علی‌شیر نوایی

اميرعليشير نوايى (رمضان۸۴۴ ه.ق.، جمادى الثانى ۹۰۶ ه.ق) در هرات متولد شد. او وزير و مشاور و مهر دار سلطان حسين بايقر ، شاعر ذواللسانين، منتقد اجتماعى، مترجم، تذكره نويس، عارف، ،سياستمدار و بانى مراكز خيريّه فراوان در خراسان و ماورا ءالنهر و بود. نام او على شير و نام پدرش الوس يا کجکنه و ملقب به نظام الدّين است. وى از بزرگزادگان خاندان جغتايى بود. او مردى نيکو صفت و دانشمند و شاعر بوده و اشعار بسيارى به دو زبان فارسى و ترکى جغتايى دارد، تخلص او در اشعار ترکى نوايى و در اشعار فارسى فانى است.

نوايى به حافظ، سعدى، عطّار، جامى و برخى ديگر از شاعران پارسى عشق ميورزيد، امّا به زبان ترکى جغتايى هم شعر مى گفت. پس از نوايى سرودن شعر به دو زبان ترکى ازبکى و فارسى به يک سنّت ادبى تبديل شد و منطقۀ ماوراءالنّهر محلّ خلق آثار به دو زبان فارسى و تركى جغتايى گشت.

نوايى به منظور تحصيل معارف و کمالات به سمرقند و بسيارى از شهرهاى ديگر رفت و در آن ميان گرفتار فقر و فاقه شد. در اين هنگام سلطان حسين ميرزا در هرات به سلطنت نشست و اميرعليشير را از سمرقند فراخواند و منصب مهردارى خود را به وى واگذار کرد و اندکى پس از آن امر صدارت را نيز به او داد. اميرعليشير با وجود اين مشاغل از مطالعات علمى و تألىفات مختلف دست برنداشت و مجلس او مجمع علما و فضلاى آن روزگار بود.

وى پس از مدّتى از امور دولتى کنار کشيد و با عبدالرّحمان جامى مصاحب شد و درويشى را بر همۀ امور ترجيح داد. او در عين دورى از کار ديوانى نيز مورد توجّه سلطان حسين بوده و شاهزادگان موظّف به استفاده از مجالس وى بودند. اميرعليشير پيرو فرقه نقشبنديه و از مريدان جامى است. وى مفسر قرآن بود و جارالله زمخشرى، مفسّر قرآن را استاد خود ناميده است. وى در شهر هرات درگذشت و در اخلاصيه که خودش ساخته بود، واقع در جوار آرامگاه گوهر شاد بيگم در منطقۀ خيابان هرات به خاک سپرده شد.

کمال‌الدین بهزاد

کمال الدینْ بهزادِ هروی در حدود سال ۱۴۵۵ ميلادى در شهر هرات در افغانستان کنونی چشم به جهان گشود. وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا میکند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال ۱۵۰۷ م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول میشود و در سال ۱۴۸۷م کتابدار آن میگردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال ۱۵۱۲م اسمیعل صفوی هرات را تصرف مینماید و درسال ۱۵۲۰ م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود میبرد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال ۱۵۲۴ م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت مینشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد. استاد کمال الدین بهزاد در سال ۱۵۳۵ م در شهر هرات وفات ميکند.

نظر به شهرت بهزاد، طی قرنها کسان بسیاری کارهای او را تقلید کرده و نامش را بر تصویرهای بیشمار گذاشتهاند. از اینرو تمیز دادن تصویرهای اصلی او کار دشواری است . این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانی در لندن (۱۹۳۱) تا حدی به نتیجه رسیدهاست. اساس اطلاعاتی که از کار او در دست است تصویرهایی است که با امضای اصیل او در نسخهای از بوستان سعدی نقش شده و اینک در کتابخانهٔ ملی قاهره نگهداری میشود. شیوهٔ بکار بردن رنگهای گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگها حکایت میکند. از این تصویرها چنین برمیآید که بهزاد بیشتر به رنگهای به اصطلاح سرد تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگهای گرم به ویژه نارنجی تند در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیدهاست. تناسب یک یک اجزای هر تصویر با مجموعهٔ آن تصویر شگفتانگیز است. شاخههای پرشکوفه و نقش کاشیها و فرشهای پرزیور زمینهٔ تصویرها نمودار ذوق تزیینی و ظرافت بیحساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقعبینی اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساختهاست. این واقعبینی به خصوص در تصویرهایی به چشم میخورد که صرفاً جنبهٔ درباری ندارد و نشاندهندهٔ زندگی عادی و مردم معمولی است(شیر دادن مادیانها به کرهها در مزرعه، تنبیه کسی که به حریم دیگری تجاوز کرده، خدمتکارانی که خوراک میآورند، روستائیان در کشتزار و غیره). دیگر اینکه صورت آدمها به صورت عروسکوار و یکنواخت نقاشیهای پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتی نمودار شخصیتی است و حرکت و زندگی در آن دیده میشود. آدمها در حال استراحت نیز شکل و حالاتی طبیعی دارند. بر کارهای دیگری که به بهزاد منسوب است امضای مطمئنی دیده میشود. به این جهت، تنها سبک تصویرها میتواند راهنمایی برای تمیز دادن کارهای اصیل او به شمار آید. در میان تصویرهای بیشماری که در کتابها یا جداگانه به نام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما بهرحال بسیاری از این کارها اگر ازآن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. مهمترین تحول کار هنری بهزاد، توجه به شخصیتهای موجود در نگارههای اوست. بهزاد اولین نگارگر ایرانی است که به نقاشی تکچهره روی آورد. او در آثار خود جایی برای خطاط نمیگذاشت و بدین ترتیب نگارههایی مستقل از کتابت به وجود آورد.

