رکن‌الدین مختاری

رکن‌الدین مختاری متولد کرمانشاه فرزند مختارالسلطنه معروف به سرپاس مختاری (۱۲۶۶ تا ۱۳۵۰) رئیس شهربانی دوره رضا شاه بود. پدرش کریم خان مختارالسلطنته چند سالی رئیس نظمیه بود و ید طویلی در مبارزه با گران‌فروشان داشت. او همان کسی‌ست که با گرد آوردن گروهی به نام “ژاندارم”، نخستین سنگ بنای ژاندارمری ایران را پدید آورد. رکن‌الدین نیز از همان جوانی به راه پدر رفت و به خدمت شهربانی درآمد. او در شهرستان‌های مختلف ایران ریاست شهربانی را به عهده داشت. با فرار سرلشکر محمدحسین آیرم به اروپا، مختار که درجه سرهنگی داشت به درجه سرپاسی (سرتیپ) نایل شد و به ریاست شهربانی رضاشاه رسید. او در این مقام جانهای بسیاری را گرفت و خشونت زیادی از خود نشان داد. پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ بازداشت و به همراه عده‌ای دیگر محاکمه و به هشت سال زندان محکوم شد. ولی پنج سال بعد مورد عفو قرار گرفت.

وی نوازنده ویولون و از شاگردان حسین اسماعیل‌زاده و به لحاظ هنری، یکی از برجسته ترین هنرمندان عرصه موسیقی ایران بوده است. آهنگ‌های بسیاری از او بر روی صفحه و نوار موجود است. وی عضو شورای موسیقی رادیو بود. اجراها و نواخته های او در میان مردم کمتر انتشار یافت.زیرا هیچ گاه به طور حرفه ای به موسیقی نپرداخت اما آن چه از او به جا مانده بیانگر مهارت و تسلط او در نواختن ویولون می باشد. ساخته هایش به سبک درویش خان نزدیک ولی مفصل تر است به خصوص در پیش درآمدهایش که به تقریب به تمامی گوشه های اصلی دستگاه نظری می افکند. بیشتر ساخته هایش پیش درآمد و رنگ است و کم تر به ساختن تصنیف پرداخته است.تاریخ موسیقی از او به عنوان همراه درویش خان در به وجود آمدن فرم پیش درآمد و رنگ به صورت کنونی یاد می کند.

موسی معروفی

موسی مَعروفی (زادهٔ ۱۲۶۸ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۴۴در تهران) موسیقی‌دان، نوازندهٔ تار، مُدرس و گِردآورندهٔ ردیف موسیقی ایرانی بود. وی پدر جواد معروفی بود. او فرزند محمد اسماعیل‌خان امین‌الملک و برادرزاده میرزا علی‌اصغر اتابک صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بود. در کنار تحصیلات سنتی، نواختن سه‌تار را نزد یوسف صورتگر که از عکاسان دربار ناصری بود آغاز کرد. سپس از محضر استادان آن زمان از جمله درویش‌خان بهره برد. او با پشتکار و تمرینِ بسیار به درجه‌ای از نوازندگی رسید که موفق شد نشان «تبرزین طلا» را از درویش‌خان دریافت نماید. وی در سال ۱۳۰۲ به مدرسه موسیقی «علی‌نقی وزیری» راه یافت و بر آموخته‌های خود افزود.

او از نوجوانی در این فکر بود تا ردیف موسیقی سنتی ایران را نت برداری کند. برای این منظور بعدها با تمامی استادان آن دوران تماس گرفت تا این کار را به انجام برساند. موسی معروفی با تکیه بر ردیف میرزا آقا حسینقلی و میرزا عبدالله و استفاده از نوشته‌های علی‌نقی وزیری ردیفی را گردآوری کرد که در سال ۱۳۴۲ منتشر شد. بنا به پیشنهاد موسی معروفی، سلیمان روح‌افزا نوازنده تار، ردیف مذکور را از روی نُت با تار اجرا و ضبط کرد. او در سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۷ به همراهِ ابوالحسن صبا، مشیر همایون شهردار و چند هنرمند دیگر به خارج از کشور سفر کرد و صفحاتی را ضبط نمود. ردیف جواد معروفی که تحت عنوان «ردیف موسیقی ایران برای پیانو» تدوین شده و در ۴ نوار کاست نیز اجرا شده، برگرفته از ردیف پدرش موسی خان معروفی است.

