀ نخست از شاهنامۀ تهماسبی بر عهدۀ وی بوده، و نگاره‌های دربار کیومرث، جشن سده، شکست دیوان به دست تهمورث و كشته شدن ديو سياه به دست هوشنگ از نگاره‌های برجستۀ وی در این شاهنامه است. همچنین وی آثاری در مثنوی جمال و جلال محمد آصفی، کلیات میرعلی‌شیر نوایی، مثنوی گوی و چوگان (خالنامه) عارفی نگارگری کرده‌است

میرمصور

میرمصور ترمذی (بدخشانی) از نگارگران صاحب‌نام مکتب صفوی (مکتب تبریز دوم) در سدهٔ دهم هجری (پانزدهم میلادی) و از شاگردان کمال‌الدین بهزاد است. وی زمانی را در دربار شاه تهماسب یکم به کار نگارگری پرداخت و در آن‌جا همکار سلطان محمد و آقامیرک گردید. میرمصور برخی از تصاویر شاهنامهٔ تهماسبی را کشیده‌است. میرسیدعلی و عبدالصمد و زین‌العابدین (به احتمال زیاد) از شاگردان او بوده‌اند. مهارت اصلی میرمصور مجلس‌آرایی با اشیا و آدم‌های فراوان بوده‌است؛ ولی تصاویر تک‌پیکری نیز می‌کشید.

مير سيد على

مير سيد على (۱۵۱۰ – ۱۵۷۲) ميناتوريست ايرانى بود که به هندوستان مهاجرت کرد. او فرزند مير مصور نقاش بود اما گفته مى شد از پدرش با استعداد تر بوده است. او در گروه نقاشانى که شاهنامه فردوسى و خمسه نظامى را تهيه کردند شرکت داشت و چند مينياتور در اين دو کتاب کار اوست.

آقا میرک

آقا میرک یا میرجلال الدین اصفهانی از نگارگران صاحب‌نام مکتب صفوی یا مکتب تبریز دوم بود. او از جمله شاگردان میر مصور بود و گفته می‌شود شاگرد کمال الدین بهزاد نیز بوده است. او مدتی در دربار صفوی و در دوران شاه تهماسب ریاست کتابخانه و کارگاه هنری را بر عهده داشت. تاثیر کمال الدین بهزاد بر آثار میرک کاملا مشخص است. میرک از جمله نگارگرانی بود که در مصورسازی خمسه تهماسبی و شاهنامه تهماسبی همکاری کرد. وی بعضی از نقاشی‌هایش را روی عاج فیل می‌کشید. آقامیرک شاگردان زیادی تربیت کرد که از جمله آنها استاد ملک محمد قاسم، میرزاعلی، شاه قلی نقاش و محمود حسین طوطی می‌باشد

فرخ بيگ

فرخ بيگ نقاش ايراني در سال۹۵۴ ق به دنيا آمد. او گرجى‏زاده تازه ‏مسلمانى بود كه از گرجستان به ايران آمد. فرخ بيگ يکي از نقاشاني است که از سبک مينياتور ايراني، سبک مينياتور مغولي را ابداع کرد. فرخ بيگ تعليمات اوليه خود را در خراسان فراگرفت و احتمالا به همراه گروهي از هنرمندان در تهيه هفت اورنگ جامي به سفارش ابراهيم ميرزا حاکم مشهد نقش داشته است. وى همراه با برادرش سياوش‏ بيگ تحت حمايت شاه‏ طهماسب قرار گرفت و در دربار سلطنتى جايگاه ويژه اي پيدا كرد و سپس در زمره معتمدين سلطان حمزه ميرزا وليعهد درآمد.

فرخ بيگ در ۹۹۶ ق به هند رفت و چون نقاش چيره دستي بود به دربار اكبر شاه مغول راه يافت. او در زمان جهانگير شاه مغول نيز مورد احترام بود و رياست نقاشخانه سلطنتى را بر عهده داشت. فرخ‏بيگ در كهنسالى نيز نقاشي مي کرد و تا هفتاد سالگى اين کار را ادامه داد.

جزئيات واقع گرايانه اي که در مينياتورهاي فرخ بيگ به چشم مي خورد که ممکن است از آثار گياه شناسان اروپايي نشات گرفته شده باشد. عنصر شبيه‏ سازى در آثار فرخ بيگ قدرتمندانه انجام گرفته است. او در ترسيم چهره هم مهارت ويژه اي داشت. بيشتر آثار او چهره‏سازى و شبيه‏پردازى بوده است. او در ترسيم جانوران، پرندگان و دشت و گل و … چيره دست بود.

به احتمال قوي فرخ بيك در سال ۱۰۲۰ ق (۱۶۱۱ م) فوت كرده است و بطور قطع مي توان گفت كه در سال ۱۰۲۵ ديگر زنده نبوده است.

ميرزاعلى

عبدالصمد شیرازی يا ميرزاعلى ، نگارگر ایرانی و ملقب به شیرین قلم، در حدود سال های ۱۵۱۱ ميلادى در شیراز به دنیا آمد. او و میر سیدعلی به خاطر مقام رفیعشان در هنر و هم به عنوان پایه گذاران مكتب هند و ایرانی از اهمیت ویژه ای برخوردارند و از نگارگران مهم عصر شاه طهماسب به شمار می روند. وی در شیراز آموزش دید و سپس به جمع هنرمندان تبریز پیوست.در سال۱۵۴۴ م، همایون، امپراتور مغول هند، پسر و جانشین بابر كه سلطنت خود را در هند از دست داده و به شاه ایران پناهنده شده بود، از تبریز بازدید كرد و احتمالاً در طی این بازدید بود كه عبدالصمد به دعوت همایون به هند رفت و در آنجا ماندگار شد و به همراه میر سیدعلی، كارگاه ها و كتابخانه سلطنتی هند را به راه انداخت و به این ترتیب مكتب نقاشی گوركانی یا هند و ایرانی شكل گرفت. در آنجا بود كه از همایون، لقب شیرین قلم را دریافت داشت. میر سیدعلی و عبدالصمد هر دو از موقعیت اجتماعی شامخی برخوردار بودند. اكبر او را به سمت استادی ضرابخانه در پایتخت خویش منصوب كرده بود.

از عبدالصمد آثار چندی در دست است كه بعضی دارای رقم وی و برخی منسوب به او هستند. از آن جمله برخی آثار او در كتاب بسیار بزرگ اندازه حمزه نامه با بیش از ۱۴۰۰ تصویر روی پارچه. نقاشی های عبدالصمد كه در آغاز مستقیماً بهره گرفته و برگرفته از سنت های نقاشی ایرانی و مكتب تبریز بود، به مرور به سمت نوعی رئالیسم میل كرده است. آثار متأخر وی از رویكرد واقع گرایانه پرتوانی حكایت دارد.برخی از نگاره های كتاب داراب نامه هندی نیز منسوب به وی است. عبدالصمد اشتراكات فراوانی با میر سیدعلی داشت و همانند او در نمایش جزئیات و نیز در نقاشی حیوانات و به ویژه اسب هنرمند چیره دستی بود.

رضا عباسی

رضا عباسى (درگذشته ۱۶۳۵ م) مشهورترین نقاش زمان شاه عباس صفوی و فرزند مولانا علی اصغر کاشی است. مراوده های سیاسی و بازرگانی با کشورهای اروپا، در زمان شاه عباس، موجب رواج نقاشی های ایتالیایی در بازار اصفهان شده بود. رقابت دربار صفوی با دربار هنرپرور و با شکوه جهانگیر پادشاه گورکانی یا مغولی هند از یک سو و با دربار امپراتوری عثمانی در دیگر سو نیز سبب دیگری برای توجه به هنرمندان در این زمان بود. در این میان آقا رضا نامی سرآمد همه هنرمندان و نقاشان اصفهان گردید. شاه عباس او را به خود منسوب کرد و از آن پس به نام رضا عباسی مشهور شد. رضا عباسی نقاش را نباید با علیرضا عباسی، هنرمند خوشنویس همزمان او که هر دو در دربار دوران سلطنت شاه عباس بزرگ مشغول به کار بودند، اشتباه کرد.

ساختن بناهای متعدد در زمان شاه عباس اول در اصفهان، گونهای تازه از نقاشی را به وجود آورد. پیش از آن در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب، نقاشان بزرگ چون کمال الدین بهزاد به تصویر کردن کتابهای خطی میپرداختند. اما در این دوره نقاشی بر روی دیوارها و کشیدن تصاویر بزرگ برای تزیین بناها مرسوم گردید.

رضا عباسی در فاصله سالهای ۱۶۳۹-۱۶۱۸ پردههای نقاشی بسیار آفرید که در آنها به جای انبوه درباریان، تنها صورت یک یا دو آدمی زیبا نقش میشد. در این تصویرها رنگ آمیزی لباس و صورت و تزئینات و تجملات صحنه درخششی چشم گیر دارد. اما مهارت رضا عباسی، که بیشتر به نقاشی سیاه قلم تمایل داشت، در تصویر طبیعت و حالات روحی و اخلاقی مردم عادی بود.

معین مصور

معین مصور معروف به آقا معین، شهرهٔ زمان و نادرهٔ زمان، از مشهورترین استادان نگارگری قرن ۱۲ قمری، در میانههای دوران صفوی است. وی از شاگردان با استعداد رضا عباسی و از آخرین بازماندگان بزرگ سنت هنری دوران صفوی بوده و گویا همهی عمر خود را در شهر اصفهان گذراندهاست. او در شبیهسازی و چهرهپردازی استادی چیرهدست بود و در ارائهی مجالس بزمی و رزمی و مناظر گوناگون، نقاشی پُرمایه به شمار میآمد.

معین مصور که در اوایل سدهٔ یازدهم هجری قمری به دنیا آمد، در زمان چهار پادشاه صفوی (صفی، عباس دوم، سلیمان و سلطان حسین) میزیستهاست. همچنان که تاریخ تولد وی دقیقن مشخص نیست، تاریخ وفاتاش نیز وضعیت روشنی ندارد. ارنست هنل بر اساس یادداشت معین مصور بر حاشیهٔ تمثال رضا عباسی معتقد است: معین دیرتر از ۱۰۲۶ قمری یا 1617 میلادی متولد نشدهاست. آنتولی ولش معتقد است: معین مصور تا تاریخ ۱۱۰۷ قمری کار میکرده و مینویسد سال بعد از دنیا رفته. ولی از ذکر نام منبع مورد استفاده خودداری نمودهاست. رابینسون در مقالهای راجع به شاهنامهٔ کوچران که بین ۱۱۰۴ تا ۱۱۰۹ ق مصور شده، معتقد است وی تا سال ۱۱۰۹ کار میکرده، زیرا نگارهٔ هجدهم شاهنامهٔ مذکور به وسیلهٔ معین امضا شدهاست.

میرزا بابا

میرزا بابا نقاش نیمه اول سدهٔ سیزدهم هجری در دوره قاجار و از بنیان گذاران شیوهٔ پیکرنگاری در باری و مکتب نقاشی قاجار است. از کسانی بود که باعث رواج فن رنگ روغن در ایران شد. او نخستین نقاش‌باشی دربار قاجار بود. از آثار میرزابابا برمی آید که در بین سال‌های ۱۲۰۰و ۱۲۴۵ق فعالیت هنری داشته‌است. گفته‌اند که میرزا بابا اصفهانی بوده و در استرآباد برای خاندان قاجار کار می‌کرده‌است.

میرزا بابا ابتدا در دربار کریم‌خان زند مشغول نقاشی بود، و پس از جلوس آقامحمدخان به تخت سلطنت، در تهران به کار پرداخت و فنون و شگردهای مختلفی در هنر خود به کار بست. در اواخر عمر نقاش باشیِ دربار فتحعلی شاه شد. او در نقاشی رنگ و روغن و سیاه قلم و تذهیب استاد بود. او در برخی از این نقاشی‌ها از سبکی شبیه سبک محمدصادق استفاده کرده‌است.

میرزا بابا همچنین در رشته گل و بوته و شبیه کشی تبحر داشت و قلمدان‌نگار هم بود.

مهرعلی

مهرعلی برجستهترین نقاش دربار فتحعلیشاه قاجار به شمار میآید. فعالیت هنری او در سالهای ۱۲۴۵- ۱۲۱۰ ه. ق بود. پردههای نقاشی بهجای مانده از این نقاش حاکی از آنند که او بیش از دیگر نقاشان این دوره در نمایش شوکت شاهانه توفیق یافتهاست. او دست کم ده پردهٔ پیکر نگاری از فتحعلی شاه فراهم کرده که بهویژه در یک شمایل تمام قد، فتحعلی شاه را با تاج کیانی و عصای مرقّع و در نهایت ذوق و مهارت نشان میدهد. یکی از قدیمترین آنها به تاریخ ۱۲۱۲ ه.ق است که در کلکته در تالار یادبود ویکتوریا نگهداری میشود و فتحعلی شاه را نشسته بر قالی نشان میدهد. به احتمال زیاد، فتحعلی شاه این تابلو را در سال ۱۲۱۴ه.ق به رسم هدیه برای امیران هند فرستاده است.

صنیع الملک

ابوالحسن غفاری معروف به صنیع الملک (۱۱۹۲ کاشان – ۱۲۴۵ تهران) از نقاشان ایرانی است. وی فرزند میرزا محمد غفاری و از خانواده قاضی عبدالمطلب غفاری کاشانی و عموی محمد غفاری (کمال الملک) میباشد.

پس از فراگرفتن فن نقاشی در ایران، در اواسط سلطنت محمد شاه قاجار و در سال ۱۲۱۸، به تشویق و مساعدت حسین علی خان نظام الدوله مشیرالملک به ایتالیا سفر کرد و چند سال در موزه های فلورانس و رم مشغول نقاشی بود. وی پس از درگذشت استاد محمدابراهیم نقاش باشی در سال اول ۱۲۲۹ نقاش باشی لقب گرفت. وی بزرگترین نقاش دوره قاجاریه است که در محافل آن زمان، او را رافایل ایران نام نهاده بودند. یکی از آثار وی از روی یکی از تابلوهای رافایل کشیده شده است. این تابلو متعلق به میرزا علی اصغر خان اتابک امین السلطان صدراعظم بود که در تالار پارک وی نصب گردیده بود. در جنگی که بین دولتیان و ستارخان درگرفت، تابلوی مزبور مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سوراخ شد؛ ولی تابلو توسط میرزا علیاکبر کاشانی (مزینالدوله) تعمیر شد و تا این اواخر در مدرسه کمال الملک به دیوار آویخته بود. نام این تابلوی رافایل، مادونای فرلینیو است. چگونگی انتقال آن به واتیکان معلوم نیست.

کمال‌الملک

محمد غفاری معروف به کمالالمُلک نقاش ایرانی (۱۲۲۴ کاشان– ۱۳۱۹ نیشابور) یکی از مشهورترین و پر نفوذترین شخصیتهای تاریخ هنر معاصر ایران به شمار میآید. او برادرزاده صنیعالملک است. وی در یکی از خانوادههای هنرمند و سرشناس در کاشان چشم به جهان گشود. غفاری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در کاشان به همراه برادر بزرگترش به تهران آمد و در دارالفنون در رشتهٔ نقاشی ادامه تحصیل داد. پس از گذشت سه سال تحصیل وی در دارالفنون، هنگامی که ناصر الدین شاه از این مدرسه بازدید میکرد، کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند.

با حضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص به وی اهدا شد و پس از چندی ناصرالدین شاه، تحت تاثیر آثار او قرار گرفت و سبب گردید تا ناصرالدین شاه خود به شاگردی وی در آید و او را در ابتدا به لقب نقاشباشی و سپس به لقب کمال الملک منصوب کند. در مدت حضور وی در دربار، او ۱۷۰ تابلو کشید که معروفترین آنها تالار آینه میباشد و اولین تابلوییست که آن راکمالالملکامضا کردهاست.