سلطان محمد

نظام‌الدین سلطان محمد تبریزی یا عراقی، نگارگر چیره‌دست عهد صفوی (۱۴۷۷ تا ۱۵۵۵ میلادی) نقاش دربار شاه تهماسب صفوی است. سبک نگارگری سلطان محمد، مکتب تبریز (دورۀ دوم) شناخته می‌شود. آثار وی در میانۀ نخست زندگی هنری، متاثر از شیوۀ هنری ماقبل صفویان در غرب ایران بوده، اما پس از آن، جریان های نوین رایج در دربار صفوی را منعکس می‌کند. برای پارۀ نخست می‌توان از آثارش در شاهنامه تهماسبی (مشهور به هافتون)، و برای پارۀ متاخر، نگاره های وی در دیوان حافظ (۱۵۳۱ تا ۱۵۳۳ میلادی) را برشمرد.

در سال ۹۰۶ قمری، شاه اسماعیل صفوی، تبریز را فتح کرده و بر کارگاه‌های هنری بازمانده از آق قویونلوها استیلا یافت. در این میان سلطان محمد نگارگر نیز به خدمت وی درآمد. در سال ۹۱۶ قمری، شاه اسماعیل هرات را فتح کرده، وارث دستاوردهای باشکوه هنری دربار تیموریان گردید، و فرزند خردسالش تهماسب میرزا را به امارت آن دیار گماشت. روایت است که تهماسب در شش سالگی از محضر سلطان محمد نگارگر در تبریز فنون نقاشی را آموخت. تهماسب زمانی که در ۹۳۰ قمری به تخت نشست، هنرمندانی را از هرات به تبریز منتقل نمود، که از آن میان کمال‌الدین بهزاد شاخص‌ترین آنان است. بهزاد از ۹۲۸ ریاست كتابخانۀ شاهی و كارگاه‌های وابسته به آن را به دستور شاه اسماعیل بر عهده داشت. در تبریز سلطان محمد از محضر استاد بهره برد، و به سال ۹۲۴ قمری، و پس از فوت وی، جانشین‌اش در ریاست کارگاه‌های سلطنتی گردید.

برجسته‌ترین آثار سلطان محمد در شاهنامه تهماسبی، خمسۀ تهماسبی و دیوان حافظ جلوه‌گر است. سرپرستی صد صفحۀ نخست از شاهنامۀ تهماسبی بر عهدۀ وی بوده، و نگاره‌های دربار کیومرث، جشن سده، شکست دیوان به دست تهمورث و كشته شدن ديو سياه به دست هوشنگ از نگاره‌های برجستۀ وی در این شاهنامه است. همچنین وی آثاری در مثنوی جمال و جلال محمد آصفی، کلیات میرعلی‌شیر نوایی، مثنوی گوی و چوگان (خالنامه) عارفی نگارگری کرده‌است

میرمصور

میرمصور ترمذی (بدخشانی) از نگارگران صاحب‌نام مکتب صفوی (مکتب تبریز دوم) در سدهٔ دهم هجری (پانزدهم میلادی) و از شاگردان کمال‌الدین بهزاد است. وی زمانی را در دربار شاه تهماسب یکم به کار نگارگری پرداخت و در آن‌جا همکار سلطان محمد و آقامیرک گردید. میرمصور برخی از تصاویر شاهنامهٔ تهماسبی را کشیده‌است. میرسیدعلی و عبدالصمد و زین‌العابدین (به احتمال زیاد) از شاگردان او بوده‌اند. مهارت اصلی میرمصور مجلس‌آرایی با اشیا و آدم‌های فراوان بوده‌است؛ ولی تصاویر تک‌پیکری نیز می‌کشید.