موسم گل مشهورترین قطعه‌ای است که از موسی معروفی به یادگار مانده، وی این تصنیف را در مایهٔ دشتی بر اساس ملودی مازندرانی روی شعری از وحید دستگردی ساخت و قمرالملوک وزیری نخستین بار آن را در سال ۱۳۱۹ اجرا کرد.

عبدالله دوامی

عبدالله خان دوامی (۱۲۷۰خ روستای طاد، تفرش – ۲۰ دی ۱۳۵۹) از استادان بنام و برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیفدان ارزنده ایران است. به گفته روحالله خالقی وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بوده است. او در مکاتب استادانی نظیر علی خان نایب السلطنه، میرزا عبدالله، میرزا حسین قلی، حسینخان اسماعیل زاده، ملک الذاکرین پرورش یافته است و شاگردانی نظیر استادان محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصرالله ناصحپور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافتهاند.

استاد دوامی مسافرت هایی همراه با ابوالحسن اقبالآذر، درویش خان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشته اند.

حسین گل‌گلاب

حسین گل‌گلاب، (۱۲۷۶ تهران – ۱۳۶۳ تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.

حسین گل‌گلاب در تهران به‌دنیا آمد. پدرش ابوتراب خان مشهور به مهدی مصورالملک از نقاشان و عکاسان مشهور دوره قاجاریه بود و از آنجا که مصورالملک با موسیقی‌دانان دوران خود دوستی داشت، فرزندش را با موسیقی آشنا کرد و به این ترتیب گل‌گلاب نواختن تار و سه‌تار را از آقا حسینقلی و درویش خان فرا گرفت و پس از تاسیس مدرسهٔ موسیقی وزیری، از اولین شاگردان آنجا شد و با همکاری کلنل کاظم وزیری و علینقی خان وزیری به کار موسیقی پرداخت و بعدها در آنجا نیز به تدریس پرداخت.

حسین گل‌گلاب از ۱۲۹۸ تا ۱۳۰۷، دوازده جلد کتاب در رشته علوم طبیعی تالیف کرد. در همان زمان به ادامه تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۰۱ از مدرسه عالی حقوق در رشته قضایی و علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. سپس در سال ۱۳۰۷ تصدی تحقیقات عملی گیاه‌شناسی در دانشکده پزشکی را به‌عهده گرفت و از ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ در دبیرستان نظام و دانشکده پزشکی گیاه‌شناسی تدریس کرد. در سال ۱۳۱۴ به دریافت درجه دکترا در رشته علوم نائل آمد وبه عضویت فرهنگستان ایران و سپس به مدیر کلی فرهنگستان مزبور انتخاب شد.

حسین گل‌گلاب بیش از پنجاه قطعه نمایش کلاسیک نيز برای هنرستان هنرپیشگی ترجمه کرده‌است. از دیگر فعالیتهای او می‌توان به سروده‌ها و ترانه‌هایی برای کودکان اشاره کرد. او به نقاشی و عکاسی نیز علاقه‌مند بود، تا آنجا که دوربین عکاسی بر دوش می‌انداخت و پابه‌پای رشید یاسمی و روح‌الله خالقی و استادش کلنل وزیری به تپه ماهورهای طبیعت ایران سر می‌کشید و گونه‌های پوشش گیاهی ایران را رصد می‌کرد. همچنین او نخستین کسی بود که آزمایشگاه‌های گیاهی ایران را به میکروسکوپ مسلح کرد.

وی در حال تهیه فرهنگ نامه‌ای در زمینه گیاه‌شناسی بود که اجل مهلتش نداد و در ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ درگذشت

نورعلی الهی

نورعلی الهی (۱۲۷۴ – ۱۳۵۳) عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان بود. موسیقی معنوی در زندگی نورعلی الهی نقشی اساسی داشت. هنگامی که نواختن تنبور را آغاز کرد شش سالی بیش نداشت، علاقهٔ وی به تنبور و تمرین‌های مستمر سبب شد که در مدت کمتر از سه سال به مهارت خارق‌العاده‌ای در نواختن تنبور دست یابد. از نقش‌های اصلی او در اعتلای موسیقی تنبور یکی این است که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده، فنی و هنری تبدیل کرد. هر چند که موسیقی او مبتنی بر سنتی کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که مختص شخص اوست. نورعلی الهی، تغییرات مهمی در خود ساز نیز به وجود آورد؛ با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی را پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی خاص و شیوه منحصر به فرد نوازندگی‌اش که شامل به کار گیری هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد.