ابوالحسن صدیقی

ابوالحسن صدیقی (۱۲۷۳ – ۱۳۷۴) نقاش و مجسمه ساز برجستهٔ ایرانی و از شاگردان کمال الملک بود. تندیس فردوسی در میدان فردوسی، تندیس خیام در پارک لاله تهران، تندیس نادرشاه افشار در آرامگاه نادرشاه در مشهد و طرح چهره ابوعلی سینا از کارهای برجستهٔ وی هستند. او در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا باقرخان صدیق الدوله از اهالی نور مازندران بود، اما سالها پیش از زاده شدن ابوالحسن به تهران آمده بودند و ساکن عودلاجان شده بودند که آن زمان از کویهای اعیان نشین پایتخت بود. ابوالحسن در هفت سالگی به مدرسهٔ اقدسیه رفت. پس از پایان آموزش ابتدایی، برای ادامه تحصیل به مدرسهٔ آلیانس رفت و در آنجا بدون اینکه استادی داشته باشد آغاز به نقاشی کرد. هرچند خانواده اشرافی او آرزوهای دیگری برایش میپروراند و پدرش گرایش نداشت که فرزندش به نقاشی روی آورد، اما علاقهٔ بیش از اندازه ابوالحسن به نقاشی و طراحی او را بر آن داشت تا درس را در سال پایانی مدرسه رها کند و همراه دوستش علی محمد حیدریان نزد کمال الملک غفاری برود و بر سر کلاس درس او در مدرسهٔ صنایع مستظرفه حاضر شود. پس از سه سال تحصیل در سال ۱۲۹۹ با درجهٔ ممتاز دیپلم گرفت و در همان مدرسه به عنوان آموزگار به آموزش هنرجویان پرداخت. شاگرد برجستهٔ او علی اکبر صنعتی در مورد این دوران مینویسد: «… در کار هنرآفرینی آنچنان خوش میدرخشد که به روایت مرحوم اسماعیل خان آشتیانی، آقا کمال الملک اغلب از سر طنز و تشویق شاگرد، او را آمیرزا ابولحسن خان رقیب صدا میکرد

حسین بهزاد

حسین بهزاد (۱۲۷۳ – ۲۱ مهر ۱۳۴۷) نقاش معروف ایرانی بود. جدش میرزا لطف‌الله، از اهالی شیراز بود. اما پدر بهزاد میرزا فضل‌الله در اصفهان به دنیا آمد و در شیراز و اصفهان قلمدان‌سازی را یاد گرفت. او شش هفت ساله بود که پدرش درگذشت.

در سال ۱۳۱۴ (ه ش) موسیو رابینو باستان شناس فرانسوی بهزاد را با خود به فرانسه می‌برد تا در آنجا برایش کار کند. در این زمان بهزاد به موزه لوور هم می‌رفت و روی آثار قدیمی مینیاتور ایرانی مطالعه می‌کرد. سرانجام بعد از چند سال به ایران برگشت. در ایران برای این و آن کار می‌کرد. جنگ جهانی دوم شروع شده بود و متفقین در تهران بودند و کارهای بهزاد را خوب می خریدند.

از این زمان به بعد بهزاد دیگر کم‌کم کارهای تجاری را کنار گذاشت و به خلق کارهای هنری که خود دوست می‌داشت پرداخت. تابلوهای فردوسی، فتح بابل، ایوان مداین، شب قدر حافظ و نفت یادگارهای این دوره از عمر او هستند.

حسین قوللر آغاسی

حسین قوللر آغاسی یکی از بنیانگذاران شیوه مردمی در نقاشی ایرانی معروف به نقاشی قهوه خانهای بود. او در نقش پردازی حماسه سازان ملی و مذهبی و رمز قهرمان سازی با رنگ روغن، و بهره گیری از واقعیات و انباشته های ذهن و خیال چیرگی و مهارت برجسته ای نشان داده است. از پرداختن به طبیعت و طبیعت سازی پرهیز میکرد و میان سبک و شیوه کار خود و نقاشان طبیعت ساز فرق عمده ای میگذاشت.

حسین فرزند علی رضا قوللر آغاسی بود. علی رضا یکی از هنرمندان و استادان نقش پرداز بر روی کاشی و قلمدان به شمار میرفت. حسین فن و هنر نقش اندازی روی کاشی و روغن کاری بر دیوار را از نه سالگی نزد پدر آموخت. در آن زمان استاد علی رضا یک کارگاه کاشی پزی داشت. پس از مرگ پدر چندی کارگاه او را میگرداند. محمد مدبر، دوست و همشاگردیش در کارگاه پدر، او را در این دوره کوتاه در نقش اندازی روی کاشی و گرداندن کارگاه یاری میداد. پس از چندی کارگاه و کار کاشیگری را رها کرد و به نقاشی ساختمان پرداخت.

حسین قوللر آغاسی، نخستین کار نقاشی از داستان های شاهنامه و واقعه کربلا را به سفارش مشهدی صفر اسکندریان، قهوه چی قهوه خانه معروف به مشت صفر در میدان سید اسماعیل، بالای آب انبار سید اسماعیل آغاز کرد. هفته ها، شبانه روز در این قهوه خانه میماند و داستان هایی را که از زبان شاهنامه خوان و نقال قهوهخانه میشنید، بر روی پرده و بوم میآورد.

ابوالحسن اعتصامی

ابوالحسن اعتصامی (زاده ۱۲۸۲ – درگذشته ۱۳۵۷) نقاش، معمار، خطاط، و نویسندۀ ایرانی بود. پدرش، ابراهیم اعتصام الملک، رئیس کل دارائی استان آذربایجان؛ و برادرش، یوسف اعتصامی، مؤسس و مدیر مجله بهار و پدر پروین اعتصامی بود. ابوالحسن اعتصامی در تهران، در مدرسۀ اقدسیه، مدرسۀ آمریکائی، و مدرسۀ کمال الملک تحصیل کرد؛ سپس دو سال به اصفهان رفت تا فنون معماری و کاشی‌سازی را بیاموزد.

به درخواست رئیس هنرهای زیبای کشور، مجموعه‌ای از کارهای معماری و تزیینی ابوالحسن اعتصامی به نمایشگاه بین‌المللی بروکسل ۱۳۳۷ فرستاده شد. با این مجموعه، که عبارت از چندین ماکت و نمایانگر ذوق و مهارت طراح و سازندۀ آنهاست، ابوالحسن اعتصامی مدال طلای کارهای انفرادی را اخذ کرد. این مجموعه بعدها توسط موزه ملی ایران خریده، و به کلکسیون دائمی هنرهای اسلامی اضافه شد. از آثار دیگر ابوالحسن اعتصامی، در زمینۀ نقاشی، تابلوهای خرابه در دولت آباد، خانه روستائی در نیاوران، و شفاعت پاستور از ناپلئون است. از نوشته‌های او دو داستان ناجنس محیل الدوله و مردی که تنها مانده بود، و دو نمایش نامهٔ حاجی صحاف‌باشی و آخرین شب دنیا است.

محمد مدبر

محمد مدبر(درگذشته زمستان ۱۳۴۶) دومین بنیانگذار مکتب نقاشی به شیوه قهوهخانهای در ایران بهشمار می رود. تصویرسازیهای وی بیشتر در زمینه رخدادهای کربلا و حماسههای مذهبی هستند. او کار نقاشی را به تشویق نگارگر همکارش حسین قوللر آغاسی پی گرفت. از مدبر تابلوهای فراوانی باز ماندهاست. از جمله آثار خوب او میتوان به مصیبت کربلا، گودال قتلگاه، دارالانتقام مختار، عزیمت حضرت مسلم به کوفه وکشته شدن سیاوش اشاره کرد.

محمد مدبر ده- دوازده ساله بود که به شاگردی نزد استاد علی رضا قوللر رفت. در کارگاه کاشی سازی استاد علی رضا با پسر او، حسین، آشنا شد. هر دو در این کارگاه به آموختن راز و رمز نقاشی و رنگ آمیزی روی کاشی پرداختند و با یکدیگر در هنر نقش پردازی رقابت می کردند. کار نقاشی روی بوم و پرده را به تشویق و سفارش حسین قوللر آغاز کرد. در قهوه خانه های سر پل دربند، قهوه خانه مش صفر در میدان سید اسماعیل و قهوه خانه عباس تکیه، به سفارش قهوه چیان تابلو و پرده می کشید و از این راه زندگی را می گذراند.

هوشنگ پزشک‌نیا

هوشنگ پزشک‌نیا (زاده ۱۲۹۶، تهران – درگذشته ۱۳۵۱، تهران) از نقاشان نسل اول مدرنیسم ایران است. هوشنگ پزشک‌نیا، نقاش تصویرهای تنهایی، فراموشی و پریشانی و طراحی جسور بود که با خط‌ های شکسته، سریع و زاویه‌دار با رنگ ‌های تیره در دهه چهل توانست چند نمایشگاه موفق در پاریس و لندن برپا کند.

هوشنگ پزشک‌نیا در سال ۱۲۹۶ در تهران به دنیا آمد. خانواده‌اش او را برای تحصیلات به مدرسه نظام فرستادند. در سال ۱۳۱۶ توانست مدرک تحصیلی خود را در رشته تاریخ و جغرافیا از دانشسرای عالی دریافت کند. او در سال ۱۳۲۱ به استانبول رفت و در «هنرکده استانبول» ثبت نام کرد و زیر نظر پروفسور لئوپلدلوی تحصیلات خود را در رشته نقاشی آغاز کرد. هوشنگ پزشک‌نیا در سال ۱۳۲۵ به ایران بازگشت و به استخدام شرکت نفت درآمد و همزمان با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز، رابطه دوستانه‌ای پیدا کرد. زندگی‌نامه او به قلم ابراهیم گلستان از بهترین نمونه‌های تذکره‌نویسی مدرن ایران محسوب می‌شود که در کتاب گفته‌ها به چاپ رسیده است.

هوشنگ پزشک‌نیا از جمله نقاشانی است که نمایشگاه نقاشی خود را در سال ۱۳۳۷ در گالری آپادانا، اولین مرکز هنرهای تجسمی برگزار کرد. آپادانا پاتوق هنرمندانی چون حسین کاظمی، محمود جوادی‌پور، احمد اسفندیاری، مهدی ویشکایی و دیگر هنرمندان جوانی بود که سعی داشتند هنر نو را آمیخته با هویت ایرانی به مردم معرفی کنند. او در دهه چهل چندین نمایشگاه موفق در پاریس و لندن برپا کرد. سال‌های پایانی عمر او در پریشانی سپری شد و در نهایت در سال ۱۳۵۱ در خیابان دروس شمیران چشم از جهان فروبست و در بهشت زهرای تهران قطعه۷، ردیف ۳۰، شماره ۵ به خاک سپرده شد.

محمود جوادی‌پور

محمود جوادی‌پور نقاش، گرافیست (۱۳ شهریور ۱۲۹۹–۵ آذر ۱۳۹۱) از پیشگامان هنرنوگرای ایران بود، او در تهران متولد شد و در سن ۹۲ سالگی درگذشت. وی در رشته‌های گرافیک، نقاشی، تصویرسازی و چاپ دستی فعالیت داشت و در دانشگاه تهران و هنرستان هنرهای زیبا هم تدریس می‌کرد.

محمود جوادی‌پور در سال ۱۳۱۲ گواهینامه ششم هنرستان صنعتی ایران و آلمان در تهران در رشته آهنگری و ماشین سازی دریافت کرد. در سال ۱۳۲۲ جوادی‌پور به عنوان نقاش چاپخانه در بانک ملی ایران به صورت نیمه وقت استخدام شد و با مطالعه و تلاش، شیوه چاپ رنگی عکاسی را آزمود و موفق شد اولین کار چاپ رنگی را در همان سال انجام دهد. وی نمایشگاه‌های متعددی با حسین کاظمی، احمد اسفندیاری، مهدی ویشکایی و هوشنگ آجودانی برگزار کرد.از جوادی پور به عنوان یکی از نخستین پایه‌گذاران جنبش نقاشی نوگرای ایران تجلیل شده‌است. آثار این هنرمند در برخی موزه‌های ایران و آمریکا نگهداری می‌شوند.

محمود جوادی‌پور یکشنبه پنجم آذرماه ۱۳۹۱ در آلمان در گذشت. پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

جلیل ضیاءپور

جلیل ضیاپور (۵ اردیبهشت ۱۲۹۹–۳۰ آذر ۱۳۷۸) نقاش، استاد دانشگاه، پژوهشگر و مؤلف ایرانی بود که از او به عنوان «پدر نقاشی مدرن ایران» یاد می‌شود. او جدا از آن که نقاشی پیشرو و پرچمدار نهضت نوگرایی بوده‌است، فعالیت‌های پژوهشی گسترده‌ای را نیز در زمینه مردم‌شناسی، بررسی و شناخت زبان، فرهنگ عامه، پوشاک و نقش‌های زینتی مناطق گوناگون ایران داشته‌است که نتایج آنها به عنوان کتاب مرجع این رشته از علوم هم اینک در دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. ضیاءپور در طول فعالیت هنری و فرهنگی خود، به ایراد بیش از ۸۵ سخنرانی، ارائه بیش از ۷۰ مقاله فرهنگی و هنری، تألیف ۲۸ جلد کتاب در زمینه‌های پوشاک ایرانیان، هنر، تاریخ و همچنین خلق نزدیک به ۴۰ اثر نقاشی و دو مجسمه پرداخته‌است. او از پایه‌گذاران انجمن هنری خروس جنگی بود.

جلیل ضیاءپور، در سال ۱۲۹۹ در بندر انزلی زاده شد. از علایق دوران کودکی‌اش، مجسمه‌سازی با گل مرداب انزلی و شنیدن موسیقی بود. او تحصیلات هنری خود را از نوجوانی آغاز کرد، پس از به پایان رساندن مقدمات تحصیل، در سال ۱۳۱۷ به تهران آمد و برای آهنگ‌سازی، به هنرستان موسیقی که در آن وقت ریاست آن با آقای «مین‌باشیان» بود وارد شد و پس از به پی‌گیری تحصیلات و آشنایی کامل با هنرهای سنتی در مدرسه صنایع مستظرفه قدیمه پرداخت. در سال ۱۳۲۰ وارد دانشکده هنرهای زیبا شد، اولین دوره هنرکده (۱۳۲۴ – ۱۳۲۰) سه دانش‌آموخته در رشته نقاشی معرفی کرد که ضیاءپور با احراز مقام اول و دریافت مدال درجه یک فرهنگی از طرف دانشکده با بورس اهدائی دولت فرانسه رهسپار آن کشور شد و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس در رشته هنرهای تجسمی به ادامهٔ تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۲۷ پس از اولین بازگشت او به ایران، نقاشان آکادمی از جمله: جواد حمیدی، حسین کاظمی و… گرد هم می‌آیند و فعالیت جدی نقاشی معاصر ایران شکل می‌گیرد. در سال ۱۳۲۸، ضیاءپور با هم‌فکرانش به پایه‌گذاری انجمن هنری «خروس جنگی» که مجمعی پیشرو در زمینه طرح عرصه‌های هنر نو خاصه ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی بود و نیز چاپ مجله‌ای با همین نام اقدام کرد و در همین سال نظریه‌اش را در مورد هنر تجسمی (نقاشی) به نام «لغو نظریه‌های مکاتب گذشته و معاصر – از پریمیتیو تا سوررئالیسم-» عرضه نمود. وی در طول فعالیت هنری خود به عنوان نقاش، همواره به عنوان سردمدار نوگرایی و اشاعه‌دهندهٔ هنر مدرن مطرح بوده و آغازکنندهٔ نقد هنری در ایران است.

عبدالله عامری

عبدالله عامری متولد سال ۱۳۰۱ در سال ۱۳۱۹ از هنرستان کمال الملک دیپلم نقاشی گرفت و بعد از آن به هنرکده هنرهای زیبا و دانشکده هنرهای زیبا رفت. عامری در کنار جلیل ضیاپور، لیلی تقی پور، جواد حمیدی، شکوه ریاضی و احمد اسفندیاری جزو نخستین افرادی بود که در نیمه دوم دهه ۲۰ به عنوان اولین فارغ لتحصیلان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، شیوه جدیدی در نگرش، مقابل نقاشی معمول آن سال ها را به وجود آوردند.