مير سيد على

مير سيد على (۱۵۱۰ – ۱۵۷۲) ميناتوريست ايرانى بود که به هندوستان مهاجرت کرد. او فرزند مير مصور نقاش بود اما گفته مى شد از پدرش با استعداد تر بوده است. او در گروه نقاشانى که شاهنامه فردوسى و خمسه نظامى را تهيه کردند شرکت داشت و چند مينياتور در اين دو کتاب کار اوست.

آقا میرک

آقا میرک یا میرجلال الدین اصفهانی از نگارگران صاحب‌نام مکتب صفوی یا مکتب تبریز دوم بود. او از جمله شاگردان میر مصور بود و گفته می‌شود شاگرد کمال الدین بهزاد نیز بوده است. او مدتی در دربار صفوی و در دوران شاه تهماسب ریاست کتابخانه و کارگاه هنری را بر عهده داشت. تاثیر کمال الدین بهزاد بر آثار میرک کاملا مشخص است. میرک از جمله نگارگرانی بود که در مصورسازی خمسه تهماسبی و شاهنامه تهماسبی همکاری کرد. وی بعضی از نقاشی‌هایش را روی عاج فیل می‌کشید. آقامیرک شاگردان زیادی تربیت کرد که از جمله آنها استاد ملک محمد قاسم، میرزاعلی، شاه قلی نقاش و محمود حسین طوطی می‌باشد

فرخ بيگ

فرخ بيگ نقاش ايراني در سال۹۵۴ ق به دنيا آمد. او گرجى‏زاده تازه ‏مسلمانى بود كه از گرجستان به ايران آمد. فرخ بيگ يکي از نقاشاني است که از سبک مينياتور ايراني، سبک مينياتور مغولي را ابداع کرد. فرخ بيگ تعليمات اوليه خود را در خراسان فراگرفت و احتمالا به همراه گروهي از هنرمندان در تهيه هفت اورنگ جامي به سفارش ابراهيم ميرزا حاکم مشهد نقش داشته است. وى همراه با برادرش سياوش‏ بيگ تحت حمايت شاه‏ طهماسب قرار گرفت و در دربار سلطنتى جايگاه ويژه اي پيدا كرد و سپس در زمره معتمدين سلطان حمزه ميرزا وليعهد درآمد.

فرخ بيگ در ۹۹۶ ق به هند رفت و چون نقاش چيره دستي بود به دربار اكبر شاه مغول راه يافت. او در زمان جهانگير شاه مغول نيز مورد احترام بود و رياست نقاشخانه سلطنتى را بر عهده داشت. فرخ‏بيگ در كهنسالى نيز نقاشي مي کرد و تا هفتاد سالگى اين کار را ادامه داد.

جزئيات واقع گرايانه اي که در مينياتورهاي فرخ بيگ به چشم مي خورد که ممکن است از آثار گياه شناسان اروپايي نشات گرفته شده باشد. عنصر شبيه‏ سازى در آثار فرخ بيگ قدرتمندانه انجام گرفته است. او در ترسيم چهره هم مهارت ويژه اي داشت. بيشتر آثار او چهره‏سازى و شبيه‏پردازى بوده است. او در ترسيم جانوران، پرندگان و دشت و گل و … چيره دست بود.

به احتمال قوي فرخ بيك در سال ۱۰۲۰ ق (۱۶۱۱ م) فوت كرده است و بطور قطع مي توان گفت كه در سال ۱۰۲۵ ديگر زنده نبوده است.