سعید هرمزی

سعید هرمزی در سال ۱۲۷۶ در تهران متولد گردید. وی از شاگردان استاد درویش خان بود و از استاد، تبرزین طلایی را که درویش خان به بهترین شاگردان می‌داد گرفت. مدتی هم نزد استاد علی اکبر شهنازی رنگ‌ها و ضربی‌های وی را فراگرفت و همچنین پیش درآمدها و تصنیف‌های مرتضی نی داوود و رکن الدین مختاری را که از نوازندگان و موسیقیدانان بزرگ بودند یاد گرفت و به زیبایی با شیوه خود می‌نواخت.

هرمزی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند، مشغول شد. از آن جمله: آقایان محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، حسین علیزاده، عطا جنگوک و خانم مهربانو توفیق. او به درخواست همین موسسه تمام ردیف موسیقی دستگاهی ایران را توسط مهدی کمالیان، که خود سه تار می‌ساخت و مدتی هم شاگرد وی بود، ضبط نمود که در آرشیو مرکز حفظ و اشاعه موسیقی موجود است.

جين لوئيسون

جين لوئيسون از پژوهشگران موسسه مطالعات عربى و اسلامى دانشگاه اكستر و بخش موسيقى مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى دانشگاه لندن بوده اند٠ ايشان فارغ التحصيل دانشگاه شيراز و مسلط به زبان فارسى هستند٠يكى از آخرين كارهاى خانم جين لوئيسون پروژه گردآورى برنامه گلها براى كتابخانه موزه بريتانيا بود٠ايشان در حراست از اين مجموعه مهم نقشى كليدى داشته اند٠

جين لوئيسون از همان اوائل با بنياد توس همكارى داشته و در تهيه و اجراى چندين برنامه آن، بويژه برنامه گلهاى جاويدان، كمك مستقيم كرده اند٠ ايشان در گروه مشاورين آكادميك بنياد توس مشاركت دارند٠

علی‌اکبر شهنازی

علی‌اکبر خان شهنازی در سال ۱۲۷۶ در تهران به دنیا آمد. آقا علی‌اکبر خان فراهانی پدربزرگش، آقا حسینقلی پدرش و میرزا عبدالله فراهانی عمویش بود. عموی پدرش آقا غلامحسین از نوازندگان تار و استاد پدرش بود. پسر عمویش استاد احمد عبادی نوازندهٔ سه‌تار، دو برادر کوچک تر او محمد حسن و عبدالحسین شهنازی نوازندگان تار و همسران خواهرانش، باقر خان نوازنده کمانچه و رضا خان نوازنده تار بودند.

علی‌اکبر شهنازی، آموزش تار را از سن ۸ سالگی نزد پدرش آغاز کرد و در مدت ۶ سال ردیف موسیقی ایرانی را از پدرش آموخت. و مدتی از محضر درویش خان بهره برد. اولین صفحه‌اش را با جناب دماوندی در سن ۱۴ سالگی در بیات ترک و افشاری در تهران ضبط کرد. پس از درگذشت پدر در سال ۱۲۹۴، او در سن ۱۸ سالگی جانشین پدرش شد و آموزش شاگردان پدرش را به‌عهده گرفت. در اواسط ۱۳۰۵ به دعوت کمپانی هیز ماسترز ویس صفحاتی از او با آواز اقبال ضبط گردید. در سال ۱۳۰۸ هنرستان موسیقی شهنازی را تأسیس نمود. با تأسیس رادیو در برنامه‌های هفتگی موسیقی رادیو به همراه ادیب خوانساری و  روح بخش نوازندگی می‌نمود. در سال ۱۳۳۴ در هنرستان آزاد موسیقی به آموزش مشغول شد. علی‌اکبر شهنازی به جز تار، با سازهای دیگری از جمله سه‌تار و پیانو نیز آشنایی داشت.

از تصانیفی که ساخته می‌توان به تصنیف ای نوع بشر، به اصفهان رو، سرود جوانان وطن و تصنیف چهارگاه (زد لشکر گل) اشاره کرد. شهنازی با شاعرانی چون ملک الشعرا بهار، وحید دستگردی، امیر جاهد و حسین مسرور همکاری کرده و خوانندگانی نظیر اقبال‌السلطان، حسین علی خان نکیسا، رضاقلی‌میرزا ظلی، حسین طاهرزاده، قمر و ادیب خوانساری آثارش را اجرا کرده‌اند. وی در ۱۳۶۳ در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

رضا محجوبی

رضا محجوبی در سال ۱۲۷۷ در تهران زاده شد. نخستین استادش حسین هنگ آفرین از افسران موزیک ارتش بود. پس از آن نزد ابراهیم آژنگ کار کرد ولی از آن روی که به یادگیری قواعد موسیقی چندان علاقه نداشت و بیش‌تر دوست داشت موسیقی را از راه گوش بیاموزد از ابراهیم آژنگ محروم شد و با شوق نزد حسین خان اسماعیل زاده استاد و نوازنده کمانچه رفت و برای چند سال از او که با کمانچه، ویولن را به شاگردانش می‌آموخت، بهره‌مند شد.

او در سن ۲۵ سالگی در تهران کلاسی برپا کرد و علاوه بر آموزش شاگردان، به اجرای کنسرت و آّهنگ‌سازی نیز می‌پرداخت. در سال ۱۳۰۲ با درویش و عارف کنسرت‌هایی برگزار کرد که مورد استقبال قرار گرفت. رضا محجوبی در ۱۳۳۳ در سن ۵۶ سالگی درگذشت. اثر کاروان با آهنگسازی مرتضی محجوبی برادر رضا، و صدای بنان در سال ۱۳۳۳ و به یاد رضا اجرا شده‌است. از شاگردان مشهور او روح الله خالقی و نیز مجید وفادار بودند. از او چندین چهارمضراب، پیش‌درآمد و تصنیف در ابوعطا و دشتی به جا مانده‌است. ساخته‌های او بیش‌تر در سبک درویش‌خان است.

مرتضی نی‌داوود

مرتضی نی‌داوود (۱۲۷۹ اصفهان- ۲ مرداد ۱۳۶۹ سن فرانسيسكو)از نوازندگان برجسته ایرانی بود. در کودکی استعداد موسیقی وی آشکار شد و پدرش «بالا خان» که خود اهل موسیقی بوده و با تار و تنبک آشنایی داشت، او را به درس آقا حسینقلی استاد تار برد. مرتضی خان دو سال نزد آقا حسینقلی و سه سال نزد شاگر برجسته او درویش خان ردیف موسیقی و تار نوازی را آموخت و موفق به دریافت نشان «تبرزین طلایی»، که به شاگردان ممتاز داده می‌شد، گردید. در اوایل بیست سالگی اقدام به تأسیس کلاسی برای تدریس تار و ردیف موسیقی ایرانی نمود که بعدها پس از مرگ نابهنگام استاد درویش خان ادامه آموزش شاگردان استادش را نیز برعهده گرفت. آشنایی او با قمرالملوک وزیری منجر به کشف یکی از بزرگ‌ترین استعدادهای آواز ایرانی می‌شود که در ادامه به همکاری آن دو انجامیده و قمر با آموختن از او بسیاری از ترانه‌های مشهور خود را اجرا کرد. بیشتر تصنیف‌ها و آوازهای قمر از سال ۱۳۰۳ به بعد با تار مرتضی خان نی‌داوود همراه بوده‌است.