صادق بریرانی

صادق بریرانی در سال ۱۹۲۳ م برابر با (۱۳۰۲ خورشیدی) در بندر انزلی زاده شد. در ۱۶ سالگی نقاشی را از درویشی به نام «زرینکلک» آموخت که از شاگردان کمال الملک بود. در ۱۳۲۶ برای تحصیل در رشتهٔ نقاشی وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. سپس به آمریکا رفت و در دانشگاه ایندیانا تحصیل کرد. بریرانی از سال ۱۳۶۰ در دانشگاه های تهران گرافیک تدریس کرده است. او داور دوسالانهٔ گرافیک برنو، چکسلواکی در ۱۳۵۵ و دوسالانهٔ طراحی گرافیک تهران در ۱۳۷۱ بوده است و در نمایشگاه ها و دوسالانه های بسیاری شرکت کرده است. با وجود اینکه در دوران تحصیل، تأثیر زیادی از هنر اروپا و آمریکا گرفت، ولی به بیان هنری ایرانی خود وفادار ماند. آثار وی در عین حال که از هنر خوشنویسی قدیمی ایرانی ریشه میگیرند، به گونه ای از نقاشی معاصر، که «نقاشی حرکتی» نامیده میشود نیز تمایل دارند. او شیوهای در خوشنویسی دارد که خاص خود اوست و برمبنای حرکت آزاد قلم مو و برهم ریختن کامل تناسبات و ساختارشکنی برای دستیابی به الفبایی جدید است. بریرانی معتقد است که فرم ظاهری کلمات تداعی کنندهٔ معنا و مفهوم هستند و پلی بین درون مفاهیم با دنیای خارج اند. تلفیق نقاشی، گرافیک و شعر مشخصهٔ عمدهٔ کارهای اوست. وی به اصل بیان خودانگیخته و نشانگذاری های اتوماتیک هنری نزدیک میشود که روش سوررئالیست هاست، ولی نگرش او اصالتی شرقی دارد و مبتنی بر تعمق و نظاره است که از فلسفهٔ شرق نشأت میگیرد.

احمد اسفندیاری

احمد اسفندیاری (زاده ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ در تهران) از پیشگامان نقاشی مدرن ایران بود. احمد اسفندیاری در تهران به دنیا آمد. پدر و مادرش کرمانی اما از تباری مازندرانی و خویشاوند نیما یوشیج (علی اسفندیاری) بودند. پدر و مادر وی هر دو هنرمند بودند؛ پدرش خط خوش و صدای خوش داشت، و مادرش ویولن می‌نواخت و از شاگران ابوالحسن صبا بود. احمد نقاشی را ابتدا نزد یکی از شاگران کمال الملک فرا گرفت و پس از آن در سال ۱۳۲۴ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و نهایتاً با مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شد.

اسفندیاری علاقهٔ خاصی به نقاشی از طبیعت دارد. در سبک اسفندیاری، رنگ‌های سرد به ویژه رنگ آبی بسیار به کار می‌رود، چنان‌که از او به «نقاش آبی‌ها» یاد شده‌است. او از خطوط برای دورگیری یا نمایش اشیا استفاده می‌کند و از قدرت‌نمایی تکنیکی پرهیز می‌کند. اسفندیاری از معدود هنرمندان ایرانی است که نامش در فرهنگ لاروس آمده‌است

حسين کاظمى

حسین کاظمی(زاده ۲۶ اکتبر ۱۹۲۴ در تهران – درگذشته ۱۹۹۶ در پاریس) نقاش ب نوگرای هنر معاصر ایران است. حسین کاظمی به عنوان یکی از مدرنترین و تأثیرگذارترین پیشگامان نقاشی معاصر ایران شناخته شده است. او که سالیان سال دلبسته نقاشی آبستره بود در سالهای آخر عمرش اعتقاد داشت نقاشی انتزاعی جوابگوی ذهن و ذوق ایرانی نیست و نقاشی ایرانی بهتر است روالی غیر انتزاعی پیش بگیرد.

آثار اولیه کاظمی نمایشگر واقع گرایی به اسلوب امپرسیونیستی بود که به تدریج رو به انتزاع کامل آورد و در نهایت «موفق شد نوعی هماهنگی متعادل میان سکون شکل‌های راست گوشه و پویایی خطوط خوشنویسانه برقرار سازد مضمون تقابل و وحدت عناصر متضاد در نقاشی‌های نیمه انتزاعی متأخرش – با عناصری همچون سنگ و گیاه – بیان آشکارتری یافت. این هنرمند آثار بسیار بدیع آفریده است. او برنده مدال طلای اولین و دومین دوسالانه تهران بوده است.

کاظمی در مورد آثارش و تضاد نهفته در آنها گفته است؛ آنچه همیشه فکر مرا به خود مشغول داشته، مسئله تضاد است. تضاد به عنوان یک اصل جهانی، یعنی رویارویی نیروهای دوگانه در همه پدیده‌های کیهان. قصد من در نقاشی همیشه آگاهانه یا نا آگاهانه متجلی کردن این تضاد بوده است، حتی در پرتره. در ابتدا و پس از آن گهگاه در پاریس نقاشی انتزاعی کرده‌ام ولی پس از مدتی متوجه شدم که این سبک خواسته‌های درونم را ارضا نمی‌کند. ابتدا فکر می‌کردم نقاشی آبستره بهتر می‌تواند نظر مرا در مورد تضاد متجلی کند ولی با گذشت سالیان فکرم تغییر کرد و به سبک فیگوراتیو بازگشتم.

عباس بلوکی فر

عباس بلوکی فر (1303 ـ 1388) نقاش قهوه‌خانه‌ای ایرانی و از صاحب‌نظران این هنر بود. وی از نوجوانی به نقاشی قهوه‌خانه‌ای روی آورد و آنرا به کمال رساند. وی تابلوهایش را با اشعاری از خود زینت می‌داد و به سبب قدرت قلم و توانایی به کارگیری رنگ در پرده‌هایش مورد تحسین بود. او در خانواده ای سنتی و فقیر چشم به جهان گشود. فرصت تحصیل نیافت چرا که از 7 سالگی مجبور شد برای امرار معاش خانواده اش کار کند . به عنوان شاگرد یک نقاش ساختمان، نقاشی زیرشیروانی و ساختمانی را به عهده گرفت و با رنگ قلم مو آشنا شد و همزمان به مکتب رفت .اما تنها به نقاشی ساختمان بسنده نکرد و به کار تزئینات داخلی ساختمان نیز پرداخت. یک تصادف باعث شد که در 9 سالگی با نقاش معروف و پیش کسوت نقاشی مکتب قهوه خانه ، حسین قوللر آغاسی آشنا شود. خودش میگوید که قوللر، گمشده اش را یافت. به مکتب هم که میرفت به نقشهای کتاب توجه داشت و از روی عکسها و نقش ها نسخه برمیداشت و نقاشی میکشید .

بهجت صدر

بهجت صدر محلاتی (۱۳۰۳۱۳۸۸) زاده اراک بود. او در سال ۱۳۳۳ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پایان نامه هنری دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۴ بورسی برای هنرآموزی در ایتالیا گرفت. در سال ۱۳۳۵ برنده جایزه سیمین همترازی شهر سنویتو شد و یک پرده او به همراه چند کار از نگارگران جوان ایران در دوسالانه ونیز پذیرفته شد.

در سال ۱۳۳۶ نخستین نمایشگاه انفرادی او در نگارخانه پینچو در رم برگزار شد و در سال ۱۳۴۱ نیز در سومین دوسالانه تهران، جایزه نخست را میگیرد و نگارههایش به دوسالانه سی و یکم ونیز، فرستاده میشود.

بهجت هشیارانه در پردههای تازهاش رنگهای سرد و مات را با بازی سایه روشنها به هماهنگی و با مواد گوناگونی همچون چوب، فلز، رنگ روغن و اکرلیک و دیگر ماتهها به کار میبرد. کارهای آبستره وی یادآور پردیسها و باغهای پارسی ست.

منیر شاهرودی فرمانفرمائیان

منیر شاهرودی فرمانفرمائیان (زادهٔ ۱۳۰۱ خورشیدی) نقاش و جمع‌آوری کنندهٔ هنر مردمی ساکن تهران است. فرمانفرمائیان در شهر قزوین زاده شد. منیر در دانشکده هنرهای زیبای تهران (۱۹۴۴–۱۹۴۶) تحصیل کرد.  در سال ۱۳۲۴ عازم ایالات متحده شد و به مدت سه سال در مدرسه طراحی پارسونز در رشته تصویرسازی مُد (۱۹۴۶–۱۹۴۹) و دانشگاه کورنل (۱۹۴۸–۱۹۵۱) به تحصیل پرداخت. در اواسط دهه ۱۳۳۰ به‌عنوان تصویرگر مُد برای نشریاتی چون تاون، کانتری، و گلامور طرح لباس می‌کشید و به‌عنوان گرافیست تجاری و طراح مُد برای فروشگاه‌های بزرگ کار می‌کرد. در همین زمان بود که اندی وارهول را ملاقات کرد. این دوستی ادامه یافت و بعدها، وارهول یکی از تابلوهای سیلک اسکرین مجموعه مرلین مونرو را به منیر هدیه کرد. منیر فرمانفرمائیان پس از جدایی از منوچهر یکتایی نقاش و شاعر معاصر، با ابوالبشر فرمانفرمائیان، دانشجوی حقوق دانشگاه کلمبیا ازدواج کرد و نام خانوادگی او را به‌عنوان نام هنری خود برگزید.

بعد از غیبتی ۱۳ ساله، در ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) به ایران بازگشت. در دو دهه بعد، سفرهای متعددی به مناطق مختلف ایران کرد و در همین سفرها با فرهنگ و هنر بومی و سنتی ایران آشنا شد. این سفرها همچنین سبب شد او مجموعه‌ای شامل بیش از ۶۰ نقاشی قهوه‌خانه‌ای، بیش از هزاران قطعه نقاشی پشت شیشه، انبوهی از جواهرات نقره‌ای ترکمن‌ها، تعدادی در، قاب‌های پنجره و پانل‌های دیواری نقاشی‌شده گردآوری کند. پس از انقلاب خانه و بسیاری از آثارش مصادره شد، ناگزیر بار دیگر راهی نیویورک شد و بار دیگر کارش را آنجا از سر گرفت. در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴) با بازگشت دوباره به ایران استودیوی خویش را گشود و بر روی آثاری که در دهه ۷۰ ارائه داده بود، متمرکز شد. منیر فرمانفرمائیان تنها هنرمندی است که در ۴۰ سال اخیر از ترکیب آینه‌کاری، اشکال هندسی اسلامی، نقش‌مایه‌ها و نقاشی پشت شیشه استفاده کرده تا آثار مدرن خود را خلق کند. سبک متمایز او، که در اواخر دهه ۴۰ و دهه ۵۰ شکل گرفت، از پیوندهای قوی و عمیق با کشورش و کارآموزی در نیویورک پدید آمده است. در سال ۲۰۱۵، فرمانفرمائیان نخستین هنرمند ایرانی شد که آثارش در یک نمایشگاه انفرادی در موزه گوگنهایم به نمایش درآمد.

محسن وزیری‌مقدم

محسن وزیری مقدم (زاده ۱۳۰۳) طراح، نقاش، مجسمه‌ساز و استاد هنر معاصر ایرانی است. وی از نخستین دانش‌آموختگان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به شمار می‌رود. وی در سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۵ ریاست دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده داشت.

وزیری‌مقدم در ۵ خردادماه سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. او در سال ۱۳۲۲ در امتحان ورودی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. از اولین استادان وی علی‌محمد حیدریان و مادام امین‌فر بودند. وزیری‌مقدم در سال ۱۳۲۷ به عنوان اولین دانش‌آموختگان دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد. در مردادماه سال ۱۳۳۴ راهی ایتالیا شد و تا ۱۳۴۲ در رم به فعالیت هنری پرداخت. سال ۱۳۳۷ دانشنامهٔ آکادمی هنرهای زیبای رم را دریافت داشت. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را دربارهٔ موندریان و تأثیر او در هنر قرن بیستم به رشتهٔ تحریر درآورد.

زندگی‌نامه او به همراه مرور و تحلیلی بر مجموعه‌ای از آثارش در کتاب: پ‍ی‍ش‍گ‍ام‍ان ه‍ن‍ر ن‍وگ‍رای ای‍ران: محسن وزیری مقدم، ب‍ه ک‍وش‍ش رویین پاکباز و یعقوب امدادیان ب‍ا ه‍م‍ک‍اری ت‍وک‍ا م‍ل‍ک‍ی توسط موزه هنرهای معاصر تهران و مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی منتشر شده است.

مارکو گریگوریان

مارکو گریگوریان، معروف به مارک گریگوری (زاده ۵ دسامبر ۱۹۲۵ در کروپتکین، کراسنودار – درگذشته ۲۷ اوت ۲۰۰۷ در ایروان)، نقاش، بازیگر و هنرشناس ارمنی ایرانی میباشد. مارکو فرزند یک خانوادهٔ ارمنی بود که در نسل‌کشی ارمنی‌ها از وان به قارص و سپس به روسیه مهاجرت کرده بودند. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی خانوادهٔ وی به ايران مهاجرت کرد. مارکو دیپلم خود را در «مدرسهٔ کانانیان» در محله جلفا اصفهان گرفت. در سال ۱۳۱۹ مارکو وارد کالج آمریکایی تهران شد. آموختن نقاشی را در سال ۱۳۲۷ خورشیدی در «مدرسهٔ کمال‌الملک» آغاز کرد. دو سال بعد مارکو به ایتالیا رفت و در «آکادمی هنرهای زیبای رم» ثبت نام کرد و تحت آموزش پروفسور روبرتو ملی قرار گرفت. مارکو در سال ۱۳۳۳ خورشیدی به ایران بازگشت و از آن پس نقش مهمی در صحنهٔ هنر مدرن در ایران داشت. او گالری استتیک را در تهران تأسیس کرد که مرکز تجمع مدرنیست‌های جوان محسوب می‌شد و کانونی بود برای نقاشانی که شیوهٔ بیان آزاد را اتخاذ کرده بودند. وی کلاس‌هایی را نیز در این گالری برگزار می‌کرد و به آموزش هنرمندان جوان می‌پرداخت. از شاگردان او در این سال‌ها حسین زنده‌رودی و فرامرز پیلارام بودند. از مهم‌ترین فعالیت‌های مارکو گریگوریان تحقیق در مورد هنرهای سنتی ایران، گردآوری تابلوهای نقاشی قهوه‌خانه‌ای و حمایت از نقاشان بازماندهٔ این شیوه بود. گریگوریان مقالاتی در مورد این هنرمندان و شیوهٔ نقاشی آنها نوشت و نمونه‌هایی از کارهایشان را در نشریات چاپ کرد. او به ویژه توجه خاصی به بانیان این مکتب، از جمله حسین قوللر آقاسی، نقاش و راوی داستان‌های حماسی، و محمد مدبر، نقاش پرده‌های مذهبی، نشان داد. مارکو گریگوریان در بی‌ینال ونیز نمایندهٔ غرفهٔ ایران بود و همچنین در سال ۱۳۳۷ خورشیدی به عنوان عضو هیئت داوران در آن مشارکت داشت. در سال ۱۳۳۷ خورشیدی به ایران بازگشت و به‌عنوان سرپرست گروه گرافیک در ادارهٔ کل هنرهای زیبا مشغول به کار شد. در همان سال اولین «بی‌ینال تهران» را تحت نظارت ادارهٔ کل هنرهای زیبا برگزار کرد و با معرفی و نمایش آثار نقاشان نوگرای ایران، نقش مهمی در تداوم روند نقاشی مدرن ایران ایفا کرد.

مارکو گریگوریان در سال ۱۳۴۱ خورشیدی به ایالات متحده آمریکا رفت و به ادامهٔ فعالیت‌های تجربی خود پرداخت و آثار خود را در چندین نمایشگاه به نمایش گذاشت. در همین دوره به تدریس در دانشگاه و برگزاری کنفرانس در مورد هنرهای سنتی ایران پراخت. گریگوریان در سال ۱۳۴۹ خورشیدی از سوی دانشکدهٔ هنرهای زیبا برای تدریس دعوت شد و به ایران بازگشت. در آبان ماه سال ۱۳۵۳ خورشیدی گروه نقاشان آزاد را همراه با فرامرز پیلارام، عبدالرضا دریابیگی، مسعود عربشاهی، سیراک ملکونیان، مرتضی ممیز و غلامحسین نامی بنیان گذاشت. گریگوریان پس از سال ۱۳۵۷ خورشیدی ایران را ترک کرد و کار هنری خود را در آمریکا پی گرفت. در سال ۱۹۹۰ میلادی به ارمنستان رفت و مجموعهای از آثار کاهگلی خود را در ایروان به نمایش گذاشت. در سالهای بعد مجموعهٔ کمنظیر خود را به ایروان منتقل کرد و آن را به نام «مجموعهٔ مارکو و سابرینا گریگوریان» در موزهای به نام موزهٔ خاورمیانه، که خود آن را تأسیس کرده بود، جای داد و این آثار را به مردم ارمنستان اهدا کرد. مارکو گریگوریان در روز ۲۷ اوت ۲۰۰۷ میلادی برابر ۵ شهریور ۱۳۸۶ خورشیدی در سن ۸۲ سالگی در شهر ایروان درگذشت و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

منصوره حسینی

منصوره حسینی (زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ – درگذشته ۲۶ خرداد تا ۸ تیر ۱۳۹۱) نقاش، پیکرساز، و نقاد هنری ایرانی بود. منصوره حسینی در تهران متولد شد. او در سال ۱۳۲۸ لیسانس نقاشی خود رااز دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا – رم پایان‌نامه گرفت.. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. منصوره شیفتهٔ آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) می‌شود.