ميرزاعلى

عبدالصمد شیرازی يا ميرزاعلى ، نگارگر ایرانی و ملقب به شیرین قلم، در حدود سال های ۱۵۱۱ ميلادى در شیراز به دنیا آمد. او و میر سیدعلی به خاطر مقام رفیعشان در هنر و هم به عنوان پایه گذاران مكتب هند و ایرانی از اهمیت ویژه ای برخوردارند و از نگارگران مهم عصر شاه طهماسب به شمار می روند. وی در شیراز آموزش دید و سپس به جمع هنرمندان تبریز پیوست.در سال۱۵۴۴ م، همایون، امپراتور مغول هند، پسر و جانشین بابر كه سلطنت خود را در هند از دست داده و به شاه ایران پناهنده شده بود، از تبریز بازدید كرد و احتمالاً در طی این بازدید بود كه عبدالصمد به دعوت همایون به هند رفت و در آنجا ماندگار شد و به همراه میر سیدعلی، كارگاه ها و كتابخانه سلطنتی هند را به راه انداخت و به این ترتیب مكتب نقاشی گوركانی یا هند و ایرانی شكل گرفت. در آنجا بود كه از همایون، لقب شیرین قلم را دریافت داشت. میر سیدعلی و عبدالصمد هر دو از موقعیت اجتماعی شامخی برخوردار بودند. اكبر او را به سمت استادی ضرابخانه در پایتخت خویش منصوب كرده بود.

از عبدالصمد آثار چندی در دست است كه بعضی دارای رقم وی و برخی منسوب به او هستند. از آن جمله برخی آثار او در كتاب بسیار بزرگ اندازه حمزه نامه با بیش از ۱۴۰۰ تصویر روی پارچه. نقاشی های عبدالصمد كه در آغاز مستقیماً بهره گرفته و برگرفته از سنت های نقاشی ایرانی و مكتب تبریز بود، به مرور به سمت نوعی رئالیسم میل كرده است. آثار متأخر وی از رویكرد واقع گرایانه پرتوانی حكایت دارد.برخی از نگاره های كتاب داراب نامه هندی نیز منسوب به وی است. عبدالصمد اشتراكات فراوانی با میر سیدعلی داشت و همانند او در نمایش جزئیات و نیز در نقاشی حیوانات و به ویژه اسب هنرمند چیره دستی بود.

رضا عباسی

رضا عباسى (درگذشته ۱۶۳۵ م) مشهورترین نقاش زمان شاه عباس صفوی و فرزند مولانا علی اصغر کاشی است. مراوده های سیاسی و بازرگانی با کشورهای اروپا، در زمان شاه عباس، موجب رواج نقاشی های ایتالیایی در بازار اصفهان شده بود. رقابت دربار صفوی با دربار هنرپرور و با شکوه جهانگیر پادشاه گورکانی یا مغولی هند از یک سو و با دربار امپراتوری عثمانی در دیگر سو نیز سبب دیگری برای توجه به هنرمندان در این زمان بود. در این میان آقا رضا نامی سرآمد همه هنرمندان و نقاشان اصفهان گردید. شاه عباس او را به خود منسوب کرد و از آن پس به نام رضا عباسی مشهور شد. رضا عباسی نقاش را نباید با علیرضا عباسی، هنرمند خوشنویس همزمان او که هر دو در دربار دوران سلطنت شاه عباس بزرگ مشغول به کار بودند، اشتباه کرد.

ساختن بناهای متعدد در زمان شاه عباس اول در اصفهان، گونهای تازه از نقاشی را به وجود آورد. پیش از آن در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب، نقاشان بزرگ چون کمال الدین بهزاد به تصویر کردن کتابهای خطی میپرداختند. اما در این دوره نقاشی بر روی دیوارها و کشیدن تصاویر بزرگ برای تزیین بناها مرسوم گردید.

رضا عباسی در فاصله سالهای ۱۶۳۹-۱۶۱۸ پردههای نقاشی بسیار آفرید که در آنها به جای انبوه درباریان، تنها صورت یک یا دو آدمی زیبا نقش میشد. در این تصویرها رنگ آمیزی لباس و صورت و تزئینات و تجملات صحنه درخششی چشم گیر دارد. اما مهارت رضا عباسی، که بیشتر به نقاشی سیاه قلم تمایل داشت، در تصویر طبیعت و حالات روحی و اخلاقی مردم عادی بود.

معین مصور

معین مصور معروف به آقا معین، شهرهٔ زمان و نادرهٔ زمان، از مشهورترین استادان نگارگری قرن ۱۲ قمری، در میانه های دوران صفوی است. وی از شاگردان با استعداد رضا عباسی و از آخرین بازماندگان بزرگ سنت هنری دوران صفوی بوده و گویا همه ی عمر خود را در شهر اصفهان گذرانده است. او در شبیه سازی و چهره پردازی استادی چیره دست بود و در ارائه ی مجالس بزمی و رزمی و مناظر گوناگون، نقاشی پُرمایه به شمار میآمد.

معین مصور که در اوایل سدهٔ یازدهم هجری قمری به دنیا آمد، در زمان چهار پادشاه صفوی (صفی، عباس دوم، سلیمان و سلطان حسین) میزیسته است. همچنان که تاریخ تولد وی دقیقن مشخص نیست، تاریخ وفاتش نیز وضعیت روشنی ندارد. ارنست هنل بر اساس یادداشت معین مصور بر حاشیهٔ تمثال رضا عباسی معتقد است: معین دیرتر از ۱۰۲۶ قمری یا 1617 میلادی متولد نشده است. آنتولی ولش معتقد است: معین مصور تا تاریخ ۱۱۰۷ قمری کار میکرده و مینویسد سال بعد از دنیا رفته. ولی از ذکر نام منبع مورد استفاده خودداری نموده است. رابینسون در مقاله ای راجع به شاهنامهٔ کوچران که بین ۱۱۰۴ تا ۱۱۰۹ ق مصور شده، معتقد است وی تا سال ۱۱۰۹ کار میکرده، زیرا نگارهٔ هجدهم شاهنامهٔ مذکور به وسیلهٔ معین امضا شده است.

جميل خرازى

خانم جميل خرازى، موسس و مدير بنياد توس، هنرمندى پر دست آورد و سرمايه دارى موفق است. ايشان به منزله بالرين و خواننده كلاسيك، برنامه هاى مختلفى در اروپا، آمريكا و خاورميانه به اجرا در آورده اند و در طراحى، معمارى و بناسازى، پروژه هاى موفقى را اداره كرده اند. شركت ها و تراست هاى متعددى توسط ايشان تاسيس شده كه در بسيارى از آنان كماكان به عنوان مشاور فعاليت مى كنند. خانم خرازى از طرفداران پروپاقرص هنر و فرهنگ ايرانى و مدافع جدى حقوق بشر هستند. ايشان به فعاليت هاى خود در آسيا و خاورميانه در كمك رسانى به كودكان آسيب ديده در جنگ ادامه داده اند و تكفل مخارج تحصيلى تعدادى از دانشجويان آسيايى و آفريقايى در دانشگاه هاى غربى را بعهده دارند. خانم خرازى به منزله فرستاده دانشگاه هاروارد در خاورميانه فعاليت داشته اند و در حال حاضر از اعضاى شوراى بين المللى حامى مدير مدرسه هاريس در دانشگاه شيكاگو هستند.

میرزا بابا

میرزا بابا نقاش نیمه اول سدهٔ سیزدهم هجری در دوره قاجار و از بنیان گذاران شیوهٔ پیکرنگاری در باری و مکتب نقاشی قاجار است. از کسانی بود که باعث رواج فن رنگ روغن در ایران شد. او نخستین نقاش‌باشی دربار قاجار بود. از آثار میرزابابا برمی آید که در بین سال‌های ۱۲۰۰و ۱۲۴۵ق فعالیت هنری داشته‌است. گفته‌اند که میرزا بابا اصفهانی بوده و در استرآباد برای خاندان قاجار کار می‌کرده‌است.

میرزا بابا ابتدا در دربار کریم‌خان زند مشغول نقاشی بود، و پس از جلوس آقامحمدخان به تخت سلطنت، در تهران به کار پرداخت و فنون و شگردهای مختلفی در هنر خود به کار بست. در اواخر عمر نقاش باشیِ دربار فتحعلی شاه شد. او در نقاشی رنگ و روغن و سیاه قلم و تذهیب استاد بود. او در برخی از این نقاشی‌ها از سبکی شبیه سبک محمدصادق استفاده کرده‌است.

میرزا بابا همچنین در رشته گل و بوته و شبیه کشی تبحر داشت و قلمدان‌نگار هم بود.

مهرعلی

مهرعلی برجستهترین نقاش دربار فتحعلیشاه قاجار به شمار میآید. فعالیت هنری او در سالهای ۱۲۴۵- ۱۲۱۰ ه. ق بود. پردههای نقاشی بهجای مانده از این نقاش حاکی از آنند که او بیش از دیگر نقاشان این دوره در نمایش شوکت شاهانه توفیق یافتهاست. او دست کم ده پردهٔ پیکر نگاری از فتحعلی شاه فراهم کرده که بهویژه در یک شمایل تمام قد، فتحعلی شاه را با تاج کیانی و عصای مرقّع و در نهایت ذوق و مهارت نشان میدهد. یکی از قدیمترین آنها به تاریخ ۱۲۱۲ ه.ق است که در کلکته در تالار یادبود ویکتوریا نگهداری میشود و فتحعلی شاه را نشسته بر قالی نشان میدهد. به احتمال زیاد، فتحعلی شاه این تابلو را در سال ۱۲۱۴ه.ق به رسم هدیه برای امیران هند فرستاده است.