سرکش

سرکِش (نام دیگر: سرکِس) رامشگر، خواننده و آهنگ ‌ساز نام‌دار دوران ساسانی و دربار خسرو پرویز است. پژوهشگران بر این باورند که او رامشی آرامی‌ با نام سرجیوس بوده که با گذشت زمان به سرگش و سپس به سرکش تبدیل گردیده‌است. کریستنسن مینویسد: مشهورترین موسیقی دانان و آهنگ سازان دربار خسرو دوم (پرویز) سرکش و باربد بوده اند. روایاتی که در باب این دو تن به ما رسیده ازبعضی کتب معمول در اواخر دوره ٔ ساسانی نقل شده است .تفصیلی که فردوسی و ثعالبی نقل کرده اند کمابیش افسانه آمیز است

گویا سَرکَب نیز که در اشعار فارسی یکی دیگر از رامشگران خسرو پرویز دانسته  شده، تحریفی از همان نام سرگس است. پیش از ورود باربد در دستگاه خسروپرویز، سرکش سمت نوازندگی مخصوص شاه را داشت و بر  دیگر موسیقی‌دانان درباری مقدم بود.

باربَد

باربَد نامورترین موسیقی‌دان، شاعر، بربت نواز و خواننده دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز (۵۹۰ تا ۶۲۸ میلادی)  است. درباره زندگی این هنرمند اطلاعات اندک و افسانه آمیزی در کتاب‌های فارسی و عربی آمده است. منابع کهن‌تر او را اهل مرو دانسته‌اند ولی منابع تازه‌تر زادگاه او را جهرم یاد کرده‌اند. او دستگاه موسیقی نوینی به نام سرود خسروانی خلق کرد که به خسرو پرویز تقدیم نموده بود.

باربد در انطباق با تقویم ساسانیان برای هر روزی از روزهای هفته نواهایی ساخته بود وهمچنین آهنگ‌هایی مشتق از این دستگاه هفتگانه برای هر سی روز ماه که به نام سی لحن باربدی نام‌دار است. و نیز ۳۶۰ نغمه به تعداد روزهای سال، معروف به داستان. هنوز هم میراث او در نام‌های گوشه‌های دستگاه‌های موسیقی ایرانی امروزی بر جای مانده است. اختراع اغلب نغمات و ترانه‌های موسیقی ایرانی کهن را به وی نسبت می‌دهند.

نکیسا

نکیسا (نام‌های دیگر: نگیسا یا سگیسا) موسیقی‌دان، چنگ نواز و خوانندهٔ عهد ساسانی است که نظامی در کتاب خسرو و شیرین و به تبع او امیر خسرو دهلوی در کتاب شیرین و خسرو از او یاد کرده‌اند. او چنگ نواز ماهری بود و در تدوین سرودهای خسروانی به باربد کمک کرده است ‌.

رامتین

رامتین از موسیقیدانان به نام ایران در دوران ساسانیان و هم عصر دیگر موسیقی دانانی چون باربد و نکیسا ست، او را واضع چنگ و استاد در نواختن این ساز می‌دانند و برخی وی را همان رامین عاشق ویس می‌شناسند. رامتین واژه‌ای فارسی به معنای آرامش بخش می‌باشد.

برخی بر این باورند که رامتین، خطا شده رامنین است. اسعد گرگانی از رامنین یا رامین نام برده و به باور دکتر معین، رامنین با افزودن یک نقطه رامتین شده است. البته در گواه‌های دیگری، واژه رامتین که امروزه معمول‌تر است، دیده می‌شود.

بامشاد

بامشاد نوازنده و موسیقی‎دان دوره خسروپرویز دوم ساسانی است که او را چون باربد کم مانند دانسته‌اند. بامشاد از آن گویند که بامداد چنان می‌نواخت و می‌خواند که همه کس را شاد می‌کرد.

نام بامشاد در چکامه‌ای از منوچهری آمده است

بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد

خوبتر از باربد، نیکتر از بامشاد

ابراهیم موصلی

ابراهیم موصلی (نام‌ دیگر: ابن ‌ماهان) شاعر، غزل‌سرا، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده و عودنواز ایرانی‌تبار که در سال ۱۲۵ ق در کوفه به دنیا آمد و در سال ۱۸۸ ق در بغداد از دنیا رفت. در زمان امویان، ماهان، پدر ابراهیم که از ایرانیان پارس بود به خاطر بیدادگری‌های فرماندار استان پارس ناچار به گریز از خانه شد و در میان قبیله تمیمی ساکن گشت. در آن زمان، فرهنگ و زبان فارسی در میان قبیله عرب تمیمی نفوذ زیادی داشت و برخی از آنان نیز زرتشتی شده ‌بودند.

او بهره‌مند از آموزش استادان ایرانی و عرب، به ویژه جوانویه زرتشتی، پایه‌گذار مقام ریتمیک ماخوری و نخستین پیرو برپایی شعر عرب بر آهنگ‌های ایرانی بود. ابراهیم به آموختن موسیقی در موصل، ری و در بغداد پرداخت. نوازندگان و آهنگ سازان معروفی نظیر پسرش اسحاق موصلی، منصور زلزل، مخارق، علویه، ابوصافه، سلیم‌ بن سلام، محمد بن حارث و محمد رف از شاگردانش بوده‌اند.

منصور زلزل‌

منصور بن جعفر بن زَلزَل رازی (متولد ۱۷۶ هجری قمری در کوفه و درگذشته در بغداد)، موسیقی‌دان ایرانی‌تبار سدهٔ دوم هجری بود. شهرت وی به خاطر ابداع پرده‌ای در کوک سازهای موسیقی ایرانی است که به «وسطای زلزل» معروف است.وی نوازندهٔ بربط (عود) بود و آواز نمی‌خواند. منصور زلزل برادر زن ابراهیم موصلی، موسیقی‌دان شهیر ایرانی بود که در دربار مهدی عباسی به جایگاه والایی رسید. زلزل زمانی که موصلی آواز می‌خواند با ساز بربط او را همراهی می‌کرد. او را مخترع بربط‌های شبوط‌مانند می‌دانند (شبوط نام عربی ماهی کپور است، و منظور از بربط‌های شبوط‌مانند بربط‌هایی است که کاسه یا شکم بزرگی دارند). او در این سازها از پرده‌ای جدید استفاده می‌کرد که به «وسطای زلزل» معروف شد.

زلزل از جوانمردان بود و از پول‌هایی که به دست می‌آورد به نیازمندان کمک می‌کرد. آب‌انبار زلزل (برکه زلزل) در بغداد نیز از موقوفات او بوده‌است. زمانی که هارون الرشید به خلافت رسید، بر زلزل خشم گرفت و او را ده سال به زندان انداخت. زمانی که زلزل از زندان آزاد شد موهایش سپید و خودش فرتوت شده بود و چند سال بعد در بغداد درگذشت.

اسحاق الموصلی

اسحاق الموصلی یک موسیقی‌دان ایرانی در دربار هارون الرشید بود. او در یک خانواده نامدار نوازنده زاده شد. پدرش ابراهیم الموصلی در همان جایگاه پیش از پسرش بود. همچنین وی آموزگار زریاب بود. اسحاق موصلی نظریات موجود در باره موسیقی  زمان خود را گردآوری كرد و قوانين موسیقی را كه يونانی‌ها وضع كرده بودند و در رساله‌های اقليدس هم آمده است با ابتكاری جديد در آهنگهای ايرانی بنيان گذاشت‌. يكي از كارهای اساسی اسحاق كشف قواعد هم‌آهنگی است که بعد از او متروك شد و تنها ابن سينا در كتاب شفا از اين قواعد ياد می‌كند.

زریاب

ابوالحسن علی بن نافع، معروف به زریاب موسیقی‌دان، خواننده و بربط نواز ایرانی‌تبار است. او ایجادکننده مکتب موسیقی ایرانی آندلس و ترویج دهنده موسیقی عربی ابداعی پارسیان در قرطبه، اشبکیه، مصر و شمال آفریقا است. او آگاه از علوم هندسه، زمین‌شناسی و جغرافیا بوده است. بنابر روایت‌هایی که چندان مستند نیست زریاب در بغداد زاده شد و خانواده او اصلاً از کردهای ایران یا از دشت ارژن در فارس بودند. او شاگرد اسحاق موصلی موسیقی‌دان مشهور دربار هارون‌الرشید بود و پس از آن ‌که اسحاق در اثر برتری زریاب در فن موسیقی و نیز فتنه‌انگیزی حاسدان به او بی‌لطف شد ترک بغداد کرد و به مغرب و بالاخره کوردوبا (قرطبه) در آندلس رفت. نوازندگان عود و گیتار در کشورهای مغرب (الجزایر و مراکش) و اسپانیا معتقدند که فن عودنوازی و ابداع گیتار از کارهای زریاب بوده است. زریاب را همچنین آورنده آداب و آشپزی و لباس‌های شرقی، وحتی خمیر دندان، به اروپا می‌دانند.

رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودکی و مشهور به استاد شاعران (زادهٔ ۲۴۴، رودک – درگذشتهٔ ۳۲۹ هجری قمری) نخستین شاعر مشهور ایرانی-فارسی در دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری و استاد شاعران این قرن در ایران است. او در روستایی به‌نام بَنُج رودک (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد.

رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند. تا پیش از وی کسی دیوان شعر نداشته ‌است. رودکی در تغییر خط از خط پهلوی به خط فارسی نقش داشته‌است. از تمام آثار رودکی که گفته می‌شود بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت و نیز شش مثنوی بوده‌است، فقط ابیاتی پراکنده به همراه چند قصیده، غزل و رباعی باقی‌مانده‌است. رودکی چنگ نواز ماهری نیز بوده‌است. از نوشته های وی درباره موسیقی چیزی به جا نمانده است.

فارابی

ابو نصر محمد بن محمد فارابی معروف به فارابی، (حدود سال ۲۶۰ هجری، در فاراب، خراسان، ترکمنستان امروزی – سال ۳۳۹ هجری) از بزرگترین فیلسوفان ایرانی سده سوم و چهارم هجری است. اهمیت او بیشتر به علت شرح‌هایی است که بر آثار ارسطو نگاشته و به سبب همین مشروحات او را معلم ثانی خوانده‌اند و در مقام بعد از ارسطو قرار داده‌اند. پدر و مادر فارابی ایرانی‌تبار بودند. خود او نیز ایرانی‌تبار بود. فلسفه فارابی آمیزه‌ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و به خصوص شیعی به خود گرفته‌است. او در منطق و طبیعیات، ارسطویی است و در اخلاق و سیاست، افلاطونی و در مابعدالطبیعه به مکتب فلوطینی گرایش دارد. او میان ارسطو و عقاید اسلامی یک نوع هماهنگی ایجاد کرد و فلسفه ارسطو را جزو سرچشمه‌ها و اصول فلسفه اسلامی قرارداد.

از کتاب‌های وی معلوم می‌شود که در علوم زبان، ریاضیات، کیمیا، هیات، علوم نظامی، موسیقی، طبیعیات، الهیات، علوم مدنی، فقه و منطق دارای مهارت بسیار بوده‌است. کتاب موسیقی او جنبه‌های گوناگون موسیقی آن زمان مانند مقامات را تعیین می‌کند. این کتاب درواقع یکی از اولین متون موجود در توضیح تئوری موسیقی ایرانی آن دوران است. او در باره اثرات روانی موسیقی نیز رساله نوشته است.

ابن سینا

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و پور سینا (۳۵۹ در بخارا – ۴۱۶ در همدان) پزشک، فیلسوف و شاعر ایرانی و از مشهورترین و تاثیرگذارترین دانشمندان ایران است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف ‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.

وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. او را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌دانند. ابن سینا تئوری‌دانی دارای دیدگاه‌های موسیقایی است. او مرد دانش و نه کنش در موسیقی بود ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن می‌راند که گویی در کنش نیز چیره دست است. گمان می‌شود ابن سینا و فارابی بنیادگذاران نخستین پایه‌های دانش هماهنگی (هارمونی) در موسیقی بوده‌اند. در پنج اثر مهم ابن سینا به موسیقی پرداخته شده است .

ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. از شیوه نگارش کتاب‌های علمی و فلسفی ابن‌سینا و اشعار عربی او که مشهورترین آن‌ها قصیده عینیه روحیه است به خوبی می‌توان توانایی و تسلط او در شاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسی‌ای که به ابن‌سینا نسبت داده‌اند، روی هم رفته ۲۲ قطعه و رباعی در ۶۵ بیت می‌شود، ولی در صحت انتساب آن‌ها به وی تردید کرده‌اند.

ناصر خسرو

ناصر خسرو (۳۹۴ – ۴۸۱ ه. ق) از شاعران بزرگ فارسی‌زبان، حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود. ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید. بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان، ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد. در سن چهل سالگی

وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفهٔ یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است.

خواجه نصیرالدین طوسی

ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین (زادهٔ ۵۷۹ در توس – درگذشتهٔ ۶۵۳ در بغداد) فیلسوف، متکلم، فقیه، دانشمند، ریاضیدان و منجم ایرانی شیعه سده هفتم است. وی یکی از سرشناس‌ترین و متنفدترین شخصیت‌های تاریخ جریان‌های فکری اسلامی‌ست.علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی‌اش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته آوازه یافت.

او به تئوری موسیقی نیز علاقه داشت و رسالاتی در باره فواصل موسیقی و اثرات آن بر حسیات از اوبه جا مانده است. نوشته های او در باره موسیقی برنظریات صفی الدین ارموی در باره علم موسیقی تاثیر گذاشت.

قطب‌الدین شیرازی

قطب‌الدین محمود بن مسعود مصلح کازرونی (زاده ۶۳۳ درگذشته ۷۱۰ ه.ق) یکی از علمای ایرانی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است که نقش مهمی در گسترش حکمت و فلسفه، علوم طبیعی، پزشکی، موسیقی و هنر در ایران داشته است. او فرزند مولانا ضیاءالدین مسعودبن مصلح کازرونی پزشک معروف و از مشایخ صوفیه در سال ۶۳۳ هجری قمری در دوتنگ کازرون پا به عرصه هستی نهاد.

قطب‌الدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمال‌الدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمس‌الدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرف‌الدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجم‌الدین کاتبی، علامه قطب‌الدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضی، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبده‌بازی به چیرگی شگفت‌انگیزی دست یافت.

گرچه قطب‌الدین را نمی‌توان شاگرد صفی‌الدین ارموی – نظریه‌پرداز قرن هفتم موسیقی – دانست؛ ولی او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفی‌الدین ارموی قلم‌داد کرد. قطب‌الدین بخش مفصلی از کتاب دائرةالمعارف چندجلدی خود به نام درةالتاج را به موسیقی اختصاص داده و در آن‌جا به تشریح نظریات صفی‌الدین ارموی، مخصوصاً مطالبی که در رساله الشرفیه بیان شده، پرداخته‌است.

صفی‌الدین ارموی

صفی‌الدین عبدالمؤمن بن ابی‌المفاخر یوسف بن فاخر اُرمَوی (۶۱۳ق، ارومیه – ۶۹۳ق، بغداد) استاد بزرگ موسیقی ایرانی و عربی، خوش‌نویس، ادیب و عروض‌دان نامدار، پیشتاز مکتب منتظمیه موسیقی (تئوری سیستماتیک) است.

شیخ صفی الدین ارموی در جوانی به بغداد رفت. او را دارای دو نوآوری در دو ساز زهی دانسته‌اند، یکی مُغنی (سازی زهی بین قانون و رباب) و دیگر نزهة (سنتور مانندی، نوعی قانون) . در موسیقی جزو سه استاد موسیقی آن زمان جهان اسلام محسوب می شود که اولی آنها ابونصر فارابی و آخری آنها عبدالقادر مراغه‌ای بوده آثار ارموی در علم موسیقی همیشه مورد احترام و تقلید هنرمندان ایرانی و سایر ممالک اسلامی بوده و بیشتر مولفان بر این باورند که رساله‌های شرفیه و ادوار اورموی منجر به بروز انقلابی بزرگ در موسیقی در جهان شده‌است.

امیرخسرو دهلوی

ابوالحسن امیرخسرو دهلوی شاعر و عارف نامدار پارسی‌زبان هندوستان است ) ۶۵۱ -۷۲۵). پدرش امیر سیف‌الدین محمود افسری ترک و از اهالی لاچین در فرارود بود ) از قراختاییان( که هنگام یورش مغولان به هندوستان فرار کرد و در آن‌جا با زنی اهل دهلی ازدواج کرد و به دربار شمس‌الدین التتمش، پادشاه دهلی راه یافت. امیرخسرو مانند پدر که سمت امیرالامرایی داشت در دربار جلال‌الدین فیروز شاه جای داشت و لقب امیری گرفت.

وی دوران کودکی و نوجوانی را با فراگرفتن زبان و ادب فارسی در دهلی گذراند و پس از چندی در محضر یکی از بزرگترین و مشهورترین مشایخ و عارفان دوران یعنی شیخ نظام‌الدین محمد بن احمد دهلوی معروف به نظام اولیا شاگردی کرد. امیرخسرو به سبب آشنایی با زبان‌های فارسی، ترکی، عربی و هندی اطلاعات وسیعی داشت و اشعار فراوانی در زمینه‌های مختلف سروده‌است. او موسیقی هندی و ایرانی را به‌خوبی می‌شناخت.

امیر خسرو دهلوی بزرگترین نمایندهٔ ادبیات فارسی زبان هند و نخستین ادامه‌دهندهٔ مکتب ادبی نظامی گنجوی است. او به نظامی گنجوی اعتقادی تام داشت و به تقلید و در جواب خمسهٔ نظامی خمسه‌ای ساخته‌است شامل: مطلع‌الانوار، شیرین و خسرو، مجنون و لیلی، آیینهٔ سکندری و هشت بهشت.

عبدالقادر مراغه‌ای

عبدالقادر غیبی مراغی مشهور به عبدالقادر مراغه‌ای (؟-۸۳۸) شاعر، موسیقی‌دان، نوازنده و هنرمندایرانی قرن نهم هجری بود. لقب او معلم ثانی در موسیقی است. وی علاوه بر اینکه نوازنده چیره دست عود بود در خوشنویسی و شعر و نقاشی هم تبحر داشت. مراغی در مراحل مختلف زندگی اش در دربارهای بغداد، بصره و در نهایت در هرات نزد شاهرخ شاه تیموری مشغول به کار بوده‌است. شخصیت او نزد ترکان عثمانی از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریه پرداز بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شده‌است. امروز حدود سی قطعه در رپرتوار موسیقی عثمانی وجود دارد که منسوب به اوست. در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر از عبدالقادر به عنوان نظریه‌پرداز موسیقی نام برده‌است. در آثار مراغه‌ای مفهوم مقام (لار) و نظریه مربوط به آن توضیح داده می‌شود.

بخش مهمی از رسالات او اختصاص دارد به استخراج و تبیین گام بالقوهٔ سیستم موسیقایی زمان و روش دستان بندی نغمات. معرفی ادوار ایقاعی و انواع فرمها نیز از دیگر موضوعات مورد بررسی اوست. مراغی در رسالات خود توضیحاتی راجع به ویژگی‌های سازهای متداول زمان خود، از جمله کمانچه، قیچک، انواع عود، رباب، لوتهای دسته بلند مانند روح افزا، موسیقار و غیره می‌دهد. با بررسی آثار عبدالقادر مراغی معلوم می‌شود که ریتم در موسیقی ایران، متأثر از وزن کلام موزون یا شعر پارسی است و موسیقی شناسان قدیم با تکیه به ارکان ایقاعی که در واقع رابطهٔ بین اوزان عروضی و وزن‌های موسیقایی بوده، تئوری موسیقی خود را دربارهٔ ایقاع بیان می‌کردند.

آقا علی‌اکبر خان فراهانی

آقا علی اکبر فراهانی مشهور به جناب میرزا (۱۲۳۶ یا ۱۲۴۲ ه. ق. – ۱۲۷۴ ه. ق.)، یکی از برجسته‌ترین نوازندگان دربار ناصرالدین شاه و استاد نواختن تار بود. خاندان وی به خاندان هنر معروف است به این دلیل که بنیان‌گذاری و تکوین ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را منسوب به آنان می‌دانند. از دوران صفویه تا آمدن وی به دربار، از دوره‌های سیاه موسیقی سنتی ایرانی به حساب می‌آید، به این دلیل که در این مدت کار علمی بر روی موسیقی انجام نشده‌است. وی در هر دو زمینهٔ آهنگ‌ سازی و نوازندگی سرآمد بود. عارف قزوینی در دیوان خود به او اشاره کرده و می‌نویسد آقا علی‌اکبر بی‌اندازه مورد تشویق و محبت شاه بوده ‌است. وی به قدری مورد توجه شاه بود که در سال ۱۲۷۳ هجری قمری، پرتره‌ای از وی رسم شد که به گفته خالقی در آن زمان وی باید ۴۰ یا ۴۵ ساله می‌بوده باشد.

آقا حسینقلی و میرزا عبدالله هر دو از نوازندگان به نام تار، پسران او بودند که سنت او را زنده نگه داشته و به شاگردانِ خود منتقل کردند و خود این شاگردان نیز موسیقی‌دانان و نوازندگانِ موسیقی سنتی نسل امروز را تربیت کردند. وی همچنین پدربزرگ علی اکبر شهنازی نوازنده سرشناس تار است. بنابر گفتهٔ نوه‌اش احمد عبادی، آقا علی‌اکبر زاده فراهان اراک است ولی در مورد زندگی وی پیش از آمدن به تهران اطلاعی در دست نیست. همچنین روشن نیست که وی موسیقی را از کجا فرا گرفته‌است.

سرور الملك

محمد صادق خان سرور الملك پسر ميرزا عبدالمطلب بود كه در اواخر دوره ناصر الدين شاه به سرور الملك لقب يافت. او رياست نوازندگان دربار را بعهده داشت و به همین دلیل بعضی او را به محمدصادق خان رئیس نیز می‌شناختند. كمانچه را از پدرش آموخت و سپس اصول موسقى ايرانى را فرا گرفت و با اغلب سازها آشنايى ژرفى داشت. وی علاوه بر کمانچه، سنتور، پیانو، و سه‌تار نیز می‌نواخت و در تمام این سازها شاگردانی نیز داشت.اين نوازنده توانمند شاگردان متعددى را در رشته هاي مختلف تربيت نمود از جمله: “صمت الدوله دختر ناصرالدين شاه و حبيب الله شهردار در پيانو و ميرزا حبيب سماع حضور در سنتور. او در پايان عمر زمين گير شد اما تا اواخر دوره مظفر الدين شاه به حيات خود ادامه داد. محمد صادق خان در سال ۱۳۲۲ قمری از دنیا رفت.

معدودی از آثار وی به صورت خصوصی با دستگاه فنوگراف توسط دوستمحمدخان معیرالممالک ضبط شده‌است که ساسان سپنتا بازیافت صوتی آن را انجام داده و امروز موجود است. تصاویر بسیار از وی در آلبوم‌های سلطنتی موجود است که بخش زیادی از آن در کتاب موسیقی ایران در سده گذشته منتشر شده‌است.

حبيب سماع حضور

ميرزا حبيب الله سماع حضور در تهران متولد شد )١٢۳١ـ ١٢٩٦(. اساتيدش پدرش آقا جان سنتوری و محمدخان سرورالملك بودند. از شاگردانش ميتوان حبيب سماعی پسرش و خواهرش زيور سلطان، محمد تقی نسقچی باشی، حاجی خان عين الدوله و آقاجان دوم را نام برد. سماع حضور دو صفحه به همراه سرور الملك ضبط كرده است. حبیب سماعی فرزند سماع حضور بعدها جانشین مستحق پدر شد و مقامی را در سنتور یافت که همه او را استاد زمان خود می دانستند .

میرزا عبدالله فراهانی

میرزا عبدالله فراهانی (۱۲۲۲، تهران – ۱۲۹۷)، استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی و نوازندهٔ سرشناس سه‌تار و تار بود. او از چهره‌های تأثیرگذار در موسیقی ایرانی بود و ردیف موسیقی ایرانی را به نظم درآورد. میرزا عبدالله، فرزند آقاعلی‌اکبر خان فراهانی، نوازندهٔ تار دوران ناصرالدین‌شاه و پدر احمد عبادی نوازندهٔ بزرگ سه‌تار بود. از شاگردان او می‌توان مهدی‌قلی هدایت، فرصت شیرازی، ابوالحسن صبا، حسین هنگ‌آفرین، سید حسین خلیفه، مهدی‌خان صلحی، اسماعیل قهرمانی، سید مهدی دبیری، حاج آقا مجرد ایرانی و فرزندش احمد عبادی را نام برد.

وی با تجدید نظر در دستگاه‌های دوازده گانه موسیقی ملی ایران و ادغام بعضی از آنها با هم، هفت دستگاه کامل و مجزا پدید آورد که این هفت دستگاه توسط سه تن از شاگردانش به نام‌های میرزا نصیر، فرصت شیرازی و مهدی‌قلی هدایت نت‌نویسی شد.

غلامحسين مين باشيان

سرتیپ غلامحسین مین‌باشیان (زادهٔ ۱۲۸۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۵۹) موسیقی‌دان٬ آهنگساز و رهبر ارکستر اهل ایران بود. او رهبر «ارکستر سمفونیک بلدیه»، اولین ارکستر سمفونیک تهران بود. او پس از پایان تحصیل در شعبه موزیک مدرسه دارالفنون در ۱۸ سالگی به ژنو رفت و مدت ۳ سال در کنسرواتوار ژنو به تحصیلات عالی موسیقی خود ادامه داد. وی پس از کنسرواتوار ژنو به تحصیل در کنسرواتوار برلین پرداخت و در سال ۱۳۰۹ فارغ‌التحصیل شد. وی پس از پایان تحصیلات موسیقی به ایران بازگشت وبه مدت ۶ ماه تحت آموزش‌های نظامی در در دانشکده افسری قرار گرفت و پس از آن به سِمَتِ معاون ادارهٔ کل موزیک قشون انتخاب شد.

در مهر ۱۳۱۳ سرگُرد غلامحسین مین‌باشیان به ریاست مدرسهٔ موسیقی (هنرستان موسیقی) منصوب شد. او به جهت تحصیل موسیقی کلاسیک و دوری از ایران، موسیقی ایرانی را نوعی موسیقی محلی با اهمیتِ کم می‌پنداشت. وی برنامه‌های آموزش موسیقی ایرانی در مدرسهٔ موسیقی را تغیر داد و برنامه‌های جدیدی بر پایه کنسرواتوارهای ژنو و برلین نوشت و به تصویب شورای عالی فرهنگ رساند. با گسترده‌تر شدن فعالیت‌های مدرسهٔ موسیقی، مین‌باشیان دوره‌های عالی را تشکیل داد و نام مدرسهٔ موسیقی را «مدرسهٔ عالی موسیقی» گذاشت. او هم‌چنین کلاس‌های آموزش موسیقی را در سایر شهرهای ایران راه اندازی کرد و به مدت ۳ سال (۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰) در حدود ۱۰۰۰ نفر از این کلاس‌ها گواهینامه دریافت نمودند. در سال ۱۳۱۷ سازمانی تحت عنوان «سازمان پرورش افکار» تشکیل شد و مین‌باشیان به ریاست کمسیون موسیقی این سازمان و همچنین کمسیون موسیقی رادیو انتخاب شد. از جمله فعالیت‌های کمسیون موسیقی برگزاری کنسرت‌های موسیقی کلاسیک برای عمومِ مردم و انتشار مجله موسیقی بود

غلامحسین مین‌باشیان در سال ۱۳۱۲ «ارکستر سمفونیک بلدیه» (شهرداری) را تأسیس و رهبری آن‌را به عهده گرفت. این ارکستر که اولین ارکستر سمفونیک تهران بود با ۴۰ نوازنده فعالیت آغاز به کار کرد و اولین کنسرت خود را ۱۳ مهر سال ۱۳۱۳ به مناسبت جشن هزاره فردوسی در سالن «سینما هما» به اجرا درآورد در این برنامه قطعه‌ای از آثار مین‌باشیان با عنوان «سه داستان شاهنامه» توسط ارکستر به همراه دسته خوانندگان (گروه کر) به سرپرستی «نیکل قلندریان» که از نخستین گروه‌های کر در ایران بود٬ اجرا شد. در مهرِ سال ۱۳۲۰ هم‌زمان با ورود متفقین به ایران، از طرف وزیر فرهنگ وقت، به خدمت غلامحسین مین‌باشیان و صادق هدایت، عبدالحسین نوشین و نیما یوشیج که از سال ۱۳۱۷ از طرف مین‌باشیان در ادارهٔ موسیقی کشور استخدام شده بودند خاتمه داده شد و «علینقی وزیری» جایگزین او در هنرستان عالی موسیقی شد. با تصدیِ علینقی وزیری، مجدداً موسیقی ایرانی در هنرستان موسیقی مورد توجه قرار گرفت

آقا غلامحسین

آقا غلامحسین نوازندهٔ تار دوره قاجار و مسؤول نقارخانهٔ سلطنتی بود. او برادرزاده و شاگرد آقا علی‌اکبر خان فراهانی بود. پس از درگذشت آقا علی‌اکبر، آقا غلامحسین سرپرستی و آموزش فرزندانش، میرزا عبدالله و آقا حسین‌قلی را بر عهده گرفت که هر دو بعداً از نوازندگان سرشناس تار شدند.

متاسفانه هيچ اثر صوتى از آقا غلامحسين در دست نيست.

آقا حسینقلی

آقا حسینقلی (۱۲۳۰- ۱۲۹۴)، از نوازندگان سرشناس تار اواخر دوران قاجار بود. او فرزند کوچک‌ تر آقاعلی‌اکبر خان فراهانی قدیمی‌ترین نوازنده معروف تار دوره ناصرالدین‌شاه بود. آقا حسینقلی شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله بود. سپس شاگرد آقا غلامحسین شد. آقاحسینقلی، در یک سفر به همراه تعدادی از نوازندگان و یک خواننده برای پر کردن صفحهٔ گرامافون به پاریس رفت و تعدادی اثر ضبط کرد.

دو فرزند او، علی‌اکبر شهنازی و عبدالحسین شهنازی نیز بعدها از نوازندگان سرشناس تار شدند. ردیف آقا حسینقلی، که توسط فرزند بزرگش، علی‌اکبر شهنازی روایت و ضبط شده، یکی از ردیف‌های معروف موسیقی ایرانی است. از شاگردان او می‌توان درویش‌خان، علینقی وزیری، مرتضی نی‌داوود، یوسف فروتن و پسر بزرگش، علی‌اکبر شهنازی را نام برد.

حسین خان اسماعیل زاده

حسین خان نوازنده مشهور اواخر دوره ی ناصری و پسر اسماعیل کمانچه نواز است. پس از فراگرفتن کمانچه نزد عمویش قلی خان، در نواختن کمانچه مهارت بسیار یافت و با انجمن اخوت نیز آشنایی پیدا کرد، به تشویق ظهیرالدوله در سلک اخوان صفا درآمد و نوازندگی در مجالس را کنار گذاشت، و در کلاس مشق کمانچه و تعلیم مشغول کار شد. وی در جلسات انجمن اخوت هم شرکت می کرد و تکنواز کنسرتهای درویش و عارف بود. با مهارت فوق العاده ای که حسین خان در نواختن کمانچه داشت، با روی کار آمدن ویلن اغلب کسانی که می خواستند ویلن بزنند از محضر او استفاده می کردند. او ویلن را به سبک کمانچه روی زمین و گاه روی زانو می گذاشت و می نواخت و همان طور تعلیم می داد. از جمله شاگردان وی که در نوازندگی به شهرت رسیدند، می توان از رکن الدین خان مختاری، ابولحسن صبا، شهباز برمکی و ابراهیم خان منصوری نام برد. حسین یاحقی نیز از شاگردان او در رشته ی کمانچه است.

حسین خان اسماعیل زاده آخرین و برجسته ترین کمانچه نواز دوران اخیر است که تکنیک درست و صحیح کمانچه را تثبیت کرده است. علاوه بر این از وی رنگها و پیش درآمد هایی باقی مانده که از جهت زیبایی و به خصوص از جهت تنوع و ریتم یا وزن بی نظیرند. یکی دیگر از شاگردان اسماعیل زاده، جهانگیر مراد معروف به حسام السلطنه بود که همانند استادش قطعات چشمگیر زیادی خلق کرده است. حسین خان اسماعیل زاده نه فقط پایه گذار راستین کمانچه در قرن گذشته است، بلکه یکی از زبردست ترین آفرینندگان پیش درآمد و رنگ نیز محسوب می گردد.

محمد ایرانی مجرد

محمد ایرانی مجرد معروف به حاج‌آقا محمد (۱۲۵۱ – ۱۳۵۰)، موسیقی‌دان و کارشناس ردیف موسیقی ایرانی بود. از زندگى او و خاصه دوران جوانی‌­اش اطلاع چندانی در دست نیست. با این حال می­‌دانیم که  از ثروتمندان رشت بوده و از درآمد كشت چاى و املاك خود در گیلان امرار معاش می‌كرده است. ازدواج نكرد و گویا بیشتر عمر خود را با خواهرش در تهران سپری ‌كرده است. حاج‌آقا محمد ابتدا نزد مهدى صلحى (از شاگردان برجسته‌ی میرزا عبدالله) و سپس میرزا عبداللّه، آقا حسینقلى، نایب اسداللّه و درویش ‌خان ردیف­‌های موسیقی سنتی را آموزش دیده است. او با این که در نواختن مهارتى نداشت، اما ردیف‌دانى بسیار برجسته و بی­‌نظیر بوده است. مجرد ایرانی علاوه بر آوازها، از تصانیف و آهنگ‌­هاى قدیم نیز آگاهى بسیار داشت و نظراتش سند معتبری براى اهل موسیقى به‌شمار می‌رفت. حسن مشحون و روح‌اللّه خالقى در تدوین تاریخ موسیقى خود بارها به یادداشت‌­ها و خاطرات او استناد كرده‌اند.

حاج محمد ایرانی مجرد، محفلی دائمی بنیان گذاشت و در آن، هنرجویان جوان موسیقی سنتی را راهنمایی می‌کرد. عبدالله دوامی، نورعلی برومند، داریوش صفوت و محمود کریمی از آموزش‌های وی بهره‌مند شده‌اند. همچنین در سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰، بر ضبط یک دوره ردیف در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی نظارت داشت. تنها اثر مکتوب به جا مانده از محمد ایرانی مجرد مقاله‌ی “چغانه‌ی طرب” است كه در اولین دستور آموزشى تنبك، به نام آموزش تمبك، به‌كوشش حسین دهلوى به ‌چاپ رسیده است.

درویش‌خان

غلامحسین درویش (۱۲۵۱_۱۳۰۵) معروف به درویش‌خان از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی در اواخر دورهٔ قاجاریه است. پدر درویش‌خان، که کمی با موسیقی آشنا بود و سه‌تار می‌نواخت، او را در ده سالگی به شعبه موسیقی مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون، سپرد. او در دارالفنون به فراگیری خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد. او سپس پیش آقا حسینقلی به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سال‌ها تمرین در نواختن تار و به ویژه سه‌تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد. در این دوران، آشنایی با برادر بزرگتر آقا میرزا حسینقلی، میرزا عبدالله که نوازندهٔ تار و سه‌تار بود، به کار او غنای بـیشتری بخشید. با ظهور جنبش مشروطه در نخستین کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت.

درویش خان که متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد بود، آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر درآمد که پیش از آواز نواخته می‌شد قطعهً ضربی دیگری به نام پیش درآمد به آن افزود که تا سال‌ها بعد از او رواج بسیار داشت. او به شاگردانی که دوره‌های مختلف درسش را با موفقیت می‌گذراندند، نشانی به شکل تبرزین هدیه می‌داد که از جنس مس و نقره و برای شاگردان سطوح عالی، از جنس طلا بود. از جمله شاگردان او که موفق به دریافت تبرزین طلا شدند، می‌توان مرتضی نی‌داوود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی و سعید هرمزی را نام برد. تا آن زمان تار دارای پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) بود و درویش از روی سه‌تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن هنگام تار دارای شش سیم شد.

حسام السلطنه

حسام السلطنه مراد يا جهانگير مراد در سال ۱۲۶۰ هجری شمسی در تهران متولد شد. مادرش ابتهاج‌السلطنه در تار شاگرد خواهر آقا حسینقلی بود. حسام‌السلطنه به موسیقی علاقه‌مند شد و ساز ویلن را از اعظم‌السلطان فرا گرفت و مدتى نيز نزد تقی دانشور ویولن آموخت. تدریجاً با موسیقی بیشتر آشنا شد و با سازهای پیانو، سه‌تار و عود آشنایی پیدا کرد. وی سپس با اهالی موسیقی آشنایی یافت و ارتباط نزدیکی با عارف قزوینی، درویش‌خان، ملک‌الشعرا بهار، سیدحسین طاهرزاده و میرزا غلامرضا شیرازی، نوازنده تار پیدا کرد. او تصانیف زیبایی در دوران مشروطه ساخت که دارای مضامین سیاسی، اجتماعی و انتقادی بودند. وی در سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در سن ۸۰ سالگی بدرود حیات گفت.

خالقی با توجه به شرایط زمانی، حسام رایکی از بهترین های عصرخود مى دانست. حسام السلطنه یکی از دستگاههای فنوگراف را که صدا برروی لوله های آن ظبط می شد، در اختیار داشت،و این دستگاه را بهترین معلم برای خود می دانست، زیرا عیوب صداهای دلخواه خود را با ظبط وشنیدن مجدد، رفع می نمود. طاهر زاده موفقیت خود را مدیون آن روزهایی ذکر نموده که با حسام می نشستند و ظبط می نمودند و در واقع حسام و دستگاه فنوگراف او در حکم معلمی عیب جو،برای طاهرزاده محسوب می شده است.