در ایتالیا او، همانند بسیاری دیگر از نقاشان ایرانی آموزش دیده در آکادمی رم، از مکتب نقاشی رم (یا به ویژه شاخه‌ای از اکسپرسیونیسم آرام) هنایش گرفت. بی‌گمان هماهنگی احساس او با زیباشناسی مکتب رم نیز در این میانه بازیگر بود.» در سال ۱۳۲۵ منصوره از نخستین هنرمندان ایرانی است که در دوسالانه ونیز حضور پیدا می‌کند. کارهایش را در نمایشگاه‌های تک-تنه و گروهی بسیار در ایران، ایتالیا، چکسلواکی، یوگسلاوی و از جمله دوسالانه‌های تهران (۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵) دوسالانه (بی‌ینال) ونیز (۱۳۳۵)، چهارسالانه رم (۱۳۳۷) نشان داده اند و چند جایزه از جمله: نمایشگاه «نقاشان آسیایی در رم» (۱۳۳۷)، مسابقه ثبت زیبایی‌های رُم (۱۳۳۸)، مسابقه نقاشی از مناظر شهرستان جووانی کامپانو (۱۳۳۸)، نمایشگاه ملی هنر معاصر «الهام از حیات نبات» (۱۳۳۸)را برنده شد.

منصوره حسینی افزوده بر کارهای نقاشی در روزنامه‌ها و مجلات هنری نقدهای اندیشه برانگیز و پرمایه دربارهٔ نقاشی و هنرمندان نقاش قلم می‌زد. او در سال ۱۳۹۱ درگذشت.

بهرام عالیوندی

بهرام عالیوندی، (۱۹۲۸ – ۲۱ می ۲۰۱۲) نقاش هنرمند سبک “مدرن” که چند سال بعد از انقلاب ۱۳۵۷ به اتریش پناهنده شد و بقیه عمر خود را در شهر وین سپری کرد و همانجا در ۱ خرداد سال ۱۳۹۱ فوت و خاکسپاری شد. کارهای هنری عالیوندی بیشتر روی ادبیات و افسانه های ادبیات فارسی و ایرانی و شرقی تکیه داشت. عالیوندی در استان فارس در جنوب ایران در سال ۱۹۲۸ زاده شد. او آموزشهای هنری خود را در تهران و در ابتدا در مدرسه هنرهای زیبای تهران فرا گرفت و با رتبه عالی از آن مدرسه فارغ التحصیل شد. او سپس موفق به گرفتن مدرک دیگری از کالج هنرهای دکور از یکی از کالجهای تهران شد.

او در سال ۱۳۳۸ به درجه تدریس در کارگاههای آموزشی موسسه هنرهای ملی و کمال الملک برگزیده شد و به مدت ۲۰ سال ان را ادامه داد. در طول این مدت، او به انجام و تمرین دامنه وسیعی از هنرهای پارسی از قبیل مینیاتورو سرامیک سازی روی آورد. در طول این مدت، عالیوندی یکی از پیشکسوتان هنرهای مدرن بود. کارهای الوندی بسیار غنی در زمینه های سمبولیسم و سمبلهای شرقی میباشد، مانند ماهی، فلس ماهی، و اسب که سمبولهای مینیاتور پارسی میباشند.

نقاشیهای عالیوندی از فرهنگ پارسی تأثیر و الهام گرفته و به تصویر کشنده داستانها و افسانه های اسطوره ایی و شعرهای شعرای معروفی چون فردوسی و عطار نیشابوری هستند. کارهای برجسته او شامل یک سری نقاشی در مقیاس بزرگ که در دهه ۱۳۶۰ تولید شده اند میباشند. این شامل تصویر میترا، عیسی مسیح و فردوسی میباشد. برخی از کارهای او از زمان جنگ و سرکوب از کشور اصلی اش ایران الهام میگیرند و درد و رنج مردم خود را به تصویر میکشد.

محمود فرشچیان

محمود فرشچیان (زادهٔ ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان) نقاش معاصر ایرانی است که تأثیر درخور توجهی در روند نقاشی مينياتور در ايران داشته‌است. آثار او در بسیاری از شهرهای جهان مانند: پاریس، نیویورک، شیکاگو و … به نمایش گذاشته شده‌است. پدر محمود فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود، وی را به کارگاه نقاشی میرزا آقا امامی برد و امامی فهمید که وی استعداد فوق‌العاده‌ای در زمینه نقاشی دارد. فرشچیان پس از آموزش نزد او و عیسی بهادری و دانش‌آموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزه‌ها پرداخت. فرشچیان بنیان‌گذار مکتب خود در نقاشی ایرانی است که پایبند به شکل کلاسیک همراه با استفاده از تکنیک‌های جدید برای توسعه دامنه نقاشی ایرانی است. او به این شکل هنر، روح جدیدی بخشید و آن را از رابطه همزیستی تاریخ با شعر و ادبیات تغذیه کرد تا استقلالی به این هنر بدهد که پیش از آن کمتر داشت. نقاشی‌های او تلفیقی است از عناصر سنتی و مدرن که ترکیبات سبک منحصر به فرد او در نقاشی هستند. برخی از توانایی‌های او احساس فوق‌العاده خلاقیت، نقوش متحرک، خلقت فضای‌های گرد و منحنی، خطوط نرم و قدرتمند، و خلقت رنگ‌های مواج هستند. فرشچیان نقش مهمی در معرفی هنر ایران به صحنه بین‌المللی هنر ایفا کرده‌است. او دعوت شد تا در دانشگاه‌های متعدد و مؤسسات هنری صحبت کند. شش کتاب و مقالات متعددی در مورد آثار وی منتشر شده‌است.

هانیبال الخاص

هانیبال الخاص (زاده ۱۳۰۹ در کرمانشاه – درگذشته ۱۳۸۹ در کالیفرنیا)، نقاش، منتقد و مدرس هنری، مترجم و نویسنده ایرانی بود. الخاص از نقاشان نوگرای معاصر ایران بود که بیش از سی و پنج سال از زندگیش را در آموزش سپری کرد اما همواره نقاشی بر کارهای دیگرش سایه افکنده بود. وی آغازگر طراحی فیگوراتیو در نقاشی نوگراست و یکی از تاثیرگذارترین نقاشان و مدرسان هنری برجریان هنر معاصر نقاشی ایران بود.

او در ۱۳۰۹ از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان فیروزبهرام گذراند. در چهارده‌سالگی برای اولین بار توسط جوانی به نام آلکسی گیورگیز که نقاشی را در روسیه فرا گرفته بود، با رنگ و روغن آشنا شد و بعدها نقاشی را به صورت جدی نزد استاد جعفر پتگر دنبال کرد. وی دو سال و نیم در کلاس پتگر آموزش کلاسیک نقاشی دید و سپس به آمریکا رفت. او در آنجا در سال ۱۹۵۶ میلادی لیسانس هنرهای تجسمی و در سال ۱۹۵۸ فوق لیسانس همین رشته را از انستیتوی هنر شیکاگو (ایلی نوی) گرفت. الخاص در هنرستان پسران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکدهٔ مانتیسلو ایالت ایلینویز آمریکا و دانشگاه آزاد درس داد. هانیبال الخاص چهار کتاب در زمینهٔ آموزش هنر تألیف کرد و برای ده‌ها کتاب طرح روی جلد کشید. او عضو دوره‌های مختلف دوسالانه نقاشی معاصر ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ بود و مدت دو سال گالری گیل گمش را که از اولین گالری‌های معاصر ایران بود، اداره کرد. از نام آورترین شاگردان او می‌شود به مسعود سعدالدین، نصرالله مسلمیان، نیلوفر قادری نژاد، بهرام دبیری، هادی ضیاالدینی و محمدعلی بنی اسدی اشاره کرد.

از همان آغاز کار، هانیبال احساس کرد که انسان برای او از هر موضوع دیگری جالب‌تر است: «خیلی دوست داشتم به قیافه و نگاه آدم‌ها فکر کنم و عمق عواطف، اندوه، تکبر، خودخواهی، مهربانی آنها را دریابم.» و همچنین او گفته بود: «در دانشگاه، از کلاس کشیدن اندام انسان‌ها لذت می‌بردم. بیشتر دوست داشتم بروم در کلاس‌های مدل زنده، نقاشی کنم. در همان کلاس بود که برای اولین بار کارهای ذهنی کردم. آن کار ذهنی پر از صورت‌های آدم بود. تخیلات بیشتر روی کارهایی بود که در آن اندام انسان و چهرهٔ انسان بود، ولی اولین باری که در کارهایم موضوعی را نگه داشتم و تکرارش کردم و بعدها به صورت امضاء کارهای من شد، وفور آدم بود.»

ژازه تباتبایی

ژازه تباتبايی (طباطبایی)(۱۳۰۹ تهران – ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ تهران) نقاش، مجسمه‌ساز، شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرانی بود. ژازه خود نام خویش را «تباتباای» امضا می‌کرد. وی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.

شهرت امروز او بیشتر برای فیگورهای خلاقانه و مجسمه های فلزی است که با جفت‌کاری (اَسِمبلاژ) قطعات فلزی ماشین‌آلات صنعتی و اتومبیل‌ها ساخته‌است. سبک او به هنر سقاخانه‌ای نزدیک است و شیر-زن‌ها و خورشیدها از موضوعاتی است که اغلب در کارهای وی تکرار می‌شوند. به همین دلیل از او به همراه تنی چند از نقاشان معاصر ایرانی به عنوان پیشگامان مکتب سقاخانه در ایران یاد می‌شود که در اوایل دهه چهل شمسی شکل گرفت و شاید نخستین مکتب نقاشی منسجم ایرانی باشد.

ژازه اولین داستان خود را بنام «شن و نی» در دوازده سالگی نوشت و سپس به دیگر رشته‌های هنری دست یازید. سپس نمایشنامه هایی مانند «شکوفه‌های پژمرده»، «لرد چی‌چی یانف»، «جای پا» و «آقاموچول» را نگارش کرده و خود نیز کارگردانی کرد و در «کانون پیشاهنگ» به روی صحنه آورد. در سال ۱۳۲۵ داستان «پسر کوچک» را چاپ نمود. او در سال ۱۳۲۹ از هنرستان هنرپیشگی دیپلم گرفت و اولین نمایشگاه نقاشی خود را که نقاشی‌هایی با سبک مینیاتور بودند برپا کرد. ژازه تباتبایی در سال ۱۳۳۳ در رشته کارگردانی و مبانی تئاتر در دانشکده ادبیات ایران شاگرد اول شد و نمایش «پیراهن ملوانی» را به صحنه آورد. در سال ۱۳۳۹ دوره نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا به‌پایان رساند و نگارخانه «هنر جدید» را بنیاد نهاد که اولین نگارخانه در ایران به‌شمار می‌رفت

پرويز کلانتری

پرويز کلانتری متولد ۱۳۱۰ در زنجان و دانشآموخته دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. مديريت کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، شرکت در نمايشگاههاي گروهي و انفرادي متعدد در داخل و خارج از ايران و انتشار چندين مجموعه داستان بخشي از فعاليتهاي کلانتري است. همچنين يکي از آثارش در فهرست تمبرهاي ويژه سازمان ملل به چاپ رسيده و تابلوي مشهور “شهر ايراني” او در مقر سازمان ملل در نايروبي قرار دارد.

سیراک ملکونیان

سیراک ملکونیان در (۱۳۱۰خ-۱۹۳۱م) در تهران به دنیا آمد. سبک وی ویژه خود اوست که اگر چه مدرن، با خطوط ساده و خشک به نظر می‌رسد ولی بسیار چشم نواز و محسور کننده است و بیننده را به خود جذب می‌کند. وی از شاگردان مارکو گریگوریان، بود. سیراک ملکونیان از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ در تهران به صورت خصوصی به تدریس نقاشی مشغول بود. در حال حاضر در تورنتو مشغول به تدریس نقاشی است.

ملکونیان در بیش از ۳۵ نمایشگاه انفرادی و گروهی در سطح جهان شرکت کرده است. منجمله: نمایشگاه‌های سالانه انجمن فرهنگی ایران و شوروی (۱۹۵۰-۱۹۵۳م)، نمایشگاه گروهی نقاشان معاصر ایران در انجمن مهرگان (۱۹۵۴م)، گالری استتیک (۱۹۵۷م)، گالری هروه اودرماتدر پاریس، گالری گورکی، نمایشگاه گروهی در ایران، و غیره.

بهمن محصص

بهمن محصص (۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت – ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمه‌ساز و مترجم پیشروی ایرانی بود. کارهاى بهمن محصص از آثار مهم نقاشی مدرن ایران محسوب می‌شود. محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامهٔ حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دههٔ بیست تا به امروز قرار گرفت. بهمن محصص متولد۱۳۱۰ در خانواده‌ای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد. چند ماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت. در همین زمان بود که او به انجمن خروس جنگی که توسط جلیل ضیاپور تأسیس شده بود پیوست و برای مدتی ویراستار هفته نامه ی ادبی هنری “پنجه خروس” بود. از طریق همین انجمن او به جریان نوگرای ایران وارد شد که از اعضای آن نیما یوشیج، پدر شعر نوی فارسی، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب بودند.

بهمن محصص در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرده و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی محصص، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاه‌هایی چون بی‌ینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود. در سال ۱۳۴۲ ش به ایران بازگشت و در نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌ها و برنامه‌های متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد. محصص از پیشگامان طراحی صحنهٔ تئاتر در ایران بود؛ او نمایش صندلی‌ها اثر اوژن یونسکو را به روی صحنه برد. طراحی دیگر او برای تولید هنری چهارم از لوییجی پیراندلو به مناسبت صد سالگی آن بود.

در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) از ادامه فعالیت در ایران صرف نظر کرد و به رم بازگشت و در همانجا به ادامه زندگی و کار پرداخت. او در این دوران سفارش ساخت مجسمه هایی را برای برپایی در تهران دریافت کرد، اما بسیاری از آثار عمومی او پس از انقلاب اسلامی نابود شده و یا آسیب دیدند و خود هنرمند نیز باقی کارهای خود در ایران را از بین برد. او گاها به ایران سفر می کرد و سرانجام در ۱۳۸۹ در انزوای خودخواسته در رم رخت از جهان فروبست.

نصرالله افجه اى

نصرالله افجه‌ای (زادهٔ ۱۳۱۲، تهران) خوشنویس ایرانی و از چهره‌های ماندگار این هنر است. او نشان درجهٔ یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته و در هفتمین همایش چهره‌های ماندگار در آبان ماه ۱۳۸۷ به عنوان چهرهٔ ماندگار رشته خوشنویسی برگزیده شده است.

نصرالله افجه‌ای در سال ۱۳۱۲ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در تهران گذرانده و موفق به گرفتن دیپلم هنری شده است. وی چندین دهه سابقهٔ متمرکز بر روی هنر خطاطی دارد و با تکنیک‌های مختلف و مصالح و مواد متنوع در خوشنویسی نیز کار کرده و آثار متنوعی را به وجود آورده است. در میان خوشنویسان ایرانی از نسل اول این گونه تجربه اندوزی‌ها و ترکیب کردن و گسترش دادن امکانات خوشنویسی با مصالح نقاشی و سایر تکنیک‌های طراحی بوده است.

افجه‌ای از سال ۱۳۵۲ تاکنون ۷ نمایشگاه انفرادی برپا کرده و در چندین نمایشگاه گروهی نیز آثارش را به نمایش گذاشته است.

ناصر اويسى

ناصر اويسى متولد تهران ۱۳۱۳

نقاش شهزادگان سوار بر اسب و شاهزاده خانمهاي غنوده در مايه هاي سلجوقي و صفوي و قاجار با خطوطي محكم و رنگهايي زنده و گاه با نيم بيتي خط خوش معلق در فضا به اين راه مي رود. سير كارش از سادگي به سوي آراستگي بيشتر بوده است و همين از پاكي طرح ها و تيزي خطوطش مي كاهد.