نی داوود پس از تأسیس رادیو مانند هنرمندان دیگری چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی، به همکاری با رادیو پرداخت. او برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، روح انگیز، ادیب خوانساری، جواد بدیع زاده و غلامحسین بنان تصنیف ساخته یا با آوازشان تار نواخته‌است. وی در سال ۱۳۴۸ اقدام به اجرا و ضبط در حدود ۳۰۰ گوشه از ردیف موسیقی ایرانی نمود که توسط انتشارات ماهور چاپ و نشر شده‌است. وی در سال‌های پس از انقلاب نیز به فعالیت‌های موسیقی خود به صورت محدود ادامه داده و در همین سال‌ها پیش درآمد اصفهان را به شیوه‌ای نو برای ارکستر بزرگ تنظیم نمود که موسیقی اصلی سریال هزار دستان به حساب می‌آید.

وی در ۲ مرداد سال ۱۳۶۹ در سن نود سالگی در امریکا درگذشت. در همین سال استاد محمدرضا شجریان تصنیف مرغ سحر را -که از ساخته‌های نی‌داوود است- به یاد ایشان در کنسرت سروچمان اجرا کردند.

ادیب خوانساری

اسماعیل اَدیب خوانساری (۱۲۸۰ – ۱۳۶۱) نخستین خواننده مرد در رادیوی ملی ایران بود. او فرزند یک روحانی و خوشنویس برجسته به نام میرزا محمود بن ابی القاسم الخوانساری و شاگرد عندلیب گلپایگانی (تولایی)، سید رحیم اصفهانی، حبیب شاطر حاجی، نایب اسدالله (و غیرمستقیم: طاهرزاده) بود. ادیب از سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۰۹ گاه در اصفهان گاه در تهران به سر می‌برد. در سال ۱۳۰۹ وارد خدمات دولتی شد و کار اداری خود را از ۱۶ مهر ماه ۱۳۰۹ در بلدیه که همان شهرداری تهران امروزیست آغاز کرد. در سال ۱۳۱۹ وقتی برای نخستین بار در ایران رادیو ملی تأسیس شد، در حالی که سی‌ونهمین سال زندگی را می‌گذراند به عنوان نخستین خواننده مرد رادیوی ملی ایران، به رادیو دعوت شد. او در آن دوران با نوازندگانی چون ابوالحسن صبا، علی اکبر شهنازی، حسین یاحقی، حبیب سماعی، عبدالحسین شهنازی، مهدی خالدی و مرتضی محجوبی همکاری می‌کرد.

آثار او در صفحات گرامافون ۷۸ دور (صفحات سنگی)، آثار رادیویی، آوازها و تصانیف همراه با ساز و ارکستر و تعداد بیشماری ضبط‌های خصوصی و خانگی به‌جا مانده‌است. از آوازهای محلی بختیاری (اجرا شده باارکستر انجمن موسیقی ملی) شلیل و خون دل قابل ذکر است، ادیب خوانساری دربرنامه برگ سبز و گل‌های جاویدان هم چندین اجرا داشته‌است. او برای هنرش قدر و منزلت زیادی قائل بود، خودش در این باره می‌گوید: «هیچگاه از کسی در ازای خواندن نوا پول نگرفته‌ام؛ زیرا این کار را دون شخصیت یک هنرمند می‌دانم.». از ویژگی‌های منحصر به فرد این استاد آواز می‌توان به دارا بودن زمینه معنوی و عرفانی در آثار ایشان، ادای صحیح شعر و حفظ حالت درونی آن و تکنیک های منحصر به فرد در ساختار تحریرها اشاره کرد.

حبیب سماعی

استاد حبیب سماعی (۱۲۸۰ – ۱۳۲۵)، استاد برجسته سنتور بوده‌است. وی در خردسالی به خواست پدرش سماع حضور که از بزرگان موسیقی دوران قاجار بود، ضرب را فراگرفت ولی از سن ۱۲ سالگی به نواختن سنتور پرداخت. در اواخر عمر کمتر برای کسی ساز می‌زد و به جهت آنکه به عقیده او کار موسیقی بیشتر به “مطربی” کشیده بود، از نواختن ابا داشت و تنها به اصرار آن هم در خلوت دوستان دستی به ساز می‌برد. پس از درگذشت حبیب سماعی، ساز سنتور، یک دوران رکود را تجربه کرد. در نهایت با برداشت استاد صبا (که با شیوه سنتورنوازی حبیب آشنا بود) از شیوه وی و آموزش آن به افرادی چون فرامرز پایور، این ساز دوباره جای خود را در موسیقی ایرانی باز کرد.