مشیر همایون شهردار

حبیب الله شهردار معروف به مشیر همایون شهردار در سال ۱۲۶۴ متولد گردید. مشیر همایون از شش سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد. وی تار را نزد آقا حسین قلی و میرزا عبدالله و نی را نزد نایب اسدالله و پیانو را نزد سالار معزز و سنتور را نزد محمد صادق خان فرا گرفت. سرهنگ آقا بزرگ خان صاحب منصب موزیک قزاقخانه نیز معلم او بود. سرورالملک که استاد پیانوی مشیر همایون بود یکی از موسیقی‌دانان سرشناس دربار ناصری بود که تا زمان مضفرالدین شاه هم زنده بود.

یکی از معروفترین آثار نوازندگی وی ترانهٔ معروف مرا ببوس است، پیانوی این ترانه را مشیر همایون شهردار نواخته‌است، شعر این ترانه از حیدر رقابی و خوانندهٔ آن حسن گلنراقی است. مشیر همایون علاوه بر نوازندگی پیانو در آهنگسازی نیز دست داشت خود او تعداد آهنگهایش را ۵۰ قطعه نوشته و می‌گوید اشعار آنرا نیز تماما خود سروده‌است. مشیر همایون تعدادی اپرت نیز تصنیف کرده که شعر و آهنگش از خود اوست. از اپرتهای معروف او می‌توان به اپرت یوسف و زلیخا و خسرو و پروانه اشاره کرد. پس از مدتی مشیر همایون دست به کار آفرینش اپرت رستم و سهراب شد، ملودیهای این اپرت در دست است اما این اپرت متاسفانه اجرا نشد. وی در سال ۱۲۹۸ برای پر کردن صفحه به همراه جمعی از هنرمندان به لندن رفت.

علینقی وزیری

کلنل علینقی وزیری (۱۲۶۶ –  ۱۳۵۸) موسیقی‌دان و آموزگار موسیقی و از پیشگامان آهنگ‌ سازی برای اجرای ارکستری موسیقی ایرانی بود. اویکی از فرزندان بی‌بی‌خانم استرآبادی، نویسنده، بنیان‌گذار اولین دبستان دخترانه و یکی از نخستین پیشگامان حقوق زنان ایران بود. از دیگر خواهر و برادران علینقی می‌توان حسنعلی وزیری، مولود وزیری، خدیجه افضل وزیری، علیرضا وزیری را نام برد. پدرش موسی وزیری افسر قزاقخانه بود. از ۱۴ سالگی با موسیقی آشنا شد. نزد دایی دکترش حسینعلی خان مقدمات نواختن تار را آموخت. در میان افسران دسته موزیک از سلیمان خان ارمنی موزیک نظام درس گرفت و با مطیع الدوله حجازی دوستش – که مشق ویولن می‌کرد – شاگرد کشیشی شدند که معلم مدرسه سن لویی بود و به آنان موسیقی علمی مغرب زمین و ارگ می‌آموخت. علینقی وزیری سه سال نیز در آموزشگاه عالی موسیقی فرانسه یه تحصیل علم هماهنگی و آواز مشغول گردید و سپس به آلمان رفت و بیش از یک سال در هنرستان موسیقی برلن در کلاس هاس مختلف حاضر شد.

پس از بازگشت به ایران مدرسه موسیقی را در اسفند ۱۳۰۲ تاسیس کرد او در سال ۱۳۰۳ کلوپ موزیکال را تأسیس کرد که در این کلوپ هفته‌ای یکبار با شاگردان خود کنسرت می‌داد. وی در سال ۱۳۰۴ اقدام به برگزاری سلسله کنسرت‌ها و سخنرانی‌هایی در زمینه هنر و زیباشناسی موسیقی کرد. مجموعهٔ این سخنرانی‌ها توسط سعید نفیسی جمع آوری و چاپ شد. وزیری پیشنهاد گنجاندن آموزش سرود در برنامه‌های درسی آموزشگاه‌ها را ارئه نمود که این پیشنهاد در آموزشگاه‌های نظامی عملی شد و قریب دو سال هنرآموزانی از طرف آموزشگاه وزیری سرودهای ملی و نظامی را در مدارس مذکور تدریس می‌کردند.

ریاست مدرسه موسیقی در سال ۱۳۰۷ به او محول شد. این آموزشگاه به مدرسه موسیقی دولتی تبدیل شد و دوره آن ۵ سال بود. در سال ۱۳۱۲، ۵ نفر از این آموزشگاه فارغ التحصیل شدند. در سال ۱۳۱۳ مدرسه موسیقی دولتی وسعت یافت و نام آن به مدرسه عالی موسیقی و سپس هنرستان موسیقی تبدیل گردید و شامل دو دوره متوسطه و عالی شد. از ابتدای مهر ۱۳۱۳ در اثر جدیت در امر آموزش موسیقی توانست تدریس سرود را در برنامه درسی آموزش و پرورش دوره دبستان بگنجاند. وزیری دو بار به وسیله کمپانی‌های پولیفون و بدافون مقداری صفحه ضبط کرد. این صفحات شامل یک مقدار رنگ و تصنیف به سبک معمول است به اضافه چند سرود و مارش. تار تنهای او در این صفحات معرف پنجه توانای اوست.

رکن‌الدین مختاری

رکن‌الدین مختاری متولد کرمانشاه فرزند مختارالسلطنه معروف به سرپاس مختاری (۱۲۶۶ تا ۱۳۵۰) رئیس شهربانی دوره رضا شاه بود. پدرش کریم خان مختارالسلطنته چند سالی رئیس نظمیه بود و ید طویلی در مبارزه با گران‌فروشان داشت. او همان کسی‌ست که با گرد آوردن گروهی به نام “ژاندارم”، نخستین سنگ بنای ژاندارمری ایران را پدید آورد. رکن‌الدین نیز از همان جوانی به راه پدر رفت و به خدمت شهربانی درآمد. او در شهرستان‌های مختلف ایران ریاست شهربانی را به عهده داشت. با فرار سرلشکر محمدحسین آیرم به اروپا، مختار که درجه سرهنگی داشت به درجه سرپاسی (سرتیپ) نایل شد و به ریاست شهربانی رضاشاه رسید. او در این مقام جانهای بسیاری را گرفت و خشونت زیادی از خود نشان داد. پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ بازداشت و به همراه عده‌ای دیگر محاکمه و به هشت سال زندان محکوم شد. ولی پنج سال بعد مورد عفو قرار گرفت.

وی نوازنده ویولون و از شاگردان حسین اسماعیل‌زاده و به لحاظ هنری، یکی از برجسته ترین هنرمندان عرصه موسیقی ایران بوده است. آهنگ‌های بسیاری از او بر روی صفحه و نوار موجود است. وی عضو شورای موسیقی رادیو بود. اجراها و نواخته های او در میان مردم کمتر انتشار یافت.زیرا هیچ گاه به طور حرفه ای به موسیقی نپرداخت اما آن چه از او به جا مانده بیانگر مهارت و تسلط او در نواختن ویولون می باشد. ساخته هایش به سبک درویش خان نزدیک ولی مفصل تر است به خصوص در پیش درآمدهایش که به تقریب به تمامی گوشه های اصلی دستگاه نظری می افکند. بیشتر ساخته هایش پیش درآمد و رنگ است و کم تر به ساختن تصنیف پرداخته است.تاریخ موسیقی از او به عنوان همراه درویش خان در به وجود آمدن فرم پیش درآمد و رنگ به صورت کنونی یاد می کند.

موسی معروفی

موسی مَعروفی (زادهٔ ۱۲۶۸ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۴۴در تهران) موسیقی‌دان، نوازندهٔ تار، مُدرس و گِردآورندهٔ ردیف موسیقی ایرانی بود. وی پدر جواد معروفی بود. او فرزند محمد اسماعیل‌خان امین‌الملک و برادرزاده میرزا علی‌اصغر اتابک صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بود. در کنار تحصیلات سنتی، نواختن سه‌تار را نزد یوسف صورتگر که از عکاسان دربار ناصری بود آغاز کرد. سپس از محضر استادان آن زمان از جمله درویش‌خان بهره برد. او با پشتکار و تمرینِ بسیار به درجه‌ای از نوازندگی رسید که موفق شد نشان «تبرزین طلا» را از درویش‌خان دریافت نماید. وی در سال ۱۳۰۲ به مدرسه موسیقی «علی‌نقی وزیری» راه یافت و بر آموخته‌های خود افزود.

او از نوجوانی در این فکر بود تا ردیف موسیقی سنتی ایران را نت برداری کند. برای این منظور بعدها با تمامی استادان آن دوران تماس گرفت تا این کار را به انجام برساند. موسی معروفی با تکیه بر ردیف میرزا آقا حسینقلی و میرزا عبدالله و استفاده از نوشته‌های علی‌نقی وزیری ردیفی را گردآوری کرد که در سال ۱۳۴۲ منتشر شد. بنا به پیشنهاد موسی معروفی، سلیمان روح‌افزا نوازنده تار، ردیف مذکور را از روی نُت با تار اجرا و ضبط کرد. او در سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۷ به همراهِ ابوالحسن صبا، مشیر همایون شهردار و چند هنرمند دیگر به خارج از کشور سفر کرد و صفحاتی را ضبط نمود. ردیف جواد معروفی که تحت عنوان «ردیف موسیقی ایران برای پیانو» تدوین شده و در ۴ نوار کاست نیز اجرا شده، برگرفته از ردیف پدرش موسی خان معروفی است.

موسم گل مشهورترین قطعه‌ای است که از موسی معروفی به یادگار مانده، وی این تصنیف را در مایهٔ دشتی بر اساس ملودی مازندرانی روی شعری از وحید دستگردی ساخت و قمرالملوک وزیری نخستین بار آن را در سال ۱۳۱۹ اجرا کرد.

عبدالله دوامی

عبدالله خان دوامی (۱۲۷۰خ روستای طاد، تفرش – ۲۰ دی ۱۳۵۹) از استادان بنام و برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیفدان ارزنده ایران است. به گفته روحالله خالقی وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بوده است. او در مکاتب استادانی نظیر علی خان نایب السلطنه، میرزا عبدالله، میرزا حسین قلی، حسینخان اسماعیل زاده، ملک الذاکرین پرورش یافته است و شاگردانی نظیر استادان محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصرالله ناصحپور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافتهاند.

استاد دوامی مسافرت هایی همراه با ابوالحسن اقبالآذر، درویش خان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشته اند.

حسین گل‌گلاب

حسین گل‌گلاب، (۱۲۷۶ تهران – ۱۳۶۳ تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.

حسین گل‌گلاب در تهران به‌دنیا آمد. پدرش ابوتراب خان مشهور به مهدی مصورالملک از نقاشان و عکاسان مشهور دوره قاجاریه بود و از آنجا که مصورالملک با موسیقی‌دانان دوران خود دوستی داشت، فرزندش را با موسیقی آشنا کرد و به این ترتیب گل‌گلاب نواختن تار و سه‌تار را از آقا حسینقلی و درویش خان فرا گرفت و پس از تاسیس مدرسهٔ موسیقی وزیری، از اولین شاگردان آنجا شد و با همکاری کلنل کاظم وزیری و علینقی خان وزیری به کار موسیقی پرداخت و بعدها در آنجا نیز به تدریس پرداخت.

حسین گل‌گلاب از ۱۲۹۸ تا ۱۳۰۷، دوازده جلد کتاب در رشته علوم طبیعی تالیف کرد. در همان زمان به ادامه تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۰۱ از مدرسه عالی حقوق در رشته قضایی و علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. سپس در سال ۱۳۰۷ تصدی تحقیقات عملی گیاه‌شناسی در دانشکده پزشکی را به‌عهده گرفت و از ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ در دبیرستان نظام و دانشکده پزشکی گیاه‌شناسی تدریس کرد. در سال ۱۳۱۴ به دریافت درجه دکترا در رشته علوم نائل آمد وبه عضویت فرهنگستان ایران و سپس به مدیر کلی فرهنگستان مزبور انتخاب شد.

حسین گل‌گلاب بیش از پنجاه قطعه نمایش کلاسیک نيز برای هنرستان هنرپیشگی ترجمه کرده‌است. از دیگر فعالیتهای او می‌توان به سروده‌ها و ترانه‌هایی برای کودکان اشاره کرد. او به نقاشی و عکاسی نیز علاقه‌مند بود، تا آنجا که دوربین عکاسی بر دوش می‌انداخت و پابه‌پای رشید یاسمی و روح‌الله خالقی و استادش کلنل وزیری به تپه ماهورهای طبیعت ایران سر می‌کشید و گونه‌های پوشش گیاهی ایران را رصد می‌کرد. همچنین او نخستین کسی بود که آزمایشگاه‌های گیاهی ایران را به میکروسکوپ مسلح کرد.

وی در حال تهیه فرهنگ نامه‌ای در زمینه گیاه‌شناسی بود که اجل مهلتش نداد و در ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ درگذشت

نورعلی الهی

نورعلی الهی (۱۲۷۴ – ۱۳۵۳) عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان بود. موسیقی معنوی در زندگی نورعلی الهی نقشی اساسی داشت. هنگامی که نواختن تنبور را آغاز کرد شش سالی بیش نداشت، علاقهٔ وی به تنبور و تمرین‌های مستمر سبب شد که در مدت کمتر از سه سال به مهارت خارق‌العاده‌ای در نواختن تنبور دست یابد. از نقش‌های اصلی او در اعتلای موسیقی تنبور یکی این است که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده، فنی و هنری تبدیل کرد. هر چند که موسیقی او مبتنی بر سنتی کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که مختص شخص اوست. نورعلی الهی، تغییرات مهمی در خود ساز نیز به وجود آورد؛ با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی را پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی خاص و شیوه منحصر به فرد نوازندگی‌اش که شامل به کار گیری هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد.

سعید هرمزی

سعید هرمزی در سال ۱۲۷۶ در تهران متولد گردید. وی از شاگردان استاد درویش خان بود و از استاد، تبرزین طلایی را که درویش خان به بهترین شاگردان می‌داد گرفت. مدتی هم نزد استاد علی اکبر شهنازی رنگ‌ها و ضربی‌های وی را فراگرفت و همچنین پیش درآمدها و تصنیف‌های مرتضی نی داوود و رکن الدین مختاری را که از نوازندگان و موسیقیدانان بزرگ بودند یاد گرفت و به زیبایی با شیوه خود می‌نواخت.

هرمزی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند، مشغول شد. از آن جمله: آقایان محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، حسین علیزاده، عطا جنگوک و خانم مهربانو توفیق. او به درخواست همین موسسه تمام ردیف موسیقی دستگاهی ایران را توسط مهدی کمالیان، که خود سه تار می‌ساخت و مدتی هم شاگرد وی بود، ضبط نمود که در آرشیو مرکز حفظ و اشاعه موسیقی موجود است.

علی‌اکبر شهنازی

علی‌اکبر خان شهنازی در سال ۱۲۷۶ در تهران به دنیا آمد. آقا علی‌اکبر خان فراهانی پدربزرگش، آقا حسینقلی پدرش و میرزا عبدالله فراهانی عمویش بود. عموی پدرش آقا غلامحسین از نوازندگان تار و استاد پدرش بود. پسر عمویش استاد احمد عبادی نوازندهٔ سه‌تار، دو برادر کوچک تر او محمد حسن و عبدالحسین شهنازی نوازندگان تار و همسران خواهرانش، باقر خان نوازنده کمانچه و رضا خان نوازنده تار بودند.

علی‌اکبر شهنازی، آموزش تار را از سن ۸ سالگی نزد پدرش آغاز کرد و در مدت ۶ سال ردیف موسیقی ایرانی را از پدرش آموخت. و مدتی از محضر درویش خان بهره برد. اولین صفحه‌اش را با جناب دماوندی در سن ۱۴ سالگی در بیات ترک و افشاری در تهران ضبط کرد. پس از درگذشت پدر در سال ۱۲۹۴، او در سن ۱۸ سالگی جانشین پدرش شد و آموزش شاگردان پدرش را به‌عهده گرفت. در اواسط ۱۳۰۵ به دعوت کمپانی هیز ماسترز ویس صفحاتی از او با آواز اقبال ضبط گردید. در سال ۱۳۰۸ هنرستان موسیقی شهنازی را تأسیس نمود. با تأسیس رادیو در برنامه‌های هفتگی موسیقی رادیو به همراه ادیب خوانساری و  روح بخش نوازندگی می‌نمود. در سال ۱۳۳۴ در هنرستان آزاد موسیقی به آموزش مشغول شد. علی‌اکبر شهنازی به جز تار، با سازهای دیگری از جمله سه‌تار و پیانو نیز آشنایی داشت.

از تصانیفی که ساخته می‌توان به تصنیف ای نوع بشر، به اصفهان رو، سرود جوانان وطن و تصنیف چهارگاه (زد لشکر گل) اشاره کرد. شهنازی با شاعرانی چون ملک الشعرا بهار، وحید دستگردی، امیر جاهد و حسین مسرور همکاری کرده و خوانندگانی نظیر اقبال‌السلطان، حسین علی خان نکیسا، رضاقلی‌میرزا ظلی، حسین طاهرزاده، قمر و ادیب خوانساری آثارش را اجرا کرده‌اند. وی در ۱۳۶۳ در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

رضا محجوبی

رضا محجوبی در سال ۱۲۷۷ در تهران زاده شد. نخستین استادش حسین هنگ آفرین از افسران موزیک ارتش بود. پس از آن نزد ابراهیم آژنگ کار کرد ولی از آن روی که به یادگیری قواعد موسیقی چندان علاقه نداشت و بیش‌تر دوست داشت موسیقی را از راه گوش بیاموزد از ابراهیم آژنگ محروم شد و با شوق نزد حسین خان اسماعیل زاده استاد و نوازنده کمانچه رفت و برای چند سال از او که با کمانچه، ویولن را به شاگردانش می‌آموخت، بهره‌مند شد.

او در سن ۲۵ سالگی در تهران کلاسی برپا کرد و علاوه بر آموزش شاگردان، به اجرای کنسرت و آّهنگ‌سازی نیز می‌پرداخت. در سال ۱۳۰۲ با درویش و عارف کنسرت‌هایی برگزار کرد که مورد استقبال قرار گرفت. رضا محجوبی در ۱۳۳۳ در سن ۵۶ سالگی درگذشت. اثر کاروان با آهنگسازی مرتضی محجوبی برادر رضا، و صدای بنان در سال ۱۳۳۳ و به یاد رضا اجرا شده‌است. از شاگردان مشهور او روح الله خالقی و نیز مجید وفادار بودند. از او چندین چهارمضراب، پیش‌درآمد و تصنیف در ابوعطا و دشتی به جا مانده‌است. ساخته‌های او بیش‌تر در سبک درویش‌خان است.

مرتضی نی‌داوود

مرتضی نی‌داوود (۱۲۷۹ اصفهان- ۲ مرداد ۱۳۶۹ سن فرانسيسكو)از نوازندگان برجسته ایرانی بود. در کودکی استعداد موسیقی وی آشکار شد و پدرش «بالا خان» که خود اهل موسیقی بوده و با تار و تنبک آشنایی داشت، او را به درس آقا حسینقلی استاد تار برد. مرتضی خان دو سال نزد آقا حسینقلی و سه سال نزد شاگر برجسته او درویش خان ردیف موسیقی و تار نوازی را آموخت و موفق به دریافت نشان «تبرزین طلایی»، که به شاگردان ممتاز داده می‌شد، گردید. در اوایل بیست سالگی اقدام به تأسیس کلاسی برای تدریس تار و ردیف موسیقی ایرانی نمود که بعدها پس از مرگ نابهنگام استاد درویش خان ادامه آموزش شاگردان استادش را نیز برعهده گرفت. آشنایی او با قمرالملوک وزیری منجر به کشف یکی از بزرگ‌ترین استعدادهای آواز ایرانی می‌شود که در ادامه به همکاری آن دو انجامیده و قمر با آموختن از او بسیاری از ترانه‌های مشهور خود را اجرا کرد. بیشتر تصنیف‌ها و آوازهای قمر از سال ۱۳۰۳ به بعد با تار مرتضی خان نی‌داوود همراه بوده‌است.

نی داوود پس از تأسیس رادیو مانند هنرمندان دیگری چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی، به همکاری با رادیو پرداخت. او برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، روح انگیز، ادیب خوانساری، جواد بدیع زاده و غلامحسین بنان تصنیف ساخته یا با آوازشان تار نواخته‌است. وی در سال ۱۳۴۸ اقدام به اجرا و ضبط در حدود ۳۰۰ گوشه از ردیف موسیقی ایرانی نمود که توسط انتشارات ماهور چاپ و نشر شده‌است. وی در سال‌های پس از انقلاب نیز به فعالیت‌های موسیقی خود به صورت محدود ادامه داده و در همین سال‌ها پیش درآمد اصفهان را به شیوه‌ای نو برای ارکستر بزرگ تنظیم نمود که موسیقی اصلی سریال هزار دستان به حساب می‌آید.

وی در ۲ مرداد سال ۱۳۶۹ در سن نود سالگی در امریکا درگذشت. در همین سال استاد محمدرضا شجریان تصنیف مرغ سحر را -که از ساخته‌های نی‌داوود است- به یاد ایشان در کنسرت سروچمان اجرا کردند.

حبیب سماعی

استاد حبیب سماعی (۱۲۸۰ – ۱۳۲۵)، استاد برجسته سنتور بوده‌است. وی در خردسالی به خواست پدرش سماع حضور که از بزرگان موسیقی دوران قاجار بود، ضرب را فراگرفت ولی از سن ۱۲ سالگی به نواختن سنتور پرداخت. در اواخر عمر کمتر برای کسی ساز می‌زد و به جهت آنکه به عقیده او کار موسیقی بیشتر به “مطربی” کشیده بود، از نواختن ابا داشت و تنها به اصرار آن هم در خلوت دوستان دستی به ساز می‌برد. پس از درگذشت حبیب سماعی، ساز سنتور، یک دوران رکود را تجربه کرد. در نهایت با برداشت استاد صبا (که با شیوه سنتورنوازی حبیب آشنا بود) از شیوه وی و آموزش آن به افرادی چون فرامرز پایور، این ساز دوباره جای خود را در موسیقی ایرانی باز کرد.

ادیب خوانساری

اسماعیل اَدیب خوانساری (۱۲۸۰ – ۱۳۶۱) نخستین خواننده مرد در رادیوی ملی ایران بود. او فرزند یک روحانی و خوشنویس برجسته به نام میرزا محمود بن ابی القاسم الخوانساری و شاگرد عندلیب گلپایگانی (تولایی)، سید رحیم اصفهانی، حبیب شاطر حاجی، نایب اسدالله (و غیرمستقیم: طاهرزاده) بود. ادیب از سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۰۹ گاه در اصفهان گاه در تهران به سر می‌برد. در سال ۱۳۰۹ وارد خدمات دولتی شد و کار اداری خود را از ۱۶ مهر ماه ۱۳۰۹ در بلدیه که همان شهرداری تهران امروزیست آغاز کرد. در سال ۱۳۱۹ وقتی برای نخستین بار در ایران رادیو ملی تأسیس شد، در حالی که سی‌ونهمین سال زندگی را می‌گذراند به عنوان نخستین خواننده مرد رادیوی ملی ایران، به رادیو دعوت شد. او در آن دوران با نوازندگانی چون ابوالحسن صبا، علی اکبر شهنازی، حسین یاحقی، حبیب سماعی، عبدالحسین شهنازی، مهدی خالدی و مرتضی محجوبی همکاری می‌کرد.

آثار او در صفحات گرامافون ۷۸ دور (صفحات سنگی)، آثار رادیویی، آوازها و تصانیف همراه با ساز و ارکستر و تعداد بیشماری ضبط‌های خصوصی و خانگی به‌جا مانده‌است. از آوازهای محلی بختیاری (اجرا شده باارکستر انجمن موسیقی ملی) شلیل و خون دل قابل ذکر است، ادیب خوانساری دربرنامه برگ سبز و گل‌های جاویدان هم چندین اجرا داشته‌است. او برای هنرش قدر و منزلت زیادی قائل بود، خودش در این باره می‌گوید: «هیچگاه از کسی در ازای خواندن نوا پول نگرفته‌ام؛ زیرا این کار را دون شخصیت یک هنرمند می‌دانم.». از ویژگی‌های منحصر به فرد این استاد آواز می‌توان به دارا بودن زمینه معنوی و عرفانی در آثار ایشان، ادای صحیح شعر و حفظ حالت درونی آن و تکنیک های منحصر به فرد در ساختار تحریرها اشاره کرد.

ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱- ۱۳۳۶) استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی بود. او از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در هفتاد سال گذشته‌است. پدرش، کمال‌السلطنه، پزشک، ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. او سه‌تار می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود. صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی، درویش خان و علی‌نقی وزیری تار و سه‌تار، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد علی اکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجی خان ضرب را آموخت.

او در جوانی به مدرسه کمال‌الملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. هم‌چنین، در رشته‌هایی مانند سوهان‌کاری، نجاری، ریخته‌گری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری مهارت کسب کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست. صبا، آثار نیما و هدایت را می‌خواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت.

صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسهٔ عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. صبا در ۲۲ سالگی دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسهٔ عالی موسیقی شد. ابوالحسن صبا، در سال ۱۳۰۶ از طرف استاد علینقی وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی یادگار این دوره از زندگی اوست.

صبا در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی همچون سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد. در سال ۱۳۱۸ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش در زمینهٔ موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه مندان آموزش می‌داد. مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.

جواد بدیع زاده

استاد سید جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران می باشد. پدرش آقا سید رضا بدیع کاشانی ملقب به بدیع المتکلمین روحانی مشروطهخواه روشناندیشی بود كه به سيد انارى شهرت داشت. وی فرزندش را نيز غالباً به مجالس وعظ و روضهخوانى خود مى برد تا با شيوه آوازخوانى مذهبى آشنا شود. بديع المتكلمين با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشهها و ردیفهای موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسيقى رديف سنتى و گوشههاى بیشمار آن را از پدر و نيز از دایى خود میرزا یحیی سعید واعظین كه او نيز از واعظان خوش صداى زمان خود بود ، فرا گرفت.

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسویها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد. استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ما به شمار میآید. در سال ۱۳۰۴ كه كمپانى انگلیسی صفحه پركنى هيز مسترزويس به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواختهها و خواندههای هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهى خود را در تهران گشود، بدیع زاده به عنوان نخستين خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان جلوه گل روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنيف از ساختههاى خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بديع زاده ۲۴ تصنيف ساخت كه همه روى صفحه ضبط شده است. او در سالهاى بعد در سفرهایى به حلب و بيروت و برلين و شبه قاره هند ، بر شمار ضبط آهنگهاى خود افزوده است.

از ميان آفريدههاى معروف او مىتوان از سرود ايران، كشور داريوش و ترانه هاى جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هديهى خاك، گل پرپر و خزان عشق ياد كرد. خزان عشق كه تا زمان ما جاذبهى خود را حفظ كرده در سال ۱۳۱۳ در پيوند با متنى عاشقانه از رهی معیری ساخته شده است. استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون حسین تهرانی ، مرتضی نی داوود ، حبیب سماعی و استاد ابوالحسن صبا آثار با ارزشی را در حوزهى موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سالها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.

جواد بديع زاده، سرانجام در دى ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگى از جهان فرو بست. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همه از درخشان ترین آثار موسیقایی است.

اسماعیل مهرتاش

اسماعیل مهرتاش (۱۲۸۳، تهران – ۱۳۵۹) موسیقی‌دان، ایرانی بود. اسماعیل مهرتاش در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند و سپس به موسیقی روی آورد و فراگیری تار را نزد درویش‌خان آغاز کرد. او بعدتر نزد داوود شیرازی و سپس علینقی وزیری به آموزش موسیقی پرداخت. مهرتاش، کلاس‌هایی برای آموزش تار، فن بیان و هنرپیشگی بنیان گذاشت. او همچنین حدود چهارصد و پنجاه آهنگ برای مناسبت‌های گوناگون ساخت. از شاگردان اسماعیل مهرتاش در موسیقی، می‌توان عبدالوهاب شهیدی، ملوک ضرابی و محمدرضا شجریان را نام برد. همچنین هنرپیشگانی چون محمدعلی کشاورز، عزت‌الله انتظامی و رسول نجفیان نزد او آموزش دیده‌اند.

مهرتاش در سال ۱۳۰۵، جامعهٔ باربد را تأسیس کرد که در آنجا تار می‌نواخت و تصنیف می‌ساخت و آواز و ردیف موسیقی را آموزش می‌داد. در سال ۱۳۵۷ در هنگامه انقلاب ، تئاتر جامعه باربد توسط افراطیون به همراه تمامی صفحه های استاد به آتش کشیده شد و به كلی از بین رفت و نابود شد .

علی اصغر بهاری

علی‌اصغر بهاری (۱۲۸۴-۱۳۷۴) از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده برجسته ساز کمانچه بود. وی در دههٔ ۶۰، با فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی و محمد موسوی، در “گروه اساتید”، همکاری داشت. در هجده سالگی، همراه با ارکستر ابراهیم خان منصوری در کنسرتی که در یک سالن بر پا شده بود شرکت می‌کند و از همین جا آوازه شهرت بهاری به گوش موسیقی‌دانان می‌رسد و او را به نام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هایی ایرانی می‌پذیرند. پس از چند سال که پیانو به جای سنتور و ویولن به جای کمانچه رواج پیدا کرده بود، وی نیز نواختن ویولن را آغاز کرد و نزد رضا محجوبی به تکمیل آموخته‌های خود در موسیقی ایرانی پرداخت.

بهاری پس از چندی در مشهد کلاس موسیقی جهت تعلیم می‌گشاید و یک سال هم با حبیب سماعی استاد سنتور کار می‌کند و شاگرد تعلیم می‌دهند و بعداً به تهران می‌آید و توسط استاد روح الله خالقی به مدرسه موسیقی جهت تعلیم دعوت می‌شود و در هنرستان شروع به همکاری می‌نماید. این ایام مصادف بود با گشایش رادیو که او را نیز به همکاری فرا می‌خواند. در سال ۳۲ بود که پس از سال‌ها دوری از کمانچه، با علاقه فراوان دوباره این ساز را دست گرفت. در روزگاری که این ساز در حال فراموشی بود و اغلب به دیده تحقیر به آن نگریسته می‌شد و این ساز مخصوص مطرب‌های دوره‌گرد تلقی می‌شد. پس از اجراهای اصفر بهاری در رادیو، دانشگاه تهران از وی دعوت کرد تا به تعلیم هنرجویان این دانشگاه بپردازد.

وی با همکاری با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران، شاگردان خوبی را تربیت کرد که هر کدام هم اکنون یکی از بهترین کمانچه‌نوازهای کشور می‌باشند. او علاوه بر ساختن قطعه‌های ضربی از قبیل پیش درآمد و رِنگ، بر ردیف موسیقی ایرانی و ضربی‌های روایت شده از متقدمین تسلط کامل داشت. اصغر بهاری نقش مهمی را در روایت تصانیف و نغمه‌های فراموش شده و مهجور موسیقی ایرانی دارد. چنانچه بسیاری از تصانیف و نغمه‌هایی که اکنون موجود است، مدیون حافظه اوست. وی در خرداد ماه ۱۳۷۴ درگذشت.

امین‌الله آندره حسین

امین‌الله آندره حسین (زادهٔ ۳۰ خرداد ۱۲۸۵ خورشیدی در سمرقند – درگذشتهٔ ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ خورشیدی در پاریس). آهنگساز ایرانی‌تبار ساکن فرانسه بود. وی پدر کارگردان معروف فرانسوی، روبر حسین است. موسیقی حسین آکنده‌است از نغمه‌های ایرانی. تار را در حد استادی می‌نواخت. فارسی را به خوبی صحبت می‌کرد و می‌نوشت. بهترین آثار او یا تم ایرانی دارند، یا داستان ایرانی، یا هر دو. دو سمفونی حسین، آریا و پرسپولیس، از کوچ آریاییها به سرزمین پارس حکایت دارند. مینیاتورهای ایرانی و سوئیت شهرزاد که بعد با هم موسیقی باله شهرزاد را تشکیل دادند، در سال ۱۹۷۵ تصنیف شد. برای اجرای همین باله بر صحنه تالار رودکی بود که حسین در پاییز ۱۹۷۷ برای اولین و آخرین بار به ایران سفر کرد.

چهار قطعه برای تار سلو با مایه ایرانی، از زیباترین کارهای حسین به شمار می‌آیند؛ راپسودیهای ایرانی نمره ۱ و ۲ که اولی در شور است و دومی در چهارگاه که با چهار مضرابی پایان می‌یابد؛ قطعه “تو را دوست دارم وطنم” و قطعه “عبادت زردشت”. تصنیفات امین‌الله حسین برای دیگر سازها غیر از تار منحصر است به آثاری برای پیانو که ساز اصلی او محسوب می‌شد. قطعاتی کوتاه برای پیانو سلو بر اساس رباعیات خیام و سه کنسرتو برای پیانو و ارکستر آثار او در این زمینه هستند

قمرالملوک وزیری

قمرالنلوک وزیری‌زاده (۱۲۸۴ تاکستان – ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ تهران) خواننده آوازهای سنتی ایران بود. وی نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. مهم‌ترین عامل موفقیت شتابنده او نیاز زمانه به نو شدن و دگرگونی بود. وی در نوع‌دوستی و بخشش افراط داشت، چنان‌که اواخر عمر خود را به تنگ‌دستی گذراند.

در جوانی پس از آشنایی با مرتضی نی‌داوود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیش‌رفت قمر در مدتی کوتاه به آن‌جا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به‌خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه‌پرکنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا و امیرجاهد ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده‌است. قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ در گراند هتل برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی‌حجاب کنسرت ندهد، زیرا در آن زمان، زنان بی‌چادر را در خیابان‌ها دست‌گیر می‌کردند و به کلانتری‌ها و بازداشت‌گاه‌ها می‌بردند. اما این اتفاق باعث ریختن ترس زنان از خوانندگی و ورود خوانندگان دیگری چون ملوک ضرابی و روح‌انگیز شد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی کرد. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد، آن را به عارف پیشکش نمود، با این‌که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد. گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند.

مرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران درگذشت. وی در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شده‌است

احمد عبادی

احمد عبادی (۱۲۸۵ – ۱۳۷۱) از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده سه‌تار و فرزند میرزا عبدالله فراهانی بود. وی از ۷ سالگی مشق سه تار را نزد پدر شروع کرد و ۱۳ سال بیشتر نداشت که میرزا فوت کرد و او مشق سه تار را پیش خواهرانش ملوک و مولود و برادرش جواد ادامه داد به گونه‌ای که در ۱۸ سالگی سازش شنیدنی بود. با این‌که وی پسر میرزا عبدالله بود نوازندگیش هیچ شباهتی به نوازنده‌های هم دوره خود که اکثراً شاگرد میرزا عبدالله بودند نداشت و با نوازندگی قدما متفاوت بود. وی در دوره‌ای که سه تار به خاطر حجم کم به خلوت افراد رفته بود و در غبار فراموشی فرو رفته بود این ساز را در رادیو معرفی کرد. عبادی در نواختن سه‌تار دارای سبک و شیوه‌ای مخصوص به خود بود که کمتر کسی توانسته از عهده تقلید آن بر آید. عده‌ای سبک خاص ساز زدن او را مربوط به امکانات و وسایل صدا برداری زمان وی می‌دانند. مضراب‌های تک سیم و دومضراب‌ها از مشخصه‌های بارز سبک وی هستند. از دیگر شاخصه‌های ساز استاد بداهه نوازی‌های زیبا و ویبره‌های طولانی و گلیساندوهای به موقع و زیبا که به ساز استاد زیبایی‌های خاصی بخشیده.

از کارهایی که او در نوازندگی سه‌تار ایجاد کرد، ابداع کوک‌های مختلف در سه تار است که در آلبوم کوک سه تار آنها راعرضه کرده‌است. قبلاً نوازنده‌ها معمولاً از کوک‌های تار برای سه تار استفاده می‌کردند ولی عبادی این رویه را تغییر داد و ثابت کرد بعضی از این کوک‌ها مناسب سه تار نیستند و دو نوار به عنوان آموزش کوک سه تار منتشر کرد که در آن برای گامهای مختلف و حتی گوشه‌های مختلف کوک معرفی کرد. نکته جالب توجه در نوازندگی عبادی این‌است که ایشان همیشه و کاملاً تک سیم نمی‌زدند و به موقع واخوان می‌دادند و پر قدرت می‌زدند و به موقع تک سیم می‌زدند که کاملاً در قطعات ضربی ایشان مانند ضربی سه گاه و چهارگاه و… مشهود است. عبادی شاگردان بسیاری تربیت کرد که از میان آن‌ها مهربانو توفیق، بهرام وادانی و بهداد بابایی را می‌توان نام برد. او در رادیو نیز فعالیت می‌کرد و صفحه‌ها و کاستهای زیادی ضبط کرده از جمله صفحه آواز شور همراه رضاقلی‌میرزا ظلی و همچنین تکنوازی‌ها و بداهه نوازی‌ها و همراهی با نوازندگان و خوانندگان مختلف. همنوازی‌های او با غلامحسین بنان و محمدرضا شجریان آثاری ماندگار در قالب برنامهٔ گل‌ها به جا گذاشته‌است.

روح‌الله خالقی

روح‌الله خالقی (۱۲۸۵ – ۱۳۴۴) از استادان موسیقی ایرانی، آهنگساز سرود “ای ایران”، و نوازندهٔ ویولن بود. در سال ۱۳۰۲ به مدرسهٔ عالی موسیقی رفت و در آنجا تحت نظر علینقی وزیری آموختن موسیقی و نواختن ویولن را آغاز کرد. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده می‌شود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقی‌دانان و نوازندگان ایرانی هم‌عصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریه‌ای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته‌است.

خالقی یاد دادن موسیقی را از ۱۳۰۷ در مدرسهٔ ورزش آغاز کرد. بعد از لیسانس نیز به هنرستان عالی موسیقی رفت و در آنجا تدریس کرد. اودر سال ۱۳۱۰ از دارالفنون دیپلم گرفت و وارد دارالمعلمین شد. در خرداد سال ۱۳۱۳، دارالمعلمین به “دانشسرای عالی” تغییر نام یافت. خالقی مدرک لیسانس خود را از این دانشسرا در رشتهٔ فلسفه و ادبیات دریافت نمود. وی در ۱۳۲۸ هنرستان موسیقی ملی را تأسیس کرد و رئیس آن شد.

خالقی سالها در رادیو ایران نیز فعالیت داشت و از جمله رئیس شورای موسیقی رادیو بود و برنامه‌های رادیویی “یادی از هنرمندان درگذشته” و “ساز و سخن” را راه‌اندازی کرد. وی همچنین، سرپرست ارکستر “گل‌ها” نیز بود. از آهنگ‌های ساخته خالقی که در این دوره بسیار موردپسند بود و از رادیو بسیار پخش می‌شد، “رنگارنگ شماره یک” در دستگاه اصفهان بود.

پرویز محمود

پرویز محمود (۱۲۸۹ – ۱۳۷۵) رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی بود. وی ارکستر سمفونیک تهران را به فرم مدرن آن شکل داد و آثاری برای ارکستر سمفونیک با الهام از موسیقی ایرانی آفرید که از این بابت از پیشگامان موسیقی سمفونیک ایرانی به شمار می‌رود.پرویز محمود در تهران متولد شد. پدر او محمود پهلوی، نویسنده کتاب «روابط تاریخی ایران و انگلستان» بود. پس از به قدرت رسیدن رضا شاه و انحصاری شدن نام خانوادگی «پهلوی» در ایران، محمود را مجبور به تغییر نام خانوادگی خود کردند و او از همان نام کوچک به عنوان نام خانوادگی استفاده کرد. پرویز از نوجوانی برای تحصیل موسیقی به اروپا رفت و در کنسرواتوار سلطنتی بروکسل آموزش دید.

پرویز محمود با اشغال نظامی بلژیک توسط آلمان در زمان جنگ جهانی به ایران بازگشت. تدریس و مدیریت هنرستان عالی موسیقی از ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸ خورشیدی به عهده او بود.پرویز محمود به دلیل اختلاف در شیوه نگرش در تدریس موسیقی ایرانی در هنرستان با علینقی وزیری، در سال ۱۳۲۳ نوازندگان ارکستر سمفونیک هنرستان موسیقی را در منزل پدرش گردهم آورد و به این ترتیب «ارکستر سمفونیک تهران» را به شیوه امروزی‌اش، شکل داد. کنسرت‌های این ارکستر به رهبری خود او در تهران برگزار شد. در بیشتر این برنامه‌ها، در کنار آثار موسیقی کلاسیک غربی، یک اثر از محمود نیز به اجرا در می‌آمد که ملهم از موسیقی محلی ایران بوده است؛ مانند «فانتزی کُرد» (برای پیانو و ارکستر)، «سوییت مهرگان» و «کنسرتو ویلن» که با تکنوازی روبیک گریگوریان اجرا شد.

پرویز محمود در سال ۱۳۲۸ به آمریکا مهاجرت کرد. چند سال بعد در دانشگاه ایندیانا به دریافت دکترای موسیقی نایل آمد. موضوع پایان‌نامه او «تئوری موسیقی ایرانی و ارتباط آن با روش غربی است.

آثار ساخته شدهٔ محمود در ایران همچنان مفقود است. تنها اثر موجود از او یک «کنسرتینو برای ویلن و ارکستر» است که توسط پژمان اکبرزاده در کتابخانه دانشگاه ایندیانا پیدا شد و همان زمان برای ضبط به منوچهر صهبایی در سوییس ارسال شد. «کنسرتینو» کمی بعد با ارکستر فیلارمونیک پلوودیو در بلغارستان ضبط و منتشر شد. نخستین صفحه از دست‌نویس پارتیتور «کنسرتینو» نیز در جلد یکم کتاب «موسیقی‌دانان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده چاپ شده است. غلامحسین غریب گرگانی، تکنواز کلارینت و از دوستان و همکاران نزدیک محمود نیز در نامه‌ای به پژمان اکبرزاده، دلیل مهاجرت پرویز محمود به آمریکا را «فقر واقعی هنر و به ویژه موسیقی سمفونیک در ایران» عنوان کرده است.

غلامحسین بنان

غلامحسین بنان، (زادهٔ اردیبهشت ۱۲۹۰ در قلهک، تهران – درگذشتهٔ ۸ اسفند ۱۳۶۴ در تهران) خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی است که از سال‌های ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است. از شش‌سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی‌های مادرش، که پیانو می‌دانست بهره‌ها گرفت. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش ناصر سیف بوده‌اند.

از سال ۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید. روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داود پیرنیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ را اجرا کرد و ویژگی صدای وی زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست. بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. به عنوان مثال تصنیف «الهه ناز». برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری-خالقی می‌دانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکب‌خوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود. در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روح‌الله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ رئیس شورای موسیقی رادیو شد.

در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶، وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرد. غلامحسین بنان در اسفندماه ۱۳۶۴ در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در امام‌زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

فریدون فرزانه

فریدون فرزانه در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد و بیش از پنج سال از سنش نمى گذشت كه همراه خانواده خود عازم اروپا شد. فریدون فرزانه تحصیلات موسیقى رادر كنسرواتوارهاى كشورهاى: آلمان، اتریش،سوئیس، و بلژیك در رشته كمپوزیسیون و پیانو به پایان برد و در سال ۱۳۱۵ پس از بیست سال به ایران مراجعت نمود و در هنرستان عالى موسیقى به تدریس پیانو و سلفژ مشغول شد، مدتى هم معاون فنى مین‏باشیان رئیس سابق هنرستان عالى موسیقى گردید. او بسياري از آثار خود را در اكستر سمفونيك راديو ايران كه آنرا ”مرتضي حنانه” با عنوان اركستر فارابي پايه گذاري كرده بود، به اجرا گذارد. بخشهايي از آثار ”فريدون فرزانه“ توسط «اركستر فارابي» ضبط شده و هم اكنون براي آيندگان به يادگار مانده است .از آثار فریدون فرزانه، مى‏توان از: هشت قطعه براى آواز به نام‏هاى سن‏هاى ایران، سرناد آذربایجانى براى ویولن و پیانو، اربیانتال شماره یك و دو و سه براى پیانو، سوئیت گرگان براى پیانو، چهار قطعه كوچك و ساده به نام هاى:كاروان، مهتاب شمیران، رقص ایرانى و سنتورزن و آثارى به سبك اروپایى مثل:سرناد براى پیانو راپسودى براى پیانو، والى درخشنده براى پیانو و اتودهایى براى پیانو و غیره مى‏باشد.

او شاگردان بسياري از جمله” كمال پورتراب“ را تربيت كرد. فريدون فرزانه در مهر ماه سال ۱۳۶۲ ديده از عالم موسيقي بربست. او یكى دیگر از موسیقیدانان نوین ایرانى است كه درباره موسیقى ایران عقایدى مخصوص به خود داشت و موسیقى ایران را با آن حال و هواى خود قبول نداشت و نظریاتى ارائه مى‏داد كه از طرف اكثریت موسیقیدانان رد مى‏شد

حسین تهرانی

حسین تهرانی (۱۲۹۰ تهران – ۷ اسفند ۱۳۵۲ تهران) از استادان برجستهٔ موسیقی ایرانی و نوازنده نامی تمبک بود. او در تنبک‌نوازی تحول‌های اساسی ایجاد نمود، به طوری که می‌توان او را پایه‌گذار ضرب‌نوازی نوین نام نهاد.

وی در سال ۱۲۹۰ شمسی در تهران، متولد شد. تهرانی از سال ۱۳۰۷ کار جدی خود را نزد اسماعیل‌زاده آغاز کرد و به علت رایج نبودن خط موسیقی، تمرینات تنبک را به کمک اصطلاحاتی مثل: بله و بله و بله دیگه و یکصدو بیست و چهار و غیره به حافظه می‌سپرد. چندی بعد تهرانی به محضر استادانی چون: رضا روانبخش، مهدی قیاسی و کنگرلو که در تنبک نوازی تبحری داشتند، راه یافت و به سبک هر یک آشنایی کامل پیدا کرد؛ ولی او استاد اصلی خود را ابوالحسن خان صبا می‌دانست. او در سال اول تأسیس رادیو تهران در آن مؤسسه به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۲۳ به مدرسهٔ موسیقی کلنل وزیری راه یافت و تدریس تنبک را در آن مدرسه به عهده گرفت و کار خود را تا سال ۱۳۲۸ که هنرستان موسیقی ملی شروع به کار کرد، ادامه داد. وی برای اولین بار دست به ایجاد گروه تنبک زد و برای آنها قطعاتی را تنظیم کرد که در اجرای آنها، گروه لزوماً به دو یا چند دسته مختلف تقسیم می‌شدند.

در واقع تا قبل از حسین تهرانی، آلت ضرب یا تنبک از کم‌ارزش‌ترین آلات موسیقی بود و نوازندهٔ تنبک بی‌ارج‌ترین عضو یک ارکستر به شمار می‌رفت و موظف به انجام کارهای دیگر ارکستر بود و مثلاً آلات موسیقی را از محل کار به درشکه و از محل درشکه به محل جشن یا میهمانی می‌برد و می‌آورد و در یک کلمه پادوی ارکستر بود. زیرا نواختن تنبک، کار مهمی به شمار نمی‌رفت و واقعیت هم همین بود. صفحه‌های موسیقی که در پنجاه شصت سال پیش ضبط شده‌اند نشان می‌دهند که نوازندگان ضرب یک صدای مبهم و بی‌ارزشی از ضرب درمی‌آوردند که هیچ شباهتی با صدایی که اکنون از از تنبک درمی‌آید ندارد. اما حسین تهرانی این آلت کم‌ارزش را از ذلت نجات و به درجه و مقام کنونی خود رساند. حسین تهرانی از ثروت و مال و منال دنیا بهرهٔ چندانی نداشت. همهٔ ثروت او منحصر به خانهٔ محقری در یکی از محلات دوردست تهران بود که با قرض از بانک‌ها و کمک وزارت فرهنگ و هنر تهیه کرده بود.

مجید وفادار

مجید وفادار، آهنگساز و نوازنده ویلن، (۱۲۹۱ – ۱۳۵۷) شاگرد رضا محجوبی بود. برادر وی حمید وفادار نیز نوازنده سنتور بود که با همدیگر در رادیو برنامه همنوازی نیز داشتهاند. وفادار در جوانی و پس از فراگرفتن موسیقی وارد انجمن موسیقی شد و به اجرای تکنوازی ویلن پرداخت، طوری که ساز او مورد پسند استاد “علینقی وزیری” قرار گرفت. این هنرمند تا سال ۱۳۳۹درعین نوازندگی وآهنگسازی رهبری ارکستر شماره ۳رادیو را برعهده داشت.

وی در طول فعالیت هنری با هنرمندانی چون حسین قوامی معروف به فاختهای، دلکش، داریوش رفیعی، مرتضی محجوبی، اسماعیل نواب صفا، رهی معیری و غیره همکاری داشت. آثار استاد مجید وفادار حدود ۴۰۰ قطعه است که بخشی از آن را برای فیلم و تئاتر ساخته است.

وفادار سرانجام در ۹/۱۲/۱۳۵۴ در تهران گذشت.

جواد معروفی

جواد معروفی (زادهٔ ۱۲۹۱ در تهران – درگذشتهٔ ۱۶ آذر ۱۳۷۲ در تهران)، آهنگساز و نوازنده پیانو اهل ایران است. او فرزند استاد موسی معروفی نوازنده تار بود. وی در سال ۱۲۹۱ در تهران به دنیا آمد. مادرش عذرا و پدرش موسی معروفی، از شاگردان برگزیده درویش خان و از موسیقیدانان بزرگ دوره خود بود. او در طول عمر خود سعی در آشتی دادن موسیقی سنتی و غربی داشت.

آموزش موسیقی را نزد پدر آغاز کرد؛ تار مینواخت و با نواختن ویولن نیز آشنا شد. بعد از دوره ابتدایی، در ۱۴ سالگی و در دورهای که کلنل وزیری مدیر هنرستان ملی موسیقی بود، به تحصیل در آن جا مشغول شد. به پیانو روی آورد و نزد خانم تاتیانا خاراتیان به یادگیری تکنیک نوازندگی پیانو کلاسیک مشغول شد. اتودها و پرلودهای فردریک شوپن، سوناتهای ولفگانگ آمادئوس موتسارت، لودویگ ون بتهوون، فرانتس شوبرت و فوگهای باخ را با مهارت مینواخت. در کنار موسیقی کلاسیک، موسیقی ایرانی را هم ادامه داد و تحصیلات موسیقی را نزد علینقی وزیری کامل کرد.

وی در بامداد روز سه شنبه، ۱۶ آذر ۱۳۷۲ در تهران درگذشت و پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شده است.

عبدالوهاب شهیدی

عبدالوهاب شهیدی (مهر ۱۳۰۱، میمه)، خواننده در سبک سنتی ایرانی، آهنگ ساز، استاد آواز و نوازندهٔ عود است. عبدالوهاب شهیدی در میمه اصفهان به دنیا آمد. او از اوایل دهه ۱۳۲۰ فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد.

عبدالوهاب شهیدی در سال ۱۳۳۹ با برنامه گل‌ها شروع به فعالیت و همکاری در رادیو کرد و تا سال ۱۳۵۷ در بسیاری از این برنامه‌ها شرکت کرد. وی همچنین چندین بار در برنامه‌های جشن هنر شیراز شرکت کرد و در این برنامه‌ها با استادانی چون جلیل شهناز، فرامرز پایور، اصغر بهاری، حسین تهرانی، رحمت‌الله بدیعی، حسن ناهید و محمد اسماعیلی همکاری کرد. عبدالوهاب شهیدی با اجرای بیش از ۲۳۰ برنامه از فعال‌ترین هنرمندان این برنامه بوده و در فهرست هنرمندان با بیش‌ترین اجرا (رتبه سوم) قرار دارد. عبدالوهاب شهیدی در اجرای آوازهای محلی نیز پیشرو بوده است. تصنیف معروف زندگی با مطلع اون نگاه گرم تو از این هنرمند است. وی هم اکنون در ایران زندگی می‌کند.

وی علاوه بر آواز فعالیت‌های هنری دیگری نیز داشته که در جای خود اهمیت بالایی دارند. مثل عود نوازی منحصر به فرد خود یا اجرای آوازهای محلی، در میان آثار وی به ویژه در برنامه‌های گل‌ها ترانه‌ها و آوازهای محلی بسیار زیادی توسط وی خوانده شده‌اند. خود تصنیف زندگی نیز مربوط به آهنگ و آوازی محلی بر روی شعری از هما میر افشار می‌باشد که در دستگاه ماهور با تنظیم فرامرز پایور اجرا شده است، و تصنیف‌های دیگری مثل یار بی وفا، آی سوزه و… هم‌چنین وی قطعات قدیمی معروفی مثلاً آثار عارف قزوینی را نیز اجرا کرده که از میان آن‌ها می‌توان به تصنیف‌های گریه را به مستی بهانه کردم (در آلبوم قدیمی حرف) و گریه کن که گر سیل خون گریی اشاره کرد.

امانوئل ملیک اصلانیان

امانوئل ملیک اصلانیان (زاده ۱۲۹۴ در روستوف – درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۸۲ در تهران)، آهنگساز و نوازنده پیانو ارمنی – ایرانی بود. اصلانیان در شهر روستوف روسیه به دنیا آمد ولی پدر و مادر او اهل تبریز بودند. او در سال ۱۳۰۴ به تبریز و در سال ۱۳۰۸ به هامبورگ نقل مکان می‌کند. در آنجا وی پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شده با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. یکی از موسیقیدانان نام‌آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می‌کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره‌های فراوان برد سپس وارد کنسرواتوار شد و در سال ۱۳۱۷ فارغ‌التحصیل شد و موفق می‌شود در بحبوحه جنگ جهانی دوم اولین کنسرتش را در سال ۱۳۱۹ در برلین برگزار کند.

 وی در سال ۱۳۳۲ به ایران باز می‌گردد و به آموزش موسیقی در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی می‌پردازد. آثار ساخته‌شده توسط امانوئل ملیک اصلانیان بارها توسط ارکسترهای بزرگ جهان و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری فرهاد مشکات، حشمت سنجری و علی رهبری اجرا شده‌است.اصلانیان آثاری بر اساس ملودی‌های ایرانی ساخته که به عنوان نمونه می‌توان از نغمهٔ دشتی او یاد کرد که با رعایت نیم پرده (به جای ربع پرده) تنظیم شده است. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه‌ای اوست که همه آن‌ها در تالار رودکی در سال‌های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. همچنین وی مدتی نزد ابولحسن صبا به فراگرفتن موسیقی ایرانی پرداخت و اثری برای تار و تنیک و سنتور ساخته است.

امانوئل مليک اصلانيان در تیر ماه ۱۳۸۲ در گذشت. پيکر وی پس از تشييع جنازه در تالار وحدت (رودکی)، در «آرامستان بوراستان» به خاک سپرده شد.

روبن گریگوریان

روبن گریگوریان یا روبیک گریگوریان (زاده ۱۲۹۴ خورشیدی در تفلیس – درگذشته ۱۳۷۰ خورشیدی در بوستون، ماساچوست) آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و استاد ویولن، ارمنی‌تبار ایرانی بود. او موسیقی را نخست نزد پدر و بعد از آن اساتید روسی و بلژیکی فرا گرفت. وی درسال ۱۳۱۷ خورشیدی همراه تحصیل هنرستان موسیقی غلامحسین مین‌باشیان به اداره موسیقی کشور وارد شد. تحصیلات خود را در هنرستان عالی موسیقی به پایان رسانید و مدتی رهبر آوازهای دسته جمعی هنرستان بود. پس از آن عهده‌دار مدیریت هنرستان عالی موسیقی بود، و مدتی نیز رهبری ارکستر سمفونیک تهران را به عهده داشت.

روبن گریگوریان سالها به تدریس موسیقی در تهران مشغول بوده‌است. وی علاوه بر ویولون به تدریس آهنگسازی نیز می‌پرداخت. وی نخستین کسی است که ترانه‌های محلی ایران را جمع‌آوری کرد و برای چهار صدا تنظیم نمود. در همین زمینه کتابی در دو جلد بنام «ترانه‌های محلی» انتشار داد. از جمله این ترانه‌ها می‌توان به «آی سرکُتل»، «مَسُم، مَسُم»، «هی یار، هی یار» اشاره نمود و ترانه‌های فراموش شده اش چون: «دختر بویر احمد» و «دست به دستمالم». از دیگر آثار او: «کوارتت زهی»؛ «اسکرتز»؛ «چند آواز برای پیانو»؛ «فانتزی اوریانتال»؛ «سوئیت ایرانی». او در موسیقی از سبک ریمسکی کورساکف و آرام خاچاتوریان پیروی می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۱ شمسی رهسپار آمریکا شد و در شهر بوستون ساکن شد. در بوستون به عضویت هنرستان موسیقی درآمد و رهبری ارکسترهای مجلسی و سمفونیک را به عهده گرفت. از شاگردهای او می‌توان به واروژان اشاره کرد.

حشمت سنجری

حشمت سنجری (۱۲۹۶ تهران – ۱۳۷۳ تهران) رهبر ارکستر و ویلن نواز ایرانی است.

او از سن چهارسالگی تحت آموزش پدر، حسین سنجری که خود نوازنده تار بود، کارفراگیری موسیقی را آغاز کرد، پس از آشنایی با نت‌نویسی در ادامه به نوازندگی ویلن روی آورد و از ابوالحسن صبا و روح‌الله خالقی، ردیف موسیقی ایرانی را فرا گرفت. اما، نهایتاً به موسیقی کلاسیک علاقه‌مند شد و این رشته را در هنرستان عالی موسیقی تهران ادامه داد. وی سپس به رهبری ارکستر علاقه‌مند شد و در آکادمی موسیقی وین آموزش دید. حشمت سنجری از ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۶ و از ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۱ رهبر دایم ارکستر سمفونیک تهران بو

غلامحسین بیگجه‌خانی

غلامحسین بیگجه‌خانی نوازنده برجسته تار و از استادان مکتب تبریز موسیقی ایرانی بود. او در سال ۱۲۹۷ شمسی در تبریز به‌دنیا آمد. پدرش حسینقلی‌خان بیگجه‌خانی نوازنده برجسته تار تبریز بود. بیگجه‌خانی از شش سالگی نزد پدر به آموختن تار پرداخت. پس از مرگ پدر در ۱۳۱۰ شمسی بیگجه‌خانی نزد شاگرد پدرش رضاقلی‌خان زابلی آذر آموزش خود را ادامه داد. در دوران جوانی با گوش کردن به کارهای میرزا حسینقلی، درویش خان، نی‌داوود و علی‌اکبرخان شهنازی روی صفحه‌های سنگی قدیمی با ساز این استادان آشنا شد. بیگجه‌خانی از تجربیات ردیفی اقبال آذر نیز آموخت و در کنسرتی در باغ گلستان تبریز با اقبال برنامه اجرا کرد.

بیگجه‌خانی هم‌زمان با تأسیس رادیو تبریز، فعالیت خود را در آن آغاز کرد و مدتی سرپرست ارکستر ایرانی رادیو تبریز بود. بعد در رادیو ایران مشغول به کار شد و مدتی نیز به دعوت نورعلی خان برومند در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس پرداخت. او آثاری نیز در تنظیم و اجرای موسیقی آذربایجانی دارد. آخرین کنسرت او با گروه چاوش در سال ۱۳۶۳ برگزار شد.

غلامحسین بیگجه‌خانی در ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ در تبریز درگذشت.

علی تجویدی

علی تجویدی (زاده ۱۵ آبان ۱۲۹۸ – درگذشته ۲۴ اسفند ۱۳۸۴) نوازنده ویولن و سه‌تار، آهنگساز، پژوهشگر و مؤلف ایرانی بود.

علی تجویدی در سال ۱۵ آبان ۱۲۹۸ (۱۵ آوریل ۱۹۱۹) در تهران زاده شد ولی اصالتاً اصفهانی می‌باشند. آموختن موسیقی را از کودکی نزد پدرش هادی‌خان تجویدی که در نقاشی از شاگردان طراز اول کمال‌الملک و در موسیقی از شاگردان مستعد درویش خان بود آغازکرد. پس از مدتی نزد ظهیرالدینی به فراگیری فلوت پرداخت. از ۱۶ سالگی نزد حسین یاحقی به آموزش ویولن پرداخت و پس از دو سال به محضر درس ابوالحسن صبا راه یافت و به مدت هشت سال در مکتب او به فراگیری ویلن و سه‌تار پرداخت. در ضمن مدتی نیز در کلاس درس چند نوازنده ویولن کلاسیک با شیوه نوازندگی غربی آشنایی یافت. او استاد هنرمندانی چون هایده و حمیرا نیز بوده‌است.

تجویدی با برجسته‌ترین خوانندگان زمان خود همکاری داشته و آثار بسیاری برای هر یک نوشته است. با اینحال دوران اوج شکوفایی، خلاقیت و نیز شهرت وی به سال‌های همکاریش با دلکش بر می‌گردد. مثلث تجویدی، دلکش و معینی کرمانشاهی در سال‌های ۱۳۳۵–۱۳۴۰ را باید خالق بیادماندنی‌ترین قطعات در موسیقی معاصر ایران دانست. جدای قابلیتهای حرفه‌ای و تکنیکی هر یک از این سه تن در کار خودشان، رابطه عمیق عاطفی که در سالهای دور میان این سه نفر شکل می‌گیرد را باید عامل اصلی خلق چنین آثاری بشمار آورد.

وی در ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ (۱۵ مارس ۲۰۰۶) درگذشت.

قربان سلیمانی

قربان سلیمانی (۱۲۹۹- ۳۰ دی ۱۳۸۶)، بخشی و نوازنده دوتار و خواننده موسیقی محلی شمال خراسان بود. حاج قربان در منطقه سرولایت قوچان به دنیا آمد. او زیر نظر پدرش کربلایی رمضان، که خود از دوتارنوازان مشهور شمال خراسان بود، نواختن دوتار را آموخت و بعد از مرگ پدرش از بخشی‌های شمال خراسان تعلیم گرفت.

حاج قربان در منطقه سرولایت قوچان به دنیا آمد. او زیر نظر پدرش کربلایی رمضان، که خود از دوتارنوازان مشهور شمال خراسان بود، نواختن دوتار را آموخت و بعد از مرگ پدرش از بخشی‌های شمال خراسان همچون خان‌محمد، عِوَض (عیوض) و غلامحسین تعلیم گرفت. حاج‌قربان به سه زبان ترکی، کردی و فارسی آواز می‌خواند. حاج قربان در کنسرت‌هایی در ایران و خارج از ایران شرکت کرد و یک آلبوم از آثار او منتشر شد.

حاج قربان در سال ۱۳۸۵ درگذشت و در قوچان به خاک سپرده شد.

محمود ذوالفنون

محمود ذوالفنون در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در آباده متولد شد، تحت تأثیر نوای تار پدر حبیب ذوالفنون ذوق موسیقی از کودکی در او قوت گرفت و از ۱۱ سالگی با نواختن تار آشنایی پیدا کرد. بعد از چندی به ویولن علاقه‌مند شد ولی به علت کمبود استاد ویولن در آن زمان، نوازندگی ویولن را با ویولنی که خودش ساخته بود بدون استاد پیش خود شروع کرد. در سن ۲۰ سالگی از زادگاه خود راهی شیراز شد و در آنجا با یکی از مهندسین یک کارخانه قند که اهل لهستان بود و ویلن می‌نواخت آشنا شد و اصول نواختن ویولن را نزد او آموخت. او در سال ۱۳۲۰ به تهران آمد و در اولین فرصت به کلاس مرحوم صبا رفت و از تجربیات ایشان استفاده کرد؛ و همچنین تکنیک ویولن را نیز نزد روبیک گریگوریان فرا گرفت. وى سپس به عضویت ارکستر انجمن موسیقی ملی (به رهبری روح‌الله خالقی) در آمد.

استاد محمود ذوالفنون هفدهم اکتبر ۲۰۱۳ در شهر سن خوزه چشم از جهان فرو بست.

حسن زیرک

حسن زیرک (زادهٔ ۱۳۰۰ در بوکان – درگذشتهٔ ۱۳۵۱ در بوکان) خوانندهٔ پرآوازهٔ ترانه های کردی در مناطق کردنشین غرب ایران بود. حسن زیرک با ضبط تعداد زیادی از آوازهای سنتی مردم کرد، سبب حفظ و نگهداری این آثار فرهنگی از گزند فراموشی شد. از او بیش از ۱۳۰۰ ترانه و آواز به یادگار مانده است. زیرک جزو موسیقی دان های برجسته ایرانی است. بیشتر ترانه های معروف این هنرمند کُرد با همکاری استادانی همچون حسین یاحقی، حسن کسایی، جلیل شهناز، جهانگیر ملک، حبیب الله شهردار مشهور به مشیر همایون شهردار، مجتبی میرزاده، احمد عبادی در رادیو کردی تهران و رادیو کردی کرمانشاه ضبط شده است.

حسن زیرک، علاوه بر زبان کردی سورانی، به زبان های فارسی، ترکی، اورامی و لری نیز آواز اجرا کرده و دارای ۳ مقام ترکی، ۸ مقام فارسی و ۲ مقام اورامی است و ۶۴ مقام به زبان کُردی خوانده است. حسن زیرک در «ارکستر موسیقی کردی» برادران یوسف زمانی، ارکستر مشیر همایون شهردار در تهران و ارکستر مجتبی میرزاده در کرمانشاه همکاری داشت. او در قوچان به خاک سپرده شد.

جلیل شهناز

جلیل شهناز (خرداد ۱۳۰۰ اصفهان – خرداد ۱۳۹۲ تهران) یکی از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران بود. جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

شهناز نوازندگی در رادیو اصفهان را از سال ۱۳۲۸ آغاز کرد و در سال ۱۳۳۶ به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامه‌های گوناگونی مانند برنامه گلها، ارکستر حسین یاحقی و… به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت. وی همچنین در گروه «یاران ثلاث» (همراه با تاج اصفهانی و حسن کسایی) و گروه اساتید موسیقی ایران کنسرت‌های بسیاری را در داخل و حارج از ایران اجرا نمود. شهناز در برنامه‌های جشن هنر شیراز نیز حضوری فعال داشت. ی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید موسیقی ایران» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان، گروهی که با آن کار می‌کرد را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت. جلیل شهناز، علاوه برنواختن تار، که ساز اختصاصی اوست، با نواختن ویولون، سنتور و تمبک و آواز -سه تار نیز آشنایی کامل دارد. معروف است که او در شیوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه برنواختن، آواز هم بخواند.

جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح روز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ درگذشت.

حسن گل‌نراقی

حسن گل‌نراقی (۱۳۰۰ – ۱۳۷۲) خوانندهٔ ایرانی است که بیشتر به‌خاطر ترانه «مرا ببوس» معروف است. او در تهران به‌دنیا آمد. بعد از تحصیلات متوسطه، به‌کار پدری خود که خریدوفروش بلور و چینی عتیقه بود پرداخت. او در حرفه عتیقه‌شناسی مهارت پیدا کرد. ترانهٔ «مرا ببوس»، یکی از دو ترانه‌ای است که وی خوانده‌است. این ترانه از خاطره‌انگیزترین و پرشنونده‌ترین ترانه‌های ایرانی بوده‌است. یکی از علت‌های شهرت این ترانه تقارن آن با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است که شعر غم‌انگیز آن را بر سر زبان میلیون‌های ایرانی آزرده از کودتا انداخت. دلیل دیگر سروده شدن شعر آن به وسیله حیدر رقابی است که از فعالان سیاسی دهه ۱۳۳۰ ایران بود.

موسیقی ترانه مراببوس را مجید وفادار ساخته و اجرای آن با ویلیون پرویز یاحقی همراه بوده‌است. این ترانه ابتدا در فیلمی با هنرمندی ژاله علو استفاده شده و سپس به رادیو راه یافت. گل‌نراقی در سال ۱۳۷۲ در تهران درگذشت. وقتی برای او در تهران مجلس یاد بود گرفتند، جمع روشنفکرانی که در مجلس ختم او شرکت کردند بیش از تجار و تیمچه داران بازار سنتی ایران بود که به حکومت رسیده بودند. حسن گل‌نراقی در گورستان قدیمی امامزاده طاهر واقع در مهرشهر کرج به خاک سپرده شد.کیومرث، علیرضا، فرشته، فریبا، فروزنده و نوشین از فرزندان استاد شهنار هستند.

مرتضی ورزی

مرتضی ورزی ( ۸ دی ۱۳۰۱ – ۱۳ دی ۱۳۸۲) نوازنده کمانچه اهل ایران بود. مرتضی ورزی نزد رضا محجوبی، ابوالحسن صبا و علی اصغر بهاری هنرآموخته بود. وی برادر کوچکتر ابوالحسن ورزی، غزلسرای معاصر بود.

نخستین اجرای مرتضی ورزی به همراه مرتضی نی‌داوود و قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۱۶ بود. ورزی سال‌ها در ایالات متحده مریکا زندگی کرد و در رشته موسیقی شرقی در دانشگاه لس آنجلس تدریس نمود. او با تشکیل مراکزی چون انستیتو حافظ و انجمن موسیقی ملی ایران، به تدریس ساز و آواز و اشاعه موسیقی ایرانی می‌پرداخت. وی پایه گذار دو گروه موسیقی بهاری و عشاق بود. «گروه بهاری» به سرپرستی او و نوازندگان آمریکایی تشکیل و چندین کنسرت در شهرهای مختلف ایالات متحده برگزار کردند.

مرتضی ورزی هنگامی که برای دیدار اقوام به تهران آمده بود، ۱۳ دی ۱۳۸۲ درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

منیر وکیلی

منیر وکیلی (آذر ۱۳۰۱ – اسفند ۱۳۶۱) از خوانندگان اپرا در ایران بود. وی در تبریز متولد شد و موسیقی را در تهران نزد لیلی بارا (خواننده سابق اپرای وین) فرا گرفت. منیر در پائیز سال ۱۳۲۸ (اکتبر ۱۹۴۹) به پاریس رفت تا درکنسرواتوار ملی موسیقی، به تحصیل موسیقی و آموختن آواز بخصوص ترانههای اپرا بپردازد .

منیر در سال ۱۳۳۲ پس از دریافت دیپلم آواز از کنسرواتوار ملی پاریس به ایران بازگشت و فعالیتهای هنری گسترده ای را آغاز نمود. در سال ۱۳۳۹ منیر به آمریکا عازم شد و در کنسرواتوار نیوانگلند بوستون به تکمیل دانش موسیقی و    پرداخت. وی در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت. او اولین صحنه های اپرائی را در سالهای ۱۳۴۱ به بعد ابتدا درتلویزیون، سپس در سالن وزارت فرهنگ و هنر و در سالن سعدی  بروی صحنه آورد . با گشایش تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ فعالیتهای وی نیز همانند همتایانش در قالب گروه اپرای تهران شکل حرفه ای تر به خود گرفت.

منیر وکیلی همچنین به موسیقی محلی نیز علاقه داشت و در همین راستا هشت ترانه محلی متعلق به نواحی مختلف ایران را در پاریس بر روی صفحه ضبط نمود (۱۳۳۶) که در قالب مجموعه «آوازهای جهان» منتشر شد و جایزه اول شارل کروس را دریافت نمود. این ترانه ها سالها بعد در سال ۱۳۸۳ با همت فرخ آهی و با کمک دختر و نوه های منیر با استفاده از فناوری جدید خش زدایی و بازسازی شد و در قالب یک آلبوم با نام «منیر وکیلی: بازگشت» منتشر شد.

غلام‌حسین غریب

غلام‌حسین غریب گرگانی (زاده ۱۳۰۲ تهران – درگذشت آذر ۱۳۸۳) نویسنده، شاعر، موسیقی‌دان و نوازندهٔ کلارینت ایرانی بود.

او در سال ۱۳۱۸ به هنرستان موسیقی رفت و از آموزش نوازندگان چکسلواکی هنرستان بهره‌مند شد. او در سال ۱۳۲۵ زير نظر لطف‌الله مبشری عضو هیأت مؤسس پنج‌نفره ارکستر سمفونیک تهران و در همکاری با ادارهٔ هنرهای زیبا به گردآوری ترانه‌های محلی ایران پرداخت. او از موسسين انجمن هنرى خروس جنگی همراه جلیل ضیاپور، حسن شیروانی و منوچهر شیبانی بود.

مرتضی حنانه

مرتضی حنانه (زاده ۱۱ اسفند ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۴ مهر ۱۳۶۸ در تهران) موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز ایرانی بود. پدرش مهندس محمّد حنانه، مؤسس دبیرستان ایرانشهر بود. پس از پایان دورهٔ ابتدایی، در هنرستان موسیقی به تحصیل مشغول شد. در آن زمان، هنرستان موسیقی ده نفر از موسیقی‌دانان را از چکسلواکی برای آموزش به هنرآموزان هنرستان استخدام کرده بود که مرتضی حنانه آموختن هورن را زیر نظر رودولف اوربانتس آغاز نمود. با شروع جنگ جهانی دوم و کشیده شدن آتش آن به ایران، هنرستان موسیقی تعطیل شد. اما حنانه با کمک علاقه‌مندان دیگر نظیر غلامحسین غریب و حسن شیروانی و فریدون فرزانه کنسرت‌هایی به طور آزاد در تالارهای انجمن‌های فرهنگی و هنری برپا نمود و پس از چندی با پیوستن پرویز محمود به این جمع در سال ۱۳۲۵ پایه ارکستر سمفونیک تهران گذاشته شد. وی بعدها به عنوان نوازنده هورن اول ارکستر سمفونیک تهران شناخته شد.

بزرگ‌ترین مشغله ذهنی مرتضی حنانه چند‌صدایی کردن موسیقی ایران بود. روز و شب در این فکر بود که برای آهنگ‌سازی از موسیقی ایران باید آن را چندصدایی کرد. کوشش‌های حنانه در این مورد او را به ابتکار هارمونی زوج رسانید که سال‌ها برای آن زحمت کشید و خود آن را به کار بست؛ ولی هارمونی زوج مورد موافقت همه موسیقی‌دانان قرار نگرفت. حنانه ساخت موسیقی فیلم را از سال ۱۳۲۷ با فیلم «ایران سرزمین طلای سیاه» که محصول اداره کل هنرهای زیبای وزارت فرهنگ و هنر بود آغاز کرد (گفته می‌شود که وی نخستین کسی بوده که در ایران به ساخت موسیقی فیلم اقدام کرده است).

مرتضی حنانه روز سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۶۸چشم از جهان فرو بست. برخلاف وصيت او براي به خاك سپرده شدن در کنار ابن‌سینا، در همدان، حنانه در امامزاده طاهر (کرج) به خاک سپرده شد.

دلکش

عصمت باقرپور بابلی (زادهٔ ۱۳۰۳ در بابل – درگذشتهٔ ۱۳۸۳ در تهران) با نام هنری «دلکش»، خواننده موسیقی سنتی، فولکلور و پاپ ایرانی بود. از وی با عناوینی چون «زن حنجره طلایی»، «آتش کاروان هنر» یاد می‌شود. او ترانه‌هایش را تنها به دو زبان فارسی و مازندرانی خوانده‌است. وی همچنین در چند مورد به ترانه‌سرایی هم پرداخته و این کار را با تخلص «نیلوفر» انجام داده‌است. از جمله ترانه‌هایی که او خود نوشته و خوانده، ترانهٔ «ساز شکسته» است.

دلکش از همان دوران کودکی استعداد خود را در خوانندگی نشان داد و هر جا که بچه‌های محل گرد هم می‌آمدند، آغاز به خواندن می‌کرد و بچه‌ها هم دست می‌زدند. در آن زمان دانش‌آموزان پنجم و ششم دبستان هفته‌ای یک ساعت آموزش موسیقی می‌دیدند و به آن‌ها سرودهای میهنی آموزش داده می‌شد. روزی در همین کلاس‌های موسیقی، عصمت به همراه دیگر هم‌شاگردی‌هایش در حال خواندن سرود بود که آموزگار موسیقی، آقای «ظهیرالدینی» که ویولنیست هم بود، وی را صدا زد. آموزگار از قشنگی و رسایی صدای عصمت تمجید کرد و گفت که یک نت بالاتر از همهٔ دخترها می‌خواند. سپس ظهیرالدینی از دلکش پرسید که آیا دوست دارد در رادیو بخواند. در آن زمان رادیو در ایران به تازگی بنیان‌گذاری شده بود و دلکش هم نمی‌دانست که رادیو چیست. با این وجود راضی شد تا با ظهیرالدینی به «ادارهٔ موسیقی کشور» در میدان بهارستان برود. در آن هنگام هیئت رئیسهٔ ادارهٔ موسیقی را روح‌الله خالقی، علینقی وزیری و حشمت سنجری تشکیل می‌دادند. ظهیرالدینی عصمت را نزد روح‌الله خالقی برد و او پس از شنیدن صدای عصمت، وی را نام‌نویسی کرد و به دست استادی سپرد تا آواز را به عصمت آموزش دهد.

پس از دو تا سه سال آموزش نزد عبدالعلی وزیری، عصمت اکنون این آمادگی را داشت تا به جرگهٔ خوانندگان رادیو بپیوندد. در آن هنگام عصمت نزدیک به ۲۰ سال داشت و کمتر از پنج سال از بنیان‌گذاری رادیو در ایران می‌گذشت. نخستین اجرای دلکش در رادیو در سال ۱۳۲۳ بود. از نخستین باری که صدای او از فرستندهٔ «بی‌سیم پهلوی» در چهارراه سیدخندان تهران پخش شد، توجه همگان به سویش جلب شد. در مدت زمان کوتاهی که از پیوستن دلکش به رادیو گذشته بود، در حالی که او تنها ۲۱ سال داشت، به جمع بزرگان رادیو پیوست و با خوانندگان بزرگ و نامی ترانه‌های دوصدایی اجرا کرد. دلکش در برنامه گل‌ها به دلیل اختلافی که با داوود پیرنیا داشت، هر گز شرکت نکرد. او در طول دوران فعالیت هنری اش هرگز در برنامه‌های موسیقی تلویزیون نیز شرکت نکرد ولی از محبوب‌ترین خوانندگان زمان خود بود. با اینکه مدتی بعد از او خوانندگانی همچون مرضیه، پوران، الهه، و… پا به عرصه گذاشتند، از محبوبیت دلکش به عنوان خواننده‌ای معتبر و تمام عیار کاسته نشد. به طوری که پرویز خطیبی در خاطراتش تعریف می‌کند: «در شب چهارم اردیبهشت ۱۳۵۶ در سالگرد تأسیس رادیو تهران وقتی دلکش پس از مدتی کناره‌گیری روی صحنه ظاهر شد و ترانه معروف «بردی از یادم» را خواند، تمام مدعوین به پا خواستند و با کف زدنهای ممتد که بیش از پنج دقیقه طول کشید فریاد زدند: مگر می‌شود ترا از یاد برد؟

مَرضیه

خدیجه اشرف‌السادات مرتضایی با نام مستعار مَرضیه (زاده ۱۳۰۳ در تهران – درگذشته ۱۳۸۹ در پاريس) خواننده ایرانی است. پدرش، سید حسن مرتضایی و مادرش، ربابه، از افراد هنردوست بودند. در خانواده و اقوام او هنرمندانی از قبیل مجسمه‌ساز، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان بودند. وی در مصاحبه‌ای دربارهٔ خود گفته بود: «در زمانی که خانواده‌های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم می‌فرستادند پدر من با وجود اینکه یک فرد روحانی بود؛ مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتی که من آغاز به خواندن کردم خواننده‌شدن برای زنان خیلی غیرعادی بود و در عین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه‌ای می‌داشت و هم دانش کلاسیک موسیقی و همچنین یک صدای خوب. در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای او را تأیید می‌کردند و در عین حال تئوری موسیقی را باید به‌خوبی می‌دانست. من پیش از اینکه شروع به خواندن کنم سال‌های زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم.» مرضیه در سال ۱۳۲۱ زیر نظر اسماعیل مهرتاش، استاد بزرگ موسیقی در ایران، فعالیت هنری خود را آغاز کرد. در ابتدا با بازی در نقش شیرین در نمایش «خسرو و شیرین» در تئاتر باربد تهران به محبوبیت رسید.

مرضیه در طول دوره هنری خود ۵ بار تصانیف دوصدایی نيز خواند که ۳ بار از آن با استاد بنان، یک بار با علی بهاری و یک بار هم با نوه دختری خود، جانان خرم بوده. چنگ رودکی که به جوی مولیان معروف شد با همکاری استاد بنان، آهنگسازی استاد روح‌الله خالقی و شعری از رودکی خلق شد. همین تصنیف در کنسرت سالن المپیا پاریس در سن ۸۳ سالگی که در واقع آخرین حضور او در صحنه بود با همراهی ارکستر اپرای پاریس و نیز جانان خرم نوه مرضیه که بخش‌های مربوط به بنان را می‌خواند بازسازی و با تنظیم مجدد توسط محمد شمس بازخوانی شد.

مرضیه در سال ۱۳۷۳ بعد از پانزده سال عدم فعالیت در موسیقی، ایران را ترک کرد و در فرانسه اقامت گزيد. در این دوران، او با هنرمندان و شاعران و آهنگسازان و نوازندگانی چون محمد شمس، شاپور باستان‌سیر، عماد رام، آندرانیک٬ محمدعلی اصفهانی، اسماعیل وفا یغمایی، حمیدرضا طاهر زاده و نیز دو هنرمند بریتانیایی یعنی راس پاپل رهبر ارکستر سمفونیک فستیوال لندن و لرد یهودی منوهین، کارهای متعددی ارائه نمود.

حسین ناصحی

حسین ناصحی ( زاده ۱۳۰۴ تهران – درگذشته ۶ مهر ۱۳۵۶ ) از آهنگسازان ایرانی در زمینه موسیقی سمفونیک ایرانی است. او از سال ۱۳۱۸ در هنرستان عالی موسیقی به تحصیل پرداخت. ساز تخصصی وی ترومبون بود و استاد او در تهران یکی از استادان چک به نام ژوزف اسلادک بود. او در ارکستر رادیو به رهبری پرویز محمود نوازندگی می‌کرد. در سال ۱۳۲۲ جزو دانشجویانی بود که بنا به دعوت دولت ترکیه برای ادامه تحصیل روانه آنکارا شد و در کنسرواتور دولتی آنکارا در رشته آهنگسازی زیر نظر نجیل کاظم آکسس تحصیل کرد.

ناصحی در سال تحصیلی ۱۳۲۸ دوره عالی کمپوزیسیون را به اتمام رساند. آثار اولیه خود را برای درک تکنیک کمپوزیسیون به سبک استادان بزرگ گذشته باخ، سکریابین و گابریل فوره نوشت و به تدریج به مطالعه در موسیقی مشرق‌زمینی و بخصوص موسیقی ایرانی پرداخت و کوشید تا در آثارش شخصیت موسیقی شرق را بنمایاند. وی خود عقیده داشت که در کوارتت زهی می‌مینورش بدین منظور دست یافته، گفتنی است کوارتت مزبور هنگامی که در ترکیه اجرا شد مورد توجه پروفسور لودویک چاچکس از استادان آکادمی موسیقی وین فرا گرفت به حدی که وی به سفارت ایران در ترکیه مراجعه و درخواست کرد تا مصنف جوان این کوارتت را برای مطالعات فنی مدتی به وین اعزام دارند. ناصحی بلافاصله پس از ورود به تهران در سال ۱۳۲۹ در هنرستان عالی موسیقی به تدریس هارمونی، کنترپوآن و فوگ و آهنگسازی پرداخت.

از جمله شاگردان او باید از حسین دهلوی، احمد پژمان و پرویز منصوری نام برد. از آثار حسین ناصحی می‌توان به پوئم شور (برای ویلنسل و پیانو) – کوارتت زهی در می مینور – حرمان (برای آواز و پیانو، که به حسین سرشار تقدیم شده است) – آواز بیگفتار (برای ارکستر) – گدا (برای پیانو) – رقص در بارگاه شاه سمنگان (برای آواز و ارکستر) – ملودرام رستم و سهراب و قطعاتی دیگر که متأسفانه نت بسیاری از آنها مفقود شده است اشاره کرد.

ثمین باغچه‌بان

ثمین باغچه‌بان (۱۳۰۴ تبریز – ۲۹ اسفند ۱۳۸۶، استانبول) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است. او کودکی خود را در شیراز گذراند و در ۷ سالگی با خانواده‌اش به تهران رفت و تحصیلاتش را در آنجا گذراند. ثمین باغچه‌بان علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و عدم استطاعت مالی خانواده، و از آن‌جا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد؛ ولی ویلون مادرش هم به علت تعمیر نامناسب صدای مناسبی نداشته و مورد قبول هنرستان موسیقی نبود. از آنجا که می‌توانست ساز ابوا را از هنرستان قرض بگیرد، این ساز را در نهایت برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت. طی این طرح، ۱۲۰ دانشجو در گروه‌های ۲۰ نفری به ترکیه اعزام می‌شدند. او در گروه آخر اعزام شد.

او در آنکارا با اِولین باغچه‌بان که خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد. پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس می‌داد و اِولین آواز و پیانو. ثمین باغچه‌بان و خانواده‌اش چند سال پس از انقلاب ۵۷ در ایران به ترکیه مهاجرت کردند. او در ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ در استانبول درگذشت و در گورستان ایرانیان این شهر به خاک سپرده شد.

یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچه‌بان، «سوییت سمفونیک بومی‌وار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ خورشیدی به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است. از دیگر آثار معروف باغچه‌بان، آلبوم «رنگین کمون»، برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچه‌بان اجرا و ضبط شده است.

احمد ابراهيمى

احمد ابراهیمی (زاده ۱۳۰۵ در اورامانات کردستان – درگذشته ۱۳۹۲ در تهران) خواننده و استاد آواز ایرانی است.

اکثر اعضای خانواده ابراهیمی دستی در موسیقی داشتند و همین امر سبب شد تا او هم با تشویق خانواده به سراغ موسیقی و یادگیری این هنر برود. بیش از دوازده سال نداشت که به تهران نقل مکان کرد. در سال ۱۳۲۷ با توجه به صدای خوشی که داشت با استادان بزرگ موسیقی ایران نظیر ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، حسین تهرانی، غلامحسین بنان، ادیب خوانساری آشنا شد و از محضر همگی این بزرگان موسیقی ایران بهره‌مند شد. پس از پنج سال که تحت تعلیم آنان قرار می‌گیرد اولین برنامه رادیویی خود را با محمود ذوالفنون در رادیو تهران اجرا کرد که با تشویق و استقبال مردم روبرو شد. ابراهیمی پس از یک سال اجرای برنامه‌های مختلف موسیقی در رادیو، به سال ۱۳۳۳ به ارکستر مرتضی‌خان محجوبی، استاد پیانو که با همکاری محمد میرنقیبی اداره می‌شد، راه می‌یابد و شکوفایی هنری وی از همین زمان آغاز می‌شود. همکاری او تا سال ۱۳۳۵ با این ارکستر ادامه داشت.

از سال ۱۳۴۲ تا اواخر سال ۱۳۵۴ به سمت رئیس دفتر اداره کل فعالیت‌های هنری و از سال ۱۳۵۴ تا اواخر سال ۱۳۵۸ به سمت مدیر امور اداری سازمان ملی “فولکلور” ایران منصوب و مشغول کار شد و در ضمن به برنامه‌های هنری خودش ادامه داد.

هوشنگ استوار

هوشنگ استوار (زاده ۹ بهمن ۱۳۰۵ تهران-درگذشته ۱۷ دی ۱۳۹۴ پاریس) یکی از برجسته‌ترین آهنگسازان مکتب موسیقی سمفونیک ایرانی به شمار می‌آید. هوشنگ استوار در سال ۱۳۰۵ در تهران و در خانواده‌ای اهل موسیقی چشم به جهان گشود. مادرش قمرالزمان فرزند غلامرضا خان امیر پنجه سالار معزز از اولین زنان ایرانی بود که پیانو می‌نواخت و پدرش حسین استوار نیز از نخستین نوازنده‌های پیانو در ایران بود و در نوازندگی سازهای تار، سه‌تار و سنتور تبحر داشت. هوشنگ استوار پس از آموزش‌های اولیه موسیقی در هنرستان موسیقی و آموختن هارمونی نزد پرویز محمود پسر عمه‌اش که به تازگی تحصیل موسیقی در اروپا را به اتمام رسانده و به ایران بازگشته بود، در سال ۱۳۲۵ عازم اروپا شد و ابتدا در کنسرواتوار ژنو و سپس کنسرواتوار بروکسل به ادامه تحصیل در زمینه موسیقی پرداخت. استوار مدتی نیز در پاریس از آموزه‌های الیویه مسیان بهره برد.

استوار در سال ۱۳۳۶ به ایران بازگشت و شروع به تدریس موسیقی و آهنگ‌سازی کرد. او به مدت بیست سال آموزگار آهنگسازی در هنرستان عالی موسیقی تهران بوده است. استوار در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۹۴ در سن ۸۸ سال سالگی در پاریس درگذشت.

محمود کریمی

محمود کریمی (۱۳۰۶-۱۳۶۳)، موسیقی دان و استاد ردیف آوازی موسیقی ایرانی بود. وی آواز را به صورت پراکنده و با استفاده از منابع مختلف آموخت تا اینکه در سال ۱۳۳۰ به کلاس عبدالله دوامی راه یافت. او همچنین ردیف سه‌تار را به مدت ۲۰ سال نزد محمد ایرانی مجرد فرا گرفت. محمود کریمی در کلاس‌های شبانه موسیقی اداره کل هنرهای زیبای کشور که بعدا به وزارت فرهنگ و هنر تغییر نام داد همکار استادانی چون ابوالحسن صبا ، علی اکبر شهنازی و عبدالله دوامی بود. علاوه بر آن مرکز، او در هنرستان موسیقی ملی، هنرکده موسیقی ملی و سازمان جوانان زرتشتی تدریس می‌کرد. محمود کریمی از بدو تأسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی توسط استاد داریوش صفوت با این مرکز همکاری داشت و در کنار استادان نورعلی برومند ، یوسف فروتن و سعید هرمزی نسلی از موسیقیدانان نو را تربیت کرد.

بیشتر فعالیت وی در زمینهٔ آموزش آواز بود و بسیاری از خوانندگان از جمله محمدعلی قدمی، شهرام ناظری، حسام‌الدین سراج، قاسم رفعتی، پریسا، محمد باغبان، هوشمند عقیلی،افسانه رثایی، سروش ایزدی، معصومه مهرعلی ،و شکیلا نزد او به آموزش آواز پرداخته‌اند. در جشن هنر شیراز، محمود کریمی برای نخستین بار دستگاه راست پنجگاه را اجرا کرد. او همچنین برنامه‌هایی را همراه با فرامرز پایور و حسین تهرانی در تلویزیون ایران اجرا کرد. از محمود کریمی، ردیف آوازی به جا مانده‌است که آن را در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ تهیه و تنظیم کرده‌است. این ردیف، از نمونه‌های اصیل و بی‌نقص موسیقی ایرانی به شمار می‌رود.

حسین دهلوی

حسین دهلوی آهنگساز، رهبر ارکستر و از صاحب نظران موسیقی معاصر ایران است.

حسین دهلوی، در سال ۱۳۰۶ در تهران به دنیا آمد. او آموزش موسیقی را از پنج سالگی نزد پدرش، معزالدین دهلوی، که از شاگردان علی اکبر شهنازی بود، آغاز کرد و در ۹ سالگی با تشویق مادرش به ساز ویولن علاقه‌مند شد. دهلوی دوره اول ویولن را نزد پدرش فراگرفت و سپس دوره دوم (ردیف راست کوک) را نزد ابوالحسن صبا گذراند و وارد هنرستان موسیقی شد و از آن پس به فراگیری علمی موسیقی گرایش پیدا کرد. او سپس هارمونی، کنترپوان و اصول آهنگسازی را نزد حسین ناصحی فرا گرفت.

دهلوی در سال ۱۳۳۹ از هنرستان عالی موسیقی در رشتهٔ آهنگسازی دانش‌آموخته شد. او در دورهٔ هنرستان با همکاری ابوالحسن صبا ارکستر شماره یک هنرهای زیبا را راه‌اندازی کرده و تعدادی از آثار صبا را برای ارکستر تنظیم کرد. پس از درگذشت استاد صبا در سال ۱۳۳۶، رهبری این ارکستر که بعداً ارکستر صبا نامیده شد، به دهلوی واگذار شد و شاخه‌های ۲، ۳ و ۴ هم به آن افزوده شد. این ارکسترها از زمان گشایش تلویزیون ایران در سال ۱۳۳۷ به صورت هفتگی در تلویزیون به اجرای برنامه پرداختند. حسین دهلوی، در سال ۱۳۴۱ به ریاست هنرستان موسیقی ملی برگزیده د و تا فروردین ۱۳۵۰ این سمت را عهده‌دار بود. ا

دهلوی از سال ۱۳۷۶ تصنیف اپرای مانا و مانی را به مناسبت سال جهانی کودک (۱۳۷۹) آغاز کرد. ساخت این اثر سه سال به طول انجامید که به خاطر محدودیت‌های استفاده از صدای خوانندهٔ زن تا به حال به اجرا درنیامده و فقط موسیقی سازی آن در خرداد ۱۳۷۹ با تلاش و رهبری علی رهبری با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در شهر براتیسلاو اجرا و ضبط شده‌است. دهلوی در زمینهٔ نوآوری در موسیقی ایرانی تلاش‌های زیادی داشته‌است. تدوین سبک تمبک به وسیلهٔ او و جمعی دیگر از جمله حسین تهرانی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف برای بهبود جایگاه تمبک در موسیقی ایرانی و آسان‌سازی آموزش این ساز، توجه به ساخت سنتور کروماتیک برای جبران مشکل کوک این ساز برای استفاده در ارکستر از جمله این مواردند. حسین دهلوی، در زمینهٔ موسیقی فیلم هم فعالیت داشته‌است که البته بیشتر برای فیلم‌های مستند، نقش مشاور و انتخاب کنندهٔ موسیقی را بر عهده داشته و در تیتراژ فیلم‌ها، از او به نام مستعار فریبا یاد شده‌است. دهلوی برای چند فیلم مستند از ابراهیم گلستان مثل یک آتش، موج و مرجان و خارا و گنجینهٔ گوهر و همچنین فیلم هفده روز به اعدام اثر هوشنگ کاووسی موسیقی نوشته‌است

حسن کسائی

حسن کسائی (۱۳۰۷- ۱۳۹۱) از استادان برجستهٔ موسیقی ایرانی و نوازندهٔ سرشناس نِی بود. حسن کسائی از کودکی با موسیقی آشنا شد و به مرور زمان، علاقه زیادی خصوصاً به ساز نِی پیدا کرد. وی مدتی آواز و گوشه‌های موسیقی ایران را نزد استاد تاج اصفهانی و ادیب خوانساری آموخته و نِی را از مهدی نوایی فرا گرفت. وی هر زمان که به تهران می‌رفت از محضر استاد ابوالحسن صبا نيز استفاده می‌نمود. پس از فوت مهدی نوایی، کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نِی استفاده کرد. مخصوصاً از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد، بهره برد. سه‌تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه‌تار ابوالحسن صبا است. وی در محضر استاد صبا به نواختن ردیف‌ها پرداخت و با هنرمندانی چون خالقی، مشیر همایون و حسین محجوبی نیز می‌نواخته‌است.

کسائی، در سال ۱۳۲۹ برای اولین‌بار نی را به ارکستر برد و با ارکستر رادیو ارتش اصفهان همکاری خود را شروع کرد. در سال‌های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی چون ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، محمد میرنقیبی، همایون خرم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد. در سال ۱۳۳۵ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه گل‌ها راه یافت و تا سال ۱۳۵۷ که در گلچین هفته شرکت نمود، با این سلسله برنامه، همکاری داشت.

حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک، احمد عبادی در سه‌تار، علی‌اصغر بهاری در کمانچه و فرامرز پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاه‌ها در ساز نِی نمود. در گذشته صدای نِی، همراه با ناخالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن آن به صورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد تا نوازندگی نی او، به رادیو راه پیدا کند. تکنوازی‌ها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و… باعث شد تا نی هم‌ردیف سازهای دیگر قرار بگیرد. بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از این ساز کردند که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می‌گردد.

داریوش صفوت

داریوش صفوت (متولد ۱۳۰۷، شیراز – درگذشت ۱۳۹۲، کرج) موسیقی دان سنتی ایرانی، نوازنده سنتور و سه‌تار و از شاگردان حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و حاج آقا محمد ایرانی مجرد بود. او از جمله بنیان‌گذاران مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در سال ۱۳۴۷ است..

وی یادگیری سه‌تار را نزد پدر (علی‌اصغر صفوت) آغاز کرد و به دلیل نشست و برخاست پدرش با اهالی هنر، از جمله حبیب سماعی در ۱۶ سالگی (سال ۱۳۲۳) نزد وی رفت و سنتور را نزدش آموخت. از سال ۱۳۲۶ تا سال ۱۳۳۶ به تکمیل نوازندگی سه‌تار و سنتور نزد ابوالحسن صبا اقدام نمود به نحوی که بعدها صبا در جایی از وی به عنوان یکی از بهترین شاگردان خود یاد کرد که درکی دقیق و ظریف از موسیقی ایرانی دارند. در سال ۱۳۳۲ به اخذ درجه لیسانس حقوق از دانشکده حقوق دانشگاه تهران نائل آمد. در اواخر سال ۱۳۳۹ برای تدریس در مرکز مطالعات موسیقی شرقی در انستیتو موسیقی‌شناسی سوربن به فرانسه رفت. وی از سال ۱۳۳۸ به تدریس در زمینه‌های نوازندگی سنتور و سه‌تار، ردیف موسیقی ایرانی، آکوستیک موسیقی، تاریخ موسیقی ایران، شناخت موسیقی، آشنایی با موسیقی شرقی، فلسفه موسیقی ایرانی، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی، موسیقی و اسلام، بررسی رسالات کهن موسیقی ایران پرداخت

داریوش صفوت در سال ۱۳۴۷ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران وابسته به سازمان رادیو تلویزیون وقت را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۹ مدیریت آن را برعهده داشت. این مرکز در گسترش موسیقی اصیل ایران و پرورش موسیقی‌دانان جوان سهم به‌سزایی داشته‌است. وی هم‌چنین کنسرت‌های متعددی در اقصی نقاط جهان اجرا کرده‌است.

اولین باغچه‌بان

اِولین باغچه بان (زادهٔ ۱۳۰۷ در ترکیه – درگذشتهٔ ۹ آبان ۱۳۸۹ در ترکیه)، موسیقیدان، از بنیانگذاران اپرای تهران و از پیشگامان هنر آواز دسته جمعی (گروه کُر) در ایران و استاد پیانو بود. اولین زادهٔ ترکیه بود و سالهای پایان عمرش را نیز در همانجا سپری کرد اما ایران را نیز وطن خود میدانست. او روح خود را ایرانی میدانست و عاشق ایران بود. او معتقد بود اگر «جسم کارهای هنری» او به ترکیه تعلق داشته باشد، «روح زندگی هنری و موسیقایی» او به ایران تعلق دارد. اولین درگفتگویی بزرگترین جایزهاش را مهر و محبت ایرانیان نسبت به خود میدانست.

اِولین در کنسرتوار آنکارا با ثمین باغچه بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید. اِولین همراه با ثمین باغچه بان به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاسها پرورش خوانندگانی همچون حسین سرشار، محمد نوری، سودابه تاجبخش، پری ثمر، پری زنگنه، سودابه صفاییه و عنایت رضایی است. اِولین باعچه بان به همراه منیر وکیلی، حشمت سنجری، فاخره صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران اپرای ایران و تالار رودکی هستند. او همچنین نخستین گروه کر یا آواز گروهی هنرستان عالی موسیقی (کنسرتوار تهران) را تشکیل داد. گروهی که نخستین گامها را در اجرای داستانهای شاهنامه و متلهای ایرانی برداشت. پس از آن کر ملی تهران را پایه گذاری کرد.

او در دوران بازنشستگی ده کتاب دربارهٔ تکنیک های پیانو و آواز نوشت و آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشدهاست. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که دربارهٔ فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شدهاست. اولین جدا از کار اپرا، در رسیتال های متعدد، آثاری از همسر خود ثمین باغچه بان و دوست دیرینش، حسین ناصحی را به اجرا درآورد. در میان این آثار، «درخت سرو» از ثمین و «رقص دردربار شاه سمنگان» از شهرت بیشتری یافته است.

محمدعلی بهارلو

محمدعلی بهارلو (زادهٔ فروردین ۱۳۰۷ در تهران – درگذشتهٔ ۲ بهمن ۱۳۸۵ در تهران) موسیقی‌دان و نوازندهٔ ویُلن اهل ایران بود. وی به خاطر آموزش ویُلن، و نیز به خاطر طبقه‌بندی فرم‌های رایج در موسیقی ردیفی شناخته می‌شود. بنا به یک روایت بهارلو از شاگردان ابوالحسن صبا بود، بهارلو خود بعداً شاگردان زیادی در رشتهٔ نوازندگی ویولن تعلیم داد. بهارلو در سال ۱۳۲۵ خورشیدی یک آموزشگاه موسیقی رسمی در تهران تأسیس کرد که قدیمی‌ترین مؤسسهٔ آموزش موسیقی ایرانی در تاریخ معاصر ایران دانسته می‌شود. تا حدود سال ۱۳۴۰ وی اجراهای عمومی نیز داشت (از جمله در شبکهٔ تلویزیونی ایران در آن زمان). وی همچنین رهبر ارکستر خودش بود که برخی از نوازندگان آن عبارت بودند از هوشنگ ظریف، حسن ناهید، جلال ذوالفنون و رضا شفیعیان.

بهارلو اولین کسی بود که به طبقه‌بندی فرم‌های رایج در موسیقی ردیفی اهتمام ورزید؛ او بر خلاف نوازندگان هم‌دوره‌اش که صرفاً به تقلید و تکرار این فرم‌ها می‌پرداختند به فکر تعریف و تدوین آنچه خود «فرم‌های سازندهٔ موسیقی ایرانی» می‌نامید افتاد، و در این باره مجموعه کتابی نیز با نام «خودآموز ویولن و فرم‌های موسیقی» نوشت که شامل یک کتاب آموزش نوازندگی ویولن و پنج کتاب دیگر است که هر کدام به یکی از فرم‌های موسیقی ردیفی تعلق دارند.

لطفی منصوری

لطف‌الله منصوری (۱۹۲۹ – ۲۰۱۳)، مشهور به لطفی منصوری، مدیر و کارگردان اپرا است. او از ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۱ مدیر اپرای سان فرانسیسکو بود.

او در ۲۵ خرداد ۱۳۰۸ در تهران به دنیا آمد و پدرش حسن منصوری و مادرش مهری جلیلی بود. منصوری در دانشگاه کالیفرنیا در لس انجلس در رشته روان‌شناسی درس خواند و مدتی به تدریس در این رشته پرداخت. از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۸ مدیر شرکت اپرای کانادا بود و در این مدت روش برنویس را برای نمایش متن اپرانامه، یا ترجمه آن، بر بالای صحنه به کار گرفت. اغلب او را مبتکر این روش می‌دانند.

لطفی منصوری در سال ۱۳۹۲ در سن ۸۴ سالگی در سانفرانسیسکو درگذشت.

محمد نوری

محمد نوری (۱۳۰۸ در رشت – ۱۳۸۹ در تهران) مدرس آواز و خواننده ایرانی بود. محمد نوری موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ تمام اقوام و ملت‌های روی زمین می‌دانست و از همین رو به اقتباس و الهام از هنر کلاسیک غرب معتقد بود. از مشهورترین آهنگ‌های وی می‌توان به کهکشان عشق سرزمین محبوب من و ایران ایران اشاره کرد. دههٔ بیست دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. محمد نوری در همین سال‌ها با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد. نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت.

محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا کرد. او همچنین به تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت. يکی از معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ آن از ساخته‌های خود نوری است.

هرمز فرهت

هرمز فرهت (زاده ۱۳۰۷ تهران) آهنگ‌ساز و موسیقی‌شناس ایرانی مقیم ایرلند است. کتاب «مفهوم دستگاه در موسیقی ایرانی»، نوشته او، از مهمترین کتاب‌ها به زبان انگلیسی درباره موسیقی کلاسیک ایران است. هرمز فرهت از دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس (UCLA) در رشته موسیقی لیسانس گرفت؛ سپس در رشته آهنگسازی کالج میلز در رشته آهنگسازی نزد داریوس میو آموزش دید و در نهایت از یو. سی. ال. ای دکترای موسیقی‌شناسی دریافت کرد.

وی در سال ۱۳۳۶ در طول پژوهش‌های خود برای دریافت دکترای موسیقی‌شناسی، به ایران آمد و نزد حسین صبا (سنتور) و نصرالله زرین‌پنجه (سه‌تار) با موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شد. پایان‌نامه دکترای هرمز فرهت با عنوان «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» سالها بعد، در ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در بریتانیا به چاپ رسید. برگردان پارسی این کتاب نیز به کوشش مهدی پورمحمد در تهران منتشر شده است. هرمز فرهت در پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ مدیر بخش موسیقی دانشگاه تهران و در سال‌های بعد، سرپرست موسیقی جشن هنر شیراز، نایب رئیس دانشگاه فارابی و استاد دانشگاه تهران بود.

هرمز فرهت از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ رئیس «دانشکده موسیقی دانشگاه دوبلین» بود و اکنون دوران بازنشستگی خود را در ایرلند می‌گذراند.

همایون خرم

امیرهمایون خرم (۱۳۰۹ بوشهر –۱۳۹۱ تهران)، نوازندهٔ ویولن، موسیقی‌دان و آهنگساز اهل ایران بود. او یکی از اعضای شورای عالی خانه موسیقی ایران بود. از آنجا که مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و از بین مقام‌های موسیقی ایرانی، به دستگاه همایون علاقه‌ای وافر داشت، نام همایون را برای فرزند خود انتخاب کرد. خرم در سن ۱۰–۱۱ سالگی به مکتب استاد صبا راه یافت و چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در رادیو به تنهایی به اجرا پرداخت. بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگساز، تکنواز ویولن و رهبر ارکستر آثاری ارزشمند ارائه داد.

ساز همایون خرم، سازی پر صلابت، سنگین و عاری از هر نوع خودنمایی بود. دشوار می‌شود ایرانی را یافت که نتواند ترانه “امشب در سر شوری دارم ” را زمزمه کند. گر چه باید تأکید کرد که اعتبار خرم هرگز در ترانه‌های ساده و همه پسندش خلاصه نمی‌شد و نمی‌شود. کارهای ارکستری او که غالباً جمله‌بندی‌هایی مرکب و پیچیده توأم با ضرب آهنگ‌های بسیار متنوع دارند نمونه‌های گاه سمفونی گونه ایی از موسیقی ایرانی به دست می‌دهند که کمتر آهنگسازی یارای برابری با آن‌ها را داشته‌است. خرم با تواناترین و حرفه ای‌ترین خوانندگان دوران دو دهه طلایی موسیقی ایران همکاری نزدیک داشته‌است. حسین قوامی، ایزدبانو، مرضیه، گلوریا روحانی، دلکش، شجریان، گلپا و ایرج از آن جمله‌اند. از طرف دیگر باید گفت که “پروین نوری وند” تا چندین سال خواننده انحصاری آثار خرم محسوب می‌شد. طی بیش از سه دهه تدریس، جوانان بسیاری از محضر درس خرم بهرمند شدند که امروز امانتدار مکتب استاد خود هستند. اما خرم در مصاحبه‌ای با علی دهباشی در نشریه بخارا از مانی فرضی، پژمان پورزند، صدرا فلاحی بابک شهرکی، به عنوان زبده‌ترین شاگردان خود نام می‌برد

فرهنگ شریف

فرهنگ شریف (زادهٔ ۱۳۱۰ در آمل – درگذشتهٔ ۱۳۹۵ در تهران)، دارای نشان درجه یک هنری معادل دکتری، از چهره‌های ماندگار موسیقی، نوازنده و بداهه نواز تار اهل ایران بود. وی از چهارسالگی تحت تأثیر آموزش موسیقی به وسیلهٔ پدرش و نیز رفت و آمد بزرگان موسیقی ایران به منزل آن‌ها خصوصاً عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی داوود بود.

فرهنگ شریف تار را نزد عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی‌داوود، که از تارنوازان بزرگ اواخر دورۀ قاجار و اوایل پهلوی بودند آموخت، بر خلاف اظهارات اشتباه محمدرضا لطفی که بر این باور بود تار را نزد علی اکبر شهنازی برادر بزرگتر عبدالحسین شهنازی آموخته، فرهنگ شریف تنها شاگرد عبدالحسین شهنازی بود و شاگردی دیگر جز ایشان نداشت. اما شیوهٔ نوازندگی وی به استادانش شباهتی نداشت و مخصوص خود او بود. در دوازده‌سالگی نخستین تک‌نوازی خود را که زنده از رادیو پخش می‌شد با موفقیت اجرا کرد و به‌دنبال آن در اغلب برنامه‌های گل‌ها به عنوان تک‌نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهی می‌کرد.

وی با ابداعاتی که در نحوهٔ انگشت‌گذاری و مضراب‌زنی در نقاط مختلف سیم‌های تار انجام می‌داد، از تار صدایی کاملاً متفاوت به وجود آورد که برخى معتقدند زیباترین صدای تولیدشده از ساز تار است. وی با قریحهٔ بی‌مانندش ملودی‌هایی بسیار لطیف و زیبا ساخته‌است. همچنین او چند سال در آمریکا اقامت کرد و در دانشگاه‌های معتبر آنجا نیز کرسی استادی داشت.

حسین خواجه‌امیری – ايرج

حسین خواجه‌امیری مشهور به ایرج (زادۀ ۱۳۱٣ اصفهان) خوانندهٔ موسیقی اصیل ایرانی است. حسین خواجه‌امیری در شهر خالدآباد نطنز از توابع استان اصفهان در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد. پدربزرگش حاج ملا میرزا از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش نعمت‌اله که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف می‌دانست، مدت‌ها او را تحت تعلیم خویش قرار داد.

وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و در سال ۱۳۲۶ به مکتب ابوالحسن صبا راه یافت و دو سال پیاپی در حضور او دانسته‌های خویش را تکمیل کرد و به وسیلهٔ وی به ابراهیم خان منصوری که مسئولیت سرپرستی رادیو ایران را بر عهده داشت معرفی شد. از این تاریخ به بعد همکاری ایرج با ارکستر ابراهیم خان منصوری شروع شد و برنامه‌های متعددی را اجرا کرد. وی پس از مدتی در سال ۱۳۲۹ در دانشکده افسری ارتش پذیرفته شد و در آنجا نیز شب‌های جمعه از ساعت ۷:۳۰ تا ۸ در برنامهٔ ارتش شرکت و با ارکستر محمد بهارلو به اجرای برنامه می‌پرداخت. در سال ۱۳۳۰ اکبر گلپایگانی و جمشید مشایخی که هر دو از نام‌آوران و بزرگان هنر ایران در زمینه موسیقی و سینما هستند نیز در دانشکدۀ افسری پذیرفته شدند و از همان موقع دوستی ایرج و گلپا شکل گرفت و این دوستی ادامه یافت. ایرج که نام اصلی او حسین است در آن زمان به خاطر محدودیت‌های ارتش نمی‌توانست از اسم اصلی خود در اجرای برنامه‌های هنری موسیقی استفاده کند به همین دلیل نام مستعار ایرج، که نام برادرش بود را برای خود برگزید. در سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا بنیان‌گذار برنامۀ گل‌ها به این برنامۀ مشهور راه یافت و از همان زمان همکاری وی با برنامۀ گل‌ها ادامه یافت. ایرج علاوه بر اجرای برنامه‌های مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای فیلم‌های فارسی همت گماشت و بازیگران زیادی از جمله محمدعلی فردین، منوچهر وثوق، رضا بیک ایمانوردی و… به لب‌خوانی ترانه‌های وی می‌پرداختند.

جهانگیر ملک

جهانگیر ملک (زاده ۱۳۱۱ در تهران – درگذشت ۱۳۸۱ در تهران) از نوازندگان چیره‌دست تنبک و از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران بود. او در تنبک‌نوازی از شاگردان برجسته حسین تهرانی بود و با برنامه گل‌های رادیو همکاری داشت. وی در این زمینه شاگردان زیادی را آموزش داد و ضبط‌های رادیویی و خصوصی بسیاری را به همراه ساز و آواز هنرمندان نامی ایران از خود به یادگار گذاشت.

جهانگیر ملک، پس از طی دوران کودکی و گذراندن تحصیلات ابتدایی، وارد دبیرستان دارالفنون شد و موفق به اخذ دیپلم از این دبیرستان گردید. علاقه‌مندی او به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان شروع شد. حسین تهرانی نوازنده بزرگ تنبک در همسایگی آن‌ها در کوچه آبشار منزل داشت و چون از استعداد و علاقه جهانگیر مطلع شد، تدریس تنبک به او را آغاز کرد. ملک در سال ۱۳۳۲ در جمع دوستانه‌ای با علی تجویدی آشنا شد و به درخواست وی قطعه‌ای را اجرا کرد. تجویدی که تحت تأثیر شیوه نوازندگی او قرار گرفته‌بود، او را به رئیس وقت رادیو، مشیر همایون شهردار معرفی می‌کند. پس از این جریان است که ملک ۲۱ ساله به ارکسترهای شماره یک به رهبری حسینعلی ملاح و مهدی مفتاح، ارکستر شماره دو به رهبری مجید وفادار و علی تجویدی، ارکستر شماره سه به رهبری پرویز یاحقی و همایون خرم، ارکستر شماره چهار به رهبری عباس شاپوری، ارکستر شماره پنج به سرپرستی بزرگ لشکری و ارکستر شماره شش به رهبری حبیب‌الله بدیعی دعوت به همکاری و نوازندگی می‌شود.

او پس از تشکیل ارکستر گلها به دعوت حبیب‌الله بدیعی، هم‌زمان با امیر ناصر افتتاح به نوازندگی در این ارکستر می‌پردازد، تا سال ۱۳۵۷ که با وقوع انقلاب کار و فعالیت او به مدت ۱۰ سال به تأخیر می‌افتد. پس از آن به دلیل شرایط به‌وجود آمده به خانه‌نشینی ناخواسته این هنرمندان انجامید و اگر کاری هم ضبط شد اغلب به صورت خصوصی بود. ملک را می‌توان یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران برشمرد.

حبیب‌الله بدیعی

حبیب‌الله بدیعی (زاده ۱۳۱۲ در سوادکوه – درگذشته ۱۳۷۱ در تهران)، موسیقی دان و نوازنده ویلن بود. او از سال ۱۳۲۹ به عنوان تکنواز با برنامه موسیقی ارتش همکاری کرد و سال بعد بود که رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصوری شد. حبیب‌الله بدیعی در سال ۱۳۳۱ در فیلم «ولگرد» صدای قوامی و شمس را با ویلن همراهی کرد. در سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ ارکستر کوچکی تشکیل داد که خوانندهٔ آن بانو شمس بود. این ارکستر تا پایان سال ۱۳۳۶ هر شب جمعه برنامهٔ رادیویی داشت. یک سال بعد وی وارد برنامه گلها شد و با خوانندگانی چون مرضیه، الهه، پوران، دلکش و رؤیا همکاری کرد. وی حدود ۲۰۰ آهنگ ساخته‌است که یکی از معروف‌ترین آن‌ها کعبه دل‌ها با صدای بانو الهه می‌باشد.

وی در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو در سال ۱۳۴۵ معاون ادارهٔ رادیو تهران و سپس معاون ادارهٔ موسیقی سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس ادارهٔ موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی که اعضاء آن متشکل از: مرتضی حنانه، علی تجویدی و حسینعلی ملاح بود منتصب می‌گردد و ضمن رهبری ارکسترهای شمارهٔ ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری ارکستر باربد را به عهده داشت. همچنین علاوه بر تکنوازی، آهنگ‌های بسیاری ساخت که اکثر آن‌ها از آثار خوب و با ارزش موسیقی اصیل ایران می‌باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود یکصد و پنجاه آهنگ ساخت که خودش میان آن‌ها از: کعبه دل‌ها، فریاد از این دل، افسانه عشق، دل بی گناه، الهی بمونی، افسانه زندگی، جاودانه، رفته بودم، افسانه کمتر، شعله سرکش، در آتشم، مهربان شو، سنگ صبور و زندگی من را بیشتر از همه می‌پسندد.

محمود محمودی خوانساری

محمود محمودی خوانساری (زادهٔ ۱۳۱۳ در خوانسار – درگذشتهٔ ۱۳۶۶ در تهران) از خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی بود. محمودی خوانساری صدایی گرم داشت و در آواز از سبکی مخصوص به خود برخوردار بود. او ضرب می‌نواخت و به سه‌تار علاقه‌مند و آشنا بود. مطالعات مستمرش در شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز تأثیر زیادی بر آثارش گذاشت. در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. چند سال بعد با هنرمندانی چون ناصر مسعودی و قاسم جبلی آشنا شد. دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود او به محافل هنری زمان شد و این امکان برای او به وجود آمد تا برای اولین بار برای پخش صدایش به رادیوی نیروی هوایی برود. او در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در محفلی با ابوالحسن صبا آشنا شد و به پیشنهاد او به یادگیری ردیف موسیقی ایرانی اقدام کرد.

پس از فوت صبا در سال ۱۳۳۷ تهران را ترک کرد و به شیراز رفت و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت. او علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل این رادیو را نیز به عهده داشت. این برنامه‌های هنری با اقبال مردم شیراز روبرو شد و به سرعت به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد. خوانساری در سال ۱۳۳۹ به تهران برگشت و به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گل‌ها، در استودیو گل‌ها شروع به فعالیت کرد و اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره ۵۶ ضبظ نمود. محمودی خوانساری از سال ۱۳۴۹ در برنامه نوائی از موسیقی ملی که با سرپرستی اسدالله ملک و همکاری منوچهر جهانبگلو تهیه می‌شد، همکاری کرد. او که در سال‌های ابتدایی فعالیت هنری، تنها به اجرای آواز پرداخته بود، در این برنامه به اجرای ترانه نیز پرداخت. نوائی از موسیقی ملی به سرعت در میان هنردوستان و عاشقان موسیقی اصیل مقبولیت یافت و ترانه‌های ارزنده و به‌یادماندنی مرغ شباهنگ در مایه افشاری، میخانه در مایه دشتی، سکوت و مستی در سه‌گاه هر سه از ساخته‌های اسدالله ملک و لاله پرپر ساخته فرهنگ شریف حاصل همکاری محمودی خوانساری با برنامه نوائی از موسیقی ملی طی این سال‌ها می‌باشد.

فرامرز پایور

فرامرز پایور، (۲۱ بهمن ۱۳۱۱ – ۱۸ آذر ۱۳۸۸) موسیقی دان ایرانی، ردیف دان، آهنگ‌ساز، مدرس و نوازنده سنتور و محقق موسیقی ایرانی بود. وی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی ایرانی و اصلی ترین پایه‌گذار گروه‌نوازی در موسیقی سنتی ایرانی بوده‌است. پایور، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان عسجدی و دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. او در سال ۱۳۳۱ وارد خدمت نظام شد و یک سال بعد به استخدام وزارت دارایی درآمد. وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد در مدت شش سال ردیف موسیقی را فراگرفت. فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد. پس از درگذشت ابوالحسن صبا، پایور نزد استادانی چون عبداله دوامی، موسی معروفی و نورعلی‌خان برومند به فراگیری ردیف درویش‌خان و ردیف میرزا عبدالله پرداخت.

فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، کار خود را در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان و از سال ۱۳۳۷ آموزش سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، نخستین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود. او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد. بازگشت پایور از انگلستان، همزمان با آغاز برگزاری جشن‌های هنر شیراز بود. او همه ساله با گروه اساتید و گروه نوازندگان فرهنگ و هنر، نمونه‌های ارزنده‌ای از آثار بزرگان موسیقی ملی و نیز آثار خود را در این جشن‌ها اجرا می‌نمود.

رضا وهدانی

رضا وهدانی (١٣٨٢ـ١٣١٢) از کودکی با علاقه بسیار و علی رغم موانع آنروزها بدنبال موسیقی رفت و از محضر اساتیدی همچون کلنل وزیری – علی اکبر شهنازی – ابوالحسن صبا – استاد مهرتاش – استاد صبا و مرحوم خالقی استفاده کرد. استاد در جوانی شاگرد مرحوم آقا سید محمد سنگلجی بوده و در درس اخلاق ایشان حاضر و غزلیات عرفانی را در آن مجلس با صدای خوش میخوانده است . به توصیه مرحوم سنگلجی ایشان با استاد خالقی آشنا و از آنجا وارد رادیو میشود. استاد دهلوى نیز استاد آهنگسازى او بود. استاد وهداني را میتوان در واقع پلی بین اساتید قدیم و جدید دانست ایشان علاوه براشراف کامل بر تکنیکهای استاد وزیری بخوبی ازرمز وراز نوازندگان قدیم مثل استاد شهنازی اطلاع داشت او همچنین سالها در استخدام وزارت فرهنگ بود و با ارکستر فرهنگ و هنر همکاری داشت. ایشان در ردیف نوازی به شیوه شهنازی و در شیرین نوازی شبیه به استاد مجد مینواختند. استاد کتاب ردیف آقا حسینقلی را به روایت شهنازی در سال ٧٦ منتشر نمود. او بیشتر وقت خود سرگرم تحقیق و مطالعه در موسیقی ایران بوده است و علاوه بر استادی دانشگاههای ایران و تدريس در هنرستان موسیقی کلاسها و سخنرانیهایی هم در دانشگاههای اروپا مانند دانشگاه اشتوتگارد آلمان داشته اند. آهنگها و قطعات فراوانی نیز از ساخته های استاد در دست است او همچنین مورخی امانتدار بوده و مسودات و خاطراتی در تاریخ موسیقی ایران ازاو باقي است.

اکبر گلپایگانی

اکبر گلپایگانی (زاده ۱۳۱۲ در تهران) معروف به گُلپا از خوانندگان برجسته موسیقی اصیل ایرانی است.

گلپا در سال ۱۳۱۸ وارد دبستان فرهنگ شد و در سال ۱۳۲۰ تعلیم موسیقی و دستگاه‌ها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ ایشان اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد و از سال ۱۳۲۸ به بعد کم‌کم با استادان طراز اول موسیقی آشنا شد و تعلیم را زیر نظر این استادان آغاز کرد: حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر)، نور علی برومند (از شاگردان درویش خان)، اسماعیل قهرمانی (از شاگردان میرزا عبدالله)، ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، محمد مجرد ایرانی، عبدالله دوامی، ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده، سلیمان امیر قاسمی. در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از ایشان و برومند و بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل می‌آورد و در این سال این ۳ به عنوان اولین هنرمندان ایرانی برای اجرای کنسرت به خارج از ایران دعوت شدند. در سال ۱۳۳۷ وی از سوی داود پیرنیا (مبتکر برنامه گلها) به رادیو دعوت شد.

گلپایگانی علاوه بر اجرا کردن گوشه‌ها و دستگاه‌ها کارهای بسیار پایه‌ای و اجرایی در موسیقی انجام داده‌است. وی در مصاحبه‌‌‌ای با روزنامه شرق چنین گفته‌است: من روی دستگاه راست پنج‌گاه خیلی کار کرده‌ام و قصد دارم چیزی نزدیک به ۷۰ گوشه ناشناخته در این دستگاه را که پیدا کرده‌ام چاپ و منتشر کنم.

شوشا گوپی

شمسی عصار یا شوشا گوپی (زاده ۱۳۱۴ تهران – درگذشته ۱۳۸۷ لندن) خواننده، فیلمساز و نویسنده ایرانی بود که به زبانهای فرانسوی و انگلیسی و فارسی می‌خواند و می‌نوشت. شمسی دختر محمد کاظم عصار، روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه بود. او در تهران زاده شد و در همان شهر برای تحصیل به مدرسه فرانسوی‌ها رفت. در ۱۶ سالگی برای تحصیل راهی فرانسه شد و در رشته ادبیات فرانسه از دانشگاه سوربون فارغ‌التحصیل شد. شمسی در ۱۹۶۱ با نیکولا گوپی، کارشناس آثار هنری ازدواج کرد و در ۱۹۷۶ از او جدا شد. وی از دهه شصت میلادی تا هنگام مرگ در لندن اقامت داشت و در همین شهر درگذشت.

شوشا که در کنار ادبیات علاقه شدیدی هم به موسیقی محلی ایران داشت، از همان زمان به آهنگسازی و ترانه‌سرایی به زبان‌های فارسی و فرانسوی پرداخت و در مدت کوتاهی یک خواننده حرفه‌ای شد. شوشا به عنوان خواننده ترانه‌های محلی گیلکی، لری و سایر گویش‌های ایرانی ترانه‌های بسیاری را خواند و منتشر کرده‌است که این آثار هم در ایران و هم در سطح جهان شناخته شده‌است. مهم‌ترین ترانه‌های محلی که توسط وی خوانده شده‌است، ترانه‌های «دم گل»، «روز جمعه»، «عزیز بشین کنارم»، «گل گندم»، «دختر بویر احمدی»، «دختر شیرازی»، «لیلی بوانه»، «شیربگوسه تاً» است. از آثار نوشتاری وی می‌توان به کتاب دختری در پاریس (نشر ۱۹۸۸) اشاره کرد که خاطرات دوران کودکی وی در پاریس است. وی همچنین فیلم مستندی به نام مردمان باد (۱۹۷۶) در مورد کوچ ایل بختیاری ساخته‌است.

پرویز یاحقی

پرویز صدیقی پارسی که با نام هنری پرویز یاحقی شناخته می‌شود (۳۱ شهریور ۱۳۱۵–۱۳ بهمن ۱۳۸۵)، موسیقی‌دان، آهنگساز،نوازنده ویلون اهل ایران بود.

پرویز از کودکی نزد دایی خود حسین یاحقی زندگی می‌کرد و موسیقی را نزد او آموخت. او از کودکی با هنرمندان نامداری نظیر ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، و علی‌اکبر شهنازی آشنا شد و مدتی نزد ابوالحسن صبا موسیقی آموخت. او در ۹ سالگی در رادیو نوازندگی کرد. نخستین آهنگ او برای غلامحسین بنان در برنامه گلهای رنگارنگ بود به نام «ای امید دل من کجائی»، که هم اکنون نوار آن موجود است. در سال ۱۳۴۲ دختر نوجوانی را به جامعه موسیقی معرفی نمود که مهستی نام گرفت. او در ضمن چند سال زندگی مشترک با حمیرا برای وی آهنگ‌هایی نیز ساخت. از او تکنوازی‌های بسیاری در برنامه‌های گل‌ها باقی‌مانده که نوار آن موجود است. سبک نوازندگی او بر بسیاری از نوازندگان ویلن تأثیر گذاشت که از آن جمله می‌توان به سیاوش زندگانی، مجتبی میرزاده و بیژن مرتضوی اشاره کرد. باید او را از بی نظیر ترین نوازنده‌های ویولون تاریخ ایران دانست.

یاحقی در چند سال آخر عمر خود به علت مصدومیت قادر به نوازندگی نبود و این قضیه لطمه روحی شدیدی به او وارد کرد. او در سن ۷۰ سالگی در خانهٔ خود در تهران درگذشت. او را در بهشت زهرا قطعه هنرمندان به خاک سپردند. کنسرتی که اجرا نشد فیلمی اثر بهمن فرمانآرا دربارهٔ زندگی پرویز یاحقی است بر اساس ویدئوهایی که یاحقی در سالهای پس از انقلاب از زندگی روزمرهاش در خانهٔ خود در تهران ضبط کردهاست.

واروژان

واروژ هاخباندیان ملقب به واروژان (زاده ۱۳۱۵ – درگذشته ۱۳۵۶) موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده مشهور ارمنی‌تبار ایرانی و یکی از بنیانگذاران موسیقی پاپ در ایران بود. واروژان در تهران به دنیا آمد. به سبب فوت والدینش به مدرسهٔ شبانه‌روزی ایتالیایی‌ها «اندیشه» سپرده شد که در این دوران، روش خواندن دعا هم راه با موسیقی پیانو در مدرسه، در شکل گیری علاقه اش به موسیقی، مؤثر شد. پس از اتمام دورهٔ هنرستان عالی موسیقی تهران به ایالات متحده آمریکا رفت و دورهٔ آرنژمان موسیقی را به پایان برد[

پس از بازگشت به آهنگسازی و رهبری ارکستر پرداخت و خیلی زود در موسیقی ایران تحولی به وجود آورد. پیش از آن که به ساخت موسیقی متن برای فیلم‌ها بپردازد در برخی از فیلم‌ها آهنگ ترانه‌هایی را که خوانده می‌شد، تنظیم کرده است. به همین دلیل هم نامش در فیلم‌هایی همچون جهنم سفید (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۴۷) با چنین مسئولیتی ذکر شده. حسن کچل (علی حاتمی، ۱۳۴۹) نخستین فیلمی محسوب می‌شود که نام واروژان در عنوان بندی آن در کنار چند آهنگساز مطرح دیگر به عنوان سازندهٔ موسیقی متن و آهنگ‌ها آمده است. اما شاید بتوان رشید (پرویز نوری، ۱۳۵۰) را نخستین تجربه مستقل واروژان در زمینه ساخت موسیقی متن فیلم دانست. در کنار اسفندیار منفردزاده جزو آهنگسازان مطرح برای فیلم بوده است و به سبب آشنایی اش با موسیقی ایران در دوران تحصیل در هنرستان موسیقی تم ایرانی در آثارش به خوبی شنیده می‌شد. موسیقی متن فیلم‌های همسفر، نازنین و مجموعهٔ تلویزیونی سلطان صاحبقران از جمله آثارش هستند. او آهنگ‌های فولکلور پری زنگنه را نیز با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا کرده است. آخرین اثر وی در زمینهٔ آهنگسازی نیز ترانه‌ای بود با نام «اجازه» که مرگ اجازهٔ ساخت ترانه‌ای دیگر را به او نداد.

رحمت‌الله بدیعی

رحمت‌الله بدیعی (زاده ۱۳۱۵ در کاشان)، نوازنده کمانچه و ویولن است. او در خانواده‌ای هنرمند در شهر کاشان چشم به جهان گشود. وی در سن ۵ سالگی نواختن نی را از پدربزرگش فراگرفت و به مرور از پدربزرگش ویولن و گوشه‌های موسیقی سنتی را فرا گرفت. او سپس به کلاس درس روپیک گریگوریان رفت و چندین سال شاگرد او بود. در سن ۱۱ سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی گردید و دیپلم خویش را در این مؤسسه دریافت نمود. او همچنین در طی مدت تحصیلش در هنرستان موسیقی در کلاس ابوالحسن صبا نیز شرکت می‌نمود و مدت ۵ سال شاگرد ایشان بود.

رحمت‌الله بدیعی، از سال دهم تحصیل برنامه‌هایی را در رادیوی ایران اجرا نمود و پس از گرفتن دیپلم، همکاری خود را با ارکستر گلها آغاز کرد. او مدت ۲۰ سال کارمند وزارت فرهنگ و هنر بود و ۲۳ سال در هنرستان عالی موسیقی سازهای ویولن، کمانچه و قیچک را تدریس نمود. او در سال ۱۳۵۸ لیسانس خود را از هنرستان عالی موسیقی دریافت نمود. و در همان سال رحمت‌الله بدیعی به همراه خانواده خویش، مجبور به ترک ایران شد و به کشور هلند مهاجرت نمود. او پس از مهاجرت به اروپا، مدت ۱۲ سال، در کلن آلمان ویولن و کمانچه تدریس نمود و هم‌اکنون کم و بیش فعالیت هنری خود را ادامه می‌دهد.

فرهاد فخرالدینی

فرهاد فخرالدینی (زادهٔ ۱۳۱۶ در تبریز) موسیقی‌دان، آهنگساز و رهبر ارکستر اهل ایران است. او به مدت ۱۱ سال رهبر ارکستر ملی ایران بود و هم‌اکنون یکی از اعضای شورای عالی خانه موسیقی ایران است. فخرالدینی نواختن ویلون را از کودکی آغاز کرد و تحصیلات موسیقی‌اش را در هنرستان عالی موسیقی ملی و «مؤسسه موسیقی‌شناسی» گذراند. هنوز تحصیلاتش در هنرستان عالی به پایان نرسیده بود که از طرف حسین دهلوی (ریاست وقت هنرستان) به تدریس در آن‌جا دعوت شد. از اساتیدی که فخرالدینی نزد آن‌ها موسیقی را فراگرفته می‌توان از احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علی تجویدی و امانوئل ملیک اصلانیان نام برد.

او از سال ۱۳۴۷ و با شوهر آهو خانم آهنگ‌سازی فیلم را شروع کرد و تا به امروز برای بیش از ۱۵ فیلم و سریال موسیقی ساخته‌است. در سال ۱۳۵۲ همهٔ ارکسترهای موجود در سازمان رادیو تلویزیون در هم ادغام شدند و ارکستر بزرگ سازمان را به وجود آوردند. در مسابقه‌ای که برای گزینش رهبر این ارکستر برگزار شد، فخرالدینی بیشترین امتیاز را آورد و از آن سال تا سال ۱۳۵۸ سرپرستی و رهبری ارکستر رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت. فخرالدینی در سال‌های پس از انقلاب و با دشواری‌هایی که برای کار با ارکستر و برگزاری کنسرت‌های بزرگ پیش‌آمد، بیشتر به موسیقی فیلم پرداخت. در این میان موسیقی او برای مجموعه‌های تلویزیونی سربداران، امام علی و بوعلی سینا با استقبال بسیار روبرو شدند. موسیقی متن مجموعه‌های تلویزیونی روزی روزگاری و کیف انگلیسی از دیگر ساخته‌های او هستند.

احمد پژمان

احمد پژمان (۱۸ تیر ۱۳۱۴، لار ) آهنگساز ایرانی است. او در دوران دبیرستان به فراگیری ویولن نزد حشمت سنجری پرداخت و تئوری موسیقی را نزد حسین ناصحی فراگرفت. پس از چندی به عنوان نوارنده‌ی ویولن به ارکستر سمفونیک تهران راه یافت و در دوره‌ی رهبری سنجری و هایمو تویبر در ارکستر حضور داشت. در سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشسرای عالی، راهی اتریش شد و در آکادمی موسیقی وین نزد اساتیدی چون: توماس کریستین داوید، آلفرد اوهل، هانس یلینک به تحصیل آهنگسازی پرداخت. بعد از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودکی و استاد موسیقی دانشگاه تهران به کار مشغول شد. از آثار او در این دوره می‌توان به: “اپرای جشن دهقان”، “اپرای دلاور سهند” و “اپرای سمندر” اشاره کرد که قبل از انقلاب در تالار وحدت اجرا شدند. در سال ۱۳۵۴ برای ادامه تحصیلات در مقطع دکترای آهنگسازی راهی دانشگاه کلمبیا (نیویورک) شد. از استادان او در این دوره میتوان به ولادیمیر اوساچوسکی، جک بیزن، بولانت آرل اشاره کرد. پژمان از سال ۱۳۷۰ تا کنون به طور پراکنده به تدریس هارمونی، کنترپوآن و آهنگسازی در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر سرگرم است.

لوریس چکناواریان

لوریس هایکازی چکناواریان (زادهٔ ۱۳۱۶ در بروجرد) آهنگساز، رهبر ارکستر، نویسنده و نقاش ارمنی‌تبار اهل ایران است. وی یکی از چهره‌های شناخته‌شدهٔ فرهنگی ایران و ارمنستان است. چکناواریان به‌عنوان آهنگساز تاکنون بیش از ۷۵ اثر شامل ۶ اپرا، ۵ سمفونی، ۱ اوراتوریو، ۱ رکوئیم، آثاری در زمینهٔ موسیقی کُر، موسیقی مجلسی، موسیقی باله، پیانو و خوانندگی، و همچنین کنسرتوهایی برای پیانو، ویولن، گیتار، سلو و پیپا، در کنار موسیقی‌های متن فیلم ساخته‌است. او بیش از ۱۰۰ اثر با لیبل‌هایی مانند آرسی‌ای، فیلیپس، اِمی و ای‌اس‌وی منتشر کرده‌است. چکناواریان بسیاری از ارکسترهای مهم جهان از جمله ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، «فیلارمونیک سلطنتی انگلستان»، «فیلارمونیک سلطنتی لیورپول»، «ارکستر مجلسی انگلیس»، «ارکستر سمفونیک لندن» را رهبری کرده‌است.

در مهر سال ۱۳۹۸ لوریس چکناواریان به‌عنوان سفیر صلح ایران در سازمان ملل متحد پیشنهاد شد.

جلال ذوالفنون

جلال ذوالفنون (زاده اسفند ۱۳۱۶ – گذشته اسفند ۱۳۹۰) موسیقی‌دان، ردیف‌دان و نوازندهٔ برجسته سه‌تار اهل ایران بود. او در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانواده ای اهل موسیقی آغاز کرد. برای ادامهٔ تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با تار و ویلن نيز آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد. هم‌زمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنایی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه‌تار متمرکز کرد.

او از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمایی‌های احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همان‌جا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران به تدریس سه‌تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه‌تار بودند برخوردار گردید. جلال ذوالفنون آثار نوشتاری و صوتی فراوانی در زمینهٔ موسیقی ایرانی از خود به جای گذاشته که از بین آنها می‌توان آلبوم‌های گل صدبرگ و آتشی در نیستان با صدای شهرام ناظری را نام برد. همچنین از دیگر آثار او می‌توان به مستانه، سرمستان و شب عاشقان با صدای علیرضا افتخاری و آلبوم شیدایی با صدای صدیق تعریف اشاره کرد. جلال ذوالفنون آثار نوشتاری و صوتی فراوانی در زمینهٔ موسیقی ایرانی از خود به جای گذاشته که از بین آنها می‌توان آلبوم‌های گل صدبرگ و آتشی در نیستان با صدای شهرام ناظری را نام برد. همچنین از دیگر آثار او می‌توان به مستانه، سرمستان و شب عاشقان با صدای علیرضا افتخاری و آلبوم شیدایی با صدای صدیق تعریف اشاره کرد. او نخستین کسی بوده‌است که کتاب آموزشی خاص برای سه تار نوشته‌است.

منوچهر صادقی

منوچهر صادقی (زاده ۱۳۱۷ در تهران) استاد سنتور است. پس از سال‌ها شاگردی نزد ابوالحسن صبا به ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور به رهبری استاد صبا راه یافت. او سال‌ها تکنواز ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور بود و کنسرت‌های متعددی اجرا کرده و در عین حال در کنسرواتوار موسیقی ملی ایران تدریس کرده‌است.

صادقی از هفت سالگی نواختن سنتور را شروع کرد. در دوازده سالگی نزد استاد ابوالحسن صبا رفت و اندکی بعد جزو شاگردان مخصوص او شد. او از نوزده سالگی به تدریس سنتور پرداخت و سال‌ها با سمت استادی در هنرستان موسیقی ملی در زمان ریاست امیر جاهد به تعلیم دانشجویان پرداخت که از جمله شاخص‌ترین شاگردان او می‌توان به مجید کیانی اشاره نمود. منوچهر صادقی از سال ۱۳۴۳ در آمریکا زندگی می نماید.

منوچهر صادقی در آمریکا بیشتر به تدریس مشغول بوده‌است و به عنوان استاد بخش موسیقی‌شناسی قومی در دانشگاه لس آنجلس کالیفرنیا به تدریس پرداخته است. تحقیقات ایشان در زمینهٔ موسیقی‌شناسی از سوی موسسه فولبرایت-هیز مورد تقدیر واقع شده و در سال ۲۰۰٢ جایزهٔ “موسیقی دان برتر” را از سوی بنیاد دورفی نصیب او کرده‌است. همچنین ایشان جایزهٔ انجمن میراث فرهنگی ملی آمریکا را دریافت کرده‌است.

فرهاد مشکات

فرهاد مشکات در سال ۱۳۱۶ در آلمان به دنیا آمده، ولی سالهایی چند از دوره خردسالی اش را در تهران گذرانده است. او در هشت سالگی برای تحصیل به سوئیس رفت و نخست در کنسرواتوار موسیقی ژنو به فراگیری ویلون نوازی پرداخت. در نوزده سالگی رهسپار نیویورک شد و تصمیم گرفت اقتصاد بخواند و همزمان به فراگیریهای موسیقایی خود نیز ادامه دهد. هنری کاول، موسیقیدان معروف آمریکایی استاد او در قلمرو تئوری کنتر پوئن و هارمونی بود و ریچارد مکس ویل راهنمای او در فراگرفتن موسیقی الکترونیک. فرهاد مشکات از سال ۱۳۳۹ دست به تجربه در کار آهنگسازی زد و قطعاتی به شیوه ی دود کافونیک دوازده نتی نوشت و همزمان دوره رهبری ارکستر را نیز، نزد کارل بامبرگر گذرانید.

با این فراگیریهای چند جانبه، او توانست در سال ۱۳۴۱ نخستین کنسرتش را در نیویورک برگزار کند. سپس به شهر رم در ایتالیا رفت و در کنسرواتوار معروف سانتا چیچیلیا زیر نظر فرانکو فِرارا به مطالعاتش ادامه داد. مشکات، شش سال در ایتالیا ماند و برای چند فیلم مستند موسیقی نوشت و خودش هم آنها را رهبری کرد. همزمان دوره عالی رهبری ارکستر را در آکادمی شهر سیینا به پایان برد. او در سال ۱۳۴۶ موفق شد جایزه اول مسابقه بین المللی رهبری را در فلورانس به دست آورد. موفقیت دوم او که ربودن جایزه اول مسابقه بین المللی دیمتری متروپولس بود موفقیت اول او را تکمیل کرد. فرهاد مشکات در سال ۱۳۴۸ به ایران بازگشت و به رهبری ثابت ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران برگزیده شد. شرکت در جشنهای هنر در شیراز تواناییهای او در رهبری به ویژه رهبری موسیقی مدرن را آشکار ساخت. او در سومین جشن هنر نیز نخستین جایزه را از آن خود کرد و در سال ۱۳۵۰ همراه با همین ارکستر مجلسی در فستیوال معتبر روآیان در فرانسه شرکت جست و از سوی ناقدان مورد تحسین قرار گرفت. فرهاد مشکات از اوایل سال ۱۳۵۱ به رهبری ارکستر سمفونیک تهران برگزیده شد و کوشید در ساختار ارکستر تغییراتی به وجود آورد و بر وسعت رپرتوار آن بیفزاید. او جای زیادی را در برنامه ریزیهای خود به موسیقی مدرن جهان و ایران اختصاص میداد. در سالهای اخیر از مشکات خبری در دست نیست. گفته میشود که در آمریکا زندگی میکند و موسیقی را رها کرده است.

هوشنگ ظریف

هوشنگ ظریف در سال ۱۳۱۷ متولد شد و پس از پایان دوره ابتدایی وارد هنرستان موسیقی شد و از حضور اساتیدی چون موسی معروفی، روح‌الله خالقی، جواد معروفی و حسین تهرانی بهرمند شد. پس از فارغ‌التحصیل شدن در سال ۱۳۳۷ به استخدام وزارت فرهنگ و هنر در آمد و فعالیت خود را به عنوان نوازنده و تکنواز در گروه‌های مختلفی مانند ارکستر موسیقی ملی، ارکستر صبا و… شروع کرد. وی در دورهٔ عالی هنرکدهٔ موسیقی از محضر استاد علی‌اکبر شهنازی جهت فراگیری ردیف بهرمند شد. هوشنگ ظریف از سال ۱۳۴۲ به مدت ۱۷ سال به تدریس تار در هنرستان موسیقی پرداخت و از جمله شاگردان وی می‌توان حسین علی‌زاده، داریوش طلایی، ارشد طهماسبی و حمید متبسم را نام برد.

از دیگر فعالیت‌های وی می‌توان به نوازندگی تار در برنامه‌های موسیقی ملی ایران در رادیو تلویزیون ایران به مدت ۲۰ سال، اجرای برنامه‌های موسیقی اصیل و سنتی ایران در شهرهای مختلف ایران و کشورهای دنیا از جمله آمریکا، شوروی، کانادا، ژاپن، فرانسه، انگلیس، آلمان غربی، ایتالیا، مصر، تونس، مراکش، الجزایر، هندوستان، پاکستان، ترکیه و تمام کشورهای اروپای شرقی همراه با ارکسترهای موسیقی سنتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر سابق اشاره کرد. ظریف علاوه بر سمت استادی تار با نواختن سه‌تار و تنبک آشنایی کامل دارد و شاگردان متعددی را در هنرستان و مؤسسات فرهنگی و کلاس‌های خصوصی و عمومی تعلیم داده‌است. او همچنین درجهت تدوین متد نوازندگی تنبک با حسین تهرانی همکاری داشته که حاصل این همکاری در کتابی تحت عنوان آموزش تنبک به چاپ رسیده‌است. دیگر همکاری وی در تصحیح ردیف‌های آوازی محمود کریمی استاد آواز ایران بوده‌است که تحت عنوان کتاب ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به بازار عرضه شده‌است. او شش سال متوالی عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و چهار دوره رئیس هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی بوده‌است. وی هم اینک در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر و همچنین آموزشگاه موسیقی ظریف به تدریس تار اشتغال دارد.

پری زنگنه

پریرخ شاه‌یلانی مشهور به پری زنگنه (زاده ۱۳۱۸ در کاشان)، خواننده ایرانی در سبک اپرا است. از جمله فعالیت‌های او، می‌توان به کار بر روی موسیقی محلی و فولکوریک ایران اشاره کرد. پری زنگنه که بینایی خود را در یک سانحهٔ رانندگی از دست داده است، از هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار عالی موسیقی تهران) در رشتهٔ اپرا فارغ‌التحصیل شده‌است. پری زنگنه برای تکمیل آموخته‌های خود به کشورهای ایتالیا، آلمان، و اتریش نيز سفر کرده و از چندین آکادمی فارغ‌التحصیل شده است.[

صدای او در محافل هنری مهم جهان از جمله تالار الیس تالی در لینکن سنتر نیویورک، هربست در سانفرانسیسکو، دانشگاه هاروارد در بوستون، سل گو در پاریس، هرکولس در مونیخ، و تالارهایی در سرتاسر ژاپن پخش شده‌است. از اجراهای معروف زنگنه سولیست بودن در سمفونی شماره ۹ بتهوون است که توسط ارکستر سمفونی فورت لادردیل، فلوریدا در آمریکا اجرا شد. بازسازی علمی ترانه‌های بومی و محلی ایران و اجرای آن به سبک کلاسیک از کارهای شاخص او به شمار می‌رود. او برای کودکان چندین کتاب تألیف کرده و مقالات و ترانه‌های متعددی منتشر ساخته است. فرهنگ جامع «آوای نامها از ایران زمین» که مهم‌ترین نام نامه در زبان فارسی بشمار می‌رود، حاصل عمر ایشان است و تدوین آن حدود پنج سال به طول انجامیده است. از کتاب‌های دیگر او می‌توان به «پری لالایی‌ها، سروده‌های پری زنگنه برای همه سالان» و «سخنی به خوشی: حرف‌هایی بزرگ در کتابی کوچک» اشاره کرد. از فعالیت‌های وسیع اجتماعی زنگنه در جهت بهبود وضعیت نابینایان می‌توان به برگزاری کنسرت به نفع سازمان‌های فرهنگی نابینایان در سراسر ایران و جهان اشاره کرد. خانم زنگنه عنوان بین‌المللی «سفیر حسن نیت» را دریافت کرده‌اند و از جمله مسئولیت‌های او، ریاست روابط فرهنگی و اجتماعی نابینایان ایران بوده‌است.

انوشیروان روحانی

انوشیروان روحانی (زادهٔ ۱۳۱۸ در رشت)، آهنگساز و نوازندهٔ ارگ و پیانو و آکاردئون است. انوشیروان روحانی در سن ۹ سالگی در «جامعه باربد» که به سرپرستی اسماعیل مهرتاش اداره می‌شد، برنامه‌هایی اجرا کرد که مورد تشویق مهرتاش و مدعوین قرار گرفت. در هنرستان موسیقی، جواد معروفی، روح‌الله خالقی و سایر استادان هنرستان موسیقی تعلیم وی را بر عهده گرفتند. وی در کنار تحصیل در زمینه موسیقی در سال ۱۳۴۷ موفق به دریافت گواهینامه خلبانی نیز گردید.

روحانی از این تاریخ به بعد مدارج ترقی را به سرعت طی نموده و پس از چند سال به رادیو راه یافت و در ارکسترهای مختلف برنامه‌هایی اجرا کرد و از سن ۱۵ سالگی عضو روزمزد رادیو شد. در ۲۱ سالگی اولین آهنگش را بنام «اسرار ساز» با کلام کریم فکور ساخت که با صدای پوران اجرا شد. روحانی بیش از ۲۵ سال نداشت که عضو شورای موسیقی رادیو شد و تا آخرین سالی که در آن سازمان فعالیت داشت، این سمت را عهده‌دار بود. وی از اولین برنامه «گلها» با این برنامه همکاری فراوان داشت و رهبری ارکستر شماره ۴ به عهده او بود. روحانی در سال‌های اخیر به عنوان آهنگساز با ارکسترهای معروف جهان همکاری نزدیک دارد، که نشان دهنده تسلط او بر سبک‌های جهانی موسیقی از جمله موسیقی کلاسیک است. همچنین روحانی در سال ۱۳۵۰ به هزینه شخصی مدرسه‌ای در روستای کلشتر واقع در شهر رودبار استان گیلان احداث نمود.

او یکی از آهنگسازان معاصر است که بیش از پانصد آهنگ ساخته‌است که در حدود ۲۵۰ اثر ضبط گردیده‌است اکثر آن‌ها از معروف‌ترین آهنگ‌های زمان خود بوده‌اند. روحانی در آهنگسازی ویژه فیلم و سینما نیز دارای آثار معروف و ارزنده‌ای می‌باشد. اولین بار در سال ۱۳۴۶ توسط وی «ارگ» به ایران آورده‌شد. «تولدت مبارک» یکی از آثار انوشیروان روحانی است که تقریباً تمامی ایرانیان در مراسم‌های تولد با آن خاطره دارند.

محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد) موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، و خواننده ایرانى است. سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوورسان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌است. شجریان در میان دوستداران خود با عنوان خسروی آواز ایران نیز شناخته می‌شود. محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و مبدع چند ساز موسیقی است. وی در اردیبهشت ۱۳۹۰ در نمایشگاه در تهران این سازها را رسماً به نمایش عمومی درآورد. برخی این سازها عبارتند از: صراحی، شهر آشوب، ساغر، کرشمه، سبو و…

همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهاندار و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.

علیرضا مشایخی

علیرضا مشایخی از آهنگ‌سازان ایرانی و متولد دهم فروردین ۱۳۱۸ در تهران است. برخی او را از نخستین آهنگ‌سازان مدرن ایرانی می‌دانند. در خارج از ایران، مشایخی در وین و اوترخت هلند به تحصیل پرداخت و با حوزه‌های موسیقی معاصر و سبک‌های نوین آشنا شد. نخستین اساتید او در ایران دکتر لطف‌الله مفخم پایان (موسیقی ایرانی)، حسین ناصحی (آهنگ‌سازی) و افلیا کمباجیان (پیانو) بودند. سپس در وین نزد اساتید آهنگسازی به نام‌های هانس یلینک (شاگرد شوئنبرگ) و کارل شیسکه به ادامه تحصیل پرداخت. او پس از به پایان رساندن دورهٔ آهنگ‌سازی در آکادمی موسیقی وین، برای ادامه تحصیل و پژوهش در زمینه موسیقی الکترونیک به اوترخت در هلند رفت و در آنجا در کلاس‌های گوتفرید میشائیل کونیگ از پایه‌گذاران انستیتو زونولوگی هلند شرکت جست. او در مدت پانزده سال اقامتش در هلند اقدام به فعالیت‌های گسترده آهنگ‌سازی و پژوهشی نمود و در آنجا بود که اساس موسیقی چندفرهنگی (یکی از شیوه‌های نگرش او به موسیقی ایرانی) را پی‌ریزی کرد. علیرضا مشایخی نخستین آهنگ‌سازی است که به شکل گسترده‌ای، پیام‌آور نوگرایی در موسیقی ایران است. آثار وی بیش از چهل سال است که در داخل و خارج از ایران اجرا می‌شوند.

اسداله ملک

اسداله ملک نوازنده ویولون و آهنگساز ایرانی در ۱۳۲۰ در تهران متولد شد و در ۱۳۸۰ درگذشت. در ایام کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابولحسن صبا بود و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد. او شاگرد اساتیدی چون روح الله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و… نیز بود و به تکمیل آموخته‌های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت. در همان سالها خالقی، او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره می‌شد پذیرفت. بعد از آن سالها اسدالله ملک از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شد و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط می‌شود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه  گریه لیلی  در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن، اشتهار فراوان یافت. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود. اسد الله ملک با پشتیبانی خواننده نامدار ان دوران دلکش به رادیو راه یافت و نخستین اثار ملک را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخته است. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند می‌توان به اکبر گلپایگانی، محمود محمودی خوانساری، ایرج، بهرام حصیری، محمدرضا شجریان، کوروس سرهنگ زاده و… اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و… است که سالها مورد اقبال مردم ایران بوده‌است.

شیدا قره‌چه‌داغی

شیدا قره‌چه‌داغی (زاده ۱۳۲۰ تهران) موسیقیدان و آهنگساز اهل ایران است.

شیدا قره‌چه‌داغی تحصیلات خود را در رشته پیانو و آهنگسازی در آکادمی موسیقی وین به پایان برده‌است. او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۹ به عنوان استاد پیانو در هنرستان عالی موسیقی به کار پرداخته و با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز همکاری نزدیک داشته و «مرکز آموزش موسیقی کانون» را بنیاد نهاده‌است.

شیدا کار در سینما را با فیلم کوتاه «آن که خیال کرد، آن که خیال بافت» کار مرتضی ممیز آغاز کرده و بعد به سراغ فیلم داستانی رگبار از بهرام بیضائی و سریال تلویزیونی دائی جان ناپلئون کار ناصر تقوایی و غارتگران کار محمد متوسلانی رفته‌است. وی همچنین بر روی فیلم شطرنج باد از محمدرضا اصلانی نیز موسیقی نهاده‌است.

رضا شفیعیان

رضا شفیعیان (زادهٔ ۱۳۲۰ تهران) نوازنده و آموزگار سنتور است. وی آموختن سنتور را از پانزده سالگی نزد ابوالحسن صبا آغاز کرد. وی مدرس سنتور در کلاس‌های آزاد موسیقی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر بوده و دارای مدرک درجه یک هنری است. پایه‌گذاری گروه درویش و برگزاری کنسرت در خارج از ایران نیز از جمله فعالیت‌های اوست.

شفیعیان از سال ۱۳۴۲ در ارکسترهای رادیو در ایران و از سال ۴۷ در تلویزیون با علی اصغر بهاری، فریدون حافظی، بهمن رجبی، محمد موسوی، محمدرضا شجریان و دیگران فعالیت داشته و از سال ۱۳۵۴ تا کنون کنسرت‌های متعددی را با گروه درویش در ایران و دیگر کشورها برگزار کرده‌است. از آثار او و مى توان از تکنوازی سنتور (در ابوعطا) با تمبک بهمن رجبی٬ سه کاست با آواز پریسا در بیات اصفهان، ماهور و بیات ترک و مجموعه‌هایی با آواز رضوی سروستانی و بهرام سارنگ نام برد. گلچین هاى ١ و ٢ نيز از مجموعه آثار او برای سنتور توليد شده است.

سیما بینا

سیما بینا (زاده ۱۳۲۳ در خوسف)، نوازنده، نقاش، آهنگساز و خواننده آوازها و ترانه‌های محلی ایرانی است. او از کودکی در کنار احمد بینا پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگساز ترانه‌های اولیه او بود، رشد کرد. او از سن ۹ سالگی خوانندگی را در رادیو ایران آغاز کرد. ردیف موسیقی ایرانی و تکنیک‌های آوازی را نزد استادانی چون محمد ابراهیم مالکی (استاد موسیقی سنتی خراسان جنوبی), موسی‌خان معروفی و نصرالله زرین‌پنجه فراگرفت. سیما بینا پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشتهٔ نقاشی در سال ۱۳۴۹ تحصیل موسیقی ایرانی و ردیف را نزد عبدالله دوامی و محمدابراهیم مالکی ادامه داد. او پس از سال ۱۳۵۷ در کنار تدریس موسیقی و آواز با همراهی محمدابراهیم مالکی به پژوهش و گردآوری ترانه‌های محلی ایرانی و بازنویسی آهنگ‌های مردمی و روستایی، به‌ویژه موسیقی‌های محلی زادگاهش خراسان، پرداخته‌است. او با سفر به دورافتاده‌ترین نواحی در سرتاسر این ناحیه توانسته‌است مجموعه‌ای از ترانه‌ها و آهنگ‌های کمیاب و تقریباً فراموش‌شده را جمع‌آوری کند.

او نخستین زنی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ کلاس تعلیم آواز دایر کرد. همچنین نخستین زنی بود که در تالار وحدت به اجرای کنسرت پرداخت. از سال ۱۹۹۳ میلادی تا به امروز به جشنواره‌های جهانی دعوت شده و موسیقی محلی ایران را به گوش علاقه‌مندان رسانده‌است. کتاب «لالایی‌های ایران» حاصل سی سال پژوهش در سفرهای سیما بینا به شهرها وروستاهای مختلف و ملاقات با مادران پیر و جوان ایرانی است.

محمد باغبان

محمد باغبان عنبرانی (متولد ۱۳۲۳ مشهد) است. وی که نغمه های پر مهر مادر و آوازهای برادر بزرگش حسن را از نوزادی می شنیده از نه سالگی آوازخوانی را شروع کرده است. در همان دوران کودکی اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در چهارده سالگی از استاد شاپور دلشادی بهره گرفت و پس از آن نزد چند تن دیگر از اساتید مشهدی موسیقی را آموخت. در دهه ١٣٤٠ چند کنسرت از جمله در « تالار شیروخورشید» (هلال احمر فعلی) برگزار کرد و در اواخر دهه ٤٠ شمسی، برای آموختن بیشتر به تهران عزیمت نمود تا از محضر اساتید بزرگ موسیقی ایرانی بهره مند گردد. وی از استادانى نظير اسماعیل مهرتاش و محمود کریمی بهره برد. همچنین با استاد جواد بدیع زاده محشور بود و از ایشان بسیار آموخت. در این هنگام صدای رسا و خوش آوای باغبان مورد توجه اهالی موسیقی قرار گرفت. بیش از ٦٠ آهنگ در ٧ آلبوم از وی منتشر شده است.

حسین عمومی

حسین عمومی (زاده ۱۳۲۳ اصفهان) نوازنده برجسته ساز نی و آهنگساز و پژوهش‌گر و مدرس برجسته موسیقی ایرانی و نیز دارای مدرک دکترای معماری است. حسین عمومی ابتدا از پدرش درس‌هایی از ردیف موسیقی سنتی را آموخت و سپس مسحور نوازندگی استاد حسن کسائی شد و در سن چهارده سالگی شروع به نواختن نی کرد. سپس در سال ۱۳۴۷ به محضر این استاد شتافت. همزمان نیز نزد استاد محمود کریمی به آموختن ردیف آوازی مشغول شد. با کسب مهارت بالا در نواختن ساز نی و همچنین آواز به اجرا و ضبط برنامه‌هایی برای رادیو و تلویزیون ایران پرداخت. وی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان موسیقی و دانشکده هنرهای زیبا به آموزش مشغول شد. در سال ۱۳۶۳ وطن را ترک کرد و فعالیت‌های هنری‌اش را در سراسر اروپا و ایالات متحده آمریکا پی گرفت. در فرانسه و به دعوت مرکز مطالعات موسیقی شرقی انستیتوی موسیقی‌شناسی پاریس، سوربن به تدریس موسیقی ایرانی در آن مرکز مشغول شد. وی همچنین در دانشگاه یو سی ال ای و نیز دانشگاه واشنگتن در سیاتل به تدریس موسیقی ایرانی پرداخت.

حسن ناهید

حسن ناهید (زادهٔ ۱۳۲۲ در کرمان)،موسیقی دان و نوازندهٔ سرشناس نی است.

حسن ناهید در ارکستری که با همکاری آقایان: اسدالله ملک، منوچهر جهانبگلو، فرهنگ شریف، محمودی خوانساری و عده‌ای دیگر برنامه‌ای به نام «نوایی از موسیقی ملی» ترتیب یافته بود شرکت داشت. در ارکستری به نام درویش در رادیو شرکت داشت و سپس برای شرکت در ارکستر رودکی که از آقایان ابراهیم منصوری، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، احمد عبادی، رضا ورزنده، اصغر بهاری و فرهاد فخرالدینی تشکیل شده بود دعوت شده و با این ارکستر همکاری نمود. در سال ۱۳۴۱ توسط حسین قوامی به برنامه گلها دعوت شده و همکاری خود را در این برنامه آغاز نمود. او در فرهنگ و هنر نیز با ارکستر فرامرز پایور شرکت نمود که بیست سال این همکاری ادامه یافت. در سال ۱۳۹۲ مدرک درجه یک هنری به حسن ناهید اعطاء شد.

ناهید طی مصاحبه‌ای در اردیبهشت ۱۳۹۷ اظهار داشت از سه، چهار سال پیش و به دلیل انجام جراحی ایمپلنت، دیگر قادر به نی‌نوازی نیست.

رشید وطن‌دوست

رشید وطن‌دوست (زادهٔ اسفند ۱۳۲۴ در تبریز) خوانندهٔ اپرا اهل ایران است. او از کودکی به آموختن موسیقی پرداخت، از ۵ سالگی به اپرا علاقه‌مند شد و از سن ۷ سالگی آواز خواندن را آغاز نمود. وی پس از اخذ دیپلم در تبریز به تهران رفت و به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد. در آنجا به توصیهٔ منوچهر بیگلری در آزمونی شرکت کرد و پس از پذیرفته شدن در هنرستان آواز رودکی و گذراندن دوره سلفژ سه سال زیر نظر «میکل کازاتو» استاد آواز ایتالیایی به تربیت صدا و فراگرفتن فنون آواز کلاسیک پرداخت. سپس در حدود سال ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ به استخدام اپرای تهران درآمد و از سال ۱۳۴۸ تا زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ در حدود ۳۶ اپرا به صحنه رفت و نقش‌های متعددی را به عهده گرفت.

او حدود بیست سال سولیست (تکخوان) ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری، حدود ده سال سولیست ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی و همچنین سولیست ارکسترهای دیگر از جمله ارکستر رادیو تلویزیون ملی ایران بوده‌است. او در حال حاضر تدریس آواز کلاسیک را به عهده دارد.

حمیرا

پروانه امیر افشاری (زادهٔ ۱۳۲۳ در تهران)، که با نام هنری حمیرا شناخته می‌شود، خوانندهٔ ایرانی است. وی در زمینهٔ موسیقی ملی ایران، موسیقی پاپ و موسیقی تلفیقی فعالیت دارد. صدای او به گفته استادش، علی تجویدی، در گسترهٔ آلتو قرار دارد و در عین حال، قابلیت سوپرانو از ابتدا زیر تا بم را دارد.

حمیرا، با نام‌نویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن تحت آموزش علی تجویدی قرار گرفت. وی در پاییز ۱۳۴۴ خورشیدی با خواندن اثر «صبرم عطا کن» به شهرت رسید. دومین اثر مشترک حمیرا، تجویدی و ترقی ترانه‌ای به نام «سرگردان» در گوشهٔ موالیان از گوشه‌های مهجور دستگاه همایون است. «پشیمانم» بعداً ساخته شد که به‌دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه‌گاه تغییر مقام می‌دهد و بازمی‌گردد، باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. حمیرا مدت ۸ سال همسر آهنگساز بنام ایرانی، پرویز یاحقی بود که در این دورهٔ زناشویی، آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ‌هایی از یاحقی، مانند «مرا نفریبی»، «هدیهٔ عشق»، «بهار نو رسیده»، «مرا تنها نگذاری»، «پنجره‌ای به باغ گل»، «آهنگ محبت»، «با دلم مهربان شو»، «بهار عشق من»، «ای رفته از بر من»، «به‌خاطر تو»، «می عاشقانه»، «دل شکنی گناهه»، «چند با یادت فریبم این دل دیوانه را»، و… اجرا کرده‌است.

حمیرا هم‌اکنون در شهر لس آنجلس زندگی می‌کند و کتاب خاطراتی از زندگی شخصی و هنری‌اش را آماده می‌کند.

بابک بیات

علی‌حسین بیات زرندی مطلق معروف به بابک بیات (زادهٔ ۱۳۲۵ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۸۵ در تهران)، آهنگساز، نوازنده، تنظیم‌کننده و آهنگساز فیلم بود. ابک بیات از سن ۱۹ سالگی در اپرای تهران و زیر نظر خانم اولین باغچه‌بان، آقای ثمین باغچه‌بان و نصرت‌الله زابلی با موسیقی کلاسیک و جهانی آشنا شد و در حدود پنج سال همکاری خود را با این اپرا ادامه داد. بعد از آن با محمد اوشال آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکوریک دوستی عمیقی پیدا کرد که این دوستی به ادامه هارمونی و آکومپانی مان و فراگیری دیگر اشتیاقات موسیقایی بیات منجر شد. بابک بیات ترانه‌های بسیاری ساخته است٬ از جمله: غریبه، جنگل، بن‌بست، خونه، فریاد زیر آب، علی کنکوری، تپش، خاتون، سایه، خورجین (بانوی شرقی)، فصل بد خاکستری (روح بزرگوار)، سقف، هیچ‌کسی مثل تو نبود، طلایه‌دار (ای بزرگ موندنی).

بعد از انقلاب بابک بیات فعالیت موسیقی را در شرکت ابتکار، همراه با دوستش ابراهیم زال‌زاده و با کاست قاصدک، زندگی‌نامه صمد بهرنگی و به صورت ترانه‌های کودکانه خانم سیمین قدیری آغاز نمود. پس از آن کاست خروس زری پیرهن پری را به همراه احمد شاملو کار کرد و برای کاست‌های سکوت سرشار از ناگفته‌هاست و چیدن سپیده‌دم با صدای احمد شاملو موسیقی ساخت. بابک بیات موسیقی فیلم را در بعد از انقلاب با فیلم مرگ یزدگرد ساخته بهرام بیضایی ادامه داد و در سال ۱۳۶۲ موسیقی فیلم‌های نقطه ضعف و ریشه در خون را ساخت و در سال‌های بعد برای فیلم‌های شاید وقتی دیگر و مسافران ساخته‌های بهرام بیضایی، سریال سلطان و شبان، کشتی آنجلیکا، عروس، پرده آخر، طلسم، مرسدس، جهان پهلوان تختی، دست‌های آلوده، اتوبوس، قرمز، دو زن، شیدا و در حدود ۹۰ فیلم سینمایی موسیقی نوشته است و آخرین سریالی که وی برای آن موسیقی ساخته است سریال ولایت عشق است. وی ترانه‌های بسیاری را با کلام ترانه‌سرایانی چون ایرج جنتی عطایی، بابک صحرایی و با صدای خوانندگانی همچون معین، داریوش، ابی، عارف، ستار و گوگوش ساخته‌ است.

مهران روحانی

مهران روحانی (زادهٔ ۱۳۲۴ در تهران) موسیقی‌دان و آهنگساز اهل ایران است. از سن ۸ سالگی آموختن موسیقی را آغاز کرد. اولین استاد او در مبانی موسیقی و ساز، «پرویز مسرور» بود. در ۱۷ سالگی قطعه ای با نام «سرناد جوانی» با الهام از «سرناتانوتورنا» اثر موتسارت را آهنگسازی کرد. وی تحصیلات دانشگاهی خود را با تحصیل در رشتهٔ اقتصاد دانشگاه شیراز آغاز نمود. پس از ورود به دانشگاه شیراز، یک ارکستر کوچک راه اندازی کرد و رهبری آن را به عهده گرفت و در مدت ۴ سال ارکستری با ۴۲ نوازنده و ۶۰ خواننده گروه کر ایجاد کرد. پس از پایان تحصیل در دانشگاه شیراز در سال ۱۳۴۶ به تهران رفت و به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت. از جمله استادان او در دانشگاه تهران می‌توان به «هرمز فرهت»، «محمدتقی مسعودیه»، «علیرضا مشایخی»، «پری برکشلی» و «توماس کریستیان داوید» اشاره نمود. در همین زمان تحت نظر «هرمز فرهت» تهیه برنامه‌های موسیقی کلاسیک رادیو را بر عهده گرفت. او در سال ۱۳۵۱ با رتبه ممتاز از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و پس از آن به منظور ادامه تحصیلات موسیقی، راهی انگلستان شد و در کالج سلطنتی موسیقی لندن به تحصیل آهنگسازی پرداخت. «مایکل کاف ماتیوز»، «پیتر المنت»، «داوید ویلکاکس»، «آنتونی میلنر»، «فیلیپ کانون» و «الیزابت وندرپار» از جمله استادان او در دوره کارشناسی ارشد و دکتری آهنگسازی بودند. او همچنین از دوره‌های خصوصی «مایکل تیپت» آهنگساز نامدار انگلیسی بهره برد.

وی در سال ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در دانشکده هنرهای زیبا و هنرستان عالی موسیقی به تدریس مشغول شد. از شاگردان او می‌توان به «رضا ناژفر» (نوازنده فلوت و استاد دانشگاه اینسبورگ اتریش)، «کیاوش صاحب نسق» (آهنگساز و محقق موسیقی)، «بهاره کمائی» (نوازنده پیانو)، «صفا کاتب شهیدی» (نوازنده پیانو و آهنگساز) و «بردیا کیارس» (نوازنده ویلن، آهنگساز و رهبر سابق ارکستر ملی ایران) اشاره نمود. برخی از آثار مهران روحانی در کشورهایی همچون کانادا، استرالیا، آمریکا، اتریش، فرانسه، بلغارستان، لهستان و انگلستان به اجرا درآمده است.

شاهين فرهت

شاهين فرهت (زاده ۷ فروردين ۱۳۲۶ تهران) از ۴ سالگي با موسيقى ايرانى و اساتيد موسيقى آشنا شد چنانچه تا قبل از ۱۰ سالگى دستگاهها، رديفها و گوشههاي معروف را لااقل مىشناخت. در همان دوران به موسيقى كلاسيك روى آورد. همچنين نواختن پيانو را از ۱۰ سالگى آغاز كرد و اولين معلم وى امانوئل ملك اصلانيان بود. در سنين ۱۷ـ ۱۶ سالگى كوارتت مىساخت و بعضى از آهنگهايش همان موقع از راديو پخش مىشد. بعد از پايان دبيرستان، براى تحصيل در رشته موسيقى عازم آمريكا شد و بعد از ۲ سال تحصيل در دانشگاه كاليفرنيا به ايران برگشت و در دانشكده هنرهاى زيبا كه رشته موسيقى آن تازة تأسيس شده بود ثبت نام كرد و بعد از ۴ سال فارغ التحصيل شد. بعد از آن براى تحصيل در رشته آهنگسازى ابتدا به فرانسه رفت و در دانشگاه استرامبورگ با مدرك فوق ليسانس فارغ التحصيل شد و بعد از دانشگاه نيويورك در رشته آهنگسازى درجه مستر را اخذ كرد. سپس براي ارائه تز دكترا به فرانسه رفت. پايان نامه فارغ التحصيلى وى در رشته آهنگسازى، سمفوني شماره ۱به نام خيام بود كه بالافاصله با درجه ممتاز مورد توجه قرار گرفت. اين سمفونى در ايران توسط اركستر سمفونيك تهران به رهبرى فرهاد مشكات اجرا و مورد استقبال بىنظير قرار گرفت كه در زمان خود يكي از موفقترين كنسرتها بود. از همان موقع به عنوان استاديار در دانشگاه تهران استخدام شد. وي در حال حاضر دانشيار دانشگاه تهران و رئيس دپارتمان موسيقي داشنگاه تهران است و تا كنون ۱۱ سمفونى ساخته است كه به گفته وى سه سمفونى شماره ۶ دماوند،شماره ۷ ايران و شماره ۱۰ شهيد از بهترين توليدات مركز موسيقي حوزه هنرى هستند. علاوه بر آن آثار ديگري مثل سونات، كنسرتو، راپسودى ايرانى، سوئيت ايرانى، آثارى براي اركستر زهى وآثارى بر روى اشعار شاعران كلاسيك ايران مثل حافظ، مولوى، سعدى، فردوسى و خيام، حاصل چند دهه كار و تلاش وى در دنياى موسيقى است.

محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفی (زادهٔ ۱۳۲۵ گرگان – درگذشتهٔ ۱۳۹۳ تهران) ردیف‌دان، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، نوازندهٔ تار و سه‌تار و کمانچه همچنین پژوهشگر و مدرس موسیقی سنتی ایرانی بود. او از چهره‌های تأثیرگذار موسیقی ایرانی بود و با خلق آثاری چون «ایران ای سرای امید»، «کاروان شهید»، «برادر بی‌قراره» و «عشق داند» به میان تودهٔ مردم راه یافت.

لطفی بنیان‌گذار کانون فرهنگی و هنری چاووش، گروه شیدا و مکتب‌خانه میرزا عبدالله بود و هنرمندان بسیاری از جمله خانوادهٔ کامکارها، مجید درخشانی، صدیق تعریف، حمید متبسم و حسین بهروزی‌نیا را تربیت کرد. او در کنار تار و سه‌تار، کمانچه، دف، نی و سنتور نیز می‌نواخت. لطفی تجربه همکاری با خوانندگان چون تاج اصفهانی، غلامحسین بنان و شجریان و شهرام ناظری را داشت و همچنین خوانندگانی چون هنگامه اخوان، صدیق تعریف، محمد گلریز و محمد معتمدی، علیرضا شاه‌محمدی و امیر اثنی‌عشری را نخستین بار او به جامعۀ موسیقی معرفی کرد.

باقر مٶذن

باقر مٶذن (متولد ١٣٢٧ اهواز) از نوازندگان ايرانى گيتار کلاسيک است. اولين آموزگار باقر باقر مٶذن عبدالله مفاخر بود که او را با موسيقى کلاسيک اسپانيايى آشنا ساخت. او سپس در لندن دوره تخصصى گيتار کلاسيک را گذراند و در بازگشت به ايران اولين آموزگار گیتار هنرستان عالی موسیقی تهران بود و اولین ایرانی است که در تالار رودکی تهران رسیتال گیتار داد.

او سالهاست در کانادا زندگى مى کند. او مجموعه اى از آثار آهنگسازان معروف دنیا را با تنظیم خودش اجرا کرده است که به سيمين بهبهانى تقديم کرد.

علی رهبری

علی رهبری (زاده ۱۳۲۷ در تهران)، موسیقی‌دان و رهبر ارکستر ایرانی است. او که در اتریش با نام الکساندر مشهور است، با رهبری بیش از ۱۲۰ ارکستر و ضبط حدود۲۵۰ البوم یکی از مطرح‌ترین چهره‌های موسیقی ایران است. علی رهبری از کودکی با موسیقی مطربی روحوضی آشنا شد و برنامه‌هایی را در سینماهای کشور و رویال تهران اجرا کرد. او برای تحصیل در رشته موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت و زیر نظر تارخانیان، رحمت‌الله بدیعی و حسین دهلوی موسیقی را به طور جدی و علمی پیگیری کرد. در ۱۷ سالگی نوازنده ویلن ارکستر صبا شد. رهبری در ۱۸ سالگی برای ادامه تحصیل به اتریش عزیمت کرد و دوره آهنگسازی را در آکادمی موسیقی وین طی سه سال به اتمام رسانید.

۲۴ ساله بود که به دعوت وزیر وقت فرهنگ و هنر به ایران بازگشت و به عنوان جایگزین مصطفی پورتراب به مدیریت هنرستان عالی موسیقی و کنسرواتوار ایران رسید. وی در این مدت توانست ارکستر هنرجویان هنرستان و پس از آن ارکستر سمفونیک جوانان را تشکیل دهد ولی پس از ۳ سال و با اعتراض به وضع موجود و با انتقاد از شیوه مدیریت اداره وزارت فرهنگ و هنر استعفاء و ایران را ترک کرد. در سال ۱۹۷۹ هربرت فون کارایان از رهبری برای پذیرش دستیاری خود در ارکستر فیلارمونیک برلین و رهبر ذخیره دعوت به عمل آورد. همکاری با فون کرایان نقطه عطفی در مسیر زندگی حرفه‌ای او بود و سرآغازی برای همکاری با بخشی از مهمترین ارکسترهای جهان شد. در سال ۱۹۸۴ رهبری قطعه‌ای به نام نیمه‌ماه را برای سیاهپوستان آفریقای جنوبی ساخت و در شهر ژوهانسبورگ اجرا کرد. این قطعه که با ارکستری متشکل از سیاهان و سفیدان اجرا شده بود، به سرعت شهرت یافت و در بسیاری از شهرهای آفریقای جنوبی به روی صحنه رفت.

در سال ۲۰۰۵ و پس از سال‌ها دوری، علی رهبری به ایران بازگشت و رهبر ارکستر سمفونیک تهران شد. ارکستر سمفونیک تهران پس از سال‌ها توانست اجرای قابل قبولی تحت رهبری او داشته باشد و کیفیت صدادهی ارکستر هنگام اجرای سمفونی ۹ بتهوون با رهبری او تعریف و تمجید بسیاری از کارشناسان و منتقدان و نوازندگان را به دنبال داشت. وی پس از چند ماه با نوشتن نامه‌ای سرگشاده به محمد حسین صفار هرندی وزیر وقت ارشاد با انتقادهایی شدید مبنی بر عدم توجه مسئولان به موسیقی و تأکید بر این که با تنگناهایی که در شرایط فعلی برای ارتقاء کیفی ارکستر و گروه کر وجود دارد (به ویژه از جهت حقوق و وضعیت معیشتی آنان) شرایط لازم برای خدمت مؤثر وجود ندارد، ایران را ترک کرد.

فریبرز لاچینی

فریبرز لاچینی (زادهٔ ۱۳۲۸ در تهران) موسیقی‌دان، آهنگساز، نوازندهٔ پیانو و از چهره‌های موسیقی فیلم اهل ایران است. او تحصیلات موسیقی خود را از سن ده سالگی در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. هنگامیکه خود هنوز کودکی بیش نبود با تصنیف مجموعه‌ای به نام «فصلها و رنگها» و «آوازهای دیگر» فعالیت حرفه‌ای خود را با همکاری با کانون پرورش آغاز نمود. آرم برنامه کودک تلویزیون ایران برای بیش از بیست سال، از آثار وی بود. او برای خوانندگان موسیقی پاپ نظیر ستار، سیمین قدیری، محمد نوری، سیمین غانم، داریوش اقبالی و… نیز آهنگ‌های متعددی ساخت.

فریبرز لاچینی در سال ۱۳۵۸ جهت ادامه تحصیل راهی اروپا شد و در دانشگاه سوربن، پاریس، به تحصیل در رشتهٔ موسیقی‌شناسی پرداخت. از این زمان بود که موسیقی اروپایی تأثیر زیادی بر روی آهنگ‌های بعدی او گذاشت. وی همچنین با موسیقی کامپیوتری آشنا شد و تحصیلات تخصصی خود را در این رشته تکمیل کرد. آلبومهای پائیز طلائی و نوآوری دکلمه شعر نو، از اولین آثار وی پس از بازگشت به ایران است. لاچینی در سال ۱۳۶۴ برای اولین بار از کامپیوتر در آهنگسازی سود جست و پیشگام استفاده از این تکنولوژی در ایران به‌شمار می‌رود. وی در طی پانزده سال بعد، با بهره‌گیری از کامپیوتر، برای صدها فیلم، سریال، انیمیشن و … آهنگ ساخت به‌طوری‌که فعالترین آهنگساز فیلم در این دوره و شاید در تاریخ موسیقی فیلم ایران به‌شمار می‌آید. موسیقی نار و نی، دندان مار، رد پای گرگ، نوای آشنای برنامه کودک برای بیش از دو دهه و صدها پروژه دیگر حاصل فعالیت‌های هنری این دوران این آهنگساز است.

منوچهر صهبایی

منوچهر صهبایی (متولد تهران) رهبر ارکستر، موسیقی‌شناس، نوازنده ابوا و رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران است. او در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) زیر نظر آنتون کادلتس (ابوا) حسین ناصحی تهرانی (آهنگسازی) و شفیقه صدقی (پیانو) آموزش دید. وی همزمان با گذراندن دوره عالی کنسرواتوار تهران، چندین سال به عنوان تکنواز ابوا با ارکستر سمفونیک تهران همکاری داشت. در سال ۱۳۵۴ به منظور ادامه فعالیت‌های هنری خود و تحصیل در زمینه رهبری ارکستر و موزیکولوژی عازم اروپا شد و در آنجا ابتدا زیر نظر هاینز هولیگر برای دوره عالی نوازندگی ابوا و سپس در فرایبورگ (آلمان)؛ پی یر پی یرلو در پاریس (فرانسه)؛ میلان هوروات ، در سالزبورگ (اتریش)؛ فرانکو فرارا در سی ینا (ایتالیا) و سرجیو چلیبیداکه در مونیخ (آلمان) به تحصیل پرداخت. وی پایان‌نامه دکتری موسیقی‌شناسی خود را در ۱۹۹۵ با عنوان “تحقیق بر طرح‌های پارتیتور پرستش بهار” اثر ایگور استراوینسکی نوشت. همچنین در سال در سال ۱۹۹۹ پایان‌نامه‌ای با عنوان ” موسیقی چند صدایی ایران (۱۲۴۷–۱۳۷۷) به دانشگاه استراسبورگ ارائه داد و به دریافت دکترا نایل آمد.

نوچهر صهبایی در سال‌های آخر اقامت خود در ایران در دهه پنجاه خورشیدی، استاد کنسرواتوار تهران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مدرسه رادیو و تلویزیون ملی ایران بود. همچنین کنسرت‌های متعددی را با ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران اجرا کرد. او برای معرفی و اجرای قطعات سمفونیک آهنگسازان ایرانی کوشش‌های زیادی کرده و تاکنون به همت وی آثاری از آن‌ها با ارکستر فیلارمونیک تپلیس (چک)، ارکستر سمفونیک سنت گالن (سوئیس)، ارکستر زهی پراگ (چک)، ارکستر فیلارمونیک پلوودیو (بلغارستان)، ارکستر تون کونسلر (فورآرلبرگ اتریش) و… ضبط کرده‌است؛ آثاری از: حسین دهلوی، ثمین باغچه‌بان، حسین ناصحی، محمدتقی مسعودیه، مصطفی کمال پورتراب، حشمت سنجری، مرتضی حنانه، حسین یوسف زمانی، علیرضا مشایخی و… این آثار روی سی. دی منتشر شده‌اند.

پریسا

پریسا با نام اصلی فاطمه واعظی (زادهٔ ۱۳۲۸ در شهسوار) خواننده مشهور ایرانی، ردیفدان و استاد هنر آواز است. دوران تحصیل، به تشویق پدر در برنامه‌های هنری شرکت می‌کرد تا اینکه در مسابقات هنری مدارس در رشتهٔ آواز رتبهٔ اول را در بین تمام دانش‌آموزان سراسر کشور کسب کرد. استعداد و نبوغ موسیقایی‌اش توسط محمود کریمی، که در آن زمان از اعضای هیئت داوران بود، کشف شد و بعد از آن آموزش موسیقی سنتی ایرانی (دستگاه‌ها و ردیف‌ها) را زیر نظر او آغاز کرد. لوید میلر در این باره نقل می‌کند: “استاد کریمی من را به کلاس بانوان هم دعوت کرد… پریسا هم در آن کلاس‌ها حضور داشت. مثل فرشته آواز می‌خواند، پیش از آن هیچ خوانندهٔ جاز یا کلاسیکی نشنیده بودم که مثل او آواز بخواند». بعد از دو سال آموزش، پریسا به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و به مدت پنج سال فعالیت خود را با آن وزارت خانه ادامه داد. در این دوران اجراهایی در تلویزیون و کنسرت‌هایی در تهران و شهرستان‌ها برگزار کرد و نیز همراه با گروه‌های مختلفی که در آن وزارتخانه فعال بودند، کنسرت‌هایی در خارج از کشور به هدف معرفی موسیقی سنتی ایران برگزار نمودند.

پس از چندی با دکتر داریوش صفوت آشنا شد و به درخواست وی، به استخدام مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی درآمد. مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به سال ۱۳۴۷ توسط داریوش صفوت راه‌اندازی شد و در آن زمان دکتر صفوت سرپرستی این مجموعه را به عهده داشت. داریوش صفوت با گرد آوردن برخی از استادان به‌نام موسیقی ایرانی همچون نورعلی خان برومند، سعید هرمزی و عبدالله خان دوامی و محمود کریمی توانست گروهی از هنر جویان نخبه را پرورش و تحویل جامعه موسیقی بدهد که به جنبش احیاء در موسیقی ایرانی شهره شد. در این دوران بود که پريسا در محضر استاد دوامی نیز با سبک اجرای تصنیف‌های قدیمی و آواز سنتی آشنایی پیدا کرد. از سال ۱۳۷۰ در پی دعوت مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی سنتی برای تعلیم آواز ایرانی به خانم‌ها به همکاری با آن مرکز پرداخت.

پس از انقلاب و محدود شدن فعالیت‌های هنرمندان زن، فعالیت‌های اجرایی‌اش متوقف شد و تنها به تدریس موسیقی ادامه داد. «آخرین برنامه من در واقع سال ۱۳۵۷ بود که خارج از کشور در فستیوالی در ژاپن برنامه اجرا می‌کردم که همان زمان انقلاب شد و حتی راه‌های هوایی هم بسته شد. به همین دلیل ما حتی نتوانستیم به ایران برگردیم. بعد از آن به اجبار در سن ۲۶ سالگی بازنشسته شدم، بازنشستگی اجباری.» پريسا پس از پانزده سال سکوت، در سال ۱۹۹۵ با اجرا در لندن، به صحنه بازگشت و آلبوم بازآمدم را منتشر نمود. از آن پس، همواره در جشنواره‌های مختلف به اجرای کنسرت پرداخته و تا کنون نیز ادامه داشته‌است.

رضا قاسمی

رضا قاسمی (زادهٔ ۱۳۲۸ در اصفهان) نویسنده، آهنگ‌ساز و کارگردان تئاتر اهل ایران است. اولین اثر او نمایشنامه کسوف بود که در ۱۸ سالگی نوشت و دو سال بعد در دانشگاه تهران به روی صحنه برد. در سال ۱۳۵۵ جایزه اول تلویزیون ملی ایران برای بهترین نمایشنامه به اثر او چو ضحاک شد بر جهان شهریار تعلق گرفت. او از سال ۱۳۴۹، همزمان با تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا، به نمایشنامه نویسی و کارگردانی تئاتر پرداخت و آثاری چون کسوف، آمد ورفت، نامه‌هایی بدون تاریخ از من به خانواده‌ام و بالعکس، و چاه را به صحنه آورد. نویسندگی و کارگردانی سه نمایشنامه اتاق تمشیت، ماهان کوشیار و معمای ماهیار معمار هم حاصل فعالیت او در دورهٔ پس از انقلاب است. اما شرایط کار برایش سخت شد و در سال ۱۳۶۵ ترک وطن گفت و از آن زمان در فرانسه زندگی می‌کند. رمان معروف او با نام همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها در سال ۱۹۹۶ در آمریکا و در سال ۱۳۸۱ در ایران به چاپ رسید و جوایز مختلفی را برایش به ارمغان آورد. قاسمی در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت کرده و به آهنگسازی و نوازندگی مانند بداهه‌نوازی در اصفهان و راست پنجگاه پرداخته‌است.

حسین علیزاده

حسین علیزاده (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۰ تهران) ردیف‌دان، آهنگ‌ساز، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایرانی است. وی یکی از چهره‌های تحسین‌شده موسیقی فیلم در ایران به‌شمار می‌آید و آثاری چون دلشدگان (۱۳۷۰)، گبه (۱۳۷۴)، زشت و زیبا (۱۳۷۷)، زمانی برای مستی اسب‌ها (۱۳۷۸)، لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند (۱۳۸۶)، آواز گنجشک‌ها (۱۳۸۷) و ملکه (۱۳۹۰) از ساخته‌های اوست. وی با کسب ۴ سیمرغ بلورین برای فیلم‌های گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه، مشترکاً به همراه مجید انتظامی و محمدرضا علیقلی برنده بیش‌ترین سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن است.

علیزاده سال ۱۳۳۰ در تهران متولد شد. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی موسیقی آموخته‌است و در سال‌های آغازین دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی در دانشگاه آزاد برلین نیز تحصیل کرده‌است.

علیزاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی شد. او با عضویت در کانون چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران به نام مجموعه آلبوم‌های چاووش اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت. وی از اواخر دهه ۷۰ تا سال ۱۳۸۴ با محمدرضا شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود. حسین علیزاده تا به حال سه بار برای آلبوم‌های فریاد، بی تو به سر نمی‌شود و به تماشای آب‌های سپید نامزد جایزه گرمی در بخش «بهترین آلبوم سنتی جهان» شده‌است.

شهرام ناظری

شهرام ناظری (متولد ۱۳۲۸ در کرمانشاه) خواننده، موسیقی‌دان و آهنگساز موسیقی اصیل ایرانی است. شهرام ناظری در بیشتر آثار خود از شعرهای مولانا بهره برده‌است و طی ۳۰ سال فعالیتِ هنری، توانسته سبک جدیدی از موسیقی را که آمیخته به ادبیات حماسی و عرفانی ایران است به‌وجود آورَد. ناظری، علاوه بر بهره‌گیری از شعرهای مولوی در زمینهٔ استفاده و استوارسازی شعر معاصر پارسی بر روی موسیقی سنتی ایرانی نیز پیشرو بوده‌است. شهرام ناظری از اولین کسانی‌ست که با استفاده از موسیقی مقامی، اشعار شاهنامهٔ فردوسی را اجرا کرده‌است. وی تاکنون بیش از ۴۰ آلبوم موسیقی منتشر کرده‌است. نخستین آلبوم‌هاى شهرام ناظری با محمدرضا شجریان در اواخر دهه پنجاه توسط کانون چاووش منتشر شد. هنرمندانی که در کانون چاووش گردِ هم آمده بودند مانند شجریان، ناظری، کامکارها، صدیق تعریف، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و دیگران، به برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایرانی در نیمهٔ دوم قرن تبدیل شدند. پس از پایان کار کانون چاووش، ناظری در دهه شصت به خواندن قطعات بسیارى با اشعار مولوى پرداخت و نخستین خواننده‌ای شد که به‌طور ویژه به او توجه کرده‌است. و از آن میان، آلبوم «گل صدبرگ» به شهرت و محبوبیتِ بالا رسید. در آغاز دهه هفتاد، هم‌کاری شهرام ناظری با کیخسرو پورناظری منجر به خلق آثار بسیار با ساز تنبور شد و این سازِ موسیقیِ سنتیِ ایرانی که تا پیش از آن در میان ایرانیان ناشناخته مانده بود، شناخته گردید. از آثار حاصل این دوره، تصنیف «مهتاب‌رو» شهرت خاصی یافت.

از معروف‌ترین تصنیف‌های شهرام ناظری می‌توان به تصنیف‌های «اندک اندک» با شعر مولانا در آلبوم «گل صدبرگ»، تصنیف «آتشی در نیستان» با شعر مجذوب تبریزی در آلبومی به همین نام، «کاروان شهید» با آهنگ محمدرضا لطفی و «شیدا شدم» با شعر خودش، تصنیف «مهتاب‌رو» در آلبومی به همین نام، و تصنیف‌های میهنی و ایران‌دوستانه‌اش (مانند سرود «ایران جوان» یا آثار کانون چاووش) اشاره کرد. هم‌چنین، آثاری که ناظری به زبان مادری‌اش، زبان کُردی، اجرا کرده، مشهورند. از معروف‌ترین آثار کردیِ کرمانشاهانیِ ناظری می‌توان به تصنیف‌های قدیمیِ «کابوکی»، «شیرین شیرین» و «واران وارانه» اشاره کرد که او بازخوانی کرده‌است.

رضا والی

رضا والی (زادهٔ ۱۳۳۱ در قزوین) موسیقی‌دان و آهنگساز اهل ایران است. او در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین آهنگسازی آموخت و در دانشگاه پیتسبرگ دکتراى آهنگسازی و تئوری موسیقی گرفت. والی اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه کارنگی ملون است. او از چهره‌های برجستهٔ موسیقی سمفونیک ایرانی است و آثار ارکستری‌اش توسط ارکسترسمفونیک‌های متعددی همچون ارکستر سمفونیک پیتسبرگ، سمفونی سیاتل، پروژه سمفونی مدرن بوستون و… اجرا شده‌است. آثار مجلسی‌اش نیز توسط گروه‌هایی نظیر آنسامبل کوارتتو لاتینوآمریکانو و کوارتت کرونوس اجرا شده‌است.

قشنگ کامکار

قشنگ کامکار (متولد۱۳۳۲ سنندج) نوازندهٔ سه‌تار و ویلن و از اعضای گروه کامکارها است. قشنگ کامکار علاوه بر شرکت در اجراهای گروه کامکاران، به همراه سیما بینا کنسرت‌هایی ویژه بانوان در خارج از ایران اجرا کرده‌است.

گروه کامکارها یکی از گروه‌های موسیقی کردی و ایرانی است. از این گروه با عنوان «بزرگترین گروه موسیقی خانوادگی ایران» یاد شده‌است. گروه موسیقی کامکارها در سال ۱۳۴۴ در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی حسن کامکار (ویلن) و عضویت هوشنگ (آکاردئون)، بیژن (خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده و ویلن) و ارژنگ (تمبک) تشکیل شد. از سال ۱۳۵۰ برخی از این افراد برای فراگیری موسیقی آکادمیک به تهران آمده و در دانشکده هنرهای زیبا به تحصیل مشغول شدند. پس از چندی کامکارها، تحت سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، به همراه تنی چند از دیگر هنرمندان، به عضویت گروه‌های شیدا و عارف درآمدند. این دو گروه کنسرت‌های موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا گذاشتند. بعضی از افراد این گروه سابقهٔ عضویت در گروه موسیقی چاووش را دارند.

مدیریت هنری گروه کامکارها بر عهدهٔ «هوشنگ کامکار» است.

داریوش طلایی

داریوش طلایی (زادهٔ ۱۳۳۱ در تهران) موسیقی‌دان، نوازندهٔ تار و سه‌تار و آهنگساز اهل ایران است. او به خاطر کتاب تحلیل ردیف برندهٔ جایزهٔ کتاب سال ایران در سال ۱۳۹۵ شد. او در خانواده‌ای علاقه‌مند به موسیقی متولد شد و از یازده سالگی به هنرستان موسیقی رفت و به تحصیل موسیقی کلاسیک غربی و موسیقی ایرانی با ساز تخصصی تار پرداخت. شروع آموختن تار در همان هنرستان نزد علی‌اکبر شهنازی باعث علاقه خاص او به ساز تار و موسیقی ایرانی شد. پس از گرفتن دیپلم هنرستان هم‌زمان به تحصیل در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کار در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پرداخت. در این مرکز با تشکیل و سرپرستی گروه موسیقی برنامه‌هایی از موسیقی اصیل ایرانی در چندین دوره جشن هنر شیراز اجرا کرد. داریوش طلایی طی این دوران نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی، نور علی برومند، عبدالله دوامی، یوسف فروتن و سعید هرمزی به تکمیل آموخته‌های خود در سنت‌ها و مکاتب مختلف موسیقی دستگاهی ایرانی پرداخت.

پس از اتمام تحصیلات دانشگاه او از سال ۱۳۵۵ در دانشگاه تهران به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه، موسیقی ایرانی تدریس کرد. وی در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل عازم کشور فرانسه شد و ضمن تحصیل موسیقی‌شناسی تا مقطع دکتری در دانشگاه نانتر به شناساندن موسیقی ایرانی از طریق تدریس، اجرای کنسرت و انتشار موسیقی ایرانی در اروپا و آمریکا پرداخت. داریوش طلایی از زمان بازگشت به ایران در سال ۱۳۷۱ تا کنون عضو هیئت علمی گروه موسیقی دانشگاه تهران است و طی این سال‌ها ضمن تدریس در دانشگاه به تألیف آثار موسیقی و اجرای کنسرت پرداخته‌است. داریوش طلایی با تغییراتی در ساز «تار» با طرحی موسوم به «نوتار» ، در اسفند ۱۳۹۷ رتبهٔ نخست پژوهش‌های کاربردی در گروه تخصصی هنر سی و دومین جشنواره بین‌المللی خوارزمی را کسب نمود.

محمد شمس

محمد شمس آهنگ‌ساز، تنظیم کننده، رهبر ارکستر. او سازنده ترانه «خلیج فارس» (با شعر عادل حسنی، با صدای ابی) و «سوییت ایرانی» برای فلوت و ارکستر (تکنواز: کوشیار شاهرودی) است. محمد شمس در سال ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. موسيقي را با ساز تنبک به صورت خودآموز آغاز کرد؛ سپس در هنرستانهاي ملى و عالى موسيقى تهران تحصيلات موسيقى خود را ادامه داد و در اين سالها از آموزشهاى استادانى مانند: حسين دهلوى، مرتضى حنانه، مصطفى کمال پورتراب، محمد پورتراب، اقدس پورتراب، علی رهبری، کامبيز روشن روان، محمد تقی مسعودیه، فرهاد فخرالدينى، کريستين داوويد، فریدون ناصری، حسن رادمرد، دکتر فرشاد، اسماعیل تهرانی، محمد اسماعیلی، اسماعیل واثقی، ابراهیم روحی فر، قاسم طالب زاده، رحمت الله بديعي، جواد معروفي، افلیا پرتو، مهربانو توفیق، شهلا نیک فال، ارفع اطرایی، شیدا قرچه داغی، محمود کریمی، حسن ناهيد بهره برد.

محمد شمس در ايران نوازندگي سازهاي مختلفي را تجربه کرد که از جمله آنها ويولون و پيانو بود. او هم اکنون هم در بسياري از برنامه ها و ضبط هايش خود نوازندگي پيانو را به عهده دارد. آثار محمد شمس، در فرمها و سبکهاى بسيار متنوعى خلق شده که تعداد شان بيش از ۶۵۰ اثر است که شامل قطعاتى براى ارکستر بزرگ، موسيقى الکترونيک، ارکستر ايرانى، ارکستر تلفيقى و انواع ترانه، تصنيف و سرود است.

آندره آرزومانیان

آندره آرزومانیان (زادهٔ ۱۳۳۳ – درگذشتهٔ ۱۳۸۹) آهنگساز و نوازنده پیانوى ایرانی ارمنی‌تبار بود. آندره آرزومانیان فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۵۶ با نوازندگی پیانو آغاز کرد. او نوازندگی پیانو را در موسیقی فیلم‌های فراوانی از جمله از کرخه تا راین (موسیقی متن از مجید انتظامی)، بوی پیراهن یوسف، آژانس شیشه‌ای، آخرین پرواز، من ترانه پانزده سال دارم، زن امروز، سام و نرگس، دست‌های آلوده و مرسدس بر عهده داشت. آخرین کار آندره آرزومانیان در این زمینه آهنگسازی برای فیلم نطفه شوم در سال ۱۳۸۷ بود.

وی همچنین در آلبوم پاییز طلایی اثر فریبرز لاچینی، سمفونی ایثار اثر مجید انتظامی و آلبوم چیدن سکوت اثر بابک بیات پیانو نواخته‌است. آلبوم «پاییز طلایی» از جمله درخشانترین آثارش در عرصه نوازندگی محسوب مى شود. در سومین دوره مراسم سال‌نوای موسیقی ایران، بزرگداشت ۴ هنرمند درگذشته از جمله «آندره آرزومانیان» برگزار و از خانواده ایشان با اهداء تندیس یادبود قدردانی شد.

شهرداد روحانی

شهرداد روحانی (زاده ۱۳۳۳ در رشت) موسیقیدان، آهنگساز، رهبر ارکستر ایرانی است. وی در تابستان ۱۳۹۵ به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد. در برخی متون، نام وی به صورت «شهداد» نیز آمده‌است. پدرش رضا روحانی موسیقیدان بود. برادران وی «انوشیروان روحانی»، «اردشیر روحانی» و «شهریار روحانی» نیز از موسیقی‌دانان مطرح ایرانی هستند. او از ۵ سالگی شروع به فراگیری موسیقی کرد و در سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی شد و پس از اتمام تحصیلات در هنرستان موسیقی ملی به قصد ادامه تحصیل در رشته موسیقی عازم وین شد. اولین آهنگ او که در ۱۸ سالگی ساخت قطعه برفراز آسمانها بود که با صدای ابی بر روی تیراژ پایانی فیلم برفراز آسمانها منتشر شد.

شهرت روحانی بیشتر به دلیل تنظیم و رهبری ارکستر کنسرت یانی است که به همراه ارکستر سلطنتی فیلارمونیک در فضای باز در پارتنون واقع در آتن پایتخت یونان انجام شد. شهرداد روحانی تاکنون نه تنها قطعات مختلفی را در سبک‌های متفاوت ساخته، بلکه جوائزی را نیز دریافت نموده‌است. او رهبری چندین ارکستر سمفونی معتبر را نيز به عنوان رهبر مهمان بر عهده داشته که از آن جمله می‌توان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونیک مینه‌سوتا، سمفونیک کلرادو، سمفونیک سن دیگو، سمفونیک ایندیاناپولیس، سمفونیک نیوجرسی، سمفونی فیلارمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، و غیره را نام برد. روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند برای ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه و اختتامیه سیزدهمین دوره بازی‌های آسیایی دعوت شد. این قطعه به عنوان محبوب‌ترین آهنگ این بازی‌ها انتخاب شد.

داریوش پیر نیاکان

داریوش پیر نیاکان (۲۳ فروردین ۱۳۳۴)، نوازندهٔ تار و سه‌تار، استاد دانشگاه و پژوهشگر موسیقی است. او دبیر و سخنگوی هیئت مدیره خانه موسیقی ایران بود. پیرنیاکان از سال ۱۳۵۳، در رشتهٔ موسیقی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و همزمان فراگیری دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر استاد علی‌اکبر خان شهنازی آغاز کرد. او در دانشکده هنرهای زیبا با استاد داریوش صفوت آشنا شد و از طریق او به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی راه یافت. پیرنیاکان، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران، همچنان تا سال ۱۳۶۷ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و کار با گروه‌های موسیقی ادامه داد. داریوش پیرنیاکان، همکاری خود را با محمدرضا شجریان از سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. پیرنیاکان در سال ۱۳۸۰، گروه موسیقی شهنازی را بنیان گذاشت. پیرنیاکان استاد دانشگاه تهران، عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازی بوده و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است. پیرنیاکان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف آقا حسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده‌است. مجموعه قطعاتی از ساخته‌های پیرنیاکان نیز با نام جلوه یار توسط همین مؤسسه منتشر شده‌است.

بهزاد رنجبران

بهزاد رنجبران آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا است. رنجبران در سال ۱۹۵۵ در تهران زاده شد. در نه سالگی به هنرستان موسیقی تهران رفت. پس از آن که به خاطر فعالیت سیاسی علیه حکومت شاه چند ماه به زندان افتاد، در ۱۳۵۳ به آمریکا رفت و در دانشگاه ایندیانا به تحصیل موسیقی پرداخت. سپس از مدرسه معتبر جولیارد درجه دکتری در موسیقی دریافت کرد. اکنون نیز در همان مدرسه درس می‌دهد.

رنجبران جایزه‌های زیادی را به خاطر آثار خود دریافت کرده‌است. به‌تازگی مدرسه جولیارد برای مسابقه موسیقی خود کنسرتوی ویلن رنجبران را تعیین کرد. رنجبران این کنسرتو را برای نوازنده نوجوان آمریکایی، جاشوا بل نوشته است و در آن برداشت‌هایی از تحریرها و سبک نوازندگی کمانچه گنجانده است. به تازگی مجموعه‌ای از آثار او که با الهام از داستان‌های شاهنامه ساخته شده با ارکستر سمفونیک لندن ضبط و به نام سه‌گانه ایرانی (پرشین تریولوژی) در خارج از ایران منتشر شده‌است. بهزاد رنجبران هم‌اکنون در انستیتو کورتیس فیلادلفیا و مدرسه موسیقی جولیارد به تدریس آهنگسازی اشتغال دارد.

پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان (زاده ۱۳۳۴ در نیشابور – درگذشته ۱۳۸۸ در تهران) آهنگساز، موسیقی‌دان، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نوازنده سنتور اهل ایران بود. او به سه تار نیز آشنایی داشت. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد داریوش صفوت پرداخت. وی هم‌زمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون محمدتقی مسعودیه، مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت. او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سال‌ها، کنسرت‌های متعددی با خوانندگانی چون پریسا و هنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد.

پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت

هنگامه اخوان

هنگامه اخوان (زاده ۱۳۳۴ در فومن) خواننده موسیقی سنتی ایرانی است. هنگامه آواز را از ۱۰ سالگی با آموختن آواز دشتی نزد پدرش آغاز کرد. اولین بار پدر با او در مورد قمرالملوک وزیری صحبت کرد، وی شخصیت قمر را نه به عنوان یک خواننده بلکه به عنوان انسانی خیر و نیکوکار می‌ستود. هنگامه اخوان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای دیدن خواهرش به تهران رفت. در هنگام اقامت در تهران خواهر و برادرش او را تشویق به ماندن در تهران و تکمیل تحصیلات موسیقی نمودند.

با تشویق علی تجویدی هنگامه اخوان نزد ادیب خوانساری از استادان مکتب آوازی اصفهان رفت و به آموختن ردیف و تکنیک‌های آوازی پرداخت. از سال ۱۳۵۴ هنگامه اخوان شروع به خواندن در رادیو کرد و کار خود را با بازخوانی آثار قمرالملوک وزیری آغاز نمود. همچنین با گروه‌های عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان، شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی به عنوان خواننده همکاری داشت. وی کنسرت‌های زیادی در ایران و اروپا برگزار کرده‌است. او در سال ۱۳۶۳ از سوی آرشیو صدا و سیما دعوت به همکاری شد و هم‌اکنون به عنوان کارشناس موسیقی مشغول به کار است و به تدریس آواز نیز می‌پردازد.

علیرضا افتخاری

علیرضا افتخاری مهیاری (زادهٔ ۱۳۳۷ در اصفهان) خواننده موسیقی سنتی ایرانی است. افتخاری خوانندگی بیش از شصت آلبوم موسیقی را بر عهده داشته‌است و يکى از پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین خواننده هاى ایران محسووب مى شود. به سبب خوانندگی در مقام ها و سبک های مختلف موسیقی پاپ و تلفیقی و سنتی لقب مرد هزارچهره موسیقی ایران را به وی داده اند.

علیرضا افتخاری در کودکی نزد طباطبایی نوازنده ویولن تعلیم دید. از ۱۲ سالگی نزد تاج اصفهانی به یادگیری ردیفهای آوازی پرداخت. پس از مدتی نیز هم‌زمان به بهره‌گیری از آموزش‌های جلیل شهناز و حسن کسایی در زمینه ردیف‌های موسیقی سنتی مشغول شد. در سال ۱۳۵۵ در آزمون باربد و در حضور علی‌اکبر شهنازی، داریوش صفوت، علی تجویدی موفق به کسب رتبه نخست شد. از سال ۱۳۶۰ نزد غلامرضا دادبه به ادامه تعلیم موسیقی پرداخت. در سال ۱۳۶۲، اولین آلبوم خود را به توصیه فرامرز پایور با نام «آتش دل» و به یاد تاج اصفهانی منتشر کرد. افتخاری بعد از سه سال کارهایی نظیر راز و نیاز با حسین علیزاده و مهروزان با محمد علی کیانی نژاد را اجرا کرد. افتخاری در سال‌های اولیه دهه ۶۰ خورشیدی، اجراهای خصوصی نیز به همراه حسن کسایی؛ حبیب‌الله بدیعی، غلامحسین بیگجه خانی و جلیل شهناز داشت که این آثار تک نسخه ای بودند و هیچگاه منتشر نشدند. برای نخستین بار در ۱۳۶۳ با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی محمدعلی کیانی نژاد در سریال تلویزیونی امیرکبیر صدای او از تلویزیون پخش شد. اواخر دهه ۶۰ وی کنسرت‌هایی را در ژاپن، آلمان، کانادا و انگلستان برگزار نمود و می‌توان به کنسرت راه ابریشم در ۲۸ شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی پرویز مشکاتیان) اشاره کرد.

ایرج رحمانپور

ایرج رحمانپور (زاده ۱۳۳۵ در خرم‌آباد) شاعر، خواننده و ترانه سرای ایرانی است. او دارای آثار نوشتاری و موسیقایی دربارهٔ فرهنگ و هنر منطقهٔ زاگرس و موسیقی لری و لکی است. او از کودکی با توجه به توانایی‌اش در آواز خوانی به آواز روی آورد. زندگی در یک منطقهٔ باستانی و آشنایی با فرهنگ و هنر «سرزمین مفرغ» او را به مطالعهٔ زبان و فرهنگ کهن سوق داد. وی از دهه پنجاه تا کنون به سرایش ترانه و خوانش این آثار مشغول است. او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لری خرم ابادی و لکی استفاده می‌کند. آثار او نقش ویژه‌ای در احیا زبان لکی و آشنایی مردم با اشعار لری خرم آبادی داشته‌است. وی هم‌اکنون در زمینه فرهنگ عامه و زبان پژوهش می‌کند.

بن مایهٔ آوازهای او را «هوره» و «مویه» تشکیل می‌دهد. او از موسیقی کار، آیین های نمایشی، موسیقی سوگ، موسیقی جشن، حماسه، لالایی‌ها و اسطوره‌ها بهره می‌برد. رحمانپور موسیقی قدیمی و ملودی های فولکلور را با جریانهای اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر تلفیق نموده است. به همین دلیل او را “حنجره زخمی زاگرس” نامیده‌اند.

مریم آخوندی

مریم آخوندی متولد ۱۳۳۶ تهران، خوانندهٔ سبک سنتی اهل ایران است. او خوانندگی را در پیشگاه اسماعیل مهرتاش و نصرالله ناصح‌پور دو استاد برجستهٔ موسیقی سنتی ایران فراگرفت. پس از انقلاب ۵۷ او به اروپا مهاجرت کرد و از آن زمان در کلن، آلمان به سر می‌برد. آنجا او گروه «بانو» که ترانه‌های بومی و محلی ایران را باز-اجرا می‌کند، بنیان نهاد. پیش از آن نیز گروه موسیقی «باربد» را راه‌اندازی کرده بود که پس از وقفه‌ای کوتاه، بار دیگر آن گروه را وارد گشت‌های هنری خود نمود. او همواره در کنسرت‌های خود، متن ترانه‌هایش را به زبان‌های دیگر ترجمه می‌کند. این کار او سبب افزایش علاقه‌مندان موسیقی او در میان ملت‌های اروپایی شده است. طنز قوی مریم آخوندی و بهره‌گیری از شیوهٔ نمایشی در اجرای کنسرت، از دیگر نوآوری‌های اوست.

مریم آخوندی در زمینهٔ آهنگ‌سازی نیز فعالیت دارد. او این کار را بیشتر یک جور نغمه‌پردازی می‌داند که در دستگاه‌های موسیقی ایرانی انجام می‌شود. در این زمینه او گفته: «کسانی که سیستمایتک موسیقی ایرانی را می‌شناسند، اینجور است که ما گام‌هایی داریم، دستگاه‌هایی داریم که از آنها نغمه‌ها و ملودی‌هایی منشعب می‌شود که هرکدام از این‌ها فواصلی دارد که در آنها، اگر کسی بشناسد، می‌تواند نغمه‌پردازی کند و قطعه بسازد. معنی‌اش این است که این کار من آهنگسازی موسیقی نیست، بلکه یک‌جور نغمه‌پردازی‌ست.» علاوه‌بر این‌ها مریم دوره‌های فشردهٔ آموزشی و تدریس آواز و دف و تئوری نیز دارد. همچنین سمینارهایی در زمینه‌های متفاوت مثل موسیقی عامیانه، تصنیف‌های شیدا و… ارائه داده‌است.

مجید درخشانی

مجید درخشانی، (زادهٔ ۱۳۳۵ مهدی‌شهر) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و نوازندهٔ تار و سه‌تار است. درخشانی از شاگردان محمدرضا لطفی و اعضای اولیهٔ گروه شیدا بوده‌است. او آلبوم «بچه‌ها بهار» را با حسین علیزاده و آلبوم «قاصدک» را با صدای اخوان ثالث در دهه ۱۳۶۰ منتشر کرد. اما از سال ۱۳۶۳ به آلمان مهاجرت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در این مدت به آموزش موسیقی و اجرای موسیقی ایرانی مشغول بود. همچنین در سال ۱۳۷۵، محمد رضا شجریان را به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ تار در آلبوم در خیال همراهی کرد.

وی در سال ۱۳۸۴، پس از ۲۱ سال، به ایران بازگشت و گروه خورشید را بنیان گذاشت و به همراه این گروه ۱۵ کنسرت در تهران و شهرستان‌ها و چین و فرانسه انجام داد. همچنین آلبوم‌هایی چون «من طربم» و «بیدار دلان» و «فصل باران» و «ترنجستان» و «از بودن و سرودن» و «آسمانه» را منتشر کرد. وی در تابستان ۱۳۸۶، به همراه گروه خود و دو گروه از تاجیکستان و افغانستان، به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا، کنسرت‌هایی در یونسکو در پاریس اجرا کرد. مجید درخشانی از سال ۱۳۸۵، محمدرضا شجریان و گروه آوا را در کنسرت‌های اروپا، آمریکا و ایران همراهی کرد. در این دوران دو اثر به نام‌های غوغای عشق‌بازان و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا اجرا و به بازار عرضه شدند.

مجید درخشانی به موسیقی زادگاهش، یعنی موسیقی سنگسر توجه ویژه‌ای دارد. وی آهنگسازی چند اثر موسیقایی به گویش سنگسری را عهده‌دار بوده‌است که از میان آن‌ها می‌توان به آثاری چون پیتکو، امام رضا، وارشو، باز بمه ویار، لالایی و … اشاره کرد. وی سابقه ساخت سه آلبوم موسیقی برای رحیم عدنانی در موسیقی بختیاری و موسیقی اصیل ایرانی را نیز دارد. آلبوم حریر شبنم از آثار برجسته ساخته شده توسط اوست.

نادر مشایخی

نادر مشایخی (زادهٔ ۵ آذر ۱۳۳۷ در تهران) آهنگساز و رهبر ارکستر و فرزند بازیگر قدیمی تئاتر و سینما، جمشید مشایخی است. وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در تهران، به هنرستان عالی موسیقی راه یافت و پس از آن تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین در اتریش و در رشتهٔ آهنگسازی، رهبری و موسیقی الکترونیک ادامه داد و با درجهٔ ممتاز فارغ‌التحصیل شد.

مشایخی در سال ۲۰۰۱ «آنسامبل وین ۲۰۰۱» را تشکیل داد و از همان سال‌ها رهبری گروه‌هایی چون وین ۲۰۰۱ و کاپلا کوندورتا و همکاری با هنرمندانی چون هانا شیگولا را آغاز کرد. از دیگر فعالیت‌های این آهنگساز شرکت در جشنواره‌های موسیقی در اروپا، آمریکا و آسیا، رهبری ارکستر سمفونیک تهران و اجرای کنسرت با این ارکستر در اتریش و آلمان، تدریس در دانشگاه تهران، دانشکدهٔ موسیقی دانشگاه هنر، دانشکدهٔ صدا و سیما و کنسرواتوار تهران اشاره کرد.

در میان تجربه‌های مشایخی در زمینهٔ آهنگسازی می‌توان به ساخت ۹۶ قطعه برای سُلو، موسیقی مجلسی، موسیقی ارکستری و اپرا، ساخت سمفونی فیه ما فیه (سه اثر)، اپرای ملکوت، قطعهٔ ارکستریِ پشیمانی کنتیمنتو، مجموعهٔ تولدی دیگر (روی ترجمهٔ آلمانی اشعار فروغ فرخزاد)، اجرای پروژه‌های موسیقی تلفیقی اصیل ایرانی در همکاری با هنرمندانی چون حسین علیزاده و هوشنگ ظریف (فستیوال سالزبورگ) و ساخت سمفونی مولانا برای صدا و سیما اشاره کرد. وی همچنین در پی کشف کیفیت موسیقایی متفاوتی در کارهای عالیم قاسمف، آثاری را با این هنرمند آذری و دخترش «فِرغانا قاسمف» اجرا کرده‌است.

حمید متبسم

حمید متبسم (زاده ۲۴ مرداد ۱۳۳۷ مشهد) آهنگساز و نوازنده تار و سه‌تار و از بنیان‌گذارانِ گروه دستان است. وی از نوازندگان و آهنگ‌سازان حال حاضر کشور می‌باشد که به همراه گروه دستان در طرح‌ریزی و اجرای موسیقی سازی همگام با موسیقی آوازی نقشی به‌سزا داشته است.

وی در اوان کودکی آموزش تار را نزد پدرش علی متبسم آغاز کرد و سپس از اساتید بزرگ زمان خویش نظیر حبیب‌الله صالحی، زیدالله طلوعی، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده بهره جست. وی به طور مداوم با کانون چاووش و گروه عارف همکاری داشت و پس از مهاجرت به آلمان گروه موسیقی دستان و چکاوک را به همراه دیگر هنرمندان راه‌اندازی کرد. از دیگر فعالیت‌های وی تأسیس انجمن تار و سه‌تار، برگزاری سمینارهای موسیقی سالانه و تشکیل گروه مضراب (از هنرجویان) و پردیس (ارکستر بین‌الملل) است.

حمید متبسم در سال ۱۳۸۷ ارکستر بزرگ سازهای ایرانی مشتمل بر ۴۰ نوازنده و خواننده کر را با همکاری بهرنگ تنکابنی تاسیس کرد. این ارکستر به منظور اجرای قطعه سیمرغ اثری از ایشان برای ارکستر بزرگ، گروه کر و به خوانندگی همایون شجریان تاسیس شد و کار خود را از پاییز ۱۳۸۸ با رهبری محمدرضا درویشی آغاز کرد و در مرداد سال ۱۳۸۹ اولین اجرای سیمرغ در استادیوم تنیس مجموعه ورزشی انقلاب به روی صحنه رفت. این اثر یک بار دیگر در تابستان ۱۳۹۰ در تالار وحدت به رهبری آهنگساز اثر به روی صحنه رفت و پس از آن در مهر همان سال به رهبری هومن خلعتبری دو کنسرت دیگر از سیمرغ در شهرهای هرلن و لاهه در کشور هلند برگزار شد.

ماريو تقدسى

ماريو تقدسى که داراى صدايى تنور است، در هنرستان موسيقى تهران تحصيلات موسيقى خود را آغاز کرد؛ او سپس با استفاده از بورسيه تحصيلى روانه دانشگاه يو اس سى امريکا شد تا تحصيلات عاليه خود را در رشته اپرا ادامه دهد.

او بعدها روانه دانشگاه جولياد نيويورک مى‌شود تا از مستر کلاس‌هاى بزرگان اين رشته بهره ببرد. اين خواننده همچنين سابقه شاگردى پاواروتى خواننده فقيد اپراى ايتاليا را نيز در کارنامه خود دارد.

کیوان میرهادی

کیوان میرهادی (زاده ۱۳۳۸ در تهران) نوازنده گیتار و رهبر ارکستر کامراتا و دبیر مسابقات کشوری گیتار و ویولون تهران است. او موسیقی را از سن ۹ سالگی آغاز کرد و از سال ۱۳۵۹، گیتار کلاسیک را در محضر دکتر سیمون آیوازیان فرا گرفت. او بعد از گذراندن دوره‌های تخصصی درس‌های تئوری موسیقی، آهنگسازی و رهبری ارکستر را به صورت خودآموخته از سال ۱۳۶۹ شروع کرد.

میرهادی در دانشگاههای مختلف مانند دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد، دانشگاه علمی-کاربردی و هنرستان موسیقی به تدریس اشتغال داشته و دارد. میرهادی در زمینه تالیفات موسیقی یک کوارتت زهی، رکوئیم، مجموعه فولکلورهای ایران تنظیم برای کر و ارکستر زهی، ۳ فولکلور برای ارکستر، مجموعه قطعات تریو و کوارتت برای گیتار کلاسیک را نوشته‌است.

سعید فرج‌پوری

سعید فرج‌پوری (زاده ۱۳۳۹ در سنندج)، نوازندهٔ ویولن و کمانچه اهل ایران است. از جمله فعالیت‌های فرج‌پوری می‌توان به تدریس سازهای ویولن و کمانچه در کانون چاووش، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان‌های دختران و پسران، دانشگاه هنر، دانشگاه علمی کاربردی، نوازندگی در گروه‌های شیدا، عارف، آوا، دستان و شرکت در ضبط آثار بی شماری از آهنگسازان معاصر و اجرای کنسرت در مراکز فرهنگی و فستیوالی در اروپا، آمریکا، کانادا، آسیا به همراه گروه‌های مختلف و صاحب نام موسیقی ایرانی اشاره کرد. فرج پوری آثاری را هم به صورت سی دی آلبوم موسیقی انتشار داد که از جمله‌آنها می‌توان در بخش تکنوازی به آثاری چون تکنوازی کمانچه ۱ در دستگاه سه گاه، تک نوازی کمانچه ۲ در دستگاه همایون، کمانچه نوازی بر اساس نغمه‌های کردی به همراه تمبک و دف پژهام اخواص، اشاره کرد.

بخشی از فعالیت‌های فرج‌پوری در حوزه آهنگسازی نمود پیدا کرده است که شاخص‌ترین آن آلبوم شوریده با صدای بانو پریسا و گروه دستان است که جایزه بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از وزارت فرهنگ فرانسه را دریافت کرد. علاوه بر این کار وی آهنگ سازی آلبوم‌های دریای بی پایان (همکاری با گروه دستان با صدای سالار عقیلی) و غوغای عشق بازان و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا آهنگ سازی برای گروه آوا با آواز محمد رضا شجریان) را نیز انجام داده است. کتاب ۲۰ قطعه برای کمانچه هم از جمله کارهای نوشتاری فرج‌پوری است. وی از سال ۱۳۸۵، به همراه مجید درخشانی و محمد فیروزی، محمدرضا شجریان و همایون شجریان را در کنسرت‌های اروپا و تهران همراهی کرد. وی همچنین از اعضای گروه دستان می‌باشد.

حسین بهروزی‌نیا

حسین بهروزی‌نیا، (زادهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۴۱ تهران)، آهنگ‌ساز، ردیف‌دان و نوازندهٔ بربط اهل ایران است. حسین بهروزی‌نیا از سن ۹ سالگی وارد هنرستان موسیقی ایران شد و زیر نظر رضا وهدانی نواختن تار را آغاز نمود و نزد منصور نریمان نواختن عود را فرا گرفت و ردیف موسیقی ایران را از محمدرضا لطفی آموخت. شکوفایی استعداد بهروزی‌نیا به سرعت نمایان شد تا جایی که در سن ۱۷ سالگی از او دعوت شد که در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران به کار و تدریس بپردازد. موقعیت‌ها و پیشرفت‌ها به سرعت دنبال هم آمدند و از او درخواست شد که مسوولیت تولید و آموزش آن مرکز را بپذیرد.

او همواره در جهت آموزش بربط و تربیت هنرجویان همت گمارده او سفرهای زیادی در سراسر اروپا، آسیا و شمال آمریکا داشته است و کنسرت‌های زیادی را برگزار نموده همچنین با گروه‌ها و ارکسترهای برجسته ایرانی مانند ارکستر مضرابی ایران، گروه عارف، گروه مولانا همکاری داشته و از سال ۱۹۹۲ به عنوان نوازنده بربت با گروه دستان همکاری مستمر داشته است. در طی این سال‌ها با تعدادی از خوانندگان برجسته از جمله محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، پریسا، سیما بینا، علیرضا افتخاری، همایون شجریان و سالار عقیلی همکاری نموده است. بهروزی‌نیا بربط را به شیوه ایرانی می‌نوازد که این وجه تمایز او با عود نوازان عرب یا ایرانی است که به شیوه عرب‌ها عود می‌نوازند. حسین بهروزی‌نیا بعد از قرن‌ها با همکاری استاد ابراهیم قنبری‌مهر ساز بربت را دوباره احیا نمود و وارد جامعه موسیقی ایران کرد.

کیهان کلهر

کیهان کلهر (زادهٔ ۱۳۴۲ کرمانشاه) آهنگ‌ساز و نوازندهٔ کُرد زبان اهل ایران می‌باشد. کیهان کلهر کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد. کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتون اتاوا فارغ‌التحصیل شد.

کمانچه ساز تخصصی کیهان کلهر است، وی در کنار کمانچه، تنبور، سه‌تار و شاه‌کمان نیز می‌نوازد. کلهر در زمینه آهنگسازی برای موسیقی متن فیلم هم فعالیت داشته است، او با هنرمندان مختلف از فرهنگ‌های دیگر همکاری‌هایی داشته است. همکاری هنری کلهر با اردال ارزنجان از ترکیه، شجاعت حسین خان از هند، یویوما از چین، ژائو ژیپینگ، عالیم قاسمف از جمهوری آذربایجان، بروکلین رایدر از آمریکا، ارکستر فیلارمونیک نیویورک، کوارتت کرونوس، و گروه سازهای بادی هلند، او را به هنرمندی بین‌المللی تبدیل کرده است.

کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعه جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه استاد علی اصغر بهاری نام برده‌است. او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.» وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه استاد شهرام ناظری به نوازندگی و تنظیم پرداخت. از میان این آثار می‌توان به سفر به دیگر سو اشاره نمود. پس از جدایی از گروه دستان با همکاری اساتید موسیقی سنتی ایران محمد رضا شجریان و حسین علیزاده آثاری را پدید آورد که شامل شش آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمی‌شود، فریاد، ساز خاموش، شب، سکوت، کویر و سرود مهر می‌شوند.

داوود آزاد

داوود آزاد (زاده ۱۳۴۲ در ارومیه) خواننده، نوازنده و آهنگ ساز موسیقی ایرانی است.

داوود آزاد در سن بیست سالگی شروع به یادگیری موسیقی کرد. او استادی در این زمینه نداشته و با تحقیق در آثار هنرمندانی چون غلامحسین بیگجه‌خانی و سعید هرمزی توانست کمبود استاد را جبران کند. او علاوه بر نوازندگی، به خوانندگی آثار خویش نیز می‌پردازد. وی از علاقه‌مندان موسیقی تلفیقی می‌باشد و در این زمینه آثاری ارائه داده است. داود آزاد بیش از سیصد کنسرت در ایران، هند، اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و استرالیا اجرا کرده‌است. از این جمله می‌توان به اجراهایی در دانشگاه‌های کمبریج، آکسفورد، لندن و مونیخ اشاره کرد.

حمیدرضا نوربخش

حمیدرضا نوربخش در سال ۱۳۴۴ در شهر قم به دنیا آمد. پدر او با مکاتب آوازی پیشینیان آشنایی داشت و با آخرین بازماندهٔ آنان، تاج اصفهانی دوستی داشت. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته حقوق انجام داد و هم‌زمان با تحصیلات دانشگاهی، به کلاس محمدرضا شجریان راه یافت. هرچند که در اندک زمانی توانست نام خود را به فهرست کم تعداد شاگردان تأیید شده قدیمی شجریان اضافه کند؛ اما در سال‌های بعد با ورود پی‌درپی خوانندگان جوانی که همه آن‌ها به شیوه شجریان می‌خواندند؛ به یکی از ده‌ها خواننده این مکتب تبدیل شد. با وجود این در دوره جدید نیز حمیدرضا نوربخش مدرس صداسازی به شیوه شجریان نام گرفت. وی آلبوم «پرده عشاق» را با همکاری فرامرز پایور ارائه کرده و هم‌چنین در کنسرت گروه عارف با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان به عنوان خواننده همکاری کرده‌است. از او آثاری چون آسمان با گروه شهنازی و سرپرستی داریوش پیر نیاکان و پنهان چو دل با گروه شمس و به سرپرستی کیخسرو پورناظری منتشر شده‌است.

نوربخش، در سال ۱۳۸۶ به همراه کیهان کلهر در تئاتر شهر پاریس به اجرای کنسرت پرداخت.او در زمستان ۸۸ هم به اتفاق کیهان کلهر کنسرتی را در چند کشور اروپایی وآمریکایی برگزار کرد. نوربخش در سال ۸۶ نیز کنسرتی را با پرویز مشکاتیان در تالار وزارت کشور برگزار کرد.

سیروس فروغ

وی فرزند مهدی فروغ، پژوهشگر، مؤلف، نمایشنامه‌نویس و نویسنده‌ای که آکادمی هنرهای نمایشی را در تهران تأسیس کرد و فخری دولت‌آبادی، یکی از زنان پیشگام در نوازندگی و آموزش موسیقی کلاسیک غربی است. سیروس فروغ در سن ۵ سالگی یادگیری ویالون را با مادرش آغاز کرد و در ۹ سالگی، کم سن و سال‌ترین پذیرفته شدهٔ هنرستان موسیقی رویال بروکسل و شاگرد آرتور گرومیو بود. او بعدها تحت تعلیم داوید اویستراخ در هنرستان مسکو قرار گرفت. پس از مرگ اویستراخ، فروغ برای تحصیل با جوزف جینگولد به دانشگاه ایندیانای ایالات متحده رفت و به عنوان دستیار جینگولد خدمت کرد.

سیروس به عنوان رسیتال و تکنواز با ارکسترهای بین‌المللی پدیدار شد. او استاد ویالون و موسیقی سالونی دانشگاه کارنگی ملون پیتسبرگ پنسیلوانیا است. وی در آسیا و آمریکای جنوبی در کنسرت‌هایی اجرا و کلاس‌هایی آموزشی برگزار کرده‌است و همچنین در مؤسسه ی موسیقی کلیولند، شاتو دِ چمپس در پاریس، آکادمی استرینگ دانشگاه موسیقی ایندیانا، مدرسهٔ گلن گولد هنرستان موسیقی رویال تورنتو کلاس‌های آموزشی را رهبری کرده‌است.

اردوان کامکار

اردوان کامکار (زاده  ۱۳۴۷در سنندج)، نوازنده ساز سنتور و آهنگساز است. او آموزش سنتور را از سن ۴ سالگی و نزد پدرش، حسن کامکار آغاز کرد. اردوان کامکار، در جوانی به همراه برادرش هوشنگ کامکار، کنسرتینوی سنتوری تصنیف کرد که در آلبومی به نام بر تارک سپیده (همراه با یک کنسرتینوی کمانچه از برادرش، اردشیر)عرضه شد. او در سال ۱۳۵۹ به تهران آمد و فعالیت خود را به طور جدی در عرصه موسیقی آغاز کرد و درس‌های هارمونی، کنترپوان و اصول آهنگسازی را فرا گرفت.

گروه کامکارها یکی از گروه‌های موسیقی کردی و ایرانی است. از این گروه با عنوان «بزرگترین گروه موسیقی خانوادگی ایران» یاد شده‌است. گروه موسیقی کامکارها در سال ۱۳۴۴ در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی حسن کامکار (ویلن) و عضویت هوشنگ (آکاردئون)، بیژن (خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده و ویلن) و ارژنگ (تمبک) تشکیل شد. پس از چندی کامکارها، تحت سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، به همراه تنی چند از دیگر هنرمندان، به عضویت گروه‌های شیدا و عارف درآمدند. این دو گروه کنسرت‌های موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا گذاشتند.

مدیریت هنری گروه کامکارها بر عهدهٔ «هوشنگ کامکار» است.

پیمان یزدانیان

پیمان یزدانیان (زادهٔ ۱۳۴۷ در تهران) آهنگساز و نوازنده پیانو و سازنده موسیقی متن فیلم است. او فراگیری پیانو را از ۶ سالگی آغاز کرد و پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع، فعالیت در زمینه موسیقی را بطور جدی ادامه داد. وی در سال ۱۳۷۷ موفق به کسب رتبه نحست در کنکور موزیکال فرانسه در رشته نوازندگی پیانو شد.

وی در سالهای اخیر آهنگسازی فیلم‌های کارگردان‌های شهیر سینمای ایران از جمله مسعود کیمیایی، عباس کیارستمی و کمال تبریزی را بر عهده داشته است. وی همچنین سازنده موسیقی متن فیلم کوتاه تولد نور ساخته عباس کیارستمی برای افتتاحیه جشنواره فیلم لوکارنو سویس است. او در سال ۱۳۸۰ موسیقی متن فیلمهای آب وآتش ٬از کنار هم می‌گذریم، باد مارا خواهد برد و بیگانگان را تحت عنوان مجموعه برداشت منتشر کرد. دومین مجموعه اش آلبوم برداشت دوم بود که موسیقی متن سه فیلم ایستگاه متروک، شبهای روشن و فرش باد را در برداشت. در ادامه مجموعه‌هایش موسیقی متن چهار فیلم گاهی به آسمان نگاه کن، چهارشنبه سوری، سیمای زنی در دوردست و پرنده باز کوچک را در قالب آلبوم گذر منتشر نمود. چهارمین مجموعه رسمی یزدانیان آلبوم همراه با بادنام داشت که در آن موسیقی متن فیلمهای پاداش سکوت ٬یک تکه نان و سربازهای جمعه گنجانده شده بود. پنجمین آلبوم او هم آلبوم هم تکنوازی پیانو بود که با نام سوئیت‌ها انتشار یافت؛ و ششمین آلبوم او از انعکاس شهرهای دور بود که در آبان ماه سال ۹۱منتشر شد و شامل موسیقی متن فیلمهای خارجی تب بهاری (لو یه) عمارت تابستانی (لو یه) فصل ممنوعه (فریبرز کامکاری) و کوه بودا (لی یو) بود.

هومن خلعتبری

هومن خلعتبری، (متولد ۱۳۴۸ تهران) نوازنده پیانو، رهبر ارکستر اهل ایران می‌باشد. هومن خلعتبری فراگیری پیانو را از ۶ سالگی نزد نیره اسکویی آغاز نموده و بعدها نزد لیلی سرکیسیان و ملیک اصلانیان در پیانو، هارمونی و کنترپوان نزد فریدون ناصری، آهنگسازی نزد احمد پژمان و اصول رهبری ارکستر را از توماس کریستین داوید و حشمت سنجری آموخت. وی در طی دوران تحصیلات دانشگاهی، ردیف و دستگاه‌های موسیقی ایرانی را زیر نظر مهربانو توفیق (سه تار) و موسیقی جهانی (کلاسیک) را زیر نظر اساتید دیگر، همچون شریف لطفی، هوشنگ کامکار، دکتر امیراشرف آریانپور و کامبیز روشن روان آموخت و در سال ۱۳۷۵ از دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران فارغ‌التحصیل شد.

او طی سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۵ پیانیست ارکستر سمفونیک تهران، آسیستان گرگین موسسیان درگروه کر ارکستر سمفونیک تهران، پیانیست ارکستر و گروه کر فرهنگسرای بهمن زیر نظر مهدی شمس نیکنام و آسیستان توماس کریستین داوید در ارکستر فیلارمونیک جوانان انستیتوی فرهنگی اتریش در تهران بود. او در کنار رهبری اپرا و کنسرت به عنوان تکنواز پیانو نیز در اروپا، ایالات متحده، کانادا، آسیا شرکت جسته است.

زهره جویا

زهره جویا آوازخوان موسیقی سنتی ایرانی است. زهره جویا در مشهد به دنیا آمد. او از پدری افغان (اهل هرات) و مادری ایرانی زاده شده‌است. در هنر آوازخوانی خانم جویا، نه تنها تأثیر این دو فرهنگ، بلکه رد پای موسیقی اروپایی نیز بسیار برجسته می‌باشد. زهره جویا مدرسه را در ایران به پایان رسانده و برای آموختن موسیقی به اروپا رفت و تحصیلات عالی اش را دراین رشته در آمستردام و بعداً در دانشسرای هنرهای زیبای وین – اتریش – به پایان رسانده‌است و در رشته «اپرا» فوق لیسانس گرفته‌است. جویا با اجرای کنسرت‌هایش، نه تنها درعرصه‌های موسیقی ایرانی و افغانی هنرنمایی کرده‌است، بلکه دراجرای اپراها درکشورهای غربی نیز از محبوبیت خاصی برخوردار گشته‌است. زهره

جویا، پیوسته با هنرش به موسسات خیریه و نهادهایی که برای تأمین حقوق زنان تلاش می‌ورزند مددکاری نموده‌است. وی با فعالیت‌های هنریش، با گروه‌های نیکوکاری به ویژه سازمان‌های خارج از کشور که برای حقوق زن در افغانستان فعالیت دارند، کمک و همکاری دارد.زهره جویا در کارهایی از پرویز ممنون با قصه‌خوانی و آواز، آثار بزرگان ادب فارسی را به اروپاییان معرفی کرده‌است. این قطعات شامل فرهاد و شیرینِ نظامی گنجوی، شاهزاده خانم از هفت‌پیکر، قصه‌خوانی برای بچه‌ها از کلیله و دمنه و شهرزاد از هزار و یک شب است. زهره جویا در دو آلبوم شب‌های ایران با تنظیمِ سعید فرج‌پوری ترانه‌های بومی ایران را با لهجه‌های گوناگون می‌خواند.

دریا دادور

دریا دادور (زادهٔ ۱۳۵۰ در مشهد) خوانندهٔ اپرا و سولو سوپرانوی ایرانی است که در فرانسه زندگی می‌کند. او در مشهد زاده شده‌است. از کودکی به آوازخوانی دلبستگی داشت و مادرش ـ که خود هنرمند بود ـ نقش بسزایی در گرایش دادور به سوی هنر داشت. دادور در سال ۱۹۹۱ به فرانسه رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد و در سال ۲۰۰۰ میلادی، دیپلم حرفه‌ای خود را در رشتهٔ آواز باروک دریافت کرد. دادور ترانه‌های محلی و سنتی ایران را با سبک‌های غربی آمیخته و سبک ویژهٔ به خود را ایجاد کرده‌است. او در کارهای خود، هم از شعرهای کلاسیک و هم از شعرهای معاصر ایرانی، بهره برده‌است. همچنین دادور در اجراهای زندهٔ خود، از آمیخته‌ای از سازهای شرقی و غربی همچون پیانو و ویولون، فلوت، چنگ و دهل بهره برده‌است.

تاکنون از او دو آلبوم پخش شده‌است که هر دو به‌صورت زنده ضبط شده‌اند. نخستین آلبوم در سال ۲۰۰۴ در برلین و دومین آلبوم هم در سال ۲۰۰۸ در تورنتو کانادا ضبط شده‌است. دادور در سال ۲۰۰۲، در اپرای رستم و سهراب که به رهبری لوریس چکنواریان از ارکستر سمفونیک ارمنستان در تهران برگزار شد، در نقش تهمینه به ایفای نقش پرداخت. دادور، در کنار پیشهٔ انفرادی خود، با هنرمندان دیگری همچون همای و گروه موسیقی «صدای صلح» همکاری داشته‌است.

مهرداد پاکباز

مهرداد پاکباز در سال ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. نواختن گیتار را از سال ۱۳۶۶ نزد داریوش ابوالحسنی و هنریک عیوضیان آغاز و دوره های تئوری موسیقی را در محضر استاد مهران روحانی فرا گرفت. او همچنین موسیقی ایرانی را زیر نظر استاد حسین علیزاده و استاد داریوش طلایی آموزش دید. پس ازاجرای کنسرتهای متعدد به همراه ارکستر ایران – اتریش به رهبری توماس کریستین دیوید، او به اتریش رفت و در آنجا مشغول به تکمیل تحصیلات خود در دانشگاه هنر و موسیقی وین شد. وی در آنجا فرصت حضور در کلاسهای تکمیلی اساتید خوشنامی همچون آرنولدو مورئو، آلوارو پیِری و هپکینسون اسمیت را هم یافت. در حال حاضر وی مشغول ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین برای دریافت مدرک دکترا می باشد. مهرداد پاکباز تا کنون به اجرای کنسرتهای متعددی در اتریش، ایران، آلمان، مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک پرداخته است

عبدالرضا رزمجو

عبدالرضا رزمجو (۱۳۵۴، کرمانشاه -)، نوازندهٔ تار و سه تار و تنبور، آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی تلفیقی ایران است. او در ۱۴سالگی موسیقی را با نواختن تنبور آغاز کرد و بعداز چند ماه به نواختن سه تار پرداخت و نزد کیخسرو پورناظری فراگیری ردیف مقدماتی تار و سه تار را آغاز کرد.او همچنین اصول ارکستراسیون رااز مجتبی میرزاده، کامبیز روشن روان و فخرالدینی آموخت. فریدون شهبازیان و هوشنگ کامکار از دیگر اساتید او می باشند.

در سال ۱۳۶۹ به همراه گروه دل آرا (به سرپرستی افشین رامین) به اجراى کنسرت در شهرهای مختلف ایران پرداخت و با گروه تنبور نوازان شمس در سال ۱۳۷۰تا ۱۳۷۲ همکاری داشت.او در سال ۷۶ کاری مشترک با تهمورس پورناظری انجام داد که تحت عنوان دل شده به بازار عرضه شد و در سال ۸۲ آلبومی بانام (با تو بودن) تولید وعرضه کرد. همچنین چندین کار برای صدا وسیما ایران انجام داده است. او چند کار کردی با ارکستر سمفونی که تنظیم خود او نیز می‌باشد اجرا کرد.چند سالی است که رزمجو در زمینه موسیقی فیلم نیز فعال می باشد که میتوان از فیلمهای (صورت زخمی) و (کی به کیه) نام برد.

امیرمهیار تفرشی پور

امیرمهیار تفرشی پور- ۱۳۵۳ تهران- مدرک لیسانس موسیقی خود در رشته پیانو و پداگوژی را در سال ۱۳۸۰ از آکادمی موسیقی اسبیِرگ دانمارک دریافت نمود. وی همچنین مدرک لیسانس آهنگسازی خود را در سال ۱۳۸۲ از کالج موسیقی ترینیتی لندن دریافت و پس از آن در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس آهنگسازی خود از دانشکده موسیقی و هنرهای دراماتیک گیلدهال لندن شد. وی در فستیوا لهای مختلف موسیقی موفق به کسب مقام گردیده که از آن جمله می یتوان به دریافت جایزه ی نخست بیِنال آهنگسازی موسیقی نو دانشگاه تهران برای آهنگسازی سولوی پیانو اشاره کرد.

همایون شجریان

همایون شجریان (زادهٔ ۱۳۵۴ در تهران) خوانندهٔ موسیقی ایرانی، آهنگساز و نوازندهٔ تنبک و کمانچه است. او در تهران در خانواده‌ای سرشار از موسیقی متولد شد. وی فرزند محمدرضا شجریان است و از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا آن که با تشخیص پدر نزد ناصر فرهنگ‌فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم آموختن را نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده‌سالگی به همراه خواهرانش نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به‌صورت فشرده فراگرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهٔ فراگیری آن نزد اردشیر کامکار و آشنایی با تار و سنتور به صورت گوشی پرداخت.

او از سال ۱۳۷۰ به‌همراه محمدرضا شجریان در کنسرت‌های آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنهٔ کنسرت‌ها به هم‌خوانی با پدرش پرداخت. اولین آلبوم همایون شجریان که به تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشت «نسیم وصل» نام دارد که آهنگ‌سازی آن را محمدجواد ضرابیان بر عهده داشته‌است در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. این سرآغازی بود بر اجرای کنسرت‌ها و آلبوم‌های مستقل او.

مازیار حیدری

مازیار حیدری نوازندگی پیانو را از سال ۱۳۵۹ زیر نظر اردشیر روحانی، از اساتید برجسته پیانو آغاز نمود و از کلاسهای پیانو انجمن فرهنگی ایران- اطریش بهره برده است. پس ازفارغ التحصیلی در رشته مهندسی صنایع، دوره های کامل آهنگسازی را زیر نظر فرهاد فخرالدینی، از اساتید مشهور و به نام موسیقی ایران، به پایان رسانید و از سال ۱۳۷۵ به تدریس خصوصی پیانو پرداخت.

در رشته آهنگسازی دانشگاه هنر در مقطع کارشانی ارشد با کسب رتبه اول و تکمیل پایان نامه خود زیر نظر احمد پژمان فارغ التحصیل شد و از سال ۱۳۸۳ به عنوان استاد پیانو و ارکستراسیون در همان دانشگاه تدریس می کرد. مازیار بیش از ۱۰ سال آهنگساز، دستیار رهبر، نوازنده پیانو ارکستر موسیقی ملی ایران بوده است. سال ۱۳۸۵ آهنگساز منتخب جشنواره موسیقی شناخته شد

مازیار هم اکنون دانشجوی رهبری ارکستر دانشگاه تورنتو می باشد. وی تدریس و سایر فعالیت حرفه ای موسیقی خود را به عنوان پیانیست، آهنگساز و رهبر ارکستر در کانادا ادامه میدهد.

صهبا مطلبی

صهبا مطلبی متولد ۱۳۵۷ تهران می باشد. از دوران خردسالی شروع به فراگیری موسیقی سنتی ایران نمود. او فارغ التحصیل از کنسرواتوار موسیقی تهران با تسلط در نواختن تار و سه تار زیر نظر استاد فریبرز عزیزی است. وی قابلیت های خود را با بهره گیری از راهنمایی مستقیم استاد مشهور موسیقی سنتی ایران حسین علیزاده و مهران روحانی افزایش داد. او مطالعات رسمی موسیقی خود را در کنسرواتوار پترزبورگ روسیه فرا گرفت. او همچنین دوره ای را در ترکیه برای یک مطالعه مقایسه ای از موسیقی ایرانی و ترکیه گذراند. صهبا مطلبی به مدت چهار سال به عنوان بهترین نوازنده تار در جشنواره موسیقی ایران انتخاب شد. او در سال ۲۰۰۰ به ارکستر ملی ایران پیوست و پس از آن به مناطق مختلف جهان برای ارائه موسیقی ایرانی سفر کرد. در حال حاضر او ساکن کالیفرنیای جنوبی است و به تدریس تار و سه تار به دانش آموزان خود می پردازد.

محمد معتمدی

محمد معتمدی (زادهٔ ۱۳۵۷)، خواننده ایرانی است. او دانش‌آموخته رشته کارگردانی است. او فراگیری آواز و همچنین ساز نِی را از سنین نوجوانی آغاز نمود. از سال ۱۳۷۶ شروع به فراگیری شیوه آواز طاهرزاده نزد حمیدرضا نوربخش کرد. او همچنین به سبب علاقه‌ای که به مکتب آواز اصفهان داشت، همزمان به تمرین و الگوبرداری از آواز اساتیدی چون تاج اصفهانی و ادیب خوانساری پرداخت و در این مسیر از راهنمایی کسانی چون مرحوم دکتر حسین عمومی و علی‌اصغر شاه‌زیدی استفاده کرد.

او تاکنون با گروه‌های متعددی فعالیت داشته که از جمله آنها می‌توان به گروه خورشید (مجید درخشانی)، همنوازان شیدا (محمدرضا لطفی)، ارکستر ملی ایران (فرهاد فخرالدینی)، هم آوایان (حسین علیزاده) و گروه ادیب (که خود وی پایه‌گذار آن است) اشاره کرد. او در سال ۲۰۱۳ میلادی از سوی رادیو دولتی فرانسه به عنوان خواننده برگزیده سال انتخاب شده و جایزه فرانس موزیک ۲۰۱۳ را دریافت نموده‌است.

هوشیار خیام

هوشیار خیام موسیقی‌دان ایرانی است. او در سال ۱۳۵۷ در بدفورد، انگلستان به‌دنیا آمد. تحصیلات موسیقی را از هفت سالگی شروع کرد و تحت نظر استادان مختلف به فراگیری موسیقی پرداخت. تحصیلات دانشگاهی را همزمان در دانشکدۀ موسیقی دانشگاه هنر و کالج ترینیتی لندن ادامه داد و به اخذ مدرک کاردانی نوازندگی پیانو در سال ۱۳۷۵ و لیسانس تئوری موسیقی در سال ۱۳۷۶ از ترینیتی کالج لندن و کارشناسی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر ایران در سال ۱۳۷۸ نائل آمد. پس از اخذ لیسانس به آمریکا رفت و در کالج کنسرواتوار موسیقی سینسیناتی به اخذ فوق لیسانس در رشته آهنگسازی نایل آمد. در این مدت کنسرت‌های فراوانی برگزار کرد که از آن جمله می‌توان به کنسرت رباعیات خیام و کنسرت سال ۱۳۸۴ فستیوال موسیقی فلورانس ایتالیا به رهبری پروفسور جول هوفمان اشاره نمود.

وی در آمریکا موفق به اخذ دکترای موسیقی در آهنگسازی و رهبری ارکستر گردید و در آن دانشگاه به سمت آسیستان پروفسور به تدریس تئوری موسیقی و آهنگسازی پرداخت. او در سال ۱۳۸۱ با ساختن قطعه «منظره‌های کودکی من» جایزه اول فستیوال بین‌المللی آهنگسازان جوان را از آن خود کرد. از جمله کنسرت‌های متعددی که در تهران برگزار کرده می‌توان به اجرای پیانو کنسرتو گریک، در تالار رودکی و پیانو کنسرتو موزار در تالار وحدت و تکنوازی در تالار فارابی و رسیتال پیانو در فرهنگسرای نیاوران اشاره کرد. او همچنین در کنسرت «فیه ما فیه» که برای بزرگداشت مولانا برگزار شده بود شرکت کرد.

مونیکا جلیلی

مونیکا جلیلی خوانندهٔ موسیقی ایرانی و موسیقی محلی ایران است. مونیکا جلیلی از پدری هلندی و مادری آلمانی‌تبار در نیویورک به دنیا آمده و نام خانوادگی خود را از همسر ایرانی‌تبار خود دارد. او دارای درجهٔ دیپلم در رشتهٔ آواز از هنرستان موسیقی منهتن نیویورک و ادبیات زبان فرانسه از دانشگاه کلمبیا است. از دوازده‌سالگی با صحنه و فیلم آشنایی داشته و شاگرد بورلی پک جانسن بوده‌است. تابه‌حال برنامه‌های زیادی در بسیاری از شهرهای آمریکایی (مانند سالن کارنگی) و اروپایی چون سالن کنسرت چایکووسکی در مسکو اجرا کرده‌است. رادیو تلویزیون‌های مختلفی از سراسر دنیا با وی مصاحبه کرده‌اند. علاقهٔ او به موسیقی و تمدن ایران باعث شد که به همراهی مگان ویدر گروه نورساز را به‌وجود آورد.

«گروه نورساز» آهنگ‌های محلی و عاشقانهٔ ایرانی بین سال‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۷۰ را اجرا می‌کند. این گروه، که مرکز فعالیتش نیویورک است، از هنرمندانی باسابقه در رشته‌های مختلف موسیقی تشکیل شده‌است. اولین کنسرت گروه در محل کلیسای ترینیتی (واقع در وال استریت نیویورک) در اکتبر ۲۰۰۵ موفقیتی شبانه پیدا کرد. مونیکا جلیلی ترکیب سطح‌بالایی از موسیقی مجلسی و جهانی را با اشعار فارسی، انگلیسی و فرانسوی (که خود آنها را ترجمه می‌کند) عرضه می‌نماید.

مهدی حسینی

 مهدی حسینی (زادهٔ ۱۳۵۸ تهران) آهنگساز و موزیکولوگ ایرانی است. نزد فرهاد فخرالدینی به فراگیری تئوری موسیقی ایرانی و اصول آهنگسازی پرداخت و در ادامه، تحصیلات خود را در رشته آهنگسازی کنسرواتوار دولتی سنت پترزبورگ نزد پرفسور الکساندرمناتساکانیان به پایان رسانید. وی مدرک دکترای آهنگسازی را از کنسرواتوار سنت پترزبورگ به سال ۱۳۸۹ اخذ کرد و هم اکنون نیز به عنوان کاندیداتور علمی در رشته موزیکولوژی همان کنسرواتوار نزد پرفسور تاتیانا برشادسکایا مشغول به تحقیق است.

آثار مهدی حسینی توسط ارکسترها و تکنوازان مطرحی در فسیوال های مختلفی در خارج از ایران به اجرا درآمده است. آلبوم موسیقی «مونودیزم» با آهنگسازی مهدی حسینی، از سوی موسسه فرهنگی «ارغنون» منتشر شده است. «مونودیزم» اثری در زمینه موسیقی کلاسیک و بر اساس موسیقی نواحی ایران است که با همراهی ارکستر فیلارمونیک و ارکستر سمفونیک سن پترزبورگ فراهم آمده است. تحقیقات وی روی موسیقی بومی ایران، بطور چشمگیری تأثیر بر روی آثارآهنگسازی وی داشته‌است.

گلفام خیام

گلفام خیام در سال ۱۳۶۱ در تهران زاده شد. موسیقی را در هفت‌سالگی با پیانو آغاز کرد. سپس گیتار را به‌عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرده و موسیقی ایرانی را نیز با سه‌تار آموخت. در کنسرواتوار لوزان سوییس در رشتۀ نوازندگی گیتار با راهنمایی پروفسور داگوبرتو لینهارس تحصیل کرد و در سال ۱۳۸۴ برای ادامۀ تحصیل به آمریکا رفته و به اخذ فوق لیسانس نوازندگی گیتار از کالج کنسرواتوار سینسیناتی با راهنمایی پروفسور کلر کالاهان نائل آمد (۱۳۸۶). همچنین به تدریس تخصصی ساز گیتار در این دانشگاه پرداخت. پس از آن در کنسرواتوار ژنو به کار با بوشان بوگدانویچ ادامه داده اکنون در سوییس به سر می‌برد. او به تازگی مجموعه‌ای از کارهای خود را در یک سی دی با عنوان «گیتار شاعر» منتشر کرده‌است و اجراهای متعددی در ایران اروپا و آمریکا با رپرتوار کلاسیک از رنسانس تا معاصر داشته است.

آلبوم گیتار شاعر که مجموعه تک‌نوازی‌های گلفام خیام است، از آهنگ‌های موسیقی‌دانان اروپای شرقی و آهنگ‌های ایرانی به آهنگسازی گلفام خیام و هوشیار خیام تشکیل شده‌است و توسط موسسه آهنگ پارسیان منتشر شده‌است.

اردوان وثوقی

اردوان وثوقی در نوجوانی ساز گیتار را نزد استاد کیوان میرهادی آموخت که آشنایی با میرهادی سبب شد وی به موسیقی کلاسیک علاقه و گرایش پیدا کند و به سمت فعالیت در موسیقی کلاسیک معاصر برود. وثوقی همچنین علوم آهنگسازی را نیز نزد استاد علیرضا مشایخی آموخته است. او علاقه زیادی به موسیقی مینیمال داشت و واژه مینیمالیست در آن موقع برای بسیاری غریب بود. آن دوره، دوره ای بود که باعث شد او به مدت سه سال برای این نوع موسیقی تحقیق کند و به مطالعه موسیقی کلاسیک بپردازد.

او در دوره هنرستان نتوانست موسیقی بخواند و رشته بازیگری را انتخاب کرد و این رشته بعدها به او کمک کرد که موسیقی تئاتر و نمایشگاه انجام دهد. کار جدیتر او آلبوم “سکوت سیاه” کار مشترکی با نیما عطرکار روشن بود.

حامد ثابت

حامد ثابت متولد ۱۳۵۹ از هجده سالگی آهنگسازی کرده و به شکل مشخص معلم موسیقی نداشته است اما محمدرضا درویشی و محمود محقق بسیار به او کمک کرده اند. درویشی در شناخت موسیقی ایران بسیار به او کمک کرده است و محقق بیشتر در زمینه موسیقی کلاسیک. سالهاست که پیانو می نوازد و تجربه های مختلفی از جمله حضور در ارکسترهای مختلف در مقام پیانیست داشته است.

یکی از مهمترین فیلم هایی که او برای آن موسیقی نوشته است، پرسه در مه ساخته ی بهرام توکلی است. موسیقی متفاوت و بسیار خلاقانه که توجه خیلی ها را به ظهور یک آهنگساز جوان ایرانی جلب کرد. او نه تنها نامزد دریافت سیمرغ بهترین موسیقی فیلم شد که منتقدان هم در نظرسنجی های مختلف موسیقی پرسه در مه را به عنوان بهترین موسیقی متن انتخاب کردند و جایزه ی استفاده خلاقه از فناوریهای نوین را به او اهدا کردند.

پرواز همای

پرواز همای (متولد ۱۳۵۸) با نام پیشین سعید جعفرزاده احمد سرگورابی از خوانندگان ایران است؛ او همراه با گروه مستان که مجموعه‌ای از نوازندگان سازهای ایرانی هستند، به اجرای کنسرت می‌پردازد. وی همچنین خواننده گروه ارکسترال به آهنگسازی شهرداد روحانی در آمریکا بوده‌است. او ترانه‌هایی را نیز به زبان‌های گیلکی و تالشی اجرا کرده‌است. همچنین تا کنون اپراهایی را نیز به روی صحنه برده‌است. او دیپلم خود را از هنرستان کمال الملک رشت کسب کرد و وارد دانشگاه آزاد تهران شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو تحصیلات خود را در دانشگاه به پایان رساند. او از سال ۲۰۱۵ میلادی تحصیلات خود را در رشته کلاسیک شاخهٔ باروک در کنسرواتوار موسیقی جرپه وردی میلان ایتالیا ادامه داد.

پرواز همای در سال ۱۳۸۵ گروه مستان را راه اندازی کرد و با همراهی گروه مستان در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار به دعوت علی اکبر امین برای اجرا در تالار کنسرت والت دیزنی لوس انجلس (والت دیزنی کنسرت هال) به آمریکا دعوت شد. او چندين تور کنسرت‌های آمریکا و کانادا و اروپا را به روی صحنه برده‌است.

آیدین صمیمی مفخم

آیدین صمیمی مفخم- آهنگساز، موسیقی شناس و متخصص هنرهای صوتی، در سال ۱۹۸۲ در تهران متولد شد. او مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را به ترتیب در رشته های پژوهش موسیقی و آهنگسازی در ارمنستان و در محضر استاد آشوت زهرابیان دریافت کرده است. صمیمی مفخم عضو دائم انجمن آهنگسازان ایران و مدرس مدرسه ی عالی موسیقی و دانشسراهای تهران و از بنیان گذاران دپارتمان آهنگسازی و تئوری موسیقی در دانشگاه علمی کاربردی تهران بوده و همچنین بنیانگذار و مدیر هنری “مرکز موسیقی نوین اسپکترو و عضو هیئت موسس و مشاور هنر ” کانون موسیقی معاصر تهران” میباشد.

وی برنده ی چندین مسابقه بینالمللی آهنگسازی می باشد و برنده بورس تحصیلی – تحقیقاتی از مرکز کانورگنس سوییس، دانشگاه لوون در بلژیک و مرکز موسیقی ویسبی در سوئد میباشد. آثار وی توسط آنسامبل های مهمی همچون کلانگ فوروم وین، آنسامبل اس. ای. ام، کوارتت مومنتا، استراوسکا باندا، استکهلم ساکسفون کوارتت، کسلمیا و غیره اجرا و ضبط گردیده است. اکثر آثار وی بر پایه ی موسیقی سنتی و فولکلور ایران و برای گروه های موسیقی مجلسی ساخته شده است.

ماهان اصفهانی

ماهان اصفهانی (زاده ۱۹۸۴ در تهران) نوازنده آمریکایی ایرانی‌تبار هارپسیکورد و ارگ و دیگر سازهای کلاویه‌دار است که اکنون در لندن زندگی می‌کند. ماهان در تهران در سال ۱۳۶۳ یا ۱۹۸۴ به دنیا آمده و در کودکی به همراه خانواده به ایالات متحده رفت. او در دانشگاه استنفورد تحصیل کرد و برای ادامه کار هنری به بریتانیا مهاجرت کرد.

ماهان اصفهانی، نوازنده سرشناس هارپسیکورد با چمبالو است و یکی از مهمترین نوازندگان این ساز کمابیش مهجور در سطح بین‌المللی شناخته می‌شود. به نظر کارشناسان، اصفهانی از بهترین نوازندگان این ساز در سطح جهان به شمار می‌رود و دوستداران موسیقی کلاسیک به همت او با ظرفیت‌ها و توانی‌های این ساز قدیمی آشنایی بیشتری پیدا کرده‌اند.

مهرداد فريد

مهرداد (اندرو) فريد آهنگ ساز و رهبر ارکستر ايرانى است. او در کنسرواتوار ايران تحصيل کرده و سپس در رويال آکادمى و دانشگاه هارتفوردشاير انگلستان.

سهيل ناصرى

سهيل ناصرى متولد امريكا، از پدر و مادرى ايراني است و در شهر نيويورك زندگي مى كند. موسيقي را از پنج سالگى آغاز کرد و از آن زمان تا به امروز شاگرد بزرگ ترين پيانيست هاي قرن حاضر چون كارل بولريك شنابل و جروم لونتال بوده است. منتقدان و صاحب نظران موسیقی از سهیل ناصرى بسیار سخن گفته و اجرای پیانوی وی از طریق رادیو، تلویزیون واینترنت مورد توجه و تشویق میلیونها نفر قرار گرفته است.

سهیل ناصری اولین کنسرت خود را در اروپا در شهر پالرمو ایتالیا در سال ۲۰۰۴ اجرا کرد ، و از آن زمان به بعد، علاوه بر رسیتالهای منظم در نیو یورک و ایالتهای مختلف آمریکا، هنر خود را به صورت تکنوازی و یا هم نوازی با ارکستر ، در شهرهایی چون واشنگتن، برلین، لندن، توکیو، بردو، فلورانس، سنت پترزبورگ، پالرمو، دوبلین، مونترال، و تهران به طور مرتب ارائه داده و تاکنون با ۱۲ رهبر ارکستر معتبر سمفونیک و در حد جهانی همکاری داشته است.

مجله معتبر نیو یورکر از سهیل ناصری به عنوان یکی از پر کارترین نوازندگان پیانوی شهر نیو یورک نام برده است؛ او از سال ۲۰۰۱ تا کنون، بی آنکه هیچ یک از قطعه¬هایش تکراری باشد، بیشتر از ۲۰ رسیتال تکنوازی در سالنهای معتبری مثل کارنگی هال، آلیس توللی، لینکن سنتر و سالن مرکین اجرا کرده است. در این کنسرت ها وی علاوه بر ۳۱ قطعه از ۳۲ قطعه سوناتهای بتهوون، اولین اجرای جهانی ۲۷ اثر مدرنِ دیگر را در معرض عموم قرار داده است و تصمیم دارد که تمام آثار پیانوی بتهوون را تا تاریخ ۲۰۲۰، دویست و پنجاهمین سالگرد تولد این هنرمند بزرگ ، اجرا نماید.

لیلی افشار

لیلی افشار (زاده ۱۳۳۸ تهران)، نوازندهٔ گیتار کلاسیک ایرانى مقیم آمریکا است. وی نخستین نوازندهٔ زن در جهان است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکتری دست یافته است. او استاد موسیقی در دانشگاه ممفیس آمریکا است. لیلی افشار در ۱۸ اسفند ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. در ده سالگی وقتی نوازندگی گیتار را در دیدار با یکی از اقوامش از نزدیک مشاهده کرد به این ساز علاقمند شد و فراگیری گیتار را آغاز کرد. داریوش افراسیابی اولین معلم وی بود. مادربزرگش تار می‌زد و پدر که با نواختن ویولن و پیانو آشنا بود، نیز مشوق او بود. در همان کودکی در کلیسای آلمانی‌ها و در کاخ جوانان کنسرت داد.پس از اتمام دوره متوسطه و در سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفت و تحصیل در رشته موسیقی و در زمینه گیتار را ادامه داد. افشار لیسانسش را از کنسرواتوار موسیقی بوستون گرفت و برای طی دوره کارشناسی ارشد موسیقی در رشته نوازندگی گیتار به کنسرواتوار موسیقی نیوانگلند رفت و زیر نظر نیل اندرسون به تحصیل پرداخت. او توانست دوره دکتری را زیر نظر بروس هلزمن در دانشگاه ایالتی فلوریدا به پایان برساند و به این ترتیب او نخستین زنی در جهان بود که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شد. افشار مدتی نیز در «مرکز هنرهای تجسمی بنف» و «فستیوال موسیقی اسپن» تحصیل کرده و دیپلم افتخاری «آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا» ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است. لیلی افشار کرسی استادی خود را برای دانشگاه ممفیس در سال ۱۹۸۹ به دست آورد و در آنجا به تدریس موسیقی برای دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار می‌پردازد، که در آنجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال ۲۰۰۰ به وی تعلق گرفته است.