مسعود عربشاهی

مسعود عربشاهی (زاده ۱۳۱۴) نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی است. وی یکی از نقاشان پیشرو و از شاخص‌ترین هنرمندان مفهومی ایران است. این نقاش پرکار معاصر ایران در ۱۹ شهریور سال ۱۳۱۴ در تهران متولد شد. در دوره نوجوانی تحت نظر محمود اولیاء شروع به آموختن نقاشی کرد و سپس برای تحصیل در رشته نقاشی به هنرستان پسران تهران رفت. وی در سال ۱۳۳۹ وارد هنرکده هنرهای تزئینی شد و اولین نمایشگاه خود را در سال ۱۳۴۱ برگزار کرد. عربشاهی در سال ۱۳۴۷ با مدرک فوق لیسانس معماری داخلی از دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل شد. او همراه با تحصیلات دانشگاهی در رشتهٔ نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، موفق شد به شیوه‌ای خاص، با درهم‌آمیختگی سمبل‌های اساطیری در کتیبه‌ها، خطوط و نقش‌های اسرارآمیز، بیان‌گر یگانگی و القای جهتی باشد که با شناخت در مسیری ماهرانه دنبال شده‌است.

او با داشتن دهه‌ها تجربه کار در زمینهٔ نقش برجسته و کارهای اجرایی بر نمای ساختمان‌ها، همراه با تکنیک منحصر به‌فرد خود در اجرای سالن‌های کنفرانس که شهرت جهانی دارد، تاکنون در ایران و سایر کشورها کارهای اجرایی بزرگی را انجام داده‌است. نقش برجسته سردر اتاق صنایع و معادن در خیابان طالقانی، سالن کنفرانس شیروخورشید (هلال احمر) در میدان ارگ، نقش برجسته‌های دیوارهای پارک طالقانی در بزرگراه حقانی و مجموعه «نور و گیاه» بر دیوار مجلس از جمله این آثار هستند.

در دهه هشتاد شمسی و در جریان بازسازی ساختمان مجلس، مجموعه نور و گیاه که با ابعاد ۴ در ۹ متر بر دیوار مجلس نصب بود، آسیب دید و بیشتر لته‌های آن از بین رفت. مسعود عربشاهی جایزهٔ نخست بی‌ینال تهران را در سال ۱۳۴۲، نمایشگاه بین‌المللی موناکو ـ فرانسه را در سال ۱۳۵۲، روز مادر را در سال ۱۳۵۲ و مسابقهٔ مجسمهٔ تهران را در سال ۱۳۵۳ به دست آورده‌است.

ایران درودی

ایران دَرّودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد دانشگاه رشته تاریخ هنر است. درودی به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقعگرایی است. درودی همچنین کارگردان و تهیه کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت.

ایران درودی در ۱۱ شهریور در خراسان به دنیا آمد. در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورک زندگی میکرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران شدند. درودی در حالی که در مدرسه درس میخواند به دلیل علاقه به نقاشی به کلاسهای آزاد طراحی و نقاشی هم میرفت. وی در سال ۱۹۵۴ برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده بوزار در پاریس به تحصیل مشغول شد و در سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ به یادگیری هنر در آموزشگاهها و دانشکدههای گوناگون پرداخت: مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار)، مدرسه لوور پاریس، دانشکده سلطنتی بروکسل (ویترای)، انیسیتوی آر. سی. آی نیویورک (رشته تهیه و کارگردانی برنامههای تلویزیون). پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و در اردیبهشت ۱۳۳۹ آثارش در تالار فرهنگ تهران به نمایش گذاشته شد.

در سالهای دهه چهل خورشیدی در شهرهای مختلف اروپا آثار خود را در گالریهای مختلف به نمایش گذاشت و سپس به آمریکا رفت. در آمریکا با پرویز مقدسی کارگردان تآتر و سینما آشنا شد و با یکدیگر ازدواج کردند. هر چند دوران زندگی مشترک این دو طولانی نبود و با مرگ زود هنگام مقدسی به پایان رسید اما تاثیر بسیار عمیقی بر درودی گذاشت و او دیگر هرگز ازدواج نکرد. ایران درودی تا کنون در بیش از ۵۶ نمایشگاه آثار خود را به دید عموم گذاشتهاست و با نوشتن کتاب «در فاصلهٔ دو نقطه» به نویسندگی نیز روی آوردهاست. برخی از منتقدین معتقدند که سبک وی در نقاشی به پیروی از مکتب فراواقعگرایی (سورئالیسم) است. مناظر غالب در آثار درودی بیشتر حاشیه کویر و گلهاییست خاص با دیوارهایی شیشه ای و افق که به آثار وی فضایی خاص و عمیق بخشیده است.

منوچهر معتبر

منوچهر معتبر متولد سال ۱۳۱۵ در شهر شیراز است. تحصیلات دبستان و متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند و و در همین دوران به وسیله ناصر نمازی که از شاگردان کمال الملک بوده است، با نقاشی آشنا می شود. همچنین زیر نظر صدرالدین شایسته شیرازی آموزش های نقاشی را گذراند. در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به تحصیل پرداخت ولی میل به ادامه راه نقاشی او را از ادامه این رشته بازمی دارد و به تهران عزیمت کرد و در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد. سه دوره طراحی را در انجمن هنرجویان نیویورک و دوره فوق لیسانس در آموزش هنر را در دانشگاه ایندیانا گذراند.

او پس از بازگشت به ایران به تدریس طراحی و نقاشی در مراکز تجسمی و دانشگاههای هنر ایران پرداخت. آثار او از سال ۱۳۴۲ در نمایشگاههای گروهی و انفرادی مختلفی به نمایش در آمدهاست. او برنده مدال و دیپلم افتخار از نمایشگاه نقاشان معاصر جهان در موناکو در سال ۱۳۶۴ است. در تابستان ۱۳۸۵ بزرگداشت او در موزه هنرهای دینی امام علی برگزار شد. گالری آریانا در تیر و مرداد ۱۳۹۳ میزبان نمایشگاه مرور چهل دهه آثار طراحی و نقاشی منوچهر معتبر بود

منصور قندریز

منصور قندریز (زاده ۱۱ اسفند ۱۳۱۴ — درگذشت ۷ اسفند ۱۳۴۴) نقاش اهل ایران که در مدت کوتاه عمر خویش تاثیرات بسزایی در تاریخ نقاشی معاصر ایران گذاشته‌است. منصور قندریز تحصیلات خود در رشته نقاشی را در هنرستان هنرهای زیبا و دانشکده هنرهای تزئینی تهران گذراند و از بنیانگذاران جنبش سقاخانه است. وی به همراه مرتضی ممیز، صادق تبریزی، فرامرز پیلارام، قباد شیوا، فرشید مثقالی و تنی چند از هنرمندان آن دوران تالار ایران را که امروزه از نگارخانه‌های تعطیل شده تهران می‌باشد، تاسیس کردند که بعد از درگذشت منصور قندریز، تالار ایران به گالری قندریز تغییر نام داد. او در سی سالگی بر اثر سانحه تصادف در جاده شمال درگذشت.

حسین زنده‌رودی

شارل حسین زنده‌رودی (زاده ۱۳۱۶ خورشیدی در تهران) نقاش معاصر ایرانی است. او از بنیانگذاران مکتب سقاخانه و پیشگامان شیوه نقاشی خط در ایران است و با استفاده از نمادهای هنر سنتی ایران و همچنین خوشنویسی، روشی تازه را در هنرهای تجسمی ایران بوجود آورد.

حسین زنده‌رودی در سال ۱۳۳۵ وارد هنرستان هنرهای زیبای تهران شد. اولین اثر نقاشی خود را در طول دوران تحصیل در هنرستان پدید آورد. در بیست و دو سالگی به پاریس رفت و در بی ینال ۱۹۶۱ پاریس برنده جایزه شد و یک بورس تحصیلی به او تعلق گرفت. وی سپس در رشته هنر تحصیل کرد.

پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و آثارش را در «آتلیه کبود» به نمایش گذاشت، او بی تردید از مهمترین چهره‌های مکتب سقاخانه محسوب می‌شود. حسین زنده‌رودی در سال ۱۳۵۱ قرآنی نفیس با طرح‌های رنگی را از طرف انتشارات «کلوب کتاب» در پاریس منتشر کرد که جایزه «زیباترین کتاب در سال جهانی کتاب» از طرف یونسکو به آن تعلق گرفت. آثار حسین زنده‌رودی در موزه‌های متعددی نگهداری می‌شود. سه دهه پس از انقلاب گالری هما نخستین بار آثار این هنرمند را در کلکسیون‌های مختلفی در معرض دید علاقه مندان قرار داد. از جمله این دوره‌ها می‌شود به نمایش سری مهرهای زنده رودی در این گالری در همکاری با فریدون آو اشاره کرد. بریتیش ميوزیم در اردیبهشت ۱۳۹۲ بزرگداشتی به احترام این هنرمند برگزار کرده است.

فرامرز پیلارام

افرامرز پیلارام (۲۱ فروردین ۱۳۱۶- شهریور ۱۳۶۲) نقاش و خوشنویس اهل ایران بود. وی از پیشگامان مکتب سقاخانه است. پس از پایان دوران دبستان، به هنرستان هنرهای زیبای پسران راه يافت و در ۱۳۴۰ از هنرستان دیپلم گرفت. او سپس در دانشکده هنرهای تزیینی دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت و در ۱۳۴۷ موفق به دریافت درجه فوق لیسانس در رشته معماری داخلی و نقاشی تزیینی شد. او در سال ۱۳۴۹، برای مطالعه بیشتر دربارة نقاشی، لیتوگرافی و انواع چاپ به فرانسه سفر کرد.

پیلارام همواره در پی به تصویر کشیدن نمادهای اصیل ایرانی بود. در کارهای اولیه اش مُهرهایی را که در قدیم به جای امضاء از آن استفاده می‌کردند، بزرگ نمایی کرد و زمینه‌ای کتیبه گونه به وجود آورد و در آن نمادهای مذهبی، مانند عَلَم و پنجه، را با اشکال هندسی درآمیخت. او با علاقه و توجه به هنرهای سنّتی ایرانی، نظیر کاشیکاری و در مسیر یافتن راههای نو برای «ترکیب بندی» های جدید، و دریافت این مطلب که خط فارسی، بویژه نستعلیق، در تلفیق با نقاشی ویژگی ممتازی به تابلوها می‌بخشد، به آموختن خطاطی در انجمن خوشنویسان پرداخت و سپس مدتی در آنجا تدریس کرد. از آن پس، خط دستمایه اصلی آثار او شد. ازینرو می‌توان او را از پیشگامان نقاشیخط در ایران دانست. پیلارام با کاربرد خط در نقاشی، به خطاطی نیز شکل نوینی بخشید و آن را از چارچوبهای سنّتی خارج ساخت. این زمان (۱۳۴۰–۱۳۴۱ شمسی) مصادف بود با سالهایی که هنرهای اصیل ایرانی در مقابل موج نوگرایی غربی در همه زمینه‌ها قرار گرفت. در سال ۱۳۴۱ پیلارام و تنی چند از هنرمندان دیگر مکتب سقاخانه را – که شیوه‌ای اصیل و بر پایه اعتقادات و نمادهای مذهبی و ایرانی بود – در نقاشی و مجسمه‌سازی بنیان نهادند. او در سومین و چهارمین دو سالانه تهران (۱۳۴۳ ش، ۱۳۴۵ ش) شرکت کرد و برندة مدال شد. پس از آن کارهای او و دیگر هنرمندان مکتب سقّاخانه به دوسالانه ونیز فرستاده شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. موزه هنرهای مدرن نیویورک هم یکی از آثار او و آثار چند تن دیگر از هنرمندان این مکتب را خریداری کرد.

پیلارام در نمایشگاههای متعدد دیگری نیز شرکت کرد. از جمله دو نمایشگاه مستقل در تالار فرهنگ (۱۳۴۲ ش)، نمایشگاه هنر معاصر ایران در موناکو (۱۳۴۳ ش) و نمایشگاه هنر معاصر ایران در آمریکا (۱۳۴۷ ش) و چندین مدال و جایزه گرفت. پیلارام در ۱۳۵۳سال با هنرمندانی چون مرتضی ممیز، مارکو گریگوریان و چند تن دیگر، «گروه آزاد» را تشکیل داد. این گروه چهار سال فعالیت داشت و چندین نمایشگاه از آثار نقاشان ایرانی در شهرهای مختلف دنیا برپا کرد. پیلارام به تدریس نیز علاقه‌مند بود، از این رو از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۹ با سمت استادیار در دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت به تدریس طراحی پرداخت.]

آثار پیلارام تابلوهای رنگ و روغن با ساختاری محکم است که خط در آنها با تکیه بر هنرهای سنّتی حرکاتی آهنگین دارد. آهنگ خطوط در کارهای او با تکرار یک حرف به وجود می‌آید و بزرگ نمایی و هدایت اَشکال، حس حرکتِ بصری را به بیننده القا می‌کند. ادغام خطوط سیاه و ضخیم و سفید و نازک و ترکیب آنها با عنصر خط در آثار او نوعی وحدت به وجود می‌آورد. از دیگر ویژگیهای آثار پیلارام اندازه بزرگ تابلوهایش، غلبه شکل بر محتوا، تضادهای رنگی شدید و بهره‌گیری از رنگها به صورت حجیم و ضخیم است. از جمله آثار او می‌توان به تیغه‌ها (۱۳۴۱)، ترکیب بندی سبز (۱۳۴۶)، ریتم با کلمه علی (۱۳۵۰) و عاق والدین (۱۳۵۵) اشاره کرد. سایر فعالیتهای او ساخت مجسمه‌های بزرگ برنزی و پیکره‌های عظیم چوبی به صورت حجمهایی تشکیل یافته از خط بود، او معتقد بود که چون آثارش برگرفته از زندگی است، پس باید در خدمت مردم و در اختیار آنان باشد و تابلوها و آثار هنری باید از انحصار مجموعه‌ها و نمایشگاهها خارج شود و حتی در سطح شهر در معرض دید مردم قرار گیرد تا همگان از آن بهره ببرند.

فرامرز پیلارام در شهریور ماه ۱۳۶۲ درگذشت.

علی اکبر صادقی

علی اکبر صادقی متولد ۱۳۱۶ خورشیدی در شهر تهران است. او در سال ۱۳۳۷ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.

صادقی سبک ویژه ای را در هنر ویترای یا شیشه بند منقوش با حال و هوای سبک ایرانی ابداع کرد. او سالها به شیوه های گوناگون در زمینه های مختلف نقاشی همچون ساختن آفیشن فیلم، گرافیک تبلیغاتی و جعبه سازی، جلد کتاب کار کرد.

پرویز تناولی

پرویز تناولی ( ۱۳۱۶) مجسمه ساز، نقاش و پژوهشگر از پیشگامان مکتب سقاخانه است. وی از شناخته شده ترین هنرمندان ایرانی است. مجموعه مجسمه های هیچ، دستها و قفل و قفس در زمره معروفترین آثار پرویز تناولی قرار دارند.

پرویز تناولی در سوم فروردین ماه سال ۱۳۱۶ در تهران به‌دنیا آمد. وی از سنین ده تا یازده سالگی فعالیت هنری خود را با نوازندگی ویلن زیر نظر استادانی چون نیک نواز و ابوالحسن صبا آغاز کرد. تناولی تحصیلاتش را در دبیرستان ادیب ادامه داد. هنگام تعطیلی دبیرستان به هنرستان کمال‌الملک می‌رفت. در سال ۱۳۳۲ هنرستان هنرهای زیبا در تهران تأسیس شد و او در رشتهٔ مجسمه‌سازی نام‌نویسی کرد. وی پس از گذراندن دوره سه ساله مجسمه‌سازی در هنرستان هنرهای زیبا در سال ۱۳۳۵ به ایتالیا رفت و در آکادمی هنرهای زیبای شهر کارارا مشغول به تحصیل شد اما بعد از دو سال به ایران بازگشت.

تناولی در دی ماه ۱۳۳۶، آثاری کاملاً متفاوت شامل حکاکی‌ها، مجسمه‌های سفالی و مجسمه‌های ساخته شده از آهن‌قراضه‌ها را در تالار به نمایش گذاشت. این نخستین بار در ایران بود که مجموعه‌ای از آثار یک مجسمه‌ساز به نمایش درمی‌آمد. پس از برگزاری این نمایشگاه بود که توانست از وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) بورسی برای ادامه تحصیلاتش در ایتالیا بگیرد. این بار او به میلان رفت و قریب به دو سال در آکادمی بررا (Brera) نزد مارینو مارینی مجسمه‌ساز برجسته ایتالیایی آموزش دید. او در سال ۱۳۳۸ دیپلم خود را با کسب مقام اول از آکادمی بررا دریافت نمود و شانزده اثر او به عنوان بهترین آثار یک فارغ التحصیل مجسمه‌ساز آن سال در گالری ری ماگل (Re Magl) شهر میلان به نمایش گذاشته شد.

مجسمه‌های پرویز تناولی یک فرق عمده با مجسمه‌های دیگران دارد. مجسمه اساسا به معماری ظاهری‌اش متکی است، اما تناولی در مجسمه‌های‌اش به فضا و شکل درونی مجسمه اهمیت می‌دهد. یک فضای درونی راز آلود که بر شکل بیرونی مجسمه تأثیر می‌گذارد و نشان این رازآلودگی، قفل و بست و زبانه‌هایی است که در اعضا و جوارح مجسمه‌ها کار می‌گذارد یا به وجود می‌آورد. پرویز تناولی از جمله کارشناسان فرش ایرانی و بافته‌های عشایری نیز محسوب می‌شود. او سال‌های زیادی برای شناخت گبه، میان عشایر وروستاییان رفت و آمد داشت و سرانجام با چاپ مقاله‌ای پژوهشی در لندن در سال ۱۹۸۳م، آن را به جهانیان معرفی کرد. او همچنین مجموعه‌ای از جواهرات را طراحی و ساخته است که با استقبال خوبی مواجه بوده است.

صادق تبریزی

صادق تبریزی (زاده ۳ اسفند ۱۳۱۷ در تهران) نقاش و خوش‌نویس ایرانی و از پیشروان سبک نقاشی-خط است. تبریزی از پیشگامان مکتب سقاخانه شمرده می شود

پدر او که نقاش ساختمان بود با نقاشان قهوهخانه مانند عباس بلوکیفر، حسین قوللر، محمد مدبر ارتباط زیادی داشت و علاقمند بود که پسرش نیز این هنر را بیاموزد و از همان کودکی او را به کارگاه این هنرمندان میبرد. تبریزی پس از ورود به هنرستان پسران رشته نگارگری را برای ادامه تحصیل انتخاب میکند اما پس از اتمام این دوره در سال ۱۳۳۸ به استخدام کارگاه سرامیک اداره هنرهای زیبا در میآید. پس از آن در سال ۱۳۳۹ با افتتاح دانشکده هنرهای تزئینی، کار در کارگاه سرامیک را رها و وارد این دانشکده شد. او برای ادامه تحصیل رشته معماری داخلی را انتخاب نمود. تبریزی میگوید: “یکی دو سال از تحصیل که گذشت متوجه شدم که هیچگاه معمار داخلی نخواهم شد بنابراین آن را سرسری گرفتم.”

اما از طرفی آشنایی با اساتیدی مانند “بیژن صفاری” و “هوشنگ کاظمی” که در تعالیم خود توجه دانشجویان را به موتیفهای ایرانی معطوف میکردند و آشنایی با کتابهای پرفسور پوپ درباره هنر ایران باعث شد به واقعیت مهمی پی برد، “این که گذشته ایران چقدر غنی و پربار است و علیرغم اینکه از هنر مدرن عقب هستیم، ولی وقتی به هزار سال قبل بر میگردیم و سفال نیشابور را میبینیم، طرحهای آنالیزشده آن از کارهای پیکاسو هم مدرنتر است”. و از طرف دیگر تعلیمات نگارگری دوره هنرستان او را وسوسه کرد و باعث شد آن مینیاتورهای آنالیزشده روی پوست را بکشد. اولین آثار تبریزی روی پوست در شب افتتاح تالار ایران به نمایش درآمد. وجه اشتراکی که در استفاده از موتیفهای ایرانی در تمام این آثار دیده میشد باعث شد که کریم امامی عنوان “سقاخانه” را به آنها اطلاق کند.

سیا ارمجانی

سیا ارمجانی (۱۳۱۸ در تهران) مجسمه‌ساز و معمار ایرانی-آمریکایی است. او سال ۱۳۴۱ به آمریکا رفت و شهروندی آنجا را پذیرفت. وی در رشته‌های فلسفه، انسان‌شناسی و ریاضیات تحصیل کرده است. سیا ارمجانی مشعل المپیک تابستانی ۱۹۹۶ در آتلانتا، جورجیا، ایالات متحده را طراحی کرده است. او پروژه‌های بسیار دیگری مانند برج و پل جزیره Staten در نیویورک، Round Gazebo در نیس، فرانسه، و پل Irene Hixon Whitney در مینیاپولیس، مینه سوتا، ایالات متحده را انجام داده است.

محمد احصایی

محمد احصایی (زادهٔ ۸ تیر ۱۳۱۸) از جمله هنرمندان معاصر ایران در زمینه خوشنویسی، گرافیک و نقاشی است. او فارغ التحصیل دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و سال‌ها در همین دانشکده و دانشکدهٔ هنر دانشگاه الزهرا تدریس کرده‌است. احصایی بیش از ۵۰ سال است که در حوزهٔ خوشنویسی، نقاشی و گرافیک فعالیت می‌کند. او یکی از پایه‌گذاران نقاشیخط در دورهٔ معاصر ایران است و با مجموعهٔ نقاشیخط‍های خود اعتباری جهانی یافته است.

محمد احصایی متولد سال ۱۳۱۸ درقزوین وفارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است او کارش را به صورت حرفه‌ای با مجله جوانان جمعیت شیر و خورشید پیشین آغاز کرد و بعد جذب سازمان کتاب‌های درسی شد و آنجا به صفحه‌بندی و سپس سرپرستی آتلیه گرافیک مشغول می‌شود و پس از مدتی به عنوان کارشناس کتاب‌های هنر سال سوم کارش را پی می‌گیرد. تجربه‌هایی که در ادامه همکاری او با بنیاد هنری پارس و همراهی او با کسانی چون مرتضی ممیز و آیدین آغداشلو و علی اصغر معصومی و بسیاری دیگر قرار می‌گیرد باعث می‌شود که او به عنوان یک نقاش و خوشنویس به هنر گرافیک بیشتر نزدیک شود. چنانکه حالا و همه حضور او را در عرصه طراحی گرافیک و به ویژه حروف نگاری و بازی زیبایی شناسانه با حروف ایرانی و اسلامی بیشتر حس می‌کنند تا در عرصه‌های دیگری چون نقاشی. به دلیل همین تجربه دامنه‌دار او در گرافیک در راه اندازی رشته گرافیک در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران سهمی اساسی به عهده اوست.

محمد احصایی از جمله بنیانگذاران نقاشیخط در ایران و نخستین کسانی است که از حروف به عنوان وسیله‌ای برای بیان استفاده کرد. او که خوشنویسی توانا بود خود را از نقاشان سقاخانه به «سنت» و آنگاه «خط» و از همه مهم تر «خوشنویسی» نزدیک تر می‌دانست و دلیل آن را وفاداری به سنت‌های خوشنویسی و اتصال به شکل واقعی حروف می‌شمردو رویکردش حرکت از خوشنویسی به سوی نقاشی بود و به استفاده از عناصر و آرایه‌های بصری و مفهومی نقاشی در خوشنویسی‌هایش می‌پرداخت. کاری که این هنرمند چند سال بعد از نقاشان سقاخانه انجام داده بود و ابتدا با مخالفت و سپس با سیلی از تقلید خوشنویسان روبرو شده بود. همچنین او در کار نقاشیخط و ارائه و توسعه آن بیش از دیگران پایمردی کرده و تاکنون همچنان در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی خوش درخشیده‌است.

احصایی از سال ۵۴ شروع به کشیدن تابلوهایی کرد که عمدتاً با کلمه «الله» یا آیه «لااله الاالله» شکل می‌گیرد و به گفته خودش نوعی ذکر تصویری «الله» و نمودی از عرفان و تصوف اسلامی است. او تاکنون چند نوبت به این کارها، که به نام کارهای الله معروف است، پرداخته و در آخرین دستاورد رنگ را به کلی از میان برداشته تا در بی‌رنگی و بی‌اختیاری سفید روی سفید و سیاه با سیاه که هر دو تجلی از نور هستند طرحی نو در انداخته باشد. این شکل از کار او به «الفبای ازلی» نیز شهرت یافته‌است.

آیدین آغداشلو

آیدین آغداشلو ( ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، نویسنده، منتقد فیلم و طراح هنرمند معاصر ایران است. آثار هنری او به خاطر نمایش اندیشه مرگ و فنای تدریجی و نیز بازآفرینی کارهای مطرح کلاسیک در قالبی نوگرا و سوررئال شناخته شدهاند. دو مجموعه خاطرات انهدام و سالهای آتش و برف وی از جمله مهمترین مجموعههای هنر نوگرا در ایران به شمار میروند.

آغداشلو کار طراحی، گرافیک، و نقاشی را از نوجوانی آغاز کرد و در همان جوانی تصویرگر کتابهای درسی ایران، مجلات، و مؤسسههای خصوصی شد. او از دستاندرکاران راهاندازی موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود که سرپرستی دومی را نیز مدتی در دست داشت. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه تکی برگزار کرده است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳. غیر از شمار بسیاری نقاشیهای نوگرا، از وی صدها نوشته شامل نقد هنری و سینمایی، پژوهشهای تاریخ هنر، و سفرنامه باقیمانده است.

کامران کاتوزیان

کامران کاتوزیان متولد ۱۳۲۰ تهران کارشناس هنرهای زیبا از دانشگاه ویندهام، ورمونت امریکا است. او برنده چهارمین بی ینال تهران در سال ۱۳۴۳ بود.

او نمايشگاههاي متعدد انفرادي در گالري صبا و گالري نگار داشته است و در در دانشكده هنرهاي تزئينيو دانشگاه آزاد تهران تدريس کرده است.

محمدعلی ترقی‌جاه

محمدعلی ترقی‌جاه (زادهٔ۱۳۲۲ تهران – درگذشتهٔ ۱۳۸۹) نقاش ایرانی بود.

وی در سال ۱۳۵۵ اولین نمایشگاه خود را به صورت انفرادی در تهران برگزار کرد و دو سال بعد نیز اولین نمایشگاه برون مرزی خویش را در گالری نمایشگاه بین‌المللی هنر بازل سوئیس برگزار کرد. از سال ۱۳۶۰ سبک خاص خود را که مشخصه‌اش اسب‌های تجرید یافته بود پایه نهاد که بارزترین نشان هنری وی شد. موزه بین‌المللی هنر قرن ۲۱ آمریکا (TIMOTCA) آثار وی را به عنوان نمایندهٔ هنر ایران انتخاب کرد. برخی از آثار وی در موزهٔ هنرهای معاصر تهران، موزهٔ هنرهای مدرن شارجه، نوتردام هلند و موزه ورلد موجوداست.

وی در ۲۱ مردادماه سال ۱۳۸۹ درحالی‌که به‌تازگی از نمایشگاه موفق در سوئیس به ایران بازگشته بود، در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

فرشید مثقالی

فرشید مثقالی (زادهٔ ۱۳ تیر ۱۳۲۲ در اصفهان) تصویرگر کتاب‌های کودک و نوجوان، و تنها برندهٔ ایرانی جایزهٔ هانس کریستین آندرسن است. آثار مطرحی چون «خروس زری، پیرهن پری» و «ماهی سیاه کوچولو» برای نخستین بار به قلم این هنرمند تصویرگری شده‌اند.

فرشید مثقالی در ۱۳ تیرماه ۱۳۲۲ در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی که دانش‌آموختهٔ رشتهٔ نقاشی از دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران است فعالیت خود را با تصویرسازی برای مجلات مختلف آغاز کرد. آغاز کار حرفه‌ای فرشید مثقالی به همکاری با مجلهٔ «نگین» و در سال‌های ۱۳۴۳-۱۳۴۴ برمی‌گردد. کتاب‌های «کره اسب سیاه»، با تصویرگری سیاه و سفید و کتاب رنگی «خروس زری، پیرهن پری» اثر احمد شاملو از نخستین تصویرسازی‌های او به شمار می‌رود. مثقالی در سال ۱۳۴۶ به هنرمندان «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» پیوست. تصویرگری چند کتاب کودک، که «عمو نوروز» نخستین آن‌ها به شمار می‌رفت، حاصل این دوره از همکاری این هنرمند با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است؛ دوره‌ای دو–سه ساله که تصویرگری «ماهی سیاه کوچولو» هم در آن جای می‌گیرد و جایزهٔ اول بی‌ینال «بولونیا» ایتالیا را در سال ۱۳۴۸ نصیب او کرد. او برای مصور کردن کتاب‌های ماهی سیاه کوچولو، آرش کمانگیر، جمشید شاه و قهرمان جوایزی دریافت کرد. بخش دیگر زندگی حرفه‌ای فرشید مثقالی را باید در آمریکا پی گرفت. این بخش با اقامت در کالیفرنیا و در سال ۱۳۶۵ آغاز می‌شود و با راه‌اندازی یک استودیوی شخصی گرافیک به نام دسک‌تاپ استودیو ادامه می‌یابد.]

مثقالی از روش‌های مختلفی در تصویرگری استفاده کرده‌است؛ او لیتوگرافی، کلاژ، آبرنگ و سایر ابزارهای هنری و سبک‌های متفاوت مانند سبک‌های غربی و چاپ سنگی را در آفرینش تصاویر به کار برده‌است. تصویرگری کتاب‌های «عمو نوروز»، «جمشید شاه»، «پسرک چشم آبی»، «آرش کمانگیر» «ماهی سیاه کوچولو» و «افسانهٔ آفرینش در ایران» از جمله مهم‌ترین آثار مثقالی است. کتاب‌های تایپوگرافی و مقدمه‌ای بر گرافیک دیزاین نیز کتاب‌های معروف وی در زمینه‌ی گرافیک می‌باشد.

محمود زنده رودی

محمود زنده رودی هنرمند ایرانی مقیم فرانسه است که با نام هنری “زنده” سالهاست به فعالیت هنری می پردازد و نمایشگاه های متعددی درنیویورک، واشنگتن، مراکش، هنگ کنگ، اسپانیا، سوئیس، الجزایر، کانادا، قبرس و فرانسه برگزار کرده است. اما در ايران کمتر شناخته شده و شايد در نگاه نخست نام خانوادگي او ما را به ياد برادر بزرگترش حسين زنده رودی بيندازد، اما محمود زنده رودی تلاش کرده به شيوه و راه خودش دست يابد. او از دوران کودکی با طرح و رنگ و نقش که به نوعی ملهم از هنر خیاطی و تکه دوزی است، آشنا شد و آثاری هم در این دوره با تکنیک پارچه و کلاژ خلق کرد. در ۱۵ سالگی برای نخستین بار یکی از آثار محمود زنده رودی در بینال نقاشی تهران انتخاب شد و اثرش در کنار آثار بزرگان به نمایش در آمد. این هنرمند منظومه هفت پیکر نظامی را در۸ تابلو در سال ۲۰۰۴ به تصویر درآورده است که به موزه هنرهای معاصرتهران اهدا کرد.

فریده لاشایی

فریده لاشایی (زاده ۱۳۲۳, شهر رشت – درگذشت ۶ اسفند ۱۳۹۱) نقاش نوگرای، نویسنده و مترجم ایرانی. او را به پرده‌های انتزاعی معاصرش می‌شناسند. مهمترین کتاب او رمان شال بامو است و از دیگر آثارش می‌توان به ترجمه نجواهای شبانه ناتالیا گینزبورگ اشاره کرد. .

وی در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت متولد شده‌است. پس از تحصیلات دبیرستانی به آلمان سفر کرد و پس از گذراندن مدرسهٔ مترجمی در مونیخ، به تحصیل در رشته هنرهای تزیینی در وین پرداخت. پس از اتمام این دوره مدت دو سال در کارخانه Reidel در اتریش به طراحی کریستال پرداخت و برخی از طرح‌هایش در استودیو روزنتال روی گلدان‌های چینی پیاده شده‌است.

نقاشی‌های فریده لاشایی را می‌توان نمونه‌ای از حضور هنر گذشته در هنر معاصر به شمار آورد. حضور همان سفسطه‌های اندوهناک طبیعت که از اوخر سدهٔ هفدهم در آثار نقاشان شمال اروپا چهره نمایاند. حضور سنت کارکرد رسانهٔ نقاشی که از روزگار سزان به این سو بر جسمانیت رنگ تأکید ورزیده‌است. حضور همان سنتی که بر خط و رنگ‌های به هم آمیخته و فرم‌های نامنتظر تأکید دارد و سرانجام، حضور سنت نقاشی خاور دور همه و همه در آثار لاشایی حس شدنی است و با این همه نگاه او به طبیعت نگاهی نو و امروزی است.

سازهٔ نقاشی‌های لاشایی زمین و درخت و گل و گیاه و در یک کلام عناصر طبیعت است. زبانش نیز کم و بیش سنتی است اما او این توان را دارد که به این زبان لهجه‌ای نو و روزآمد بدهد. نمی‌خواهد با این زبان گزارش و روایتی از جهان و طبیعت به دست دهد. نقاشی‌هایش نه تصویر ظاهری جهانی است که به چشم دیده می‌شود. نه ایماژ جهانی رؤیایی است. آنچه لاشایی به نمایش می‌گذارد یادگارهای نگاهی گذرا به چشم‌اندازهایی است که تنها با نیروی تصور می‌توان به آن‌ها دست یافته نا با خیال پردازی. هدف لاشایی بر پرده آوردن ظاهر طبیعت به شیوه و روشی خاص نیستَ به نمایش بخش و برشی از طبیعت نیز نمی‌پردازد. با این همه اثرش نوعی ترجمان احساس طبیعت است. احساسی که سخت واقعی و بی‌خدشه جلوه می‌کند و شکل حضور نقاش در برابر طبیعت را به خود می‌گیرد. لاشایی هرگز سر آن ندارد که نگاه خود را بر جزپیات و عناصر طبیعت متمرکز کند، نمی‌خواهد بیازماید و محک بزند. می‌خواهد طبیعت را به صورتی مبهم و نمادین و به شکلی شاعرانه و حسی تصویر کند. می‌خواهد به سنت نقاشان چینی و خاور دور به گونه‌ای نقاشی کند که فضای چشم‌اندازهایش احساس شود. با درهم آمیختن و درهم دواندن رنگ. تصویری سیال از طبیعت به دست می‌د

وی در ششم اسفندماه ۱۳۹۱، در پی یک دوره طولانی بیماری سرطان در سن ۶۸ سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت. به گزارش ایسنا، پیکرش پس از تشییع از مقابل خانه هنرمندان ایران برای خاکسپاری به سوی دربندسر تهران راهی شد.

کورش شيشه گران

کورش شیشه گران متولد ۱۳۲۴ در قزوین است. او نقاش، گرافیست و معمار داخلی، دانش آموخته هنرستان هنرهای زیبای تهران و دانشکده هنرهای تزئینی دانشگاه هنر در رشته معماری داخلی است. آثار این هنرمند در قالب نمایشگاه های گروهی و انفرادی بسیاری و نیز در بیینال های داخلی و خارجی از جمله بی ینال جهانی چین به نمایش در آمده اند.

شیشه گران دریافت تقدیرنامه از سازمان ملل متحد به خاطر طراحی پوستر “صلح در لبنان”، کسب مقام اول مسابقه هزاره جهانی نقاشی در ایران و تقدیر هیات داوران در اولین بی ینال بین المللی نقاشی جهان اسلام را در کارنامه فعالیت های هنری اش دارد.

جواد مجابی منتقد و کارشناس هنر، درباره آثار کوروش شیشه گران گفته است: پردههای نقاشی کوروش شیشه گران، در فاصله موسیقی و معماری ایستاده است؛ بیآنکه وامدار یا همذات این دو رسانه باشد. چرخشهای دوار انگیز خطهای رنگین- غالبا سیاه، قرمز، آبی- که با شتابی هیجانی، کلافی کور را بر متنی ملایم ترسیم میکند، همچون قطعهای از موسیقی الکترونیک، تعبیرهای گوناگون سیالی میپذیرند؛ چیزی را میگویند و نمیگویند، میسازند و نمیسازند در فاصله هیچ و همه بازیگرانه پیچ و تابی دارند.

ایرج زند

ایرج کریم‌خان زند (به اختصار ایرج زند)، نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی است. او در سال ۱۳۲۹ در تهران متولد شد. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در سال ۱۳۴۶ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل گردید و در سال۱۳۵۴ به منظور ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در سال ۱۳۶۰ از دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت. ایرج زند از سال ۱۳۶۴ بیش از ۱۵۰ نمایشگاه انفرادی برپا کرد و در بیش از ۳۵ نمایشگاه گروهی در ایران، فرانسه، آلمان، کویت و پرتقال آثار مجسمه و نقاشی‌اش را به تماشا گذاشت. زند از سال ۱۳۶۳ به تدریس در دانشگاه‌های هنری ایران پرداخت. او عضو هیئت مدیره انجمن هنرمندان نقاش ایران نیز بوده است.

از جمله آثار بارز وی می‌توان به مجموعه مجسمه‌های فلزی او اشاره کرد که حاصل برش و خمش صفحات دو بعدی و در نتیجه تبدیل آنان به حجم‌ها و فرم‌های سه بعدی است. بر خلاف بیشتر گونه‌های دیگر مجسمه، آثار زند از تمامی جهات دیداری قابل برداشت و دارای هویت اند. وی در آخرین نمایشگاه خود از پلکسی گلاس به جای صفحات فولادی نیز استفاده کرده بود. ایرج زند در آذر ماه ۱۳۸۵ در تهران درگذشت.

على نصيرى

على نصيرى (۱۳۲۹ تهران) يکى از نقاشان آبستره برجسته ايرانى است که در واشنگتن زندگى مى کند.

او از دنياى تجارى هنرى بيزار است و کمتر در جايى ظاهر مى شود و يا اثرى از خود را مى فروشد اما هنر او که در سبک نقاشى آبستره موسوم به آبستره احساسى است در محافل هنرى مورد استقبال قرار گرفته است.

حسام ابریشمی نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی است. او در ایالت کالیفرنیا در امریکا زندگی می‌کند. او علاوه بر نقاشی به خلق مجسمه‌هایی از جنس برنز اقدام نموده و اخیراً به نقاشی بر روی شیشه نیز مشغول شده‌است. حسام ابریشمی در سال ۱۳۳۰ در شهر شیراز متولد شد. دلباختگی اش به هنر نقاشی به سال‌های نوجوانی اش بر می گردد. در سال دوم دبیرستان، در مسابقهٔ سراسری نقاشی، ابتدا در شهر شیراز و سپس در کل کشور، رتبهٔ اول را کسب نمود. در سال ۱۳۵۴ برای ادامهٔ تحصیلات عالی اش در رشتهٔ نقاشی راهی ایتالیا شد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای “پیترو وانوچی”، در شهر “پروجا”، به تحصیل نقاشی پرداخت. این دوره، نخستین تماس جدی حسام با نگرش هنری غرب بود. حسام ابریشمی در سال ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و متأثر از جو انقلابی کشور و دگرگونی‌های ناشی از آن، کارهایی با مضامین و مفاهیم سیاسی و اجتماعی به تصویر کشید. حسام در سال ۱۳۶۳ مجدداً به ایتالیا برگشت و پس از هشت ماه اقامت در آنجا راهی لوس آنجلس شد. او در سال ۱۳۶۶ با خلق نقاشی‌های کتاب “حماسهٔ پادشاهی کیومرث “، عرصهٔ جدیدی از فعالیت‌های هنری را به روی خود گشود. در سال ۱۳۷۱ همکاری رسمی اش را با “کالکتورز ادیشنز” آغاز کرد و از طریق این شرکت شناخته شدهٔ انتشاراتی هنری، موفق به نشر و عرضهٔ آثار هنری خود در سطح جهانی گشت.

گزینه‌هایی از آثار نقاشی او در قالب سه مجموعهٔ مجزا، توسط کالکتورز ادیشنز در آمریکا چاپ و منتشر شده‌است. همچنین عناوین متعددی از کتاب‌های مرجع دانشگاه‌های آمریکا در زمینهٔ جامعه شناسی و روان شناسی، از طراحی‌ها و نقاشی‌های حسام ابریشمی به عنوان طرح روی جلد بهره برده اند و بسیاری از صفحه‌های این کتاب‌ها نیز با نقش‌های او تکمیل شده‌است. حسام در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۵ در هفتاد و دو نمایشگاه انفرادی و گروهی و جشنوارهٔ هنری شرکت کرد و بیست و یک جایزه دریافت نمود. مجسمه سازی را از همان سال‌های نخست فعالیت هنری اش در ایتالیا نیز، دوست می داشت و گاه تجربه هم می‌کرد. از سال ۱۳۷۷ اما، به‌طور جدی به خلق پیکره‌های برنزی پرداخت. او در سال ۱۳۷۸ با همکاری برخی دوستان هنرمندش به تأسیس انجمن هنرهای تجسمی “سیوا” برای هنرمندان ایرانی ساکن غربت پرداخت. این انجمن که گروهی از هنرمندان نقاش و مجسمه ساز پیش کسوت مقیم کالیفرنیا را نیز در خود جای داده است، می کوشد تا دست هنرمندان جوان خارج از کشور را بگیرد، استعدادهای تازه را کشف کند و راه‌های درست تر را به آن‌ها نشان دهد، تا سیر هنرهای تجسمی ساکن غربت، تا سر حد امکان در مسیر اصولی تری باقی بماند.

علی فرامرزی

علی فرامرزی متولد سال 1329 تهران است. در سنين جوانى فرامرزی تصمیم گرفت که نقاش شود؟ ستاره راهنمای آن پتگر بود. او به طراحی و نقاشی از روی طبیعت و چشم‌اندازهای آن پرداخت. اما بیش از همه، آنچه از تجربه‌های خود آموخت راه و روش نقاشی او را شکل داد و او را نقاشی خود آموخته بار آورد. از امپرسیونیست‌ها آموخت که اشیا در نورهای گوناگون شکل عوض می‌کنند. از سزان آموخت که طبیعت را می‌توان به شکل‌های هندسی مختصر کرد. سمبولیست‌ها قدرت تحریف‌های ذهنی را به او نشان دادند، ترکیب بندی معمارگونه را از پیکاسو یاد گرفت.

نقاشی‌های فرامرزی بر مدار سه محور اصلی طبیعت، شهر و انسان می‌گردد. او می‌خواهد در همه حال به محتوای احساسی و حقیقت پنهان در پس ظاهر فرم‌ها و عناصر طبیعت و انسان نزدیک شود و همان حقیقت را هم بنمایاند. در طراحی، ضمن ترکیب بندی، به ساده سازی و ایجاز نیز می‌پردازد و می‌کوشد که رها از حاشیه پردازی‌ها ، تنها عناصر اصلی و بنیادین را نمایش دهد و معادل‌های بصری طبیعتی مختصر و انتزاعی را به تصویر کشد. شکل طراحی‌هایش به گونه‌ای است که گویی آنها را در یک نفس کشیده است و آنچه از طرح‌واره‌های فرامرزی کیفیتی معمارگونه دارند و به همین شکل هم دیده و دریافت می‌شوند.

او در نمایشگاه‌های متعدد گروهی و انفرادی شرکت داشته است از جمله: انجمن فرهنگی ایتالیا، فرهنگسرای نیاوران، گالری فرامرزی، موزه هنرهای معاصر، فرهنگسرای آنار، نگارخانه کوثر، گالری برگ، نمایشگاه گروهی طراحان معاصر نمایشگاه بین‌المللی.

رضا درخشانى

رضا درخشانى دوره دبيرستان را با ديپلم رياضى در سمنان به پايان رساند. در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران دوره نقاشى را گذراند و سپس در مدرسه آرت سنتر كاليفرنيا در رشته ايلوستراسيون ادامه تحصيل داد. درخشانى قبل از مهاجرت به آمريكا در دانشگاه تهران و دانشكده هنرهاى تزئينى به تدريس هنر پرداخت. وى حدود دو دهه در نيويورك به سر برد و در آمريكا و اروپا به فعاليّت هنرى در زمينه موسيقى و نقاشى پرداخت.

رضا درخشانى ضمن دستيابى به شيوه هاى خاص خود بر اساس هنر ايراني در زمينه موسيقى نيز فعاليّت گسترده اى داشته و با هنرمندان بنام بين المللى در پهنه هنر موسيقى، شعر، تئاتر و رقص به همكارى مستمر پرداخته است. وى در سال 1381 پس از يك غيبت طولانى به تهران بازگشت و آثار خود را همراه با يك اجراى موسيقى و حركت در خانه هنرمندان به نمايش گذاشت.با استقبال تماشاچيان ايرانى انگيزه فعاليّت هاى هنرى بيشتر شد كه شامل نمايشگاه و كنسرت در فرهنگسراى نياوران، گالرى طراحان آزاد، گالرى باران، گالرى ماه، گالرى اثر و نمايش نقاشى هاى پرده اى و دو اجراى موسيقي در موزه هنرهاى معاصر تهران مى باشد.

آثار رضا درخشانى علاوه بر تهران در شهرهاى لندن، رم، پاريس، ژنو، نيويورك، مكزيكو، آستين، سياتل، واشنگتن و آنجلس بدفعات به نمايش درآمده است و در بسيارى از مجموعه هاى مهم هنرى موجود مى باشد. وى در حال حاضر در تهران، اروپا و آمريكا در حال زندگى و كار مى باشد.

علی دیواندری

علی دیواندری (زادهٔ ۱۵ شهریور ۱۳۳۶ در سبزوار) نقاش، کارتونیست، مجسمه‌ساز، طراح گرافیک، تصویرساز و روزنامه‌نگار با سابقهٔ ایرانی است. شروع فعالیت‌های وی در عرصهٔ طراحی و کاریکاتور به ۱۳۵۴ برمی‌گردد. شهرت دیواندری بیشتر به‌خاطر کسب جوایز متعدد، در نمایشگاه‌های جهانی‌است. او از اولین کارتونیست‌های ایرانی‌است که از ۱۳۶۹ و با محدود شدن فضای مطبوعاتی ایران به شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی روی آورد و در طی چند سال جوایز متعددی را از آن خود کرد، بطوری که او را پر افتخارترین کارتونیست نمایشگاهی دههٔ هفتاد لقب دادند. در ۱۳۷۶، دیواندری به عنوان دبیر و مدیر اجرایی اولین جشنوارهٔ بین‌المللی کاریکاتور انسان و طبیعت در ایران به فعالیت پرداخت و در طی سال‌های فعالیت خود، در چندین نمایشگاه کاریکاتور در ایران و ترکیه عضو هیئت داوران بوده و آثارش در نمایشگاه‌ها، مجلات و روزنامه‌های ۳۴ کشور جهان منتشر شده‌است.

امیر صادق طهرانی

امیر صادق طهرانی متولد ۱۳۳۸، تهران و فارغ التحصيل هنرهاي تجسمي دانشگاه هنرهاي زيبا دانشگاه تهران و
فارغ التحصيل خوشنويسي از انجمن خوشنويسان ايران است.

مصطفی دشتی

مصطفی دشتی در سال ۱۳۳۹ در شهر خاش به دنیا آمد. او نقاشی را از دهه ۶۰ به‌صورت حرفه ای آغاز کرده است و از نقاشان پیشتاز و معتبر این سال‌ به شمار مى رود. دشتی شاگردزنده‌یاد سیداحمد ابطحی، زنده‌یاد عبدالله فرهادی، آیدین آغداشلو و کارل اشلانیگر بوده است.

نقاشی‌های اولیه‌اش را از بیابان‌های بلوچستان، کویر یزد، کناره جاده‌ها و… آغاز کرد؛ حالا به شکوه آسمان رسیده است؛ حتی اگر تنها سیاه و سفید باشند. او جزء معدود نقاشانی به‌شمار می‌رود که در ابعاد بزرگ نقاشی می‌کند و دل‌مشغولی عمده در آثارش، پرداختن به طبیعت است.

فلورا فیض‌بخش

فلورا فیض بخش (متولد ۱۳۳۵) لیسانس اقتصاد اجتماعی دانشگاه تهران و عضو انجمن هنرمندان ایرانی.

وی نقاشی حرفه ای با بیش از ۱۵ سال تجربه است که حرفه‌ی نقاشی را به عنوان کاری تمام وقت برای خود برگزیده است. همچنین با داشتن آگاهی از قوانین مطالعه مجازی و سبک های نقاشی، او آغاز به تجربه کردن نقاشی انتزاعی، با استفاده از نمادها و استعاره های داخلی زن و بیان آنها در نقاشی های کرده است.

رضا خدادادی

رضا خدادادی در سال ۱۳۳۹ در اردبیل زاده شد و در کودکی به تهران آمد. دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در تهران سپری کرد و پس از آن به زادگاهش بازگشت و دوران تحصیلی متوسطه را در آنجا گذراند. علاقمندی او به هنر موجب شد تا دوباره به تهران بازگشته و در مجتمع دانشگاهی هنر و در رشته نقاشی به تحصیل بپردازد. پس از آن تحصیلات خود را در رشته انیمیشن و در همان دانشگاه ادامه داد. وی که از دانشجویان فعال و ممتاز دانشگاه بود، از هنگام دانشجویی به دعوت برخی از دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، به تدریس در دانشگاه مشغول شد. خدادادی دکترای پژوهش هنر و دارای تخصص هنرهای شهری و هنرهای عمومی است و علاوه بر فعالیت‌ در زمینه خلق آثار هنری، از سال ۱۳۷۰ تاکنون به تدریس در دانشگاه‌ها اشتغال داشته و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران است.

علی شیرازی

علی شیرازی متولد ۱۳۳۹ شمسی در شیراز، آموزش خوشنویسی را نزد آقای نصر الله معین اصفهانی آغاز و پس از دریافت گواهینامه ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران، در محضر استاد غلامحسین امیرخانی، استاد ارشد انجمن خوشنویسان، به صورت حضوری و مکاتبه ای آموزش های تکمیلی را دریافت کرد. سپس مدتی در پست ریاست انجمن خوشنویسان استان اصفهان فعالیت کرد و پس از مهاجرت به تهران در ۱۳۶۷ به عضویت شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران درآمد . او در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت گواهینامه استادی از انجمن خوشنویسان ایران گردید و نمايشگاه هاى متعددى برگذار کرده و جوايز بسئارى درئافت دداشته است.

پرستو فروهر

پرستو فروهر (زاده ۱۳۴۱ در تهران) نویسنده، هنرمند، فعال حقوق بشر و فرزند داریوش فروهر و پروانه اسکندری است. او در حال حاضر در شهر فرانکفورت در آلمان زندگی می کند و آثار هنری او در بسیاری از کشورهای دنیا نظیر ایران٬ آلمان٬ آمریکا٬ ترکیه٬ روسیه و انگلستان نمایش داده شده است. پس از به قتل رسیدن پدر و مادرش٬ داریوش و پروانه فروهر٬ او و برادرش آرش مجبور به مهاجرت از ایران شدند. آثار پرستو فروهر عموما بازتاب نقادانه ای است از بستر سیاسی ایران و همچنین به پیچیدگی های سنت و فرهنگ و آثار این پیچیدگی ها بر هویت فردی می پردازد.

او در فاصله سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ مشغول به تحصیل در رشته هنر بود و مدرک کارشناسی خود را در این رشته از دانشگاه تهران دریافت کرد. او همچنین کارشناسی ارشد خود در رشته هنر را در سال ۱۳۷۲ از دانشگاه هنر اوفن باخ در آلمان دریافت کرد. در سال ۱۳۸۰ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران٬ مانع از برگزاری نمایشگاه عکس او با عنوان «نقطه کور»‌٬ که تصاویری بود از فیگورهای بدون صورت که دارای پوشش اسلامی چادر بودند ٬‌شد. در واکنش به این ممانعت٬ ‌در روز افتتاحیه ٬‌فروهر تصمیم گرفت تا قاب هایی خالی از عکس هایش را نمایش دهد.

فرهاد مشیری

فرهاد مشیری از نقاشان سرشناس ایرانی است. وی نخستین هنرمند اهل خاورمیانه است که کارش در سال ۲۰۰۸ به قیمتی بیش از یک میلیون دلار به فروش رسید. فرهاد مشیری در سال ۱۳۴۲ در شیراز به دنیا آمد. پدرش مالک چند سینما در شیراز بود و او از نوجوانی به سینما و هنر علاقه‌مند شد. او در سال ۱۳۵۸ به ایالات متحده رفته و در حومه لس‌آنجلس ساکن شد. وی در آنجا تحصیلات مقدماتی را به پایان برده و در سال ۱۳۶۰ در انستیتوی هنر کالیفرنیا مشغول به تحصیل شد. او پس از ۱۲ سال اقامت در ایالات متحده، در سال ۱۳۶۸ به ایران بازگشت و از آن پس به کار تهیه و تولید فیلم‌های انیمیشن کامپیوتری و کتاب برای کودکان به سفارش سازمان یونیسف پرداخت. فرهاد مشیری در سال ۱۳۷۸ با الهام از خم‌ها و کوزه‌های سفالینی که در شیراز دیده بود، یک سلسله نقاشی کشید که بعدها به نقاشی‌های کوزه معروف شدند. این آثار، نقاشی‌هایی مینی‌مال از کوزه‌های سفالین در بوم‌های بزرگ، تخت و با پس‌زمینه‌هایی تک‌رنگ بودند که به روی نقش سطح کوزه‌ها، کلمات یا عباراتی ساده چون عشق، گذشته، گذشته است یا فقط من در قالب خطاطی و خوشنویسی ایرانی، با مرکب و رنگ و حروف درشت حک شده بود. این آثار خیلی زود مورد توجه هنر دوستان و منتقدان هنر قرار گرفت. نمونه دیگر استفاده مشیری از شمایل‌های جهانی را می‌توان در قالیچه پرنده (۱۳۸۶) یافت که با قیمت بی‌سابقه‌ای در حراجی کریستی به فروش رفت. همچنین در سال ۱۳۹۲، تابلوی باغ مخفی او، در یک حراجی در شهر دوبی به قیمت ۹۸۷٬۷۵۰ دلار به فروش رفت.

فرزانه قریشی

فرزانه قریشی متولد ۱۳۴۰ او در تهران زندگی و کار می‌کند. دارای لیسانس نقاشی از دانشگاه آزاد است و ۷ نمایشگاه انفرادی در ایران، یک نمایشگاه انفرادی در هلند و ۱ نمایشگاه انفرادی در سوئد برگزار نموده‌است. او همچنین در بیش از ۵۱ نمایشگاه گروهی در ایران و نمایشگاه‌های گروهی دیگری در چین و امریکا شرکت داشته‌است.

بهرام حنفی

بهرام حنفی متولد سال ۱۳۴۵ در میاندوآب، کارشناس صنایع دستی و کارشناس ارشد تربیت مدرس با گرایش پژوهش هنر، است. او تاکنون چندين نمایشگاه انفرادی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است.

گلناز فتحى

گلناز فتحى، متولد ۱۳۵۱ تهران، دارای مدرک کارشناسی طراحی گرافیک است و از انجمن خوشنویسان ایران نیز دیپلم دارد. او برنده جایزه بهترین خوشنویس زن ایران در سال ۱۳۷۴ است و نمایشگاه های بسیاری از آثارش به صورت گروهی و انفرادی در داخل و خارج از کشور برگزار شده اند.

گلناز فتحی بیش از شش سال به آموزش خطاطی سنتی در نزد استادان این فن میپرداز و جزو معدود زنانی است که در این زمینه به مقام استادی دست یافتهاند. استفاده از فرمهای آبستره و رسانههای جدید بیش از پیش در آثار این هنرمند دیده می شوند.  با اینهمه، این خطاطی چه از جهت تکنیکی و چه از جهت اجرائی، بنیان نقاشیهای او بهشمار میآید.

مهرداد شوقی

مهرداد شوقی حقدوست، متولد سال ۱۳۵۱ خورشیدی و فارغ التحصیل رشته ارتباط تصویری از دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است . او در چندين نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران برگزار کرده و در بینالها و حراجهای متعددی شرکت نموده است. آثار او در مجموعههای معتبر بینالمللی ضبط و نگهداری میشود که از آنجمله میتوان به موزهٔ بریتانیا، موزهٔ هنرهای معاصر تهران و موزه هنر اسلامی مالزی اشاره کرد. متن زیر بخشی از نوشتهٔ استاد آیدین آغداشلو ست که در سال ۱۳۸۷ برای نمایشگاه انفرادی او که در لندن برگزار شد، تنظیم و چاپ گردید.

“مهرداد شوقی از بهترین و معتبرترین هنرمندان حوزهٔ نقاشی- خط یا خوشنویسی مدرن است. او خوشنویسی را به صورتی کاملا مدرن و معاصر به کار میگیرد و جایگاه خاص و برجستهٔ خود را به شایستگی و در خلال چند دهه جستجوی عمیق و پر بار به دست آورده و بر آن تکیه زده. در آثار اخیر او، هر چند نشانههایی از شیفتگی او به خط کوفی هزار سال پیش دیده میشود – که چه خوب و بدیعی میتواند از آن استفاده کند – اما توجه او بسیار بیشتر از وفاداری صرف به شیوههای کهن، متوجّه خلق فضا و ضرباهنگ و ترکیب و طراحی جدیدیست که کاملا با میزان و سلیقه و معیارهای هنر معاصر هماهنگ است و میتواند به زبانی کاملا تازه دست پیدا کند.”

ربابه حسین پور

ربابه حسین پور، متولد ۱۳۵۳ تبریز دارای مدرک ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران و فارغ التحصیل کارشناسی زبان انگلیسی است. او از سال ۱۳۷۶ مربی خوشنویسی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. او در چندين نمايشگاه جمعى و انفرادى شرکت داشته است.

ساسان ناصرنیا

ساسان ناصرنیا متولد ۱۳۵۳ در تهران است و لیسانس گرافیک خود را از دانشگاه آزاد دریافت کرده و تاکنون در نمایشگاههای متعددی در داخل و خارج از ایران شرکت داشته است.

او در باره نقاشى هاى خود نوشته است: “نقاشی همیشه برایم بهصورت چالشی جدی مطرح بوده، چالشی که از نگاهم عناصر متضاد و ناهمگون جهان را در تقابل قرار میدهد و با تحلیل همین تضادهاست که نقاشی میکنم.خط پیشینه ایست قابل تکرار که میتواند نوستالژیک باشد و یا در جهت گسترش و بازسازی سنت در آفرینش رخدادی نو بکار گرفته شود، تلاشی که بر ستونهای هنری کهن بنا میشود تا به جستجوی جهانی دیگر منجر شود. خط فارسی علاوه بر دلالتهای نوشتاری و معنایی، قابلیت ایجاد اشکال بدیعی از ترکیبات فرمی همچون زیبانویسی، زشت نویسی، به هم ریختن و بازسازی را در خود دارد که میتواند منجر به ایجاد ساختارهای بدیع گردد و همچنین، محل طغیان و شورش علیه تحمیلاتی شود که سالهاست نوشتن بر من روا داشته است. ازاینرو، با استفاده از خط در ترکیب نقاشیهایم سعی درگذر از مرز رویا و تجربیات بصری شخصیام به سمت مواجهه با طبیعت، انسان، تاریخ و نیز خود نقاشی کردهام.”

 افشین پیرهاشمی

افشین پیرهاشمی، متولد سال ۱۳۵۳ در ارومیه می‌باشد و اکنون مشغول کار و زندگی در تهران است.

افشین پیرهاشمی پیچیدگی های زندگی در ایران امروز را از طریق پرتره های نورپردازانه بررسی می‌کند که اغلب در لبه های خود به ترکیبات بیان گرانه و نمایشنامه های دراماتیک تبدیل می شوند. پیرهاشمی مسحور نقش زنان در جامعه معاصر ایران و روابط آنها با جهان اطرافشان است. وی با بهره‌گیری از ابعاد روانی و اجتماعی ایران معاصر، به جستوجوی قدرت می پردازد به طوری که از این طریق آنها را در فضاهای جنسیتی نمایان می‌کند.

شیوا احمدی

شیوا احمدی در سال 1356 در تهران به دنیا آمد و در میشیگان زندگی میکند. در سال 1384 کارشناسی ارشد خود در هنرهای زیبا را از فرهنگستان کرنبروک میگیرد. در 1387 از سوی موزه نو هنرهای امروز نیویورک نامزد جایزهی آلتوید میشود و کمکهزینه هنرمند کرسگه دیترویت را در 1388 دریافت میکند.

احمدی زبانی دیدنی پویایی آفریده که از مینیاتورها و هنر و معماری ایرانی اسلامی الهام گرفته است و از آنها برای کندوکاو موضوعات اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار در خاورمیانه و باخترزمین سود میجوید. شیوا احمدی با نوآوری شعرشناسی اسطوره، سرمایهداری و شکوه نفت در خاورمیانه و وابستگی باخترزمین به نفت را کندوکاو میکند. برای جلب توجه بیننده به این موضوع بشکههای نفتی را نقاشی کرده که به اشیایی زیبا تغییرشکل میدهند. احمد ی به هرچومرج و ناپایداری در دنیای امروز خواه در خاورمیانه و خواه در جاهای دیگر مینگرد. با سودجستن از زبان نمادين خود، شخصیتهای تجلیلشده اسطورهها و روایتهای ایرانی را با گذاشتن آنها در صحنههایی پرهرچومرج شالودهشکنی میکند و به این ترتیب آنها را از جایگاه رفیعشان برمی  دارد. نگارگری زیبای شیوا که از مینیاتورهای ایرانی الهام میگیرد، با نگارههای ناسازگاری و خشنونت، از جمله تفنگ، چکمه جنگی، جای تیر که از آن خون میریزد درهمآمیزند.

کامروز آرام

کامروز آرام (متولد ۱۳۵۶ شيراز) از هنرمنان ایرانی ساکن بروکلین است که در سالهای اخیر نمایشگاههای متعددی در خارج از کشور برگزار کرده و جوایز متعددی نیز به دست آورده است.

ندا هادى زاده

ندا هادى زاده متولد ۱۳۵۸ تهران، ديپلم نقاشی از هنرستان تجسمی دختران ۱۳۷۶ و ليسانس نقاشی از دانشگاه آزاد.
او در نمايش گاه هاى مختلفى شرکت داشته است.

محمد رحیمی

محمد رحیمی متولد 1359 ـ فارغ التحصیل رشته نقاشی .نمایشگاه های انفرادی: گالری لاله، گالری دی، گالری نار، و نمایشگاه های گروهی: گالری های اثر، هما و ماه و نمایشگاه های انجمن نقاشان ایران، 2006 Wishes and Dreams آمریکا، نمایشگاه در ایالات مختلف، 2009 Canvas Art آمریکا، نیویورک، 2005 Iranian Contemporary Art مراکش، کازابلانکا، 2007 Candle Star gallery انگلیس، لندن، 2009 Best asia artist کره جنوبی، سئول، 1381 برگزیده دوسالانه طراحی، 1384 برگزیده نمایشگاه طبیعت از نگاه هنرمندان امروز ایران.

تنها

تنها نام مستعار هنرمند ایرانی است که با آثار خود هنر شهری (به اصطلاح هنری گرافیتی) را به ایران و همین‌طور خاورمیانه معرفی کرد. آثار تنها بیش از هر کجا در تهران و حوالی شهرک اکباتان و آپادانای تهران به چشم می‌خورد[

وی از سال ۱۳۸۲ با نقاشی‌هایی که همراه با دوستان خود بر دیوارهای حاشیه اتوبان تهران کرج می‌کشید شناخته شد و رفته رفته در جامعه هنری ایران شناخته شد آثار تنها علاوه بر خیابان در گالری‌های تهران به نمایش درآمد و در مجموعه‌های هنرهای زیبا در ایران و خارج از مرزهای این کشور نگهداری می‌شود. تنها علاوه بر خیابان‌های تهران آثار خود را بر دیوار شهرهای کرج، تبریز، انزلی، رشت، اصفهان و همین‌طور شهرهای ملبورن، پاریس، باسل، کلن، برلین و هاوانا نیز تصویر کرده‌است و بدین ترتیب نماینده‌ای از پیام خیابان‌های تهران به دیگر شهرهای بزرگ دنیا بوده. آثار تنها در چندین کلکسیون معتبر جهانی نگاهداری می‌شود.

مهدى قديانلو

«مهدی قدیانلو» یکی از پرکارترین و موفق‌ترین هنرمندانی است که در زمینه نقاشی دیواری در ایران فعالیت می‌کند. او پیش از این در رشته مدیریت بیمارستانی مشغول تحصیل بود اما در نهایت به دنبال علاقه‌اش رفت و در رشته نقاشی مشغول به تحصیل شد. آقای قدیانلو در مقطع كارشناسی‌ارشد، رشته انيميشن (نقاشی متحرک) خوانده